1404/01/17
بسم الله الرحمن الرحیم
/ موضع مسح سر/طهارت
موضوع: طهارت/ موضع مسح سر/
در سال های گذشته روال بحث بر این بود که بعد از تعطیلات عید، مسائل مستحدثه را مطرح میکردیم ولی چون بخشی از مسائل مهم طهارت باقیمانده بعد از مشورت با قرآن، بناء بر این شد که تتمه مبحث طهارت را ادامه دهیم.
سومین واجب از واجبات وضو طبق متن عروه، عبارت است از مسح جلوی سر. مرحوم صاحب عروه میفرماید: «الثالث (من واجبات الوضوء) مسح الرأس بما بقي من البلّة في اليد و يجب أن يكون على الربع المقدّم من الرأس فلا يجزي غيره» عبارت مرحوم سید مشتمل بر چند فرع فقهی است:
فرع اول در وجوب مسح سر است. در اصل وجوب مسح الراس، بین عامه و خاصه اختلافی نیست و در آیه شریفه: ﴿وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ﴾ تصریح به وجوب مسح سر شده است.
فرع دوم در این است که مسح سر باید با رطوبت باقیمانده در دست باشد نه با رطوبت خارج وضو. فقهای امامیه در این جهت اتفاق دارند که اگر مسح با آب جدید یعنی با آب خارج وضو باشد موجب بطلان وضو میشود. در بین فقهای امامیه تنها به مرحوم ابنجنید اسناد داده شده که مسح با آب خارج وضو جائز است. در برخی از عبارات منقول از ایشان آمده که جواز مسح با رطوبت خارج وضو در صورتی است که رطوبتی در اعضای وضو نباشد از این کلام استفاده میشود که با وجود رطوبت در اعضای وضو، مسح با رطوبت خارج وضو صحیح نیست. طبق این نقل، فتوای مرحوم ابنجنید در مساله ما نحن فیه با فقهای امامیه موافق است و تنها در فرض نبود رطوبت در دست حکم به جواز وضو با رطوبت خارج نموده است و در این جهت با فقهای امامیه مخالف است که در فرض نبود رطوبت در اعضای وضو گفتهاند: از دستها یا محاسن رطوبت دست را بگیرد و در فرض نبود رطوبت در آنها، وضو را اعاده کند. بحث از این مطلب به نحو تفصیل قبل از تعطیلات ماه مبارک رمضان گذشت و دیدیم که مفاد رویات متعدد لزوم مسح سر با رطوبت باقیمانده در دست است روایات در این جهت به چند طائفه تقسیم میشوند:
طائفه اول: روایات بیانیه است که امام در مقام حکایت وضوی رسول الله با آب باقیمانده دست، سر و پاهای مبارک خود را مسح نمودند. عبارات در این جهت مختلف است در برخی از روایات آمده است: «ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ بِمَا بَقِيَ فِي يَدَيْهِ»[1] در برخی از روایات آمده است: « وَ مَسَحَ مُقَدَّمَ رَأْسِهِ وَ ظَهْرَ قَدَمَيْهِ بِبِلَّةِ يَسَارِهِ وَ بَقِيَّةِ بِلَّةِ يُمْنَاهُ»[2] در صحيحة زرارة و بكير آمده است: «ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثْ لَهُمَا مَاءً جَدِيداً»[3] این روایات در مقام بیان واجبات وضو و وضوی صحیح در شریعت مقدس اسلام وارد شده است نه ذکر مستحبات تا اشکال شود به این که امام در مقام بیان برخی از مستحبات وضو با رطوبت باقیمانده دست مسح سر نمودند. پس مانعی ندارد که با آب خارج وضو هم مسح سر انجام شود. این استدلال صحیح نیست زیرا در روایات بیانیه امام در مقام بیان واجبات وضو بوده است نه مستحبات آن. اگر اینطور بود متعرض مستحبات دیگر وضو هم میشد از این امر کشف میشود که آنچه در روایات بیانیه امام در مقام ذکر واجبات وضو و تعلیم وضوی صحیح بوده است.
طائفه دوم: روایاتی است که در آنها راوی تعمّدا تصریح کرده به این که امام با رطوبت باقیمانده در دست مسح نمودند نه رطوبت جدید. کأنّ این امر برای راوی مسلّم بوده که مسح با آب خارج وضو صحیح نیست مثل این که فرمود: «ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ إِلَى الْكَعْبَيْنِ بِفَضْلِ كَفَّيْهِ لَمْ يُجَدِّدْ مَاءً»[4] و یا فرمود: «ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثْ لَهُمَا مَاءً جَدِيداً»[5] و نیز روایت معراجیّه که در آن امر شده به این که مسح سر باید با رطوبت باقیمانده دست باشد. «ثُمَّ امْسَحْ رَأْسَكَ بِفَضْلِ مَا بَقِيَ فِي يَدِكَ مِنَ الْمَاءِ»[6] «ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثْ لَهُمَا مَاءً جَدِيداً»[7]
طائفه سوم: روایاتی است که در خصوص ناسی مسح وارد شده است. در این روایات امر شده به این که در فرض خشک بودن رطوبت دست، از محاسن یا ابروها و یا مژههای خود رطوبت دست را بگیرد و در فرض نبود رطوبت در آنها وضوی خود را اعاده کند. از این روایات هم استفاده میشود که مسح سر حتما باید با رطوبت دست و در فرض نبود آن با رطوبت اعضای وضو باشد و در فرض نبود رطوبت در آنها وضوی خود را اعاده کند. اگر مسح با رطوبت جدید صحیح بود در فرض نبود رطوبت در اعضای وضو، حکم به اعاده وضو نمیشد از امر اعاده در فرض نبود رطوبت در اعضای وضو، فهمیده میشود که مسح سر با رطوبت خارج وضو موجب بطلان وضو میشود از جمله این روایات، روایت حماد است: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ يَنْسَى مَسْحَ رَأْسِهِ وَ هُوَ فِي الصَّلَاةِ قَالَ إِنْ كَانَ فِي لِحْيَتِهِ بَلَلٌ فَلْيَمْسَحْ بِهِ قُلْتُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ لِحْيَةٌ قَالَ يَمْسَحُ مِنْ حَاجِبَيْهِ أَوْ مِنْ أَشْفَارِ عَيْنَيْهِ.[8] و نیز روایت مَالِك که راوی از امام صادق سوال کرد: مَنْ نَسِيَ مَسْحَ رَأْسِهِ ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّهُ لَمْ يَمْسَحْ رَأْسَهُ؟ و امام در جواب فرمودند: فَإِنْ كَانَ فِي لِحْيَتِهِ بَلَلٌ فَلْيَأْخُذْ مِنْهُ وَ لْيَمْسَحْ رَأْسَهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فِي لِحْيَتِهِ بَلَلٌ فَلْيَنْصَرِفْ وَ لْيُعِدِ الْوُضوء.[9] و نیز روایت حریز و زراره از امام باقر که فرمود: ِإنَّ اللَّهَ وَتْرٌ يُحِبُّ الْوَتْرَ فَقَدْ يُجْزِيكَ مِنَ الْوُضُوءِ ثَلَاثُ غُرُفَاتٍ وَاحِدَةٌ لِلْوَجْهِ وَ اثْنَتَانِ لِلذِّرَاعَيْنِ وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ يُمْنَاكَ نَاصِيَتَكَ وَ مَا بَقِيَ مِنْ بِلَّةِ يُمْنَاكَ ظَهْرَ قَدَمِكَ الْيُمْنَى وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ يُسْرَاكَ ظَهْرَ قَدَمِكَ الْيُسْرَى.[10]
برخی از فقها روایت زراره را موافق با قول ابنجنید دانستهاند به این بیان که عبارتِ «وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ يُمْنَاكَ نَاصِيَتَكَ» عطف بر عبارتِ «فَقَدْ يُجْزِيكَ مِنَ الْوُضُوءِ ثَلَاثُ غُرُفَاتٍ» است کانّ فعل یجزیک در عبارت تکرار شده است «يجزيك المسح ببلة يمناك» به قرینه عبارت «یجزیک» استفاده میشود که مسح با رطوبت دست تعیّن ندارد و مسح با رطوبت خارج هم مجزی است.
از این اشکال جواب داده شده به این که جمله: «وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ يُمْنَاكَ نَاصِيَتَكَ» را نمیتوان عطف بر فاعل «یجزیک» کرد که «ثَلَاثُ غُرُفَاتٍ» باشد مگر این که به تاویل مصدر برده شود و این امر یعنی تقدیر گرفتن إن مصدریه بر خلاف اصل است. بنابراین از این عبارت حکم جواز با بلّة الید «رطوبت دست» استفاده نمیشود تا این که مسح با بلة خارجی بلامانع باشد بلکه جمله: «وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ يُمْنَاكَ نَاصِيَتَكَ» ابتدائیه است و دلالت بر لزوم مسح با رطوبت دست دارد.
جواب مرحوم استاد شیخ حسین حلی از شبهه مزبور
عبارتِ «وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ يُمْنَاكَ نَاصِيَتَكَ» اگر هم عطف بر عبارتِ «فَقَدْ يُجْزِيكَ مِنَ الْوُضُوءِ ثَلَاثُ غُرُفَاتٍ» باشد، امام در مقام بیان اقل مقدار مسح بوده است یعنی فرد میتواند به اقل مقدار مسح که مسح با یک انگشت باشد، اکتفا کند در فرضی که مسمای مسح صادق باشد همانطور که در دست و صورت یک غرفه مجزی است و نیازی به غرفه دوم ندارد. نه این که مسح با غیر بلّة الید جائز است و میتواند با آب خارج وضو مسح کند بدین معنی که در فرض نبود رطوبت دست، رطوبت خارج وضو بدل از رطوبت دست است. هذا اولا، ثانیا روایات طوائف ثلاثه فوق در حد تواتر یا تضافر دلالت دارد بر این که مسح باید با بلّة الید باشد و مسح با بلة الید تعیّن دارد و نمیتوان با رطوبت خارج از دست مسح کرد.
در مساله سه روایت وارد شده که به حسب ظاهر موافق با قول ابنجنید است. در این سه روایت رسما حکم شده به این که مسح سر حتما باید با آب جدید باشد. نه تنها امر به مسح با آب جدید شده بلکه از مسح با رطوبت باقیمانده در دست نهی شده است. فقهای امامیه این سه روایت را حمل بر تقیه نمودهاند این روایات در مقابل طوائف ثلاثه روایات متعدد توان معارضه را ندارد. در برخی از طوائف ثلاثه روایات کاملاً مشخص است که عنایت به تصریح این شده که باید با آب باقیمانده در دست مسح کند. در برخی از این روایات نهی از مسح با آب خارج شده است علاوه بر این که این روایات موافق با اجماع و عمل اصحاب امامیه است.
با این حال برخی از فقها درصدد برآمدهاند که ادله و روایات موافق با قول ابنجنید را بررسی کنند. برای قول ابنجنید به اطلاق آیه شریفه: ﴿وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ﴾ تمسک شده است به این بیان که خداوند در مقام بیان تشریع وضو، به نحو مطلق حکم به مسح سر نموده است. امر به مسح به اطلاق شامل مسح با آب خارج وضو هم میشود. در آیه مزبور مسح سر و پاها مقید نشده به این که حتما باید با رطوبت دست باشد. مقتضای اطلاق در آیه شریفه آن است که اگر با آب خارج هم مسح کند بلامانع است.
در جواب از تمسک به اطلاق آیه شریفه میگوییم: با توجه به طوائف ثلاثه روایاتی که در مساله وارد شده و در برخی از آنها صراحتا منع از مسح با آب خارج وضو شده و در روایت معراجیه که به عنوان دستورالعمل الهی ذکر شده و در آن تصریح شده که مسح باید با رطوبت دست باشد. «ثُمَّ امْسَحْ رَأْسَكَ بِفَضْلِ مَا بَقِيَ فِي يَدِكَ مِنَ الْمَاءِ»[11] اطلاق آیه شریفه و احیانا روایات دیگری که به نحو مطلق امر به مسح سر نموده، مقید میشود به روایاتی که امر به مسح با رطوبت دست نموده و از مسح با آب خارج وضو نهی نموده است.
و اما روایاتی که در خصوص ناسی مسح وارد شده است یعنی کسی که مسح را فراموش کرده و در حال نماز متذکر شده است. در این روایات حکم شده به این که باید نماز را قطع کند و مسح سر و پاها را انجام دهد سپس نماز را اعاده کند. برخی گفتهاند امر به مسح در این روایات منصرف است به موردی که آب وضو خشک شده است زیرا فرض آن است که مشغول نماز شده و بین وضو لا محاله قدری فاصله شده است. از این روایات بخاطر فاصله زیاد استفاده میشود که مسح با آب خارج وضو مانعی ندارد. اگر هم ظهور در مسح به آب خارج نداشته باشد لااقل به اطلاق شامل این مورد نیز میشود در این جهت سه روایت وارد شده است:
1. صحيحة منصور: وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَمَّنْ نَسِيَ أَنْ يَمْسَحَ رَأْسَهُ حَتَّى قَامَ فِي الصَّلَاةِ قَالَ يَنْصَرِفُ وَ يَمْسَحُ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ.[12]
2. صحیحه ابیبصیر: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَوَضَّأَ وَ نَسِيَ أَنْ يَمْسَحَ رَأْسَهُ حَتَّى قَامَ فِي صَلَاتِهِ؟ قَالَ يَنْصَرِفُ وَ يَمْسَحُ رَأْسَهُ ثُمَّ يُعِيدُ.[13]
3. صحیحه ابیالصلاح: وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنْ رَجُلٍ تَوَضَّأَ فَنَسِيَ أَنْ يَمْسَحَ عَلَى رَأْسِهِ حَتَّى قَامَ فِي الصَّلَاةِ؟ قَالَ فَلْيَنْصَرِفْ فَلْيَمْسَحْ عَلَى رَأْسِهِ وَ لْيُعِدِ الصَّلَاةَ.[14]
مناقشه استاد اشرفی در تمسک به روایات ثلاثه فوق
این روایات هم نمیتواند دلیل بر جواز مسح با آب خارج وضو باشد. مفاد این روایات آن است که اگر در حین نماز متذکر شود که مسح را فراموش کرده باید نماز را رها کند و مسح را انجام دهد. این روایات حداکثر اطلاق دارد و مقید میشود به روایاتی که حکم به مسح با آب باقیمانده دست نموده است. در این روایت تصریح نشده که میتواند مسح سر را با رطوبت خارج وضو انجام دهد. همین مقدار فرموده که باید نماز را قطع کند و مسح را انجام بدهد. در مقابل اطلاق این روایات، در روایات طوائف ثلاثه فوق حکم شده به این که مسح سر و پاها حتما باید با رطوبت باقیمانده دست باشد. لا محاله روایات مطلق تقیید میخورد به طائفه ثلاثه روایاتی که در آنها حکم به مسح با رطوبت وضو شده است. بحث بعدی در موضع مسح رأس است که آیا مسح سر، حتما باید در قسمت جلوی سر باشد یا اگر طرفین سر یا پشت سر هم مسح شود کافی است؟