« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد مصطفی اشرفی شاهرودی

1403/11/14

بسم الله الرحمن الرحیم

/ حکم غسل دست زائد در وضو و بررسی حکم صور متصور آن/طهارت

موضوع: طهارت/ حکم غسل دست زائد در وضو و بررسی حکم صور متصور آن/

المسألة الحادی عشر: إن كانت له يد زائدة دون المرفق وجب غسلها أيضا‌كاللحم الزائد و إن كانت فوقه فإن علم زيادتها لا يجب غسلها[1] و يكفي غسل‌ الأصلية و إن لم يعلم الزائدة من الأصلية وجب غسلهما و يجب مسح الرأس و الرجل بهما من باب الاحتياط و إن كانتا أصليتين يجب غسلهما أيضا و يكفي المسح بإحداهما. مرحوم سید در مساله یازدهم می‌فرماید: اگر کسی دست زيادى داشته باشد چنانچه دست او پايين مرفق باشد، شستن آن واجب است، همانطور که شستن گوشت زائد پایین مرفق واجب است و اگر بالاى مرفق باشد چنانچه معلوم باشد که آن دست زائد است، شستن آن واجب نيست و شستن دست اصلى كفايت است و اما اگر معلوم نباشد که کدامیک دست زائد و کدام اصلی است، واجب است از باب احتياط هر دو را بشويد و مسح سر و پا را با هر دو دست انجام دهد و در صورتی که هر دو اصلى باشند، واجب است هر دو را بشويد و مسح با یکی از دو دست. كفايت است.

نکته: اخیرا پزشکان به صرف احتمال این که ممکن است بچه‌ای معیوب به دنیا بیاید به راحتی تجویز به سقط جنین می‌کنند. در حالی که سقط جنین مطلقا حرام است ولو این که بچه ناقص به دنیا بیاید. ممکن است خداوند متعال بواسطه همین فرزند و صبر بر آن به والدین او عنایات خاصی کند. ضمن این که در بسیاری از مواقع شنیده شده که طبیبی به جهت نقص عضو بچه، توصیه به سقط جنین کرده ولی بچه کاملا سالم به دنیا ‌آمده است. اگر هم احیانا تشخیص پزشک صحیح باشد باز هم نقص عضو، مجوز شرعی برای سقط نخواهد بود و چنین عملی حرام است. حتی مرحوم صاحب جواهر معتقد است اگر در هنگام زایمان خطری یکی از فرزند یا مادر را تهدید کند و امر دائر شود بین حفظ جان یکی از آن دو نفس محترمه، باید رها کرد حفظ هیچ یک از آن دو بر دیگری ترجیحی ندارد و هر دو نفس محترمه هستند زنده نگه داشتن مادر بر فرزند هیچ ترجیحی ندارد و چنین توجیهاتی پذیرفته نیست.

شبیه همین مساله در مرگ مغزی هم وجود دارد که به مجرد مرگ مغزی با این که هنوز علائم حیات در فرد مسلمان موجود است اعضای او را جدا کرده و اهدا می‌کنند با این که ثابت شده مرگ مغزی در حقیقت مرگ نیست و تا از کار افتادن کامل قلب نمی‌توان اعضای مسلمان را اهدا کرد؟

توضیح مساله یازدهم؛ اگر کسی بر خلاف متعارف مردم بجای دو دست سه یا چهار دست داشته باشد یعنی در هر بازوی او به جای یک دست دو دست درآمده باشد در اینجا دو صورت متصور است: تاره دست زائد زیر مرفق درآمده و اخری بالای مرفق.

صورت اول: در صورتی که دست زائد زیر مرفق درآمده باشد شستن دست زائد واجب است مستند آن اطلاق آیه شریفه: ﴿فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ﴾ و عموم نهی در صحیحه زراره و بکیر از امام صادق که فرمود: «فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يَدَعَ مِنْ يَدَيْهِ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ شَيْئاً إِلَّا غَسَلَهُ» مقتضای عموم نهی در عبارت مزبور آن است که هر آنچه بین مرفق و انگشتان واقع شده، شستن آن لازم است ولو به حسب عرف خارج از متعارف باشد. طبق این روایت شستن هر آنچه بین این حد «آرنج تا سر انگشتان» واقع شده واجب است اعم از گوشت زائد و دست زائد اعم از این که دست زائد اصلی باشد یا غیر اصلی و یا مردد بین آن دو، در هر صورت شستن همه زوائد پایین مرفق واجب است.

صورت دوم: در صورتی که دست زیادی بالای مرفق درآمده باشد مرحوم سید در آن سه صورت تصور نموده است:

صورت اول: تاره هر دو دست اصلی هستند بدین صورت که هر دو مثل دست کامل و عادی هستند و فرد می‌تواند با هر دو همه کارهای متعارف را انجام دهد در این صورت مرحوم سید حکم به وجوب غسل هر دو و کفایت مسح با احدهما نموده است.

لزوم غسل هر دو دست و مسح سر و پاها با احدهما علی‌القاعده است زیرا در قرآن کریم امر به شستن أیدی به صورت جمع شده است. ﴿فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ﴾ مقتضای جمع مزبور آن است که شستن دست‌ها لازم است. اگر کسی اشکال کند که جمع مزبور به اعتبار مجموع مسلمانان است نه تعدد دست‌ها، در جواب می‌گوییم: مانعی نیست که آیه شریفه ناظر به هر دو جهت باشد هم ناظر به ایدی مسلمانان و هم ناظر به کسانی که دست اضافی دارند. همچنین مقتضای اطلاق روایاتی که حکم به غسل ید در وضو نموده لزوم غسل هر دو دست است زیرا فرض آن است که هر دو دست اصلی هستند و اطلاق ید بر هر دو دست می‌شود. اما این که مسح با احدهما کفایت است این هم علی القاعده است زیرا با هر یک از دو دست اصلی مسح سر یا پا را بجا آورد صدق مسح می‌کند و در وضو مسح واحد در هر یک از پاها و سر کفایت است.

ان قلت: اگر چه در آیه شریفه به صورت جمع «ایدی» امر به غسل شده است لکن این عبارت ناظر به غسل ایدی عموم مسلمانان است بدین معنی که بر عموم مسلمانان واجب است دستهایشان را بشویند و حمل نمی‌شود بر مورد غیر متعارف یعنی کسانی که سه یا چهار دست بر خلاف متعارف مردم دارند ولو این که سه دست یا چهار دست اصلی باشند.

قلت: این که یکی از دو دست زائد بر متعارف مردم است این در فرض مقایسه به افراد متعارف است ولی نسبت به خود این فرد چون هر دو دست او اصلی هستند و کار دست اصلی را انجام می‌دهند، داخل در اطلاقات ادله‌ای است که حکم به غسل ید نموده است.

ان قلت در برخی از روایات به صورت تثنیه تصریح شده به غسل «یدین» طبق این روایات تنها غسل دو دست لازم است نه دست زائد.

قلت: روایاتی که در آن عبارت «یدین» ذکر شده، ناظر به غالب و متعارف مردم است که معمولا دو دست دارند این روایات در مقام نفی غسل از کسانی نیست که احیانا سه یا چهار دست اصلی دارند و با آن همه کارهای متعارف را انجام می‌دهند.

صورت دوم: فرض صورت دوم آن است که یکی از دو دست اصلی و دیگری زائد باشد و کارهایی که متعارف مردم با آن انجام می‌دهند با دست غیر اصلی انجام نمی‌شود در این صورت سید ماتن و عمده فقها حکم کرده‌اند به این که شستن دست زائد لازم نیست زیرا آنچه مامور به است غسل ید از مرفق تا سرانگشتان است. دلیلی نداریم بر لزوم غسل ما فوق مرفق.

مرحوم حکیم در مستمسک در این فرض که یکی اصلی و دیگری زائد است، به نقل از بعض فقها می‌گوید: احتیاط لازم در غسل آن است زیرا بالاخره بر این دست زائد هم اطلاق دست می‌شود و انصراف اطلاق آیات و روایاتی که حکم به غسل ید نموده به مورد متعارف که داشتن دو دست باشد نمی‌تواند مانع تمسک از اطلاق ادله‌ای شود که حکم به غسل ید بین مرفق تا سرانگشتان نموده است. اما روایاتی که به صورت تثنیه امر به غسل یدین نموده این روایات هم نمی تواند مانع از تمسک به آیه شریفه شود که به صورت جمع حکم به غسل نموده است زیرا ممکن است ذکر اثنین در برخی از روایات حمل بر متعارف شود بدین معنی که چون متعارف مردم دو دست دارند به این اعتبار حکم به غسل یدین شده است این روایات در مقام نفی غسل از صاحب ایدی ثلاثه نیست و در نهایت در فرض شک، مقتضای قاعده و فراغ ذمه یقینی، لزوم احتیاط است.[2]

اشکال صغروی مرحوم استاد خویی

مرحوم استاد خویی در تحقق این صورت، اشکال صغروی کرده و می‌فرماید: دست زائد تاره مثل تکه گوشتی است و شباهتی به دست ندارد و با آن نمی‌توان کاری را انجام داد در این فرض شستن آن قطعا لازم نیست زیرا به این تکه گوشت حقیقتا اسم ید اطلاق نمی‌شود تا غسل آن لازم باشد. و اخری ید به حسب ظاهر صورت دست را دارد ولی با آن نمی‌توان کارهایی را که با دست اصلی انجام می‌شود انجام داد. دست چیزی شبیه دست مشلول است که حسی ندارد اگر اینطور باشد چون بر آن صدق دست می‌کند غسل آن طبق اطلاق ادله‌ای که امر به غسل ید نموده لازم است اعم از این که با آن کاری را انجام بدهد یا خیر، «لأنها يد حقيقية و لا اثر لها من القوة و البطش و نحوهما‌ و لا ترى وجها لعدم وجوب غسلها في الوضوء بعد ما فرضناه من أنها يد حقيقية و يصدق عليها عنوان اليد حقيقة» و اگر گفته شود که اطلاقات ادله منصرف از ید زائد است در جواب می‌گوییم انصراف ناشی از قلت افراد نمی تواند منشا برای رفع ید از اطلاق شود.

صورت سوم: فرض صورت سوم آن است که دست اصلی مردد باشد بین دو دست. در این صورت شستن هر دو دست و مسح سر و پاها با هر دو دست لازم است زیرا یکی از این دو دست قطعا دست اصلی است. چون دست اصلی مردد بین آن دو است مقتضای علم اجمالی به لزوم غسل احدهما آن است که هر دو دست را بشوید و با هر دو مسح کند تا یقین به فراغ ذمه از تکلیف قطعی حاصل شود. اگر چه در صورت قبل که معلوم بود احدهما زائد است حکم به عدم لزوم غسل ید زائد نمودیم ولی در این صورت چون معلوم نیست کدامیک از آن دو ید اصلی است از طرفی یقین به اشتغال ذمه داریم برای فراغ از تکلیف قطعی لازم است هر دو را بشوییم و با هر دو مسح کنیم تا فراغ ذمه یقینی حاصل شود. بنابراین ید زائد اگر بالای مرفق در آمده باشد سه صورت در آن متصور است:

     صورت اول این که هر دو دست اصلی باشند که در این فرض غسل هر دو لازم و مسح احدهما کفایت است.

     صورت دوم این که یکی اصلی و دیگری زائد باشد در این فرض شستن ید اصلی واجب است دون الزائد و مسح سر و پاها حتما باید با ید اصلی باشد.

     صورت سوم این که معلوم نیست کدامیک از دو دست اصلی و کدام غیر اصلی است در این فرض هم مثل صورت اول غسل هر دو لازم است لکن از باب احتیاط و فراغ ذمه از تکلیف قطعی باید هر دو دست را بشوید و با هر دو دست مسح کند تا فراغ ذمه حاصل شود بر خلاف صورت اول که مسح کردن با یکی از دو دست اصلی کافی بود.

المسألة الثانی عشر: الوسخ تحت الأظفار إذا لم يكن زائداً على المتعارف لا يجب إزالته، إلّا إذا كان ما تحته معدوداً من الظاهر[3] فإنّ الأحوط إزالته[4] و إن كان زائداً على المتعارف وجبت إزالته[5] كما أنّه لو قصّ أظفاره فصار ما تحتها ظاهراً وجب غسله بعد إزالة الوسخ عنه.

بعد ذلک مرحوم سید ماتن می‌فرماید: چرك زير ناخن اگر زائد بر متعارف نباشد، ازاله‌ى آن واجب نيست مگر در صورتی كه زير ناخن به قدری وسخ و چرک باشد که جزء ظاهر محسوب شود در اين صورت احوط ازاله‌ آن است. اگر چرك زير ناخن زائد بر مقدار متعارف باشد به این صورت که اگر ناخن خود را بگیرد چرک زير آن ظاهر محسوب می‌شود، ازاله‌ى آن واجب است.

سوال این است که آیا در وضو ازاله کثافات و چرک زیر ناخن ‌ها لازم است یا خیر؟ وسخ زیر ناخن اگر به مقداری باشد که متعارف مردم دارند ازاله آن لازم نیست کثافات متعارفی که ازاله آن لازم نیست کثافاتی بسیار کمی است که متعارف مردم در دست دارند و در هنگام وضو آن را ازاله نمی کنند در این صورت ازاله لازم نیست ولی اگر وسخ و چرک غیر متعارف باشد ازاله آن لازم است.

گاهی وسخ و چرک دست زیاد است ولی در محلی از ناخن واقع شده که جزء ظواهر دست محسوب نمی شود یعنی در محلی نیست که با گرفتن ناخن جزء ظاهر دست محسوب شود در این صورت هم ازاله آن لازم نیست همانطور که ازاله چرکی که داخل چشم یا بینی وجود دارد واجب نیست و مثل موی صورت است که در فرض احاطه شعر شستن بشره لازم نیست زیرا آنچه واجب است غسل ظواهر است نه غسل بواطن. ولی اگر در محلی واقع شده که جزء ظاهر دست است طبق صحيحة زرارة و بكير که فرمود: «لا يدع شيئا مما بين المرفقين إلى الأصابع الا غسله» ازاله آن واجب است و باید آب را به آن برساند.

لاکی که برخی از خانم‌ها روی ناخن می‌زنند اگر دارای جرم باشد و مانع رسیدن آب به بشره شود باید آن را برطرف کند زیرا ناخن‌ها هم جزء ظاهر دست است و ظاهر دست باید شسته شود. همچنین کسی که ناخن مصنوعی روی ناخنش کاشته است این هم در حقیقت مانع رسیدن آب به ظاهر دست‌ها می‌شود و باید برطرف شود و نسبت به چنین کسانی معلوم نیست وضو در اول وقت صحیح باشد زیرا بدل «تیمم» در صورتی جائز است که فرد قادر بر مبدل منه «وضو» در تمام وقت نباشد. بنابراین اگر برای فرد ازاله آن مقدور است باید صبر کند و در آخر وقت بعد از زوال مانع وضوی کامل بگیرد و ابتداء به نماز در اول وقت با قدرت بر ازاله آن در آخر وقت معلوم نیست صحیح و مشروع باشد. وضوی جبیره و غسل جبیره در اول وقت تنها در ضیق وقت نماز یا عدم امکان برداشتن مانع مثل ناخن مصنوعی صحیح است. در غیر این صورت وضو و غسل جبیره صحیح نیست.

فتوای برخی از مراجع درباره وضو و غسل با ناخن مصنوعی

مرحوم امام خمینی: کسی که ناخن کاشته، یعنی ناخن چسبانده، وضویش صحیح نیست. در نتیجه، اگر با وضوی باطل نماز بخواند، نمازش صحیح نیست. حال اگر خانمی ناخن کاشت و در موقع نماز می‌خواهد نماز بخواند، باید برای وضو ناخن‌ها را بردارد و وضو بگیرد. اگر به طوری چسبیده که قابل برداشتن نیست یا با مشکلاتی همراه است، باید وضوی جبیره نیت کند و با وضوی جبیره نمازش را بخواند. در این صورت، نمازش صحیح خواهد بود.

آیت‌الله صافی گلپایگانی: کاشتن ناخن به صورتی که برای وضو و غسل نتوانند آن را بردارند، اشکال دارد؛ ولی چنانچه شخصی مرتکب این عمل شده باشد، در صورت امکان، پس از برداشتن ناخن وضو و غسل را به طور طبیعی انجام دهد و در صورت عدم امکان، با همان حال وضو و غسل جبیره ای و احتیاطاً تیمّم هم انجام دهد.

آیت‌الله وحید خراسانی: اگر در جای وضو و غسل چیزی چسبیده که برداشتن آن ممکن نیست یا موجب حرج (سختی) است، بنابر احتیاط واجب هم وضو یا غسل جبیره‌ای گرفته و هم تیمم نماید. همچنین احتیاط واجب آن است که بعد از برداشتن ناخن نمازهای خوانده شده را قضا کند.

آیت الله سیستانی: غسل و وضو با ناخن کاشته شده صحیح نیست زیرا مانع از رسیدن آب می‌شود و کسی که ناخن مصنوعی کاشته باید آنها را برای غسل و وضو از بدن جدا کند و در صورت داشتن عسر و حرج باید نیت غسل و وضوی جبیره‌ای کند. و علاوه بر آن نیز باید تیمم نماید و اگر با علم به این مسئله از ناخن مصنوعی استفاده کرده باشد احتیاط واجب آن است که بعد از برداشتن ناخن نمازهای خوانده شده را قضا کند.


[1] بل يجب مع صدق اليد عليها عرفاً على الأحوط. (آل ياسين).في إطلاقه إشكال، بل منع. (الخوئي).الأحوط غسلها مع الأصليّة. (الحكيم).
[2] مستمسك العروة الوثقى، ج‌2، ص: 352‌.
[3] مكارم الشيرازي: الظاهر أنّ ما تحته ليس من الباطن غالباً، و لذا لا ينبغي الشكّ في وجوب غسله إذا لم يكن عليه وسخ، كما أنّه لا يجب غسله إذا لم يزد الوسخ على المتعارف؛ و الّذي يسهل الخطب وصول الماء إلى ما تحته غالباً‌.
[4] الخوئي: بل الأظهر وجوبها‌. بل الأقوى. (الحكيم). الامام الخميني: بل الأقوى حينئذٍ مع كونه مانعاً‌.
[5] الامام الخميني: مع كونه معدوداً من الباطن لا تجب الإزالة، و مع كونه معدوداً من الظاهر تجب مع المانعيّة؛ كان متعارفاً أو لا‌الگلپايگاني: عمّا يُعدّ من الظاهر‌.إلّا إذا كان ما عليه الوسخ معدوداً من الباطن. (البروجردي).
logo