1403/10/11
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا شستن صورت لازم است از بالا به پایین لازم باشد؟/ بررسی اشتراط جریان آب بر اعضای وضو/طهارت
موضوع: طهارت/ بررسی اشتراط جریان آب بر اعضای وضو/ آیا شستن صورت لازم است از بالا به پایین لازم باشد؟
قال السید ره فی العروه: فصل في أفعال الوضوء... يجب إجراء الماء، فلا يكفي المسح به، و حدّه أن يجري من جزء إلى جزء آخر و لو بإعانة اليد و يجزي استيلاء الماء عليه و إن لم يجر، إذا صدق الغسل و يجب الابتداء بالأعلى[1] و الغسل من الأعلى إلى الأسفل عرفاً[2] و لا يجوز النكس. و لا يجب غسل ما تحت الشعر، بل يجب غسل ظاهره؛ سواء شعر اللحية و الشارب و الحاجب، بشرط صدق إحاطة الشعر على المحلّ و إلّا لزم غسل البشرة الظاهرة في خلاله. در وضو جریان آب بر صورت و دستها واجب است و مسح تنها كافي نیست، حد جريان آن است كه آب از جزئى به جزء ديگر منتقل شود اگر چه جریان آب بوسیله کشیدن دست باشد. استيلاى آب بر صورت نیز مجزی است اگر چه آب جارى نشود مثل وضوی ارتماسی مشروط به این كه شستن عرفا صادق باشد. در شستن واجب است به نحوی باشد که عرفا شستن از بالا به پايين صادق باشد و عكس آن جائز نيست. شستن زيرِ موهای صورت اعم از ريش و شارب و ابرو، واجب نيست، بلكه شستن ظاهر آن کفایت است به شرط صدق احاطه مو بر محل و الّا رساندن آب به ظاهر پوست لازم است.
در بحث امروز دو مطلب به عرض میرسد:
مطلب اول: خداوند در قرآن کریم امر به شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها نموده است:﴿فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ﴾ در آیه شریفه غسل در مقابل مسح استعمال شده است. لازمه تقابل مسح و غسل تفاوت بین آن دو است. با توجه به این که در برخی از روایات کیفیت شستن در وضو مثل روغنمالی بدن ذکر شده است. در برخی از روایات هم کیفیت شستن غُسل مثل روغنمالی ذکر شده است: «الْغُسْلُ مِنَ الْجَنَابَةِ وَ الْوُضُوءُ يُجْزِي مِنْهُ مَا أَجْزَأَ مِنَ الدُّهْنِ الَّذِي يَبُلُّ الْجَسَدَ» بعد از اتفاق فقها بر این که شستن در وضو و غسل یکسان است. حال سوال این است که آیا در وضو لازم است آب بر صورت و دستها جاری شود یا اگر به صورت مسح «دست کشیدن» باشد کفایت است. این مساله معرکه الآراء شده که اگر شستن صورت و دستها به صورت روغنمالی صحیح باشد پس فرق بین مسح و غَسل چیست با این که در آیه شریفه این دو در مقابل یکدیگر ذکر شده و عرفا هم غسل غیر از مسح کردن است.
قبل از بررسی مطلب، ابتدا روایاتی را که در کیفیت شستن وجه وارد شده بررسی میکنیم تا ببینیم آیا شستن وجه به صورت روغنمالی کفایت است یا خیر؟ اما روایات:
1. وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَ رَأَيْتَ مَا أَحَاطَ بِهِ الشَّعْرُ؟ فَقَالَ كُلُّ مَا أَحَاطَ بِهِ مِنَ الشَّعْرِ فَلَيْسَ عَلَى الْعِبَادِ أَنْ يَطْلُبُوهُ وَ لَا يَبْحَثُوا عَنْهُ وَ لَكِنْ يُجْرَى عَلَيْهِ الْمَاءُ.[3]
مفاد روایت: در این روایت امام فرمودند:در وضو لازم نیست آب به پوست زیر مو برسد بلکه اگر آب بر روی موهای صورت «اعم از ابرو و محاسن و شارب» جاری شود، کفایت است. در این روایت تصریح شده که باید آب بر روی محاسن جریان پیدا کند «وَ لَكِنْ يُجْرَى عَلَيْهِ الْمَاءُ» در دو روایت بعدی هم قید جریان ذکر شده است. «فَمَا جَرَى عَلَيْهِ الْمَاءُ فَقَدْ طَهُرَ» مورد مورد دو روایت بعدی اگر چه غسل است ولی از روایات برمیآید که کیفیت شستن در وضو و غسل یکسان است.
2. صحیحه محمد بن مسلم: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ غُسْلِ الْجَنَابَةِ؟ فَقَالَ تَبْدَأُ بِكَفَّيْكَ فَتَغْسِلُهُمَا ثُمَّ تَغْسِلُ فَرْجَكَ ثُمَّ تَصُبُّ عَلَى رَأْسِكَ ثَلَاثاً ثُمَّ تَصُبُّ عَلَى سَائِرِ جَسَدِكَ مَرَّتَيْنِ فَمَا جَرَى عَلَيْهِ الْمَاءُ فَقَدْ طَهُرَ.[4]
3. صحیحه زراره: وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ الْجُنُبُ مَا جَرَى عَلَيْهِ الْمَاءُ مِنْ جَسَدِهِ قَلِيلُهُ وَ كَثِيرُهُ فَقَدْ أَجْزَأَهُ.[5]
در عرف بین غسل و مسح فرق است. مفهوم هر یک از این دو غیر از دیگری است زیرا با کشیدن دست مرطوب مسح محقق میشود ولی در غسل لازم است آب به محل برسد نه رطوبت. مرحوم حکیم از مرحوم مجلسی نقل نموده که اعتبار جریان آب در وضو اجماعی است و از مرحوم شهید ثانی نقل نموده که اعتبار جریان آب در وضو مشهور عند الفقهاست. ایشان میگوید: جریان آب در مفهوم غسل شرط نیست و از مقابله غسل با مسح در آیه شریفه نمیتوان استفاده کرد که وجه اختلاف بین غسل و مسح جریان و عدم جریان آب است بلکه وجه اختلاف بین آن دو این است که در غسل استیلاء آب بر محل شرط است ولی در مسح استیلاء شرط نیست و مرور دست مرطوب بر محل کفایت است.[6]
اگر یادتان باشد در بحث طهارت و نجاست گذشت که در مفهوم غسل اختلاف است. برخی از فقها در مفهوم غسل جریان را شرط میدانند و برخی هم معتبر نمیدانند. مرحوم استاد خویی در غسل متنجس عصر «فشردن لباس» و خروج غساله را شرط میداند. فعلا در فشردن متنجس و انفصال غساله از آن بحث نداریم. بحث در این است که آیا در مفهوم غَسل در وضو، جریان شرط است یا خیر؟ از روایات فوق استفاده میشود که جریان آب بر اعضای وضو شرط است ولی از روایاتی که در آن غسل تشبیه به روغنمالی شده، استفاده میشود که جریان آب بر اعضای وضو شرط نیست و مس کردن با آب کفایت است از جمله این روایات:
1. صحیحه زراره: وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ فِي الْوُضُوءِ قَالَ إِذَا مَسَّ جِلْدَكَ الْمَاءُ فَحَسْبُكَ.[7]
2. قَالَ وَ قَدْ رُوِيَ أَنَّ الْوُضُوءَ حَدٌّ مِنْ حُدُودِ اللَّهِ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يُطِيعُهُ وَ مَنْ يَعْصِيهِ وَ أَنَّ الْمُؤْمِنَ لَا يُنَجِّسُهُ شَيْءٌ وَ إِنَّمَا يَكْفِيهِ مِثْلُ الدَّهْنِ.[8]
در روایت مزبور وضو به عنوان یکی از حدود الهی و وسیله امتحان بندگان ذکر شده است. طبق آیه دوم سوره عنکبوت از سنتهای قطعی خداوند آن است که همه انسانها امتحان میشوند: ﴿أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لاَ يُفْتَنُونَ * وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ﴾ در این روایت شستن اعضای وضو تشبیه به روغنمالی شده است.
3. صحیحه محمد بن مسلم: وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِيجَعْفَرٍ قَالَ: يَأْخُذُ أَحَدُكُمُ الرَّاحَةَ مِنَ الدُّهْنِ فَيَمْلَأُ بِهَا جَسَدَهُ وَ الْمَاءُ أَوْسَعُ أَ لَا أَحْكِي لَكُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ قُلْتُ بَلَى، قَالَ فَأَدْخَلَ يَدَهُ فِي الْإِنَاءِ وَ لَمْ يَغْسِلْ يَدَهُ فَأَخَذَ كَفّاً مِنْ مَاءٍ فَصَبَّهُ عَلَى وَجْهِهِ ثُمَّ مَسَحَ جَانِبَيْهِ حَتَّى مَسَحَهُ كُلَّهُ ثُمَّ أَخَذَ كَفّاً آخَرَ بِيَمِينِهِ فَصَبَّهُ عَلَى يَسَارِهِ ثُمَّ غَسَلَ بِهِ ذِرَاعَهُ الْأَيْمَنَ ثُمَّ أَخَذَ كَفّاً آخَرَ فَغَسَلَ بِهِ ذِرَاعَهُ الْأَيْسَرَ ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ بِمَا بَقِيَ فِي يَدَيْهِ.[9]
4. موثقه عمار: وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى الْخَشَّابِ عَنْ غِيَاثِ بْنِ كَلُّوبٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيّاً كَانَ يَقُولُ الْغُسْلُ مِنَ الْجَنَابَةِ وَ الْوُضُوءُ يُجْزِي مِنْهُ مَا أَجْزَأَ مِنَ الدُّهْنِ الَّذِي يَبُلُّ الْجَسَدَ.[10]
این چهار روایت غیر از روایت سوم به حسب ظاهر منافات دارد با روایاتی که جریان آب را بر اعضای وضو معتبر دانسته است. در این روایات کیفیت شستن اعضای وضو تشبیه به مالیدن روغن بر بدن شده است. «إِنَّمَا يَكْفِيهِ مِثْلُ الدَّهْنِ» در روغنمالی معمولا روغن به محل مالیده میشود ولی جریان پیدا نمیکند. از طرفی در قرآن کریم غسل و مسح در مقابل یکدیگر ذکر شده است. لازمه تقابل بین غسل و مسح افتراق بین آن دو است. حال سوال این است که جمع بین این دو دسته از روایات چیست؟ فقها به تکاپو افتادهاند که چگونه میتوان بین این دو دسته روایات را جمع کرد. در کیفیت شستن غسل سه احتمال وجود دارد:
احتمال اول این که غَسل معتبر در اعضای وضو، همان غسل در تطهیر متنجسات باشد به این صورت که باید آب به طور کامل استیلاء بر صورت و دستها پیدا کند و آب از صورت و دستها بر روی زمین جاری شود همانطور که در تطهیر متنجسات خروج غساله از متنجس بوسیله عصر لازم است و مجرد ریختن آب کفایت نمیکند. عرفا هم ریختن آب بر روی متنجس غسل محسوب نمیشود از برخی از روایاتِ وضو همین معنی استفاده میشود مثل این که فرمود : «يُجْرَى عَلَيْهِ الْمَاءُ» که اصل جریان آب را شرط دانسته است.
احتمال دوم این که در تحقق غسل مجرد مرطوب کردن آن کافی باشد همانطور که در مسح سر و پاها کفایت است. روایاتِ تدهین، همین قول را تایید میکند لکن به قرینه مقابله مسح و غسل در آیه شریفه این احتمال رد میشود. تمسک به روایات دهن برای کفایت مسح در وجه و یدین در صورتی صحیح است که وجه شبه در تشبیه وضو به روغن مالی، مسح کردن محل وضو باشد ولی اگر وجه شبه کفایت وضو با اقل آب باشد همانطور که روغنمالی با اقل روغن محقق میشود برای صحت مسح در وجه و یدین نمیتوان به این روایات تمسک نمود.
ضمن این که در برخی از روایاتِ دهن، عبارت: «الْمَاءُ أَوْسَعُ » آمده که از آن استفاده میشود که مقدار تاثیر آب وضو نسبت به روغمالی بیشتر است از این جهت با هم تفاوت دارند. علاوه بر این که روغنمالی بدن هم به دو صورت است: گاهی دست چرب میشود و فقط موضعی از بدن روغن مالی میشود و گاهی هم روغن کف دست ریخته میشود و بعد از ریختن و جریان بر موضع درد روغن مالی میشود.
احتمال سوم آن است که در شستن صورت و دستها مجرد مرطوب کردن و مسح کردن کافی نباشد از این جهت که در آیه شریفه غسل در مقابل مسح ذکر شده است پس معتبر است آب بر محل وضو استیلاء پیدا کند و بر اعضای وضو جاری شود ولو به اندازه یک سانتیتر به نحوی که به قول مرحوم سید عروه صدق جریان کند ولو این که جریان آب به کمک دست و مرور دست بر صورت یا دست باشد همانطور که در شستن دست ابتدا آب میریزیم و بعد با دست دیگر آب را بر روی دست مرور میدهیم. با این بیان میتوان بین روایات دهن و روایاتی که جریان آب را معتبر دانسته جمع نمود با این که مقدار دهن در راحته دست باشد نه سر انگشت یا کف دست. ولی لازم نیست آب از صورت و دستها خارج شود همانطور که در تطهیر متنجسات لازم است که غساله از متنجس خارج شود. بنابراین از مجموع روایات استفاده میشود که آب برای شستن صورت و دستها لازم است ولی اگر تمام غرفه دست هم پر نشود و کمتر از آن باشد کافی است.
مطلب دوم: غسل صورت و دستها در وضو آیا باید از بالا به پایین باشد یا اگر از پایین به بالا باشد و یا از طرف راست به سمت چپ و یا بالعکس،کفایت است؟
مرحوم حکیم از برخی از فقها نقل نموده که اشتراط شستن از بالا به پایین در وضو اجماعی است با این حال مرحوم سید مرتضی، شهید ثانی، صاحب معالم،شیخ بهایی و ابن ادریس، رضوان الله تعالی علیهم آن را معتبر ندانستهاند.
ادله اعتبار شستن صورت از بالا به پایین
مقتضای اصل احتیاط آن است که از بالا به پایین شسته شود زیرا ما یقین به وجوب وضو داریم حال اگر از بالا به طرف پایین اعضای وضو را بشوییم یقین به برائت ذمه داریم ولی اگر به عکس بشوییم شک در فراغ ذمه داریم. مقتضای قاعده احتیاط لزوم شستن از بالا است اشتغال یقینی مستدعی فراغ یقینی است. بر این اساس اکثر فقها معتقدند که شستن صورت و دستها لازم است از بالا به پایین باشد ولی مرحوم استاد خویی در دلیل مزبور از دو جهت مناقشه نموده و قائل به عدم اعتبار این شرط شده است:
دلیل اول: تمسک به اصل لفظی، در اصول خوانده ایم مادامی که اصل لفظی باشد نوبت به اصل عملی نمیرسد الاصل حیث لا دلیل له، در ما نحن فیه با وجود اطلاق در آیه شریفه: ﴿فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ﴾ نوبت به اصل احتیاط نمیرسد. خداوند متعال در مقام بیان کیفیت شستن وضو به نحو مطلق امر به غسل نموده است: مقتضای اطلاق آن است که به هر صورت وجه شسته شوند کفایت است چه از پایین به بالا باشد چه به عکس یا حتی از طرف چپ به سمت راست و به عکس. این اطلاق در بعض روایات هم وجود دارد مثل روایات تعلیمی: «فَدَعَا بِطَشْتٍ أَوْ بِتَوْرٍ فِيهِ مَاءٌ فَغَسَلَ كَفَّيْهِ ثُمَّ غَمَسَ كَفَّهُ الْيُمْنَى فِي التَّوْرِ فَغَسَلَ وَجْهَهُ بِهَا...»[11]
دلیل دوم: بر فرضی که قبول کنیم آیه شریفه در مقام بیان کیفیت وضو نیست باز هم نوبت به قاعده اشتغال نمیرسد و مجرای اصل برائت است در جای خود ثابت شده که شک در اقل و اکثر ارتباطی مانند شک اقل و اکثر استقلالی مجرای برائت است همانطور که شک در اصل تکلیف مجرای اصل برائت است مثلا اگر شک کنیم که آیا آهن موجب تنجس میشود یا خیر، مجرای اصل برائت است. همچنین اگر در جزء یا شرطی از شرائط واجب شک کردیم مرجع اصل برائت است. وضو عبارت است از مسحتین و غسلتین حال اگر در زائد از آن شک کردیم که آیا علاوه بر اصل شستن، چیز دیگری «شستن از بالا به پایین» شرط یا جزء زائد است یا خیر، مجرای اصل برائت است.
اقل و اکثر استقلالی مثل این که شک کنیم آیا دو دینار مثلا به زید بدهکاریم یا سه دینار، در اینجا چون قدرمتیقن دو دینار است و در مازاد آن شک داریم، مرجع اصل برائت است. اطلاق اقل و اکثر استقلالی از این جهت است که اگر در واقع سه دینار بدهکار باشیم و دو دینار بپردازیم این امر مانع امتثال مقدار پرداختی و اداء دین نسبت به دو دینار نمیشود بر خلاف اقل و اکثر ارتباطی که اگر در واقع مثلا شستن وضو از بالا به پایین شرط باشد اصل وضو محقق نمیشود. فقها عمدتا در اقل اکثر ارتباطی قائل به جریان برائت شده اند. در ما نحن فیه ما مکلف به شستن صورت و دستها هستیم قدر متیقن از تکلیف اصل شستن است ولی شک داریم که آیا علاوه بر آن، قید شستن صورت از بالا به پایین هم شرط است یا خیر؟ فالاصل البرائه.