« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد مصطفی اشرفی شاهرودی

1403/08/19

بسم الله الرحمن الرحیم

 آیا وضو برای سجده‌ سهو و طواف حج واجب و حج عمره‌ مستحب واجب است یا خیر؟/ آیا وضو استحباب نفسی دارد یا خیر همیشه مقدمه و غایت برای غیر واقع می‌شود؟وضو براى نمازهای واجب اعم از ادائی و قضائی و براى اجزاء فراموش شده نماز مثل تشهد و سجده فراموش شده/طهارت

موضوع: طهارت/ آیا وضو استحباب نفسی دارد یا خیر همیشه مقدمه و غایت برای غیر واقع می‌شود؟ وضو براى نمازهای واجب اعم از ادائی و قضائی و براى اجزاء فراموش شده نماز مثل تشهد و سجده فراموش شده/ آیا وضو برای سجده‌ سهو و طواف حج واجب و حج عمره‌ مستحب واجب است یا خیر؟

بحث در این بود که وضو بما انه وضو؛ به قصد طهارت با قطع نظر از غایات دیگر آیا صحیح و مشروع است یا خیر؟ مشهور فقها معتقدند که وضو به معنای غسلات و مسحات استحباب و مطلوبیت نفسی ندارد بلکه مقدمه برای ذی المقدمه یعنی طهارت معنوی است. آنچه مطلوب عند الله و مطلوب عند الائمه است همان طهارت معنوی حاصل از غسلات و مسحات است و مراد از متطهرین در آیه شریفه: ﴿لٰا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ﴾[1] کسانی است که واجد آن طهارت معنوی هستند.

مرحوم سید حکیم از مرحوم شیخ انصاری در تنبیه سوم از تنبیهات نیت وضو؛ نقل نموده که اگر نیت وضو نفس غسلات و مسحات بنفسها باشد و غایت دیگری را قصد نکند چنین وضویی مورد اشکال است؛ سپس از مرحوم فاضلین و مرحوم شهید اول نقل نموده که اگر کسی به ذات غسلتین و مسحتین قصد تقرب الی الله کند و غیر آن غایتی را قصد نکند؛ وضویش صحیح نیست و بلکه فعل او تشریع محرم است. مرحوم استاد خویی معتقد است که آیه شریفه ﴿لٰا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ﴾ اطلاق دارد و به اطلاق شامل طهارت خبثیه و حدثیه نیز می‌شود زیرا در روایات از وضو تعبیر به طهور شده است. «لَا صَلَاةَ إِلَّا بِطَهُورٍ‌» یکی از مصادیق مطهر نفس متوضی است پس طهارت حدثیه هم مثل طهارت خبثیه مطلوبیت نفسی دارد.

در روایت هم به همین وضو یعنی غسلات و مسحات اطلاق طهارت شده و مطلوبیت نفسی دارد مثل این که فرمود: «مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ يَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِي» و یا فرمود: «الْوُضُوءُ بَعْدَ الطَّهُورِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ فَتَطَهَّرُوا»[2] پس وضو به قصد خود آنها کافی است اگر چه طهارت معنوی غایت تولیدی است و بعد از مسحات و غسلات قهرا حاصل می‌شود ولی نیازی به قصد غایت نیست به نظر بنده آنچه مطلوب است همان طهارت معنوی است که نتیجه مسحتات و غسلتات باشد ولی نمی‌توان انکار مطلوبیت نفسی وضو را هم کرد.

قال السید ره فی العروه: ... و الوضوء المستحبّ نفساً[3] إن قلنا به كما لا يبعد[4] أمّا الغايات للوضوء الواجب فيجب للصلاة

الواجبة[5] أداءً أو قضاءً عن النفس أو عن الغير، و لأجزائها المنسيّة، بل و سجدتي السهو على الأحوط[6] و يجب أيضاً للطواف الواجب و هو ما كان جزءاً للحجّ أو العمرة و إن كانا مندوبين.

یکی از غایات وضو و مقاصدی که وضو مقدمه برای آن واقع می‌شود؛ نماز است. نماز بدون وضو بلاشک باطل است در این جهت فرقی نیست که نماز أدایی باشد یا قضایی؛ قضاء نماز خود فرد باشد یا قضاء نماز میت زیرا به همه آنها اطلاق نماز می‌شود طبق روایات وضو برای نماز رکن واجب است از جمله: صحیحه زراره «لَا صَلَاةَ إِلَّا بِطَهُورٍ»[7] و صحیحه دیگر زراره: «لَاتُعَادُ الصَّلَاةُ إِلَّا مِنْ خَمْسَةٍ: الطَّهُورِ وَ الْوَقْتِ وَ الْقِبْلَةِ وَ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ» [8] و نیز مکاتبه علی بن مهزیار: أَنَّ الرَّجُلَ إِذَا كَانَ جُنُباً أَوْ صَلَّى عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ فَعَلَيْهِ إِعَادَةُ الصَّلَوَاتِ الْمَكْتُوبَاتِ اللَّوَاتِي فَاتَتْهُ...[9]

اما اجزای فراموش شده نماز که بعد از نماز اتیان می‌شود مثل سجده و تشهد فراموش شده؛ در صحت آنها نیز وضو شرط است زیرا اجزای فراموش شده هم در حقیقت همان اجزای نماز است که به جهت نسیان در حال نماز بعد از نماز اتیان شده است. نماز احتیاط هم از این جهت که نماز بر آن اطلاق می‌شود وضو در آن شرط است.

اما دو سجده سهو؛ طهارت در آن لازم نیست زیرا از اجزای نماز نیست و به رغم انف شیطان و برای جبران نقص در نماز اتیان می‌شود و در روایات کفاره غفلت در نماز ذکر شده است. بنابراین سجده سهو چون جزء نماز نیست وضو برای آن لازم نیست و دلیلی هم وارد نشده که وضو برای آن لازم است.

قال السید ره فی العروه: فالطواف المستحبّ ما لم يكن جزءً من أحدهما لا يجب الوضوء له، نعم هو شرط في صحّة صلاته،

یکی دیگر از غایات وضو طواف است صحت طواف مشروط به طهارت است و طواف بدون وضو بلاشک باطل است. در حج و عمره مستحب هم باید طواف آنها در حال طهارت باشد کسی که متلبس شده به احرام عمره یا حج مستحب طبق آیه شریفه ﴿وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾ تکمیل آن لازم است حال چون در صحت عمره و حج مستحب؛ طهارت در حین طواف شرط است و از طرفی تکمیل آن واجب است پس باید همراه با طهارت باشد. ولی اگر طواف جزء حج یا عمره نباشد و صِرفا طواف بدون قصد حج یا عمره باشد وضو تنها شرط صحت نماز طواف است نه خود طواف. مستند لزوم طهارت در طواف حج و عمره روایات است از جمله این روایات:

    1. صحيحة محمد بن مسلم: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا عَنْ رَجُلٍ طَافَ طَوَافَ الْفَرِيضَةِ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ طَهُورٍ قَالَ يَتَوَضَّأُ وَ يُعِيدُ طَوَافَهُ وَ إِنْ كَانَ تَطَوُّعاً تَوَضَّأَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ.[10]

    2. صحيحة علي بن جعفر: وَ عَنْهُ عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَافَ بِالْبَيْتِ وَ هُوَ جُنُبٌ فَذَكَرَ وَ هُوَ فِي الطَّوَافِ قَالَ يَقْطَعُ الطَّوَافَ وَ لَا يَعْتَدُّ بِشَيْ‌ءٍ مِمَّا طَافَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَافَ ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّهُ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ قَالَ يَقْطَعُ طَوَافَهُ وَ لَا يَعْتَدُّ بِهِ.[11] .

    3. مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا ع عَنْ رَجُلٍ طَافَ طَوَافَ الْفَرِيضَةِ- وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ طَهُورٍ «7»- قَالَ يَتَوَضَّأُ وَ يُعِيدُ طَوَافَهُ- وَ إِنْ كَانَ تَطَوُّعاً تَوَضَّأَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ.[12]

قال السید ره فی العروه: و يجب أيضاً لمسّ كتابة القرآن إن وجب بالنذر[13] أو لوقوعه في موضع يجب إخراجه منه، أو لتطهيره إذا صار‌ متنجّساً و توقّف الإخراج أو التطهير على مسّ كتابته و لم يكن التأخير بمقدار الوضوء موجباً لهتك حرمته و إلّا وجبت المبادرة من دون الوضوء[14]

مرحوم سید می‌فرماید: وضو گرفتن واجب است برای مسّ كتابت قرآن و برداشتن قرآنی که در محل نامناسبى افتاده به نحوی که برداشتن آن متوقف بر مسّ خط قرآن است يا قرآن نجس شده و تطهير خط آن متوقف بر مسّ خط قرآن است. وجوب وضو در اين دو صورت، در فرضی است كه تأخير در وضو موجب هتك حرمت قرآن نشود و الّا واجب است بدون وضو مبادرت به برداشتن یا تطهیر قرآن نماید. مستند وجوب وضو برای مس کتابت قرآن آیه شریفه است: ﴿إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ * لٰا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ﴾[15]

این مساله معرکه الآراء واقع شده که آیا مس کتابت قرآن بدون وضو حرام است و برای حرمت آن می‌توان به آیه شریفه تمسک نمود یا خیر؟ سابقا که در مشهد مقدس درس می‌خواندم به مرحوم آیت الله میزای جواد آقای تهرانی خبر دادند که مقداری قرآن و مفاتیح در فاضلاب نهر خیابان افتاده است.ایشان به همراه طلاب رفتند و بعد از خروج؛ آنها را تطهیر کردند رحمة الله علیه و علیهم.

اکثر فتهاء به استناد آیه شریفه: ﴿لٰا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ﴾ حکم به حرمت مس کتابت قرآن بدون وضو نموده‌اند.برخی از فقها معتقدند که آیه شریفه اشاره دارد به قرآنی که در لوح محفوظ است. اگر اینطور باشد مراد از حرمت مس؛ آن است که حقائق قرآن تنها در اختیار پیامبر اکرم و اهل بیت آن حضرتاست نه حرمت مس ظاهری قرآن.

در کتاب شرائع احتجاج نقل شده که امیرمومنان علی قرآنی را آوردند و به مردم و خلافاء معرفی نمودند. وقتی خلیفه دوم از امیرمومنان علی درخواست کرد که آن را در اختیار او قرار دهد حضرت ممانعت ورزید و در جواب از درخواست او فرمود: به دست فرزندم حضرت ولی عصر خواهد رسید و در زمان ظهور آن حضرت به مردم ارائه خواهد شد. در این قرآن شان نزول همه قرآن و تفاسیر آیات شریفه قرآن به قلم آن حضرت ذکر شده است.

اما این که قرآن تحریف شده یا خیر اگر هم در برخی از عبارات اشاره به تحریف قرآن شده این نه به معنای تغییر در الفاظ قرآن یا کم و زیاد شدن آن است بلکه مراد تفسیری است که در اختیار ائمه است. مرحوم استاد خویی اصرار داشتند که قرآن فعلی همان قرآنی است که در اختیار پیامبر گرامی و امیرمومنان علی بوده و حتی به همین ترتیب فعلی بوده و اسامی تعیین شده برای سوره‌ها هم همان اسامی بوده که رسول خدا فرموده است.

مرحوم استاد خمینی می‌فرمود: مرحوم محدث نوری کتابی در تحریف قرآن نوشتند که متاسفانه مستمسک دشمنان شیعه گردید. این به جهت سادگی ایشان بود. از ایشان داستان‌های عجیب و غریبی هم نقل شده که با عقل سازگار نیست. با این حال مرحوم محدث نوری انسانی پرکار بود. مرحوم استاد خویی می‌فرمود: من تا بحال کسی را ندیده‌ام که به مثل ایشان پرتلاش باشد. در شرح حال ایشان آمده که مدتی به دنبال دو کتاب می‌گشت آخر در حرم مطهر امام حسین متوسل شد به آن حضرت و در برگشت از حرم دید اتفاقا همان دو کتاب در دست پیر زنی است. ایشان از طلاب همراه خود درخواست پول کرد ولی آنها هم پول نداشتند برای خریداری آن کتاب به ناچار مجبور شد برای لباس ها و حتی عمامه خود را بفروشد .

صاحب وسائل حدود 20 سال برای نوشتن وسائل زحمت کشید محدث نوری کتاب ارزشمند مستدرک الوسائل را به رشته تحریر درآورد و تعداد زیادی از کتب دیگر را مطالعه نمود و روایاتی که در وسائل ذکر نشده بود در این کتاب اضافه کرد.

مرحوم آسید محمد روحانی نقل می‌کرد که اواخر عمر مرحوم محدث قمی ملازم ایشان بودم ایشان شوهر خاله من بود. وی از محدث قمی نقل نمود که روزی با استاد در مسجد کوفه رفته بودیم که دیدم ایشان به سجده افتاد وقتی از علت آن سوال کردم فرمود: خدا را شکر کردم برای این که نمردم و دیدم دعاهای مسجد کوفه را که نوشته بودم یک نفر عرب قبل از مردن من مطالعه کرد و کتابم مورد استفاده واقع شد. سپس مرحوم حاج شیخ عباس قمی فرمود: من چگونه شکر خدا را گویم که مفاتیح الجنان من در زمان حیاتم قرین قرآن در منازل مردم شده است.

خدا رحمت کند مرحوم حاج شیخ محمد رضا ترابی را که استاد بخشی از کتاب مکاسب بنده بود. این بزرگوار بدون واسطه قضیه‌ای را برای ما نقل نمود که مرحوم سید محمود کتابچی، صاحب کتابفروشی إسلامیّه تهران که کتب متعدد دینی را به چاپ رسانیده حدود هفتاد سال قبل خدمت مرحوم شیخ عباس قمی رسید و مبلغ پنج هزار توان به پول آن زمان؛ به ایشان داد و در مقابل آن اجازه خواست حق چاپ کتاب منتهی الآمالِ مرحوم شیخ عباس قمی به وی واگذار شود. مرحوم شیخ عباس فرمود: این پول برای چیست؟ مرحوم کتابچی بعد از این که مطلب را تفهیم کرد که شما حق تالیف دارید و پول در مقابل این حق پرداخت می‌شود مرحوم شیخ عباس ره فرمود: عجب! من محاسنِ خود را در راه خدمت به پیشگاه ائمه سفید کرده‌ام حال در مقابل خدمت ناچیزی که کرده ام پول بگیرم؟! ایشان با این که احتیاج شدیدی به پول داشت از قبول پول استنکاف نمود و فرمود: هر که می‌خواهد در هر کجای عالم می‌تواند این کتاب را چاپ و تکثیر نماید. لذا همه کتب ایشان حق نشر در آنها محفوظ نیست.


[3] في ثبوته بالمعنى المقابل للكون على الطهارة تأمّل. (الحكيم).
[4] بل مشكل في المحدث بالحدث الأصغر. (الگلپايگاني).و لكن الأحوط أن يقصد به الكون على الطهارة. (النائيني).
[5] و منها الركعات الاحتياطيّة. (آل ياسين).وجوباً شرطيّاً لا شرعيّاً و لو غيريّاً على الأقوى، و كذا في سائر المذكورات. (الإمام الخميني).بل و المستحبّة وجوباً شرطيّاً أو إذا وجبت بنذر و نحوه أو نيابة، و لأجزائها المنسيّة و ركعاتها الاحتياطيّة، و شرطيّة الطهارة للصلاة و الطواف واقعيّة ثابتة في حقّ العالم و الجاهل و الناسي و الغافل، و لا تسقط بالعجز أبداً و إنّما تنتقل إلى البدل. (كاشف الغطاء).
[6] الأقوى عدم الوجوب في سجدتي السهو، بل و الأجزاء المنسيّة، و لا ينبغي ترك الاحتياط بمراعاة الشرائط فيها. (الجواهري)الأقوى عدم الوجوب لهما. (الخميني).و إن كان الأظهر عدم وجوبه فيهما. (الخوئي).
[13] في جعل المسّ غاية للوضوء الواجب إشكال، و كذا الإشكال في صحّة نذره. (الحكيم). قد مرّ عدم الوجوب به، و كذا بتالييه، و كذا لا يجب لمسّ كتابة القرآن لو وجب مسّها، بل هو شرط لجواز المسّ أو يكون المسّ حراماً فيحكم العقل بلزومه مقدّمة أو تخلّصاً عن الحرام، و كذا الحال في جميع الموارد الّتي بهذه المثابة. (الإمام الخميني).
[14] لو لم يمكن التيمّم مع ذلك. (الشيرازي).مع التيمّم إن لم يكن التأخير بمقداره أيضاً هتكاً و إلّا وجبت المبادرة بدونه. (الگلپايگاني).
logo