« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد مصطفی اشرفی شاهرودی

1403/07/29

بسم الله الرحمن الرحیم

طهارت/ احکام وضو / نواقض وضو/ بول و غائط و ریح و نوم

موضوع: طهارت/ احکام وضو / نواقض وضو/ بول و غائط و ریح و نوم

قال السید ره فی العروه: الثالث «من نواقض الوضوء» الريح الخارج[1] من مخرج الغائط إذا كان من المعدة صاحب صوتا أو لا؛ دون ما خرج من القبل أو لم يكن من المعدة[2] كنفخ الشيطان أو إذا دخل من الخارج ثمَّ خرج. سوم از نواقض وضو بادى است كه از مخرج غائط خارج شود به شرط آن كه از معده باشد خواه با صدا باشد يا بى‌صدا. اما اگر از معده نباشد ناقص وضو نيست مثل این که هوا از خارج بوسیله آلات تنقیه داخل مخرج شود و سپس از مخرج خارج شود همچنین ریحی که به وسوسه شيطان باشد در صورتی که علم نداشته باشد که ريح معده است ناقص وضو نيست.

در جلسه قبل گذشت که دو عنوان: (صوت و ریح) در صحیحه زراره «لَا يُوجِبُ الْوُضُوءَ إِلَّا غَائِطٌ أَوْ بَوْلٌ أَوْ ضَرْطَةٌ تَسْمَعُ صَوْتَهَا أَوْ فَسْوَةٌ تَجِدُ رِيحَهَا.»[3] موضوعیت ندارد بلکه طریق برای شناخت بادی است که ناقض وضو است. ذکر این دو عنوان برای رفع اشتباه از موارد مشتبه است مثل بادی که در حال تنقیه ایجاد می‌شود یا بادی که بواسطه وسوسه شیطان احتمال خروج آن داده می‌شود. بنابراین اگر کسی کر باشد و هنگام خروج باد معده صدای آن را نشود یا کر بو باشد و بوی آن را استشمام نکند ولی بداند که آنچه خارج شده باد معده است در این صورت هم موجب نقض وضو می‌شود و به استناد روایت فوق نمی‌توان حکم به عدم نقض وضو نمود. شاهد بر این که دو عنوان ریح و صوت در صحیحه زراره؛ موضوعیت ندارد بلکه طریق برای شناخت بادی است که ناقض وضو است؛ روایاتی است که در مساله وارد شده است از جمله این روایات:

    1. صحیحه عمار ساباطی: وَ عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْفُخُ فِي دُبُرِ الْإِنْسَانِ حَتَّى يُخَيَّلَ إِلَيْهِ أَنَّهُ قَدْ خَرَجَ مِنْهُ رِيحٌ وَ لَا يَنْقُضُ الْوُضُوءَ إِلَّا رِيحٌ تَسْمَعُهَا أَوْ تَجِدُ رِيحَهَا.[4]

در این روایت امام برای رفع اشتباه بین ریحی که ناقض وضو است و بین ریحی که نفخه شیطان است این دو خصوصیت را ذکر نمودند. از این امر استفاده می‌شود که مورد صحیحه زراره اشتباه بین باد معده و غیر آن است. در حقیقت در موارد شک و اشتباه که نمی‌دانیم ناقض وضو هست یا خیر؛ مرجع دو وصف مزبور است نه این که این دو وصف در اصل ناقضیت وضو دخیل باشد به نحوی که اگر این دو وصف محقق نشود حکم به عدم نقض وضو کنیم ولو این که می‌دانیم ریح معده است. از روایات بعدی هم همین مطلب استفاده می‌شود.

    2. مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ لِلصَّادِقِ أَجِدُ الرِّيحَ فِي بَطْنِي حَتَّى أَظُنَّ أَنَّهَا قَدْ خَرَجَتْ فَقَالَ لَيْسَ عَلَيْكَ وُضُوءٌ حَتَّى تَسْمَعَ الصَّوْتَ أَوْ تَجِدَ الرِّيحَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ إِبْلِيسَ يَجْلِسُ بَيْنَ أَلْيَتَيِ الرَّجُلِ فَيُحْدِثُ لِيُشَكِّكَهُ.[5]

نکته: در کنگره جهانی که برای محقق اردبیلی برگزار شده بود درباره مستندات ایشان در حکم به عدم نجاست خمر تحقیق کردم ایشان در بین علمای امامیه تنها کسی است که حکم به عدم نجاست خمر نموده است. مستند فقهای امامیه بر نجاست خمر روایتی است از عبد الرَّحمن حجاج کیسانیّه. مرحوم اردبیلی طبق مبنایی که دارد در صحت این روایت به جهت وقوع عبد الرَّحمن حجاج کیسانیه در طریق آن تشکیک نموده است این در حالی است که در برخی از عبارات ایشان به روایاتی که در سند آن عبد الرَّحمن حجاج کیسانیه واقع شده؛ تمسک نموده است.

    3. عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَتَّكِئُ فِي الْمَسْجِدِ فَلَا يَدْرِي نَامَ أَمْ لَا هَلْ عَلَيْهِ وُضُوءٌ قَالَ إِذَا شَكَّ فَلَيْسَ عَلَيْهِ وُضُوءٌ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَكُونُ فِي الصَّلَاةِ فَيَعْلَمُ أَنَّ رِيحاً قَدْ خَرَجَتْ فَلَا يَجِدُ رِيحَهَا وَ لَا يَسْمَعُ صَوْتَهَا قَالَ يُعِيدُ الْوُضُوءَ وَ الصَّلَاةَ وَ لَا يَعْتَدُّ بِشَيْ‌ءٍ مِمَّا صَلَّى إِذَا عَلِمَ ذَلِكَ يَقِيناً.[6]

در این روایت راوی سوال نمود از کسی که بادی از او خارج شده و ریح و صدا نداشته ولی فرد می‌دانسته که ریح معده است: «سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَكُونُ فِي الصَّلَاةِ فَيَعْلَمُ أَنَّ رِيحاً قَدْ خَرَجَتْ فَلَا يَجِدُ رِيحَهَا وَ لَا يَسْمَعُ صَوْتَهَا» امام در جواب راوی صریحاً حکم به نقض وضو نمودند: «قَالَ يُعِيدُ الْوُضُوءَ» روایت بعدی نیز شاهد است بر این که دو علامت فوق تنها برای رفع اشتباه با سایر بادهای مربوط به بین الالتین است.

    4. وَ رَوَى الْمُحَقِّقُ فِي الْمُعْتَبَرِ عَنْهُ قَالَ: إِذَا وَجَدَ أَحَدُكُمْ فِي بَطْنِهِ شَيْئاً فَأَشْكَلَ عَلَيْهِ أَ خَرَجَ مِنْهُ شَيْ‌ءٌ أَمْ لَا لَمْ يَخْرُجْ مِنَ الْمَسْجِدِ حَتَّى يَسْمَعَ صَوْتاً أَوْ يَجِدَ رِيحاً. [7]

الرابع: النوم مطلقا و إن كان في حال المشي إذا غلب على القلب و السمع و البصر[8] فلا تنقض الخفقة إذا لم تصل إلى الحد المذكور. چهارم از نواقض وضو خوابیدن است در هر حالی که باشد، حتى در حال راه رفتن به شرط اين كه غالب باشد بر حواس، به طوری كه نه بيند و نه بشنود و نه قلب درک نکند. پس چرت زدن تنها اگر به حد مزبور نرسد موجب نقض وضو نمی‌شود.

چهارم از نواقض وضو خواب است. خواب در صورتی موجب نقض وضو می‌شود که فعالیت روح به طور کلی از بین برود به طوری که چشم نبیند و گوش نشنود و قلب هم درک نکند. در این جهت فرقی نیست که در حال درازکش باشد یا در حال راه رفتن یا در حال نشستن چه آنکه دیده شده برخی حتی در حال خواب هم راه می‌روند مثل ساربان شتر که در حال خواب افسار شتر را گرفته و راه می‌رود.

در ناقضیت خواب بر وضو بین امامیه فی‌الجمله اختلافی نیست. مساله تقریبا اجماعی است. در بین امامیه تنها به مرحوم شیخ صدوق و پدر ایشان علی بن بابویه نسبت داده شده که آن دو بزرگوار خوابی را که در حال نشستن باشد ناقض وضو نمی‌دانند ولی اگر در حال دراز کش باشد ناقض وضو می‌دانند. این قول به اوزاعی از اهل سنت هم نسبت داده شده است.[9] سوال این است که آیا خواب در همه احوال نشستن و خوابیدن و راه رفتن موجب نقض وضو می‌شود یا خیر تنها در بعض احوال موجب نقض وضو می‌شود؟ باید ببینیم از روایات چه استفاده می‌شود.

اما درباره نسبتی که به مرحوم شیخ صدوق داده شده؛ مرحوم استاد حلی در درس می‌فرمود: پسر مرحوم شیخ صدوق که کتاب فقهی هم نوشته است در مورد خواب به ضرس قاطع حکم به ناقضیت وضو نموده و این حکم را به شیعیان نسبت داده است. از این تعبیر استفاده می‌شود که در نظر ایشان حکم مزبور اجماعی بوده است اگر نسبت مزبور به مرحوم شیخ صدوق و ابن بابویه درست می‌بود حتما ایشان متعرض کلام پدر و جدش می‌شد با توجه به این که ابن بابویه از اعلام شیعه بوده و مرحوم شیخ طوسی و بسیاری از فقهاء در موارد فقدان نص به متن کتاب ایشان که برگرفته از روایات بود استناد می‌کردند.

عبارت مرحوم شیخ صدوق: و لا ينقض وضوؤك إلا من أربعة أشياء: من بول، أو غائط، أو ريح، أو مني، و ما سوى ذلك من

القيء، و القَلس ترش کردن ، و القبلة، و الحجامة، و الرعاف، و الوذي، و المذي، فليس فيه إعادة وضوء.[10]

عبارت دیگر مرحوم شیخ صدوق: و لا تتوضأ إن نمت و أنت جالس في الصلاة، فإن العين قد تنام بعبد و الاذن تسمع، فإذا سمعت الاذن فلا بأس، إنما الوضوء مما وجدت ريحه، أو سمعت صوته. [11]

ان قلت: علاوه بر این که از کلام مرحوم شیخ صدوق برداشت می‌شود که خواب در حال نشستن ناقض وضو نیست ایشان روایتی را در من لا یحضره الفقیه نقل نموده که از آن استفاده می‌شود که خواب در حال جلوس موجب نقض وضو نمی‌شود حال با توجه به این که در اول کتاب «من لا یحضره الفقیه» فرموده آنچه در این کتاب نقل کرده‌ام حجت بین من و خداوند است پس معلوم می‌شود که فتوای ایشان هم همین بوده است.

در جواب گفته‌اند: درست است که این روایت در کتاب ایشان آمده و توثیق عام هم از ایشان نقل شده است ولی معروف است که می‌گویند: کلام اللیل یمحوه النهار با توجه به این امر احتمالا غفلتا متعرض این روایت شده است. اما روایاتی که حکم به نقض وضو در حال خوابیدن نموده است:

    1. صحیحه زراره: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ يَنَامُ وَ هُوَ عَلَى وُضُوءٍ أَ تُوجِبُ الْخَفْقَةُ وَ الْخَفْقَتَانِ عَلَيْهِ الْوُضُوءَ فَقَالَ يَا زُرَارَةُ قَدْ تَنَامُ الْعَيْنُ وَ لَا يَنَامُ الْقَلْبُ وَ الْأُذُنُ فَإِذَا نَامَتِ الْعَيْنُ وَ الْأُذُنُ وَ الْقَلْبُ وَجَبَ الْوُضُوءُ قُلْتُ فَإِنْ حُرِّكَ إِلَى‌جَنْبِهِ شَيْ‌ءٌ وَ لَمْ يَعْلَمْ بِهِ قَالَ لَا حَتَّى يَسْتَيْقِنَ أَنَّهُ قَدْ نَامَ حَتَّى يَجِي‌ءَ مِنْ ذَلِكَ أَمْرٌ بَيِّنٌ وَ إِلَّا فَإِنَّهُ عَلَى يَقِينٍ مِنْ وُضُوئِهِ وَ لَا تَنْقُضِ الْيَقِينَ أَبَداً بِالشَّكِّ وَ إِنَّمَا تَنْقُضُهُ بِيَقِينٍ آخَرَ. [12]

از این روایات استفاده می‌شود که چرت زدن یا بسته بودن چشم‌ها و همچنین نشنیدن صدا صرفاً موجب نقض وضو نمی‌شود بلکه باید علاوه بر آن دو قلب هم درک نکند که اطراف او چه می‌گذرد چنین خوابی موجب بطلان وضو می‌شود معمولا از کار افتادن گوش نزدیک‌تر به خواب اصلی است نسبت به از کار افتادن چشم ولی به هر حال میزان اصلی در نومِ مبطلِ وضو؛ خوابیدن قلب است به این مضمون «مَنْ وَجَدَ طَعْمَ النَّوْمِ» در روایات متعدد ذکر شده است.درود خدا بر زراره؛ نقل شده که جمیل بن دراج، سجده‌های طولانی می‌کرد. برخی از دوستان به جهت ترس از این که کثرت سجده موجب نابینایی او نشود به او تذکر دادند.او در جواب گفت: من کجا و سجده‌های طولانی حریز کجا! چه کسی می‌تواند به ‌اندازه او سجده کند! عده‌ای به حریز

مراجعه کردند. او هم در جواب گفت: من کجا و سجده‌های طولانی زراره کجا!؟ [13]

نقل شده زراره پیوسته در کمر بندش دوات و قلمی داشت و شنیده‌های خود را می‌نوشت. در جایی از امامسوال کرد درباره وقت نماز ظهر و عصر و سه بار این سوال را تکرار کرد ولی امام به جهاتی جواب ندادند. زراره عرض کرد: علینا السوال و لیس علیکم الجواب. امام بعد از طریق عمر بن حنظله جواب زراره را بیان نمودند. از بین اصحاب اجماع زراره اعلم و افقه در بین شش نفری است که از امام باقر و امام صادق نقل حدیث نموده‌اند.

    2. مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ وَ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا قَالَ: لَا يَنْقُضُ الْوُضُوءَ إِلَّا مَا خَرَجَ مِنْ طَرَفَيْكَ أَوِ النَّوْمُ.[14]

    3. وَ عَنِ الْمُفِيدِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالا سَأَلْنَا الرِّضَا عَنِ الرَّجُلِ يَنَامُ عَلَى‌ دَابَّتِهِ فَقَالَ إِذَا ذَهَبَ النَّوْمُ بِالْعَقْلِ فَلْيُعِدِ الْوُضُوءَ. [15]

    4. وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ وَ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ عَوَّاضٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ مَنْ نَامَ وَ هُوَ رَاكِعٌ أَوْ سَاجِدٌ أَوْ مَاشٍ عَلَى أَيِّ الْحَالاتِ فَعَلَيْهِ الْوُضُوءُ.[16]

    5. وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ قُولَوَيْهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: لَا يَنْقُضُ الْوُضُوءَ إِلَّا حَدَثٌ وَ النَّوْمُ حَدَثٌ. [17]

    6. وَ عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْخَفْقَةِ وَ الْخَفْقَتَيْنِ فَقَالَ مَا أَدْرِي مَا الْخَفْقَةِ وَ الْخَفْقَتَيْنِ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ بَلِ الْإِنْسٰانُ عَلىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ إِنَّ عَلِيّاً ع كَانَ يَقُولُ مَنْ وَجَدَ

طَعْمَ النَّوْمِ فَإِنَّمَا أُوجِبَ عَلَيْهِ الْوُضُوءُ.[18]

 


[1] الخوئي: الاعتبار في النقض إنّما هو بصدق أحد العنوانين المعهودين‌.
[2] الگلپايگاني: أو الأمعاء‌.
[8] مكارم الشيرازي: و المعتبر غلبته على العقل بحيث لا يفهم؛ و السمع و البصر طريقان إليه، فإذا ذهب الإحساس بها ذهب العقل و نام الدماغ. و المستفاد من غير واحد من الأخبار أنّه بنفسه ليس بناقض، بل من جهة استرخاء الأعضاء و غلبة خروج الحدث أو إمكانه؛ و لعلّ الظاهر أنّه من قبيل الحكمة لا العلّة، فلا يدور الأمر مداره عدماً، كما أنّ الظاهر أنّ المقام من قبيل تقديم الظاهر على الأصل‌.
[9] المحلى ج1 ص222اقوال اهل سنت در ناقضیت و عدم ناقضیت وضو: .«الأول»: ان نوم الجالس لا ينقض الوضوء على اى حال كان.حكى ذلك عن أبي موسى الأشعري و سعيد بن المسيب و أبي مجاز (مجاز) و حميد‌ الأعرج و شعبة. «الثاني»: ان النوم ينقض الوضوء بكل حال و هو مذهب الحسن البصري و المزني و أبو عبيد و القاسم بن سلام و إسحاق بن راهويه و هو قول غريب للشافعي قال ابن المنذر و به أقول و روى معناه عن ابن عباس و انس و أبي هريرة. «الثالث»: ان كثير النوم ينقض بكل حال و قليله لا ينقض بحال و هو مذهب الزهري و ربيعة و الأوزاعي و مالك و احمد في إحدى الروايتين عنه. «الرابع»: إذا نام على هيئة من هيئات المصلي كالراكع و الساجد و القائم و القاعد لا ينتقض وضوءه سواء كان في الصلاة أو لم يكن و ان نام مضطجعا أو مستلقيا على قفاه انتقض. و هذا مذهب أبي حنيفة و داود و قول للشافعي غريب. «الخامس»: لا ينقض إلا نوم الراكع و الساجد روي هذا عن احمد بن حنبل. «السادس»: لا ينقض إلا نوم الساجد روي أيضا عن احمد. «السابع» لا ينقض النوم في الصلاة بكل حال و ينقض خارج الصلاة و هو قول ضعيف للشافعي. «الثامن»: إذا نام جالسا ممكنا مقعدته من الأرض لم ينتقض و إلا انتقض سواء قل أو كثر و سواء كان في الصلاة أو خارجها و هو مذهب الشافعي. هامش التنقيح في شرح العروة الوثقى، ج3، ص: 480‌
[13] کثرت عبادات بزرگان موجب غرور آنان نمی‌شد. آنان عبادات خود را ناچیز شمرده و در امور معنوی خود را با بالاتر از خود مقایسه می‌نمودند. امام صادق می‌فرماید: رَأَیْتُ اَلْمَعْرُوفَ لاَیَصْلُحُ إِلاَّ بِثَلاَثِ خِصَالٍ: تَصْغِیرِهِ وَ سَتْرِهِ وَ تَعْجِیلِهِ. نقل شده روزی امام باقر خدمت پدر بزرگوارش امام زین العابدین رسید و احساس کرد که آن حضرت خیلی در عبارت رنجور شده و در عبادت به جایی رسیده که أحدی به آن مرحله نرسیده است. صورت مبارک آن حضرت از شب زنده‌داری زرد شده و چشم‌هایش از گریه سرخ گردیده و پیشانیش پینه بسته و دو ساق پایش از کثرت ایستادن در نماز ورم کرده است. حضرت باقر چون پدر را در این حال دید دیگر نتوانست خودداری کند و به گریه افتاد. امام زین العابدین چون دید که فرزندش گریه می‌کند، رو به آن حضرت کرد و فرمود: فرزندم! یکی از نوشته‌هایی را که عبادات امیرالمؤمنین علی در آن نوشته شده بیاور. حضرت نوشته را تقدیم کرد. پدر کمی از آن را خواند سپس با افسوس نوشته را بر زمین گذاشت و فرمود: چه کسی می‌تواند همانند علی‌بن‌ابیطالب . عبادت کند. بحار الأنوار، ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي: ج46، ص74
logo