1404/03/04
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی احتمالات ثلاثه/ بررسی حکم عدم امکان تحفّظ رطوبت دست برای مسح/طهارت
العروة مساله 31: لو لم يمكن حفظ الرطوبة في الماسح من جهة الحرّ في الهواء أو حرارة البدن أو نحو ذلك و لو باستعمال ماء كثير بحيث كلّما أعاد الوضوء لم ينفع فالأقوى جواز المسح بالماء الجديد و الأحوط المسح باليد اليابسة ثمّ بالماء الجديد ثمّ التيمّم أيضاً.
موضوع: طهارت/ بررسی حکم عدم امکان تحفّظ رطوبت دست برای مسح/ بررسی احتمالات ثلاثه
بحث در این بود که اگر به جهت گرمای شدید هوا یا گرمای بدن، نگهداشتن رطوبت دست به هیچ عنوان ممکن نباشد ولو با تکرار وضو، و اخذ رطوبت از اعضاء ديگر وضو هم ممکن نباشد، در اینجا وظیفه چیست؟ در جلسه قبل ادله کسانی که حکم به مسح بدون رطوبت دست کرده بودند بررسی شد و در تمام ادله مطرح مناقشه کردیم.
احتمال دوم آن است که باید دست خود را با آب خارج وضو مرطوب کند و سپس سر و پاها را مسح کند این وضوی ناقص به منزله وضوی تام است و فرد میتواند با همین وضوی ناقص نماز و سایر اعمال مشروط به طهارت را انجام دهد. مرحوم سید ماتن به تبع جمعی از فقها همین قول را اختیار نموده است در بحث امروز مستندات قول به لزوم اخذ رطوبت خارج وضو را بررسی میکنیم:
دلیل اول: تمسک به قاعده میسور است بسیاری از فقها در این قاعده سندا و دلالتا اشکال کردهاند بحث از آن مفصلا گذشت و گفتیم مستند آن ضعیف است و روایت عبد الاعلی هم بر فرص تمامیت سند تنها دلالت بر سلب مباشرت ید مرطوب یا بشره مجروح دارد به دلیل نفی حرج، در این روایت خصوص مباشرت حرجی رفع شده است و این دخلی به ما نحن فیه ندارد و نمیتوان از آن استفاده بدلیت آب خارج وصو از رطوبت دست را نمود.
دلیل دوم: اصحاب امامیه مسح با آب خارج را به عنوان یکی از مسوغات تيمم ذکر ننمودهاند. از این امر کشف میشود که وظیفه فرد در فرض مساله مرطوب کردن دست با آب خارج وضو و یا مسح بدون رطوبت دست است. بعلاوه طبق آیه شریفه: «إِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا» تیمم بدل از وضو است و تنها برای کسی مشروع است که تمکن از استعمال آب عقلا و شرعا ندارد. عدم تمکن شرعی بدین معنی ایت که آب موجود است ولی به جهت ضرر داشتن بر بدن استعمال آن شرعا جائز نیست. در این صورت طبق آیه شریفه، وظیفه منتقل به تیمم میشود. لکن در ما نحن فیه موضوع تیمم محقق نشده تا تیمم جائز باشد زیرا فرض آن است که فرد واجد الماء است و تمکن از استعمال شرعی آب هم دارد بدین معنی که استعمال آب برای او ضرری ندارد بنابراین موضوع تیمم محقق نیست و چون وضوی تام بر او مقدور نیست وظیفه او منتقل به وضوی ناقص و بدون رطوبت دست یا وضو با رطوبت خارج از اعضای وضو میشود.
جواب مرحوم استاد حکیم: این که در کتب فقهی خشک شدن رطوبت دست به عنوان یکی از مسوغات تیمم ذکر نشده از این امر نمیتوان استفاده کرد که مسح بدون رطوبت دست و یا مسح با رطوبت خارج وضو، صحیح و مشروع است و از آن استفاده کرد که تیمم مشروعیت ندارد زیرا مشروعیت تیمم را میتوان از اطلاق کلمات اصحاب بدست آورد که به نحو مطلق حکم به وجوب تیمم در فرض عجز از وضو نمودهاند. از ظاهر این کلام بر میآید که فرد اگر قادر بر وضوی تام نباشد وظیفه او منتقل به تیمم میشود ضمن این که عدم ذکر این مورد از مسوغات تیمم، نمیتواند دلیل بر این باشد که وظیفه مسح بدون رطوبت دست و یا مسح با رطوبت خارج وضو است زیرا بین این دو ملازمهای نیست چه آن که در کلمات اصحاب اگر چه به صورت مطلق وارد شده که عند العجز عن الوضوء تیمم واجب است و وضوی ناقص در بسیاری از موارد مثل اخذ نداوة از سایر اعضاء وضو مانند لحیه و اشفار العینین یا مسح بالذراع به منزله وضوی تام محسوب شده است و وظیفه منتقل به تیمم نمیشود ولی در ما نحن فیه که رطوبتی در اعضای وضو باقی نمانده و یک جزء وضو که مسح سر و رجلین با رطوبت دست باشد غیر مقدور است نمیتوان آن را قیاس کرد به موردی که وضوی ناقض به منزله وضوی تام قرار گرفته مثل موارد فوق، چه آن که دلیلی نداریم بر این که مقام ما مثل مواردی است که نص بر کفایت وضوی ناقص وارد شده است قیاس این دو با هم ناشی از توهم مماثلت بین آن دو است.
دلیل سوم: برخی از باب علم اجمالی حکم به لزوم مسح با آب خارج وضو کردهاند به این بیان که در ما نحن فیه علم اجمالی به لزوم تحصیل طهارت داریم زیرا نماز که در هیچ حالتی ساقط نمیشود نماز بدون طهارت هم که طبق روایات صحیح نیست زیرا فرمود: «لا صلوه الا بطهور» اگر این طور باشد امر دائر است بین لزوم تیمم یا مسح با آب خارج وضو، حال چون اصل تکلیف ثابت است و با اتیان یکی از آن دو شک در فراغ ذمه داریم اشتغال یقینی مستدعی فراغ یقینی است پس بر این فرد لازم است علاوه بر تیمم مسح با آب خاج وضو هم انجام دهد.
در جواب گفتهاند: ادله اشتراط مسح با رطوبت دست و ممنوعیت مرطوب کردن دست با آب خارج وضو، کافی در عدم مشروعیت وضوی ناقض است از این جهت مرطوب کردن دست با آب خارج وضو نمیتواند طرف علم اجمالی واقع شود. مرحوم استاد خویی میفرماید: قدر مسلم وظیفه فرد تیمم است زیرا در بعض روایات منع از مسح با رطوبت خارح وضو شده و در بعض روایات هم مسح با رطوبت وضو شرط شده است پس مسح بدون رطوبت و مسح با آب خارج صحیح نیست. از طرفی آیه وضو: «إِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا» تفسیر شده به عدم امکان وضوی تام و بعد از این که فرد قادر بر استعمال آب برای مسح سر و رجلین نیست وظیفه فرد منتقل به تیمم میشود زیرا عدم امکان استعمال آب میتواند به جهت این باشد که آب برای بخشی از وضو حتی برای مسح ممکن نیست پس اگر مسح سر و رجلین ممکن نباشد وظیفه فرد منتقل به تیمم میشود و الحمد لله و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.