1404/02/21
بسم الله الرحمن الرحیم
/بررسیاشکال مرحوم محقق همدانی در تقیید روایات بیایه به صحیحه زراره در لزوم تقدیم مسح پای راست بر پای چپ و بیان مرحوم استاد خویی در مساله/طهارت
موضوع: طهارت/ بررسی اشکال مرحوم محقق همدانی در تقیید روایات بیایه به صحیحه زراره در لزوم تقدیم مسح پای راست بر پای چپ و بیان مرحوم استاد خویی در مساله/
قال السید ره فی العروه: مسألة 25: لا إشكال في أنّه يعتبر أن يكون المسح بنداوة الوضوء، فلا يجوز المسح بماء جديد، و الأحوط[1] أن يكون بالنداوة الباقية في الكفّ،[2] فلا يضع يده بعد تماميّة الغسل على سائر أعضاء الوضوء، لئلّا يمتزج ما في الكفّ بما فيها، لكنّ الأقوى جواز ذلك[3] و كفاية كونه برطوبة الوضوء و إن كانت من سائر الأعضاء فلا يضرّ الامتزاج المزبور؛ هذا إذا كانت البلّة باقية في اليد، و أمّا لو جفّت فيجوز الأخذ من سائر الأعضاء[4] بلا إشكال، من غير ترتيب بينها على الأقوى و إن كان الأحوط تقديم اللحية و الحواجب على غيرهما من سائر الأعضاء؛ نعم الأحوط عدم أخذها ممّا خرج من اللحية عن حدّ الوجه كالمسترسل منها و لو كان في الكفّ ما يكفي الرأس فقط مسح به الرأس، ثمّ يأخذ للرجلين من سائرها على الأحوط، و إلّا فقد عرفت[5] أنّ الأقوى جواز الأخذ مطلقاً.
مرحوم سید در این مساله متذکر این امر شده که مسح سر و پاها بايد با رطوبت باقیمانده در اعضای وضو باشد و مسح با آب جديد جايز نيست. امامیه بر این امر اتفاق دارند که مسح رجلین و سر حتما باید با رطوبت اعضای وضو باشد بر خلاف عامه که مسح با آب خارج وضو را جائز میدانند. در بین فقهای شیعه تنها به مرحوم ابن جنید اسناد داده شده که مسح با آب خارج وضو جائز است البته نسبت ثابت نیست و در برخی از عبارات منقول از ایشان در فرض نبود رطوبت دست، حکم به جواز مسح با آب خارج وضو شده است.
مرحوم سید در ادامه میفرماید: احوط آن است كه در فرض مرطوب بودن دست با رطوبت باقیمانده در دست مسح رجلین و سر را انجام دهد و از اعضای دیگر وضو دست خود را مرطوب نکند. اگر چه اقوی جواز این امر است مطلقاً. «چه دست فاقد رطوبت باشد یا نباشد» احتیاط مزبور در جایی است که دست مرطوب باشد ولی اگر رطوبت دست خشک شده باشد، بلا اشکال مرطوبت کردن دست از اعضای دیگر وضو مانعی ندارد و رعایت ترتیب هم در آنها لازم نیست پس میتواند از رطوبت موجود در محاسن یا مژهها و یا ابروها دست خود را مرطوب کند اگر چه احوط مقدم داشتن محاسن و ابروها است بر ساير اعضاء و در فرض نبود رطوبت در آنها دست خود را از اعضای دیگر مرطوب کند. احوط آن است که از آن مقدار از محاسن که از حد وجه خارج است، دست خود را مرطوب نکند. اگر رطوبت كف دست تنها برای مسح سر كافى باشد ابتدا باید با رطوبت دست، سر خود را مسح كند و سپس براى مسح پاها دست خود را از اعضای
دیگر وضو مرطوب کند علی الاحوط.
سوال این است که آیا با وجود رطوبت در دستها و کفایت آن در مسح سر و رجلین میتوان برای مزید رطوبت دست از اعضای دیگر وضو دست خود را مرطوب کرد یا این که جواز گرفتن رطوبت از اعضای وضو تنها در فرضی است که در دست رطوبتی برای مسح سر و رجلین باقی نمانده باشد؟
مشهور فقها معتقدند که با وجود رطوبت در دستها و کفایت آن در مسح سر و رجلین جائز نیست از اعضای دیگر وضو مثل محاسن و پلکها و ابروها دست خود را مرطوب کند تنها در فرض خشک بودن دست از رطوبت، این امر جائز است. لکن مرحوم سید ماتن مطلقا حکم به جواز مرطوب کردن دست از اعضای دیگر وضو نموده است ولو در فرض کفایت رطوبت دست برای مسح. بنده از سال 1329 تا سال 1236 در مدرسه سلیمانی ساکن بودم و بسیاری از درسها را در مدرسه نواب میخواندم به یاد دارم که در مدرسه دو حوض آب بود یکی بزرگ و دیگری کوچک. طلاب مدرسه معمولا در حوض کوچک مدرسه وضو میگرفتند. برخی از طلاب گاه با این که دستشان مرطوب بود برای مزید رطوبت دست از محاسن یا اعضا دیگر وضو، دست خود را مرطوب میکردند و مسح سر و پاها را انجام میدادند آن موقع توجه به این امر نداشتم که چنین کاری در فرض مرطوب بودن دست طبق نظر برخی از فقها جائز نیست تا به آنان تذکر دهم و یا شاید به جهت این که آنان از اساتید و بزرگان بودند شرم داشتم که به آنان تذکر دهم. مساله اختلافی است جمعی از فقها من جمله مرحوم سید ماتن این امر را جائز میدانند ولی اکثر فقها معتقدند مادامی که رطوبت در دست وجود دارد نمیتوان از رطوبت سایر اعضای وضو دست را مرطوب کرد، جواز مرطوب کردن دست تنها در فرضی است که دست فاقد رطوبت باشد.
باید ببینیم از روایات باب خصوصا روایات بیانیه چه برداشت میشود. آیه شریفه و برخی از روایات بیانیه در این جهت اطلاق دارند و در آنها قید نشده که حتما مسح سر و پاها باید با رطوبت کف دست باشد در مقابل در بعض روایات تصریح شده که مسح سر و رجلین باید با رطوبت باقیمانده در دست باشد سوال این است که جمع بین این دو دسته روایات چیست؟
مرحوم آیة الله آسید محمود شاهرودی میفرمود: آیة الله آسید ابوالحسن اصفهانی در بخش عبادات اعلم از مرحوم میرزای نائینی بودند. ایشان فقیه متبحری بودند از این جهت که با روایات سر و کار زیادی داشتند و استعداد عجیبی در فهم روایات و جمع بین روایات داشتند به عکس مرحوم میرزای نائینی که در علم اصول صاحب نظرات قوی بودند و در اصول اعلم از مرحوم آسید ابوالحسن بودند.
در بحث امروز در صدد هستیم روایات باب ۱۵ از ابواب وضو را بررسی کنیم و ببینیم از مجموع این روایات چه استفاده میشود آیا از این روایات میتوان استفاده کرد که با وجود رطوبت در دست، گرفتن رطوبت از اعضای دیگر وضو جائز است یا خیر؟ بعد از آن که این امر در بین فقهای امامیه مسلّم است که مسح با بلل خارج وضو جائز نیست بر خلاف سنیها که به جهت فاصله گرفتن از فرمایشات اوصیاء رسولخدا از احکام واقعی اسلام فاصله گرفتهاند و بدین جهت اعمالشان پذیرفته نیست همانطور که ائمه در روایات متذکر این امر شدهاند: «لو أنّ عبداً عبد اللّٰه بين الصفا و المروة ألف عام حتّى يصير كالشنّ البالي ثمّ لم يدرك محبّتنا أكبّه اللّٰه علىٰ منخريه في النار» سزاوار است که سپاسگذار این نعمت عظیم ولایت باشیم «الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا هدانا الله.»
در مقام اگر چه روایاتی وارد شده که در آنها مسح با آب خارج وضو جائز شمرده شده لکن این روایات به اتفاق شیعه حمل بر تقیه میشوند مثل صحیحه معمر بن خلّاد: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ أَ يُجْزِي الرَّجُلَ أَنْ يَمْسَحَ قَدَمَيْهِ بِفَضْلِ رَأْسِهِ؟ فَقَالَ بِرَأْسِهِ لَا. فَقُلْتُ أَ بِمَاءٍ جَدِيدٍ؟ فَقَالَ بِرَأْسِهِ نَعَمْ.[6] و نیز روايت جعفر ابن أبيعمارة: سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ أَمْسَحُ رَأْسِي بِبَلَلِ يَدِي قَالَ خُذْ لِرَأْسِكَ مَاءً جَدِيداً.[7] در مقابل این دو روایت در مقام رویات متعددی وارد شده که مفاد آن لزوم مسح سر با رطوبت باقیمانده در دست یا رطوبت باقیمانده در اعضای وضو است و از آنها استفاده میشود که مسح با آب خارج وضو جائز نیست.
روایات در این جهت به چند طائفه تقسیم میشوند: طائفه اول: روایات بیانیه است که امام در مقام حکایت وضوی رسول الله با آب باقیمانده در دست، سر و پاهای مبارک خود را مسح نمودند. مثل صحيحة زرارة و بكير:«ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثْ لَهُمَا مَاءً جَدِيداً»[8] طائفه دوم: روایاتی است که در آنها راوی تعمّدا تصریح کرده به این که امام با رطوبت باقیمانده در دست مسح نمودند نه رطوبت جدید. کأنّ این امر برای راوی مسلّم بوده که مسح با آب خارج وضو صحیح نیست مثل این که فرمود: «ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ إِلَى الْكَعْبَيْنِ بِفَضْلِ كَفَّيْهِ لَمْ يُجَدِّدْ مَاءً»[9] طائفه سوم: روایاتی است که در خصوص ناسی مسح وارد شده است. در این روایات امر شده به این که در فرض خشک بودن رطوبت دست، از محاسن یا ابروها و یا مژههای خود رطوبت دست را بگیرد و در فرض نبود رطوبت در آنها وضوی خود را اعاده کند. از این روایات هم استفاده میشود که مسح سر حتما باید با رطوبت دست و در فرض نبود آن با رطوبت اعضای وضو باشد و در فرض نبود رطوبت در آنها وضوی خود را اعاده کند از جمله این روایات، روایت حماد است: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ يَنْسَى مَسْحَ رَأْسِهِ وَ هُوَ فِي الصَّلَاةِ قَالَ إِنْ كَانَ فِي لِحْيَتِهِ بَلَلٌ فَلْيَمْسَحْ بِهِ قُلْتُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ لِحْيَةٌ قَالَ يَمْسَحُ مِنْ حَاجِبَيْهِ أَوْ مِنْ أَشْفَارِ عَيْنَيْهِ.[10]
مرکز بحث در جایی است که دست فرد مرطوب است و رطوبت آن برای مسح رجلین و سر کافی است در این فرض سوال این است که آیا گرفتن رطوبت از اعضای دیگر وضو جائز است یا خیر؟ مفاد روایات چیست؟ آیا از روایات میتوان استفاده کرد که در فرض مرطوب بودن دست جائز است از اعضای دیگر وضو دست را مرطوب کرد یا خیر؟ در بسیاری از روایات قید شده که باید مسح رجلین و سر با رطوبت باقیمانده در دست باشد از جمله این روایات:
وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ أَ لَا أَحْكِي لَكُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِفَقُلْنَا بَلَى فَدَعَا بِقَعْبٍ فِيهِ شَيْءٌ مِنْ مَاءٍ فَوَضَعَهُ بَيْنَ يَدَيْهِ ثُمَّ حَسَرَ عَنْ ذِرَاعَيْهِ ثُمَّ غَمَسَ فِيهِ كَفَّهُ الْيُمْنَى ثُمَّ قَالَ هَكَذَا إِذَا كَانَتِ الْكَفُّ طَاهِرَةً ثُمَّ غَرَفَ مِلْأَهَا مَاءً فَوَضَعَهَا عَلَى جَبِينِهِ ثُمَّ قَالَ بِسْمِ اللَّهِ وَ سَدَلَهُ «9» عَلَى أَطْرَافِ لِحْيَتِهِ ثُمَّ أَمَرَّ يَدَهُ عَلَى وَجْهِهِ وَ ظَاهِرِ جَبِينِهِ مَرَّةً وَاحِدَةً ثُمَّ غَمَسَ يَدَهُ الْيُسْرَى فَغَرَفَ بِهَا مِلْأَهَا ثُمَّ وَضَعَهُ عَلَى مِرْفَقِهِ الْيُمْنَى فَأَمَرَّ كَفَّهُ عَلَى سَاعِدِهِ حَتَّى جَرَى الْمَاءُ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِهِ ثُمَّ غَرَفَ بِيَمِينِهِ مِلْأَهَا فَوَضَعَهُ عَلَى مِرْفَقِهِ الْيُسْرَى فَأَمَرَّ كَفَّهُ عَلَى سَاعِدِهِ حَتَّى جَرَى الْمَاءُ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِهِ وَ مَسَحَ مُقَدَّمَ رَأْسِهِ وَ ظَهْرَ قَدَمَيْهِ بِبِلَّةِ يَسَارِهِ وَ بَقِيَّةِ بِلَّةِ يُمْنَاهُ. [11]
عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبَانٍ وَ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: حَكَى لَنَا أَبُو جَعْفَرٍ وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَدَعَا بِقَدَحٍ فَأَخَذَ كَفّاً مِنْ مَاءٍ فَأَسْدَلَهُ عَلَى وَجْهِهِ ثُمَّ مَسَحَ وَجْهَهُ مِنَ الْجَانِبَيْنِ جَمِيعاً ثُمَّ أَعَادَ يَدَهُ الْيُسْرَى فِي الْإِنَاءِ فَأَسْدَلَهَا عَلَى يَدِهِ الْيُمْنَى ثُمَّ مَسَحَ جَوَانِبَهَا ثُمَّ أَعَادَ الْيُمْنَى فِي الْإِنَاءِ فَصَبَّهَا عَلَى الْيُسْرَى ثُمَّ صَنَعَ بِهَا كَمَا صَنَعَ بِالْيُمْنَى ثُمَّ مَسَحَ بِمَا بَقِيَ فِي يَدِهِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ وَ لَمْ يُعِدْهُمَا فِي الْإِنَاءِ.[12]
وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ بُكَيْرٍ أَنَّهُمَا سَأَلَا أَبَا جَعْفَرٍ عَنْ وُضُوءِ رَسُولِ اللَّهِ فَدَعَا بِطَشْتٍ أَوْ تَوْرٍ فِيهِ مَاءٌ فَغَمَسَ يَدَهُ الْيُمْنَى فَغَرَفَ بِهَا غُرْفَةً فَصَبَّهَا عَلَى وَجْهِهِ فَغَسَلَ بِهَا وَجْهَهُ ثُمَّ غَمَسَ كَفَّهُ الْيُسْرَى فَغَرَفَ بِهَا غُرْفَةً فَأَفْرَغَ عَلَى ذِرَاعِهِ الْيُمْنَى فَغَسَلَ بِهَا ذِرَاعَهُ مِنَ الْمِرْفَقِ إِلَى الْكَفِّ لَا يَرُدُّهَا إِلَى الْمِرْفَقِ ثُمَّ غَمَسَ كَفَّهُ الْيُمْنَى فَأَفْرَغَ بِهَا عَلَى ذِرَاعِهِ الْيُسْرَى مِنَ الْمِرْفَقِ وَ صَنَعَ بِهَا مِثْلَ مَا صَنَعَ بِالْيُمْنَى ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثْ لَهُمَا.
وَ عَنِ الْمُفِيدِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُكَيْرٍ وَ زُرَارَةَ ابْنَيْ أَعْيَنَ أَنَّهُمَا سَأَلَا أَبَا جَعْفَرٍ عَنْ وُضُوءِ رَسُولِ اللَّهِفَدَعَا بِطَشْتٍ أَوْ بِتَوْرٍ فِيهِ مَاءٌ فَغَسَلَ كَفَّيْهِ ثُمَّ غَمَسَ كَفَّهُ الْيُمْنَى فِي التَّوْرِ فَغَسَلَ وَجْهَهُ بِهَا وَ اسْتَعَانَ بِيَدِهِ الْيُسْرَى بِكَفِّهِ عَلَى غَسْلِ وَجْهِهِ ثُمَّ غَمَسَ كَفَّهُ الْيُمْنَى فِي الْمَاءِ فَاغْتَرَفَ بِهَا مِنَ الْمَاءِ فَغَسَلَ يَدَهُ الْيُمْنَى مِنَ الْمِرْفَقِ إِلَى الْأَصَابِعِ لَا يَرُدُّ الْمَاءَ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ ثُمَّ غَمَسَ كَفَّهُ الْيُمْنَىفِي الْمَاءِ فَاغْتَرَفَ بِهَا مِنَ الْمَاءِ فَأَفْرَغَهُ عَلَى يَدِهِ الْيُسْرَى مِنَ الْمِرْفَقِ إِلَى الْكَفِّ لَا يَرُدُّ الْمَاءَ إِلَى الْمِرْفَقِ كَمَا صَنَعَ بِالْيُمْنَى ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ إِلَى الْكَعْبَيْنِ بِفَضْلِ كَفَّيْهِ لَمْ يُجَدِّدْ مَاءً.[13]
عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَالَ: لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيَّ يَا مُحَمَّدُ ادْنُ مِنْ صَادٍ فَاغْسِلْ مَسَاجِدَكَ وَ طَهِّرْهَا وَ صَلِّ لِرَبِّكَ فَدَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ صَادٍ وَ هُوَ مَاءٌ يَسِيلُ مِنْ سَاقِ الْعَرْشِ الْأَيْمَنِ فَتَلَقَّى رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَاءَ بِيَدِهِ الْيُمْنَى فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ صَارَ الْوُضُوءُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنِ اغْسِلْ وَجْهَكَ فَإِنَّكَ تَنْظُرُ إِلَى عَظَمَتِي ثُمَّ اغْسِلْ ذِرَاعَيْكَ الْيُمْنَى وَ الْيُسْرَى فَإِنَّكَ تَلَقَّى بِيَدَيْكَ كَلَامِي ثُمَّ امْسَحْ رَأْسَكَ بِفَضْلِ مَا بَقِيَ فِي يَدِكَ مِنَ الْمَاءِ وَ رِجْلَيْكَ إِلَى كَعْبَيْكَ فَإِنِّي أُبَارِكُ عَلَيْكَ وَ أُوطِئُكَ مَوْطِئاً لَمْ يَطَأْهُ أَحَدٌ غَيْرُكَ.[14]
اما کسانی که گفتهاند میتوان با فرض داشتن رطوبت دست از اعضای دیگر وضو رطوبت گرفت به عدهای از روایات تمسک نمودهاند که به نحو مطلق حکم به مسح سر و رجلین نموده است و قید رطوبت خصوص دست در آنها ذکر نشده است به قرینه این روایات مطلقه، روایات مقیده فوق را حمل بر استحباب نمودهاند. مثل صحيحة منصور: وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَمَّنْ نَسِيَ أَنْ يَمْسَحَ رَأْسَهُ حَتَّى قَامَ فِي الصَّلَاةِ قَالَ يَنْصَرِفُ وَ يَمْسَحُ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ.[15]
مرحوم استاد خویی در جواب میگوید: در برخی از روایات بیانیه امر به مسح با رطوبت دست شده است امر ظهور در وجوب دارد. این روایات را نمیتوان حمل بر استحباب نمود. این روایات میتواند مقید مطلقات باشد و بعد از تقیید از آنها استفاده میشود که مادامی که رطوبت در کف دست موجود است نوبت به رطوبت اعضای دیگر وضو نمیرسد. توضیح بیشتر در جلسه بعد ان شاء الله به عرض خواهد رسید.