« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد مصطفی اشرفی شاهرودی

1403/09/06

بسم الله الرحمن الرحیم

 وضو به قصد تجدید وضو/ بررسی وضوهای مستحب/طهارت

موضوع: طهارت/ بررسی وضوهای مستحب/ وضو به قصد تجدید وضو

المسألة الثانیه: الوضوء المستحبّ أقسام أحدها: ما يستحبّ في حال الحدث الأصغر، فيفيد الطهارة منه. الثاني: ما يستحبّ في حال الطهارة منه، كالوضوء التجديديّ. الثالث: ما هو مستحبّ في حال الحدث الأكبر، و هو لا يفيد طهارة و إنّما هو لرفع الكراهة أو لحدوث كمال في الفعل الّذي يأتي به، كوضوء الجنب للنوم و وضوء الحائض للذكر في مصلّاها. أمّا القسم الأوّل، فلُامور[1] :الأوّل: الصلوات المندوبة و هو شرط في صحّتها أيضاً. الثاني: الطواف المندوب و هو ما لا يكون جزءاً من حجّ أو عمرة و لو مندوبين و ليس شرطاً في صحّته؛ نعم هو شرط في صحّة صلاته. الثالث: التهيّؤ للصلاة في أوّل وقتها أو أوّل زمان إمكانها إذا لم يمكن إتيانها في أوّل الوقت و يعتبر أن يكون قريباً من الوقت أو زمان الإمكان بحيث يصدق عليه التهيّؤ[2] ‌ الرابع: دخول المساجد.

مرحوم سید فصلی را در رابطه با وضوهای مستحب گشوده و وضوهای مستحبی را به سه قسم تقسیم نموده است:

     قسم اول وضویی است كه در حال حدث اصغر مستحب است.

     قسم دوم وضویی است كه در حال طهارت مستحب است و آن وضوی تجديدى است.

     قسم سوم وضویی است كه در حال حدث اكبر مستحب است ولی مفيد طهارت نيست و تنها موجب رفع كراهت يا حدوث كمال می‌شود مثل وضوی فرد جنبی که قصد خوابيدن دارد و وضوی حائض جهت ذكر گفتن.

اما قسم اول كه در حال حدث اصغر مستحب است چند مورد است: اول: وضو برای نمازهای مستحب که شرط صحت آنها است. دوم: وضو برای طواف مستحبی كه جزء حج يا عمره نیست و شرط صحت نماز طواف است نه شرط صحت طواف. سوم: وضوی تهیئی منوط به این که قریب به وقت نماز باشد. چهارم و پنجم: وضو برای دخول در مساجد و دخول در مشاهده مشرفه. ششم: اعمال و مناسك حج غير از طواف و نماز آن. هفتم: وضو برای نماز میت. هشتم: وضو برای زيارت اهل قبور. نهم: وضو برای قرائت قرآن يا نوشتن يا حمل كردن و يا لمس كردن حواشى آن؛ دهم: وضو برای دعا كردن. يازدهم: وضو برای زيارت قبور ائمه معصومین اگر چه از دور باشد. دوازدهم: وضو برای سجده‌ شكر و سجده‌ تلاوت. سيزدهم: وضو برای اذان و اقامه؛ چهاردهم: وضو برای نزدیکی زوجین در شب زفاف. پانزدهم: وضو هنگام ورود مسافر بر اهل خود. شانزدهم: وضو برای خوابيدن. هفدهم: وضو برای مقاربت با همسر حامله. هيجدهم: وضو برای نشستن قاضى در مجلس قضاوت. نوزدهم: وضو به قصد طهارت. بيستم: وضو برای مس جلد یا ورق قرآن نه نوشتار آن. اما قسم سوم که در حال حدث اكبر مستحب است چند چيز است: اول: وضو براى زن حايض در وقت نمازهای یومیه به جهت ذكر خدا. دوم: وضو براى خوابيدن و خوردن و آشاميدن جنب و نزدیکی مجدد بعد از جنابت. سوم: وضو براى كسى كه مس ميت كرده و مى‌خواهد قبل از غسل؛ جماع كند. چهارم: وضو براى كسى كه ميت را غسل داده و مى‌خواهد قبل از غسل مس میت؛ ميت را دفن و كفن كند.

توضیح ذلک: مرحوم سید برای قسم اول «وضویی كه در حال حدث اصغر مستحب است» بیست مورد را ذکر نموده است: یکی از آنها وضو به قصد تهیّأ للصلوة قبل از دخول وقت نماز است که بحث آن مفصلا در جلسات قبل گذشت. یکی دیگر از آنها دخول در مساجد و دخول در مشاهده مشرفه «حرم مطهر امامان معصوم» است.

مرحوم حکیم در مستمسک تک‌تک موارد بیست‌گانه را با ذکر ادله و روایات آن بررسی نموده است. یکی از آنها وضو برای دخول در مسجد است که در خصوص آن روایتی هم وارد شده است. مرحوم حکیم بعد از ذکر روایت مزبور می‌گوید: درباره وضو برای دخول در مشاهد مشرّفه دلیلی بالخصوص وارد نشده است مگر روایاتی که مشاهد مشرفه را ملحق به مساجد نموده است سپس از مرحوم ابن حمزة نقل نموده که هر مکان شریفی ملحق به مساجد است و وضو برای دخول در آن مستحب است. مرحوم حکیم بعد از نقل مزبور می‌گوید: «انه اعلم بما قال» یعنی «العهده علی مدّعیه»[3] اما متن روایتی که از آن استحباب وضو برای دخول در مسجد را استفاده کرده‌اند:

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فِي الْمَجَالِسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَذَانِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُرَازِمِ بْنِ حَكِيمٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ أَنَّهُ قَالَ: عَلَيْكُمْ بِإِتْيَانِ الْمَسَاجِدِ فَإِنَّهَا بُيُوتُ اللَّهِ فِي‌الْأَرْضِ وَ مَنْ أَتَاهَا مُتَطَهِّراً طَهَّرَهُ اللَّهُ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ كُتِبَ مِنْ زُوَّارِهِ.[4]

مرحوم استاد خویی در دلالت روایت بر استحباب مناقشه نموده به این که: نهایت چیزی که از این روایت استفاده می‌شود آن است که داشتن وضو هنگام دخول در مسجد مستحب و مطلوب عندالشارع است. این امر می‌تواند بوسیله قصد کون علی الطهاره و غایات دیگری که استحباب آن ثابت است نیز محقق شود اما این که وضو به قصد دخول در مسجد بالخصوص مشروعیت دارد یا خیر؛ چنین چیزی از این روایت استفاده نمی‌شود.

سوال این است که آیا از این روایت می‌توان استفاده کرد که وضو برای دخول در مسجد یکی از غایات وضوی مستحبی است آیا می‌توان استحباب وضو برای این غایت را اسناد به حکم الله داده و بگوییم: همانطور که یکی از غایات وضو؛ نماز واجب و نماز مستحب است دخول در مسجد هم یکی از غایات وضو است. به طور کلی آیا موارد بیست‌گانه‌ای که مرحوم سید ذکر نموده همگی می‌توانند غایت برای وضو واقع شوند با این که دلیل قطعی بر استحباب برخی از این غایات نداریم به صرف این که در برخی از کتب فقهی ذکر شده است؟ خیر چنین کاری صحیح نیست با توجه به این که اسناد حکم استحبابی به خداوند هم مثل اسناد حکم واجب نیاز به دلیل قطعی دارد و بدون مستند شرعی اسناد آن به خداوند داخل در تشریع محرّم و مصداق آیه شریفه است: ﴿قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ﴾ در معنای بدعت گفته‌اند: «ادخال ما لم یعلم انه من الدین فی الدین» این مثل آن است که وضو بگیریم برای مصافحه یا معانقه با مسلمانان با این که مستند شرعی بر آن نداریم. قبول داریم که طهارت در هنگام دخول در مجلس فقه آل محمد و برای دخول در مسجد کار پسندیده‌ای است ولی حکم به استحباب وضو برای دخول در مسجد بالخصوص و اسناد آن به خداوند هم بالاخره نیاز به دلیل و حجّت شرعی دارد.

نقل شده که مرحوم آقا باقر بهبهانی در اواخر عمر شریف خود به مریضی آلزایمر مبتلی شده بود با آن مقام علمی‌که داشتند به جهت این که فقه ایشان تعطیل نشود لمعه تدریس می‌نمود. اتفاقا در جلسه درس ایشان، طلبه‌ای با حالت جنابت وارد شد. ایشان به مجرد ورود این فرد کتاب را بستند و درس را تعطیل کردند. بعد به طور خصوصی به ایشان فرمود: با حالت جنابت نباید در مجلس فقه آل محمد وارد شوی.

حال اگر کسی می‌خواهد در مجلس درس حاضر شود آیا می‌تواند برای چنین غایتی وضو بگیرد و آن را اسناد به خداوند بدهد در فرضی که دلیلی بر استحباب آن نداریم؟ خیر چنین کاری تشریع محرم است. برای این که دغدغه‌ای از جهت تشریع محرم در مواردی که استحباب آنها ثابت نیست؛ نداشته باشیم مرحوم استاد خویی راهکار خوبی را ارائه نموده است.

بیان مرحوم استاد خویی در مساله

در مواردی که مستند معتبر شرعی بر استحباب وضو برای آن غایت نداریم می‌توان به قصد حصول طهارت وضو گرفت زیرا به طور قطع می‌دانیم وضو به قصد طهارت طبق آیه شریفه: ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ﴾ مطلوب عندالشارع است و استحباب نفسی دارد. حتما لازم نیست به قصد دخول در مسجد یا دخول در مشاهد مشرفه... وضو بگیریم که مشروعیت وضو برای چنین غایاتی ثابت نیست بلکه می‌توانیم به قصد کون علی الطهاره و غایات دیگری که استحباب آنها ثابت شده وضو بگیریم. حال اگر وضو برای دخول در مسجد در واقع مستحب باشد با وضو به قصد طهارت هم آن هدف حاصل شده است چرا خودمان را به درد سر بیندازیم و غایتی را که فاقد امر است یا استحباب آن ثابت نیست قصد کنیم.

ضمن این که از روایات استفاده می‌شود که خود وضو یعنی غسلتین و مسحتین هم مطلوبیت نفسی دارد و مستحب است مثل این که فرمود: «الْوُضُوءِ نُورٌ» نیازی نیست که غایات دیگر و حتی حصول طهارت را قصد کنیم شاهد بر این که خود وضو هم بدون قصد طهارت مامور به است آن است که فقها در کتب فقهی وقتی متعرض طهارات ثلات شده‌اند؛ از طهارات ثلات همان وضو و غسل و تیمم را اراده نموده‌اند نه حالت معنوی حاصل از آنها را. ضمن این که ممکن است بگوییم: طهارت هم مثل ملکیت و زوجیت است که بعد از تلفظ الفاظ آنها؛ قهراً محقق می‌شوند و نیازی به چیز دیگری ندارند اگر اینطور باشد حتی طبق مبنای کسانی که طهارت معنوی را مطلوب می‌دانند باز هم آن حالت معنوی بعد از غسلتین و مسحتین قهرا حاصل می‌شود الا این که برای صحت عبادت چون قصد قربت لازم است می‌تواند در خود وضو قصد قربت کند و بنابر مبنای کسانی که معتقدند نفس وضو مطلوبیت نفسی ندارد و طهارت حاصل از آن مطلوب است؛ می‌تواند به قصد حصول طهارت وضو بگیرد و اگر به قصد طهارت وضو بگیرد می‌تواند کارهایی را که احتمال مطلوبیت وضو گرفتن برای آنها را می‌دهد انجام دهد و با همان وضو داخل در مسجد و مشاهد مشرفه شود و دخول با طهارت در مسجد حاصل شود و تشریعی هم لازم نمی‌آید.

وضوی تجدیدی

قال السید فی العروه: الثاني: ما يستحبّ في حال الطهارة منه، كالوضوء التجديديّ.

قسم دوم از وضوهای مستحبی وضوی تجديدى است بدین معنی که مستحب است تجدید وضو برای کسی که متطهر است به استناد روایاتی که به نحو مطلق حکم به تجدید وضو نموده است مثل مرسله مرحوم شیخ صدوق که فرمود: «أنَّ الْوُضُوءَ عَلَى الْوُضُوءِ نُورٌ عَلَى نُورٍ وَ مَنْ جَدَّدَ وُضُوءَهُ مِنْ غَيْرِ حَدَثٍ آخَرَ جَدَّدَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ تَوْبَتَهُ مِنْ غَيْرِ اسْتِغْفَارٍ‌»[5]

سوال این است که آیا می‌توان به نحو مطلق حکم به استحباب تجدید وضو نمود ولو برای کسی که تازه وضو گرفته و غایتی از غایات وضو را هم قصد نکرده است یا خیر؟ مرحوم سید بدون قید و شرط به نحو مطلق حکم به استحباب وضوی تجدیدی نموده است اگر چه به صورت مکرراً باشد و بدون فصل بین آنها و بدون قصد غایتی از غایات.

مرحوم شیخ حسین حلی شاگرد مرحوم نائینی و ملازم با ایشان بود. کسی مثل ایشان به مبانی مرحوم نائینی واقف نبود. ایشان از قول مرحوم نائینی نقل می‌کرد که وضوی تجدیدی مطلقا استحباب ندارد. استحباب آن در صورتی ثابت است که بین دو وضو یا قدری فاصله شده باشد و یا لااقل برای غایتی از غایات تجدید وضو کند مثل این که فرد قبلا برای نماز وضو داشته و قصد قرائت قرآن را دارد و برای آن غایت دوباره وضو بگیرد. در غیر این صورت دلیلی بر استحباب تکرار وضو به نحو مطلق نداریم بنابراین در فرضی که فرد تازه وضو گرفته و فاصله‌ چندانی هم نشده است اگر خواسته باشد بدون در نظر گرفتن غایت دیگر مجدد وضو بگیرد مشروعیت چنین وضویی ثابت نیست. مرحوم صدرالدین قمی هم همین قول را اختیار نموده است.

منشا اختلاف مزبور؛ اختلاف در روایات است. روایات در این جهت به سه دسته تقسیم می‌شوند: در برخی از روایات به نحو مطلق حکم به استحباب تجدید وضو شده است. مثل این که فرمود: «الْوُضُوءَ عَلَى الْوُضُوءِ نُورٌ عَلَى نُورٍ» و یا فرمود: «مَنْ جَدَّدَ وُضُوءَهُ لِغَيْرِ حَدَث جَدَّدَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ مِنْ غَيْرِ اسْتِغْفَارٍ» در دسته دیگر روایات حکم به تجدید وضو منوط به تحقق امر دیگری شده است مثل کسی که نماز مغرب را خوانده و با بقاء طهارت امر به تجدید وضو برای خواندن نماز عشاء شده است چنان که در روایت سماعه آمده است: «كُنْتُ عِنْدَ أَبِي‌الْحَسَنِ فَصَلَّى الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ بَيْنَ يَدَيَّ وَ جَلَسْتُ عِنْدَهُ حَتَّى حَضَرَتِ الْمَغْرِبُ فَدَعَا بِوَضُوءٍ فَتَوَضَّأَ لِلصَّلَاةِ ثُمَّ قَالَ لِي تَوَضَّ. فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَنَا عَلَى وُضُوءٍ. فَقَالَ وَ إِنْ كُنْتَ عَلَى وُضُوءٍ؛ إِنَّ مَنْ تَوَضَّأَ لِلْمَغْرِبِ كَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِكَ كَفَّارَةً لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ فِي يَوْمِهِ إِلَّا الْكَبَائِرَ در دسته سوم روایات حکم به عدم مشروعیت تجدید وضو شده است. باید بررسی کنیم و ببینیم مقتضای جمع بین این سه دسته روایات چیست. ان شاء ‌الله در جلسه بعدی متعرض روایات ثلاثه خواهیم شد.


[1] الامام الخميني: في بعضها مناقشة كاستحبابه للصلاة المندوبة و أمثالها، بل هو شرط لها بما هو عبادة. و في بعضها لم نجد دليلًا على الاستحباب، كدخول المشاهد و إن كان الاعتبار يوافقه، و كجلوس القاضي مجلس القضاء و كتكفين الميّت و كالاختصاص في التدفين بما ذكر‌.
[2] لو توضّأ بقصد الكون على الطهارة سلم من كلّ إشكال. (النائيني).الظاهر مشروعيّة الوضوء قبل وقت الصلاة و إن لم يكن واجباً، و رجحان الإتيان به قبل الوقت للقدرة على إتيان الصلاة في أوّل زمان الإمكان و إن كان الفصل بينهما طويلًا. (الحائري).على الأحوط الأولى. (الخوئي).
logo