1405/07/05
بسم الله الرحمن الرحیم
درمان ترشحات گوش و نسخه بخور مریم/ فقه و طب/طب اسلامی
موضوع: طب اسلامی/ فقه و طب/ درمان ترشحات گوش و نسخه بخور مریم
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
مرور مباحث گذشته درباره رازیانه
مباحثه ما در طب المعصومین، از کتاب «جامع احادیث الشیعه» تألیف آیتاللهالعظمی بروجردی است.
در روایت[1] دیروز عرض کردیم که «راضی» عربیِ معرب است؛ در عربی فصیح به آن «الشمار»، به فارسی «رازیانه»، به زبان اردو «صونف» و در انگلیسی «فِنِل» (Fennel) میگویند.
در طب سنتی نیز به آن «بادیان رومی» و «رازیانه رومی» اطلاق میشود. عصاره برگ تازه رازیانه مقوی بینایی است، نظیر خوردن هویج زرد رسیده و شیرین؛ همچنین مصرف صمغ رازیانه برای درمان آبمروارید مفید است، نظیر خوردن میوه قرهقات سیاه یا بیلبری (قرهقات الاسود).
درمان خروج چرک و خون از گوش
پرسش: در مباحثه امروز، شخصی میگوید: «آقا، از گوش من هم چرک میآید و هم خون میآید؛ چه کار کنم؟ به این مصیبت گرفتار شدهام؛ از گوشهایم هم چرک میآید و هم خون میآید، چه کار کنم؟»
پاسخ این پرسش، روایت از کتاب «طب الائمه» ابنا بسطام نیشابوری (عبدالله و حسین)، که کتابی در زمینه داروشناسی، داروهای مفرده، مرکبه و فارماکولوژی است. در همین کتاب، آمده است[2] :
«عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْأَجْلَحِ الْمُؤَذِّنُ قَالَ: حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْمُتَطَبِّبُ قَالَ: شَكَا رَجُلٌ مِنَ الْأَوْلِيَاءِ إِلَى بَعْضِهِمْ عَلَيْهِمُ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ...»؛ مردی از دوستان معصومین به محضر یکی از معصومین (علیهمالصلاةوالسلام) مراجعه کرد و از درد گوش شکایت نمود: «شَكَا رَجُلٌ مِنَ الْأَوْلِيَاءِ إِلَى بَعْضِهِمْ عَلَيْهِمُ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ وَجَعَ الْأُذُنِ وَ أَنَّهُ...» گوش من اینگونه است حاجآقا: «يَسِيلُ مِنْهُ قَيْحٌ وَ دَمٌ»؛ یعنی هم چرک میآید — غیر از جرم و ترشحات طبیعی گوش — هم چرک خارج میشود و هم خون میآید.
حضرت به او فرمود: یک پنیر سالم و کهنه که با جریان هوای سرد کاملاً خشک شده باشد تهیه کن. پس پنیر عتیق (جبن عتیق)، یعنی پنیر مانده اما سالمی که دچار کپک، قارچ یا آلودگی باکتریایی نباشد؛ پنیر سالمی که در جریان هوای سرد کاملاً خشک شده باشد. «خُذْ جُبْناً عَتِيقاً أَعْتَقَ مَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ فَدُقَّهُ دَقّاً نَاعِماً جَيِّداً»؛ پس این پنیر را به خوبی بکوب و کاملاً پودر و نرم کن.
در برخی نسخهها تقدم و تأخر وجود دارد؛ در نسخه طب الائمه ابتدا «جیداً» و سپس «ناعماً» آمده است و در نسخه کتاب جامع احادیث الشیعه، ابتدا «ناعماً» و بعد «جیداً» ثبت شده است.
سپس چه کار کن؟ از بانویی که به نوزادش شیر میدهد، با کسب اجازه از همسرش و خود آن بانو، مقداری شیر زن (لبن امرأه) بگیر؛ مقداری شیر از آن خانم بگیر. سپس این پودر پنیر خشک و سالم را با شیر زن مخلوط کن: «وَ اخْلِطْهُ بِلَبَنِ امْرَأَةٍ». بعد آن را روی شعلهپخشکن گاز قرار بده تا با حرارت ملایم اندکی گرم شود: «وَ سَخِّنْهُ بِنَارٍ لَيِّنَةٍ ثُمَّ صُبَّ مِنْهُ قَطَرَاتٍ فِي الْأُذُنِ».
در گوشی که چرک و خون میدهد، چند قطره از این داروی مرکب بچکانید: «ثُمَّ صُبَّ مِنْهُ قَطَرَاتٍ فِي الْأُذُنِ الَّتِي يَسِيلُ مِنْهَا، فَإِنَّهَا تَبْرَأُ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ».
در این صورت، ترشح گوش، چرک گوش و خونی که از گوش میآید، هر سه متوقف میشود، بدون آنکه پرده صماخ گوش آسیب ببیند یا فرد دچار سنگینی گوش یا ناشنوایی شود؛ یعنی پارگی پرده گوش نیز پیش نمیآید.
داروی مرکب بخور مریم و خواص درمانی آن
روایت بعدی مربوط به یک داروی مرکب برای «بخور مریم» است؛ بخور مریمی که در کتاب آمده است.
این روایت از طب الائمه علامه شُبّر... ببخشید، طب الائمه ابنا نیشابوریان است.
در کتاب طب الائمه ابنا بسطام نیشابوری (عبدالله و حسین) ، و در کتاب جامع احادیث الشیعه آمده است:
«مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ حَمَّادٍ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ أَنَّهُ وَصَفَ...»[3] [4] ؛ حضرت اینچنین بخور مریم را توصیف فرمودند: بخور مریم «لِأُمِّ وَلَدٍ لَهُ»، برای خانمی که کنیز بود و از این بنده خدای مؤمن فرزندی داشت (امولد؛ همان بحث استیلاد که در کتاب لمعتین خواندهایم).
«ذَكَرَ أَنَّهُ نَافِعٌ»؛ حضرت ذکر فرمود که بخور مریم نافع است: «لِكُلِّ شَيْءٍ مِنْ قِبَلِ الْأَرْوَاحِ»، یعنی برای هر مشکلی که از سوی ارواح خبیثه پدید آید و تعادل روانی، بهداشت روانی و امنیت روانی شخص را بر هم بزند.
بخور مریم برای شخصی که وضعیت روحی و روانی او بر هم ریخته، مفید است. «وَ ذَكَرَ أَنَّهُ نَافِعٌ لِكُلِّ شَيْءٍ مِنْ قِبَلِ الْأَرْوَاحِ: مِنَ الْمَسِّ...»؛ از جمله مسّ شیطان، «وَ الْخَبَلِ»، مانند فردی که دچار کمعقلی و اختلال حواس است، تمرکز ندارد و مشاعر او درست کار نمیکند (غیر از سفیه و ابله؛ خبل یعنی خِنگ و کمعقل)، «وَ الْجُنُونِ» که جنون هفتاد نوع دارد، «وَ الْمَصْرُوعِ»؛ ما پنجاه نوع تشنج داریم که برخی از آنها صرع است؛ باز خود صرع شامل صرع کودکان، صرع بزرگسالان یا صرع مقاوم به دارو است. «وَ الْأَخْذَةِ»؛ کسی که دچار طلسم یا جنزدگی شده و توسط جنی خبیث گرفتار گردیده است.
به خاطر دارید روایتی از کتاب «الاصول الستة عشر» به تحقیق ضیاءالدین محمودی که تقریباً یک صفحه از آن را برایتان خواندم، مبنی بر اینکه در خرابه و بیابان تنها نمانید؟ دستهای از جنیان شرور و تنومند هستند به نام اخذه.
اینها رمان، لطیفه یا داستان نیست، بلکه واقعیت دارد؛ توجه فرمودید؟ گاهی مشاهده میکنید شخصی ناپدید میشود و آن جن او را میرباید؛ البته ذکر شرعی وجود دارد که اگر بخوانند، فرد بازمیگردد و در آن کتاب نیز آمده بود و قبلاً عرض کردم.
درباره «اخذه» کمی توضیح دادم؛ این مسائل بسیار پیچیده و فراتر از علوم ظاهری است؛ یعنی نه پزشکی جدید و روانشناسی بالینی و روانشناختی چیزی از آن درک میکنند، و نه طب سنتی متوجه آن میشود؛ این امور ابعاد عمیقی دارد. توجه فرمودید؟ «وَ غَيْرِ ذَلِكَ» و سایر موارد، «نَافِعٌ مُجَرَّبٌ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى».
اجزای تشکیلدهنده نسخه بخور مریم
بخور مریم را چگونه درست کنیم؟
«قَالَ: تَأْخُذُ لُبَاناً»؛ صمغ درخت بان یا لبان تهیه کن. دقت کنید که در اینجا «اللبان الذکر» نیامده است تا شما سراغ کندر خوراکی مرغوب بروید، بلکه فرموده است «لُباناً».
لبان در اینجا یعنی صمغ یا روغن درخت بان که همان مورینگا است؛ در زبانهای خارجی به آن درخت مورینگا میگویند. صمغ یا روغن بان در بحث خشکی از همه چیز قویتر است: «دُهْنُ الْبَانِ خَيْرٌ مِنْ دُهْنِ اللُّبَانِ»؛ چنانکه مرحوم آیتالله مصطفی نورانی در کتاب دایرةالمعارف پزشکی که چهارده جلد است، در جلد دوم این روایت را آورده است: «دُهْنُ الْبَانِ خَيْرٌ مِنْ دُهْنِ اللُّبَانِ»[5] ، یعنی از روغن کندر خوراکی مرغوب نیز قویتر است.
بنابراین در متن آمده است: «تَأْخُذُ لُبَاناً وَ سَنْدَرُوساً»[6] [7] . سندروس نوعی سرو کوهی است؛ به نوعی از درختان سرو، سندروس میگویند.
نام آن در عربی، فارسی و یونانی یکسان است و منظور صمغ یا شیرابه درخت سندروس است.
«وَ بُزَاقَ الْفَمِ»؛ دقت کنید پس از صرف غذا، در جایی که آب در دسترس است، دندانها را خلال کردهاید و قبل از وضو نیز مسواک زدهاید؛ حال مقداری از بزاق، آنزیم و آب دهان را با آن مخلوط کنید.
آیا متوجه شدید منظور کدام دهان است؟ آفرین؛ دهانی که بیماری لثه، خونریزی و عفونت لثه نداشته باشد، خلالشده و مسواکزده باشد؛ سخنان بنده را فراموش نکنید.
اگر برخی افراد بهداشت را رعایت نمیکنند، ارتباطی به ما و به روایت ندارد؛ زیرا آب دهان اگر پاکیزه باشد، یک آنتیباکتریال قوی در برابر انواع باکتریهای مضر است.
«وَ كُورَ سِنْدٍ»؛ سند منطقهای در هندوستان است — علیکمالسلامورحمةالله — که رودی نیز در هند دارد.
«وَ قُشُورَ الْحَنْظَلِ»؛ پوست هندوانه ابوجهل.
خربزه ابوجهل چیست؟ همان... بله، هندی است. منظور پوست میوه حنظل، یعنی هندوانه ابوجهل است که بسیار تلخ و سمی است و قبلاً درباره آن بحث کردهایم.
«وَ مُرّاً بَرِّياً»؛ در برخی نسخهها آمده است «و مرّاً»، مانند مرّ مکی. متوجه شدید؟ سنای مکی داریم، اما مرّ گیاهی دیگر و متفاوت از سنا است.
«وَ كِبْرِيتاً أَبْيَضَ»؛ گوگرد معمولاً زرد است، اما در اینجا گوگرد سفید مدنظر است. این ماده تفاوتهایی دارد؛ مانند والپروات سدیم [کلرات سدیم] که اگر با شکر مخلوط شود، مادهای به شدت انفجاری پدید میآورد به گونهای که برجک تانک را هوا میبرد؛ ما که عددی نیستیم! در دوران انقلاب، با این مواد در سهراههای قم کمی گارد جاویدان شاه را تنبیه میکردیم؛ بگذریم، اینجا کلاس طب است نه آموزش مواد منفجره، گرچه هفته دفاع مقدس است و یادی شد.
گاهی با ترکیب دو رنگ، ماده انفجاری درست میشود؛ مانند ترکیب اکلیل نقرهایرنگ پودری با پودر نارنجیرنگ. این مباحث بماند؛ مقصود از «کبریت ابیض»، گوگرد سفید است.
«وَ كِسْرَةَ دَاخِلِ الْمُقْلِ»؛ در برخی نسخهها «وَ كَسْرَتَ» آمده است که کلمه «داخل» مفعول واقع میشود: «وَ كَسْرَ دَاخِلِ الْمُقْلِ». مقل نیز در گیاهشناسی و داروشناسی گیاهی کاملاً مشخص است و با قاقله (هل سبز) تفاوت دارد.
«وَ سُعْداً يَمَانِياً»؛ گیاه سَعد نیز انواع گوناگونی دارد: سعد هندی، سعد کوفی و سعد یمانی. بهترین نوع آن از یمن و شهر عدن میآید، همانطور که کندر سفید و زرد مایل به سرخ آن معروف است.
در روایت تصریح شده است به «سعد یمانی»، پس با سعد کوفی و هندی تفاوت دارد؛ این نحوه ترکیب بخور مریم است.
«وَ يُكْسَرُ فِيهِ مُرٌّ»؛ در برخی نسخهها با ثاء سهنقطه آمده است: «وَ يُكْثَرُ فِيهِ مُرٌّ»، و در اینجا با سین نوشته شده است: «وَ يُكْسَرُ فِيهِ مُرٌّ».
منظور از این مرّ چیست؟ پیشتر سخن از «مرّ بری» بود و در اینجا شاید مرّ مکی مراد باشد.
«وَ شَعْرَ قُنْفُذٍ»؛ مقداری موی خارپشت یا جوجهتیغی. «مَبْثُوثاً»؛ یعنی کاملاً پراکنده، خرد و پودرشده به صورت غبار باشد. در برخی نسخهها «مشوفاً» آمده است.
«مَبْسُوساً بِقَطِرَانٍ شَامِيٍّ»؛ آغشته به قطران شامی. اکنون آمریکای ملعون چاههای نفت سوریه را تصرف کرده، داعش را عقب زده و جولانی را نیز کنار گذاشته است.
قطران از مشتقات نفت است و در آن دوران که هنوز چاههای نفت در ایران (مانند مسجد سلیمان) کشف نشده بود، قطران را از شام تهیه میکردند.
«قَدْرَ ثَلَاثِ قَطَرَاتٍ»؛ به اندازه سه قطره از قطران شامی اضافه میکنی. «تَجْمَعُ ذَلِكَ كُلَّهُ»؛ تمام این اجزایی را که برشمردم با یکدیگر ترکیب میکنی، «وَ يُصْنَعُ بَخُوراً»؛ و در نسخهای آمده است: «وَ يُوضَعُ بَخُوراً فَإِنَّهُ نَافِعٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى».