1405/06/31
بسم الله الرحمن الرحیم
مکانیسمهای سمزدایی و دفع سموم در طبّ روایی/ فقه و طب/طب اسلامی
موضوع: طب اسلامی/ فقه و طب/ مکانیسمهای سمزدایی و دفع سموم در طبّ روایی
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
جواز استفاده از تریاق و پرهیز از آلودهکردن دارو به گوشت حرام
مباحثه ما، دوستان در طبّ المعصومین بر اساس کتاب شریف «جامع أحادیث الشیعة» رسیدیم به این روایت که در «طبّ الأئمّة»[1] ، ابنا بسطام (عبدالله و حسین، متوفای قرن چهارم هجری قمری)؛ آمده است.
«مُحمّدُ بنُ عبدِاللهِ الأجْلَح، قالَ: حَدَّثَنا صَفْوانُ بنُ یَحیَی البَیّاع، قالَ: حَدَّثَنا عبدُالرَّحمنِ بنُ الحَجّاج، قالَ: سَألَ رَجُلٌ أبا الحَسَنِ علیه السلام عن التِّریاق...» [2] .
سؤال کرد از پادزهر، از ضدّ سم سؤال کرد؛ اشکالی ندارد از پادزهر و تریاق استفاده کنیم که ضدّ سم است؟ فرمود: اشکالی ندارد؛ «لیسَ بهِ بأسٌ».
مثلاً گفتم اگر بچهای ریکا یا گِل خورد، یا نفت خورد، حالا شما یک لیوان شیر به او میدهید که این سریع استفراغ کند، بعد هم از باب احتیاط به اورژانس میبرید که با لولهشور معدهاش را شستشو بدهند، بسیار کار خوبی است: «لا بأسَ».
«قالَ: یا ابنَ رسولِ الله...»؛ این آقای عبدالرحمن بن الحجاج میگوید: گفتم ای فرزند رسول خدا -خطاب به اباالحسن (علیهالسلام)-: «إنّ فیه لُحومَ الحَیّاتِ...»؛ در آن ممکن است گوشت بعضی مارها باشد!
«فقالَ: لا تُقَذِّرْهُ عَلَیْنا»؛ دیگر دارو را کثیفش نکن، نجسش نکن! بله، سم را میتوانی با ضدّ سم خنثی کنی؛ مثلاً اینجا نیش زنبور است، نیش عقرب است، حالا پودر مِلْح (نمک طعام) اینجا بزن و بکوب تا خوب با پلاسمای خونت قاطی بشود، سم خنثی میشود؛ درست شد ؟ تمام شد!
لازم نیست گوشت حرام به خورد مریض بدهی؛ گوشت مار گوشت حرام است، حالا افعی باشد، کفچهمار باشد، مار بوآ باشد، آقا هرچه باشد، درسته مؤمنان؟ لذا حضرت میفرماید نجسش نکن دیگر، کثیفش نکن دیگر دارو را: «لا تُقَذِّرْهُ عَلَیْنا».
روشهای سهگانه دفع تب و مکانیسمهای طبیعی دفع سموم از بدن
روایت بعدی، روایت سیام؛ «طبّ الأئمّه»[3] است: «القَصْریُّ بنُ أحمَدَ بنِ القَصْریّة» -با صاد و راء، این درسته، آن که در متن است اشتباه است: القصریّ بن أحمد بن القصریّة- «قالَ: حَدَّثَنی محمّدُ بنُ یَحیَی» -باز «الأرمنیّ» که نوشته اشتباه است- «قالَ: حَدَّثَنا محمّدُ بنُ سِنان، عن یُونُسَ بنِ ظَبْیان، عن محمّدِ بنِ إسماعیلَ بنِ أبی زَیْنَب، قالَ: سَمِعتُ الباقِرَ (علیهالصَّلاةُوالسَّلامُ) یَقولُ...»؛ امام محمد باقر (علیهالسلام) میفرمودند: «إخراجُ الحُمَّی فی ثلاثةِ أشیاء: فی القَیْءِ، وفی العِرْقِ (العَرَقِ)، وفی إسهالِ البَطْن».
کسی که تب دارد و تبش هم شدید است، به سه تیپ ویژه میتوانی تب را از بدنش خارج کنی: «إخراجُ الحُمَّی فی ثلاثةِ أشیاء»:
• یک: «فی القَیْءِ»، استفراغ عمدی؛ که گفتم گاهی تب ناشی از مسمومیت است، هنوز جذب خون و اینها نشده زود از معده برگردانش، دیگر نگذار برسد به روده که در انتهای روده باریک جذب دستگاه گردش خون بشود؛ پس «فی القیء».
• دوم: «وفی العِرْقِ»؛ در رگ زدن وریدی یا خونگیری وریدی سطحی؛ مثل چه چیزی؟ حجامت تر، یا فصد از رگهای وریدی سطحی. بعضی جاها هست که باید فصد عمقی بکنی، آن هم زیر نظر متخصص خون یا متخصص حجامت.
• سوم: «وفی إسهالِ البَطْن»؛ کسی که مثلاً بواسیر بادی دارد، هموروئید بادی دارد، یا یبوست مزمن دارد، یا تنسموس دارد، حالت تلسکوپی شده انتهای روده و کانال آنال؛ خب حالا اینجا شکمروشِ عمدی برایش ایجاد کنی که امراض با إسهال البطن علاج بشود و درمان بشود.
پس امام محمد باقر (علیهالسلام) چه میفرمودند؟ «إخراجُ الحُمَّی فی ثلاثةِ أشیاء: فی القَیْءِ، وفی العِرْقِ، وفی إسهالِ البَطْن».
این را اگر «وفی العَرَقِ» بخوانیم، اینجا باید ایجاد عرقِ عمدی بکنیم؛ مثلاً پیادهروی آرام در سطح مستوی در هوای پیرامونی سالم، بسیار خوب است، مخصوصاً بعد از شام: «تَعَشَّ وتَمَشَّ»؛ بعد از شام راه برو، زود نرو بخوابی: «لا تَنَمْ»، بعد از شام راه برو.
این عَرَق دقایقی بود؛ یک بار دیگر: سموم هم رفته بالا، سمها از بدن به پنج طریق دفع میشود:
• به بازدم، نفسی که بیرون میدهیم؛
• به عرق بدن؛
• به موهای زائد؛
• به بول؛
• به غائط.
حالا اینجا دوستان چهکار کنند؟ همان حالتی که بین سعی صفا و مروه داری، یک بخشش را حالت هروله داری، یک کم پایت را تند میکنی، تنفست بیشتر میشود، ضربانت یک کم بیشتر میشود، عرقت هم یک کم بیشتر میشود؛ از این سه حیث سمهای بدنت هم کم میشود.
آن فقط در ذهن نیست، یک کمک فیزیکی است به حرکات دودیشکل روده بزرگ که هر نه ساعت آلارم بدهد بروی دبلیو سی، مستراح و توالت برای دفع سموم؛ دیدی همهاش به نفع است؟ پ
س حالت هروله، هروله! پس اینجا هم اگر «عَرَق» بخوانی اینجوری باید معنایش بکنی که توضیح دادم. از روایت سی و یکم انشاءالله جلسه بعد.