« فهرست دروس

بررسی روایات طبی در کتب روایی/ فقه و طب/طب اسلامی

 

موضوع: طب اسلامی/ فقه و طب/ بررسی روایات طبی در کتب روایی

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

در این جلسه به شرح روایتی از کتاب شریف کافی پیرامون حدود و احکام طبابت و درمان‌های دارویی پرداخته می‌شود.

 

آدرس و سند روایت

«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى، عَنْ أَخِیهِ الْعَلَاءِ، عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ الْحَسَنِ الْمُتَطَبِّبِ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ... إِنِّي رَجُلٌ مِنَ الْعَرَبِ وَ لِيَ بِالطِّبِّ بَصَرٌ وَ طِبِّي طِبٌّ عَرَبِيٌّ وَ لَسْتُ آخُذُ عَلَيْهِ صَفَداً فَقَالَ لَا بَأْسَ قُلْتُ إِنَّا نَبُطُّ الْجُرْحَ‌ وَ نَكْوِي بِالنَّارِ قَالَ لَا بَأْسَ قُلْتُ وَ نَسْقِي هَذِهِ السُّمُومَ الْأَسْمَحِيقُونَ وَ الْغَارِيقُونَ‌ قَالَ لَا بَأْسَ قُلْتُ إِنَّهُ رُبَّمَا مَاتَ قَالَ وَ إِنْ مَاتَ قُلْتُ نَسْقِي عَلَيْهِ النَّبِيذَ قَالَ لَيْسَ فِي حَرَامٍ شِفَاءٌ قَدِ اشْتَكَى رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَتْ لَهُ عَائِشَةُ بِكَ ذَاتُ الْجَنْبِ فَقَالَ أَنَا أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‌ مِنْ أَنْ يَبْتَلِيَنِي بِذَاتِ الْجَنْبِ قَالَ فَأَمَرَ فَلُدَّ بِصَبِرٍ‌»

 

• الف: «جامع احادیث الشیعة»[1] .

• ب: «کافی»[2] .

 

ادعای اسماعیل بن حسن متطبب و پاسخ امام صادق (علیه‌السلام)

اسماعیل بن حسن متطبب می‌گوید که به محضر امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم: «إِنِّی رَجُلٌ مِنَ الْعَرَبِ وَ لِی بِالطِّبِّ بَصَرٌ، وَ طِبِّی طِبٌّ عَرَبِیٌّ»؛ یعنی من یقیناً و بدون تردید مردی از عرب هستم، در پزشکی نیز بصیرت دارم و صاحب‌نظرم، و شیوه‌ای که به کار می‌برم طب عربی است.

برای نمونه طب چینی، طب یونانی یا طب ایران باستان نیست، بلکه طب عربی است. گویی تعصب ناسیونالیستی نیز در کلامش وجود دارد که خطاب به امام صادق (علیه‌السلام) که قریشی و عرب هستند عرض می‌کند به کلام منِ عرب توجه فرمایید.

 

او در ادامه می‌گوید: «قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ: إِنِّی رَجُلٌ مِنَ الْعَرَبِ وَ لِی بِالطِّبِّ بَصَرٌ وَ طِبِّی طِبٌّ عَرَبِیٌّ». شایان ذکر است واژه «طب عربی» حدود پانزده مرتبه در مجلدات مختلف کتاب «جامع احادیث الشیعة» تکرار شده است که می‌توان به آن مواضع مراجعه کرد.

سپس می‌گوید: «وَ لَسْتُ آخُذُ عَلَیْهِ صَفَداً». در معنای «صفداً» ابتدا عرض کنم که مقصود عدم دریافت اجرت و مزد است؛ یعنی من برای خشنودی و برای رضای خدا، از بابت این طبابت از عرب‌ها مزدی دریافت نمی‌کنم و خدماتم رایگان است. پس «صفداً» به معنای بدون اجرت و مزد بودن است.

حضرت با آرامش و خونسردی فرمودند: «لَا بَأْسَ»؛ یعنی تخصص داشتن در طب عربی ایرادی ندارد.

 

شکافتن جراحت و داغ کردن موضع زخم

سپس اسماعیل بن حسن متطبب می‌گوید: «قُلْتُ: إِنَّا نَبْطُرُ [نَبِطُ] الْجُرْحَ»؛ یعنی ما موضع جراحت را می‌شکافیم و سپس بخیه می‌زنیم، همان‌گونه که در پزشکی کنونی نیز در جراحی‌های جزئی یا عمل‌های باز داخلی، جراحان بافت را می‌شکافند و پس از اتمام کار بخیه می‌کنند.

سپس عرض می‌کند: «وَ نَکْوِی بِالنَّارِ»؛ یعنی در شرایطی که مواد ضدعفونی‌کننده در دسترس نیست و عفونت به لایه‌های زیرین نفوذ کرده است، با یک ابزار آهنی داغ محل جراحت را داغ می‌کنیم و می‌سوزانیم تا تمام میکروب‌ها و عفونت‌ها از میان بروند و آسیب به سایر بافت‌ها سرایت نکند.

حضرت فرمودند: چنانچه راه درمان دیگری موجود نباشد و ابزار ضدعفونی‌کننده در اختیار نداشته باشید، «لَا بَأْسَ»؛ اشکالی ندارد.

 

تجویز سموم و ادویه سمی در درمان

پزشک عرب مجدداً عرض می‌کند: «وَ نَسْقِی هذِهِ السُّمُومَ»؛ یعنی ما در میان داروها برخی از سموم را تجویز می‌کنیم و به بیمار می‌نوشانیم. این امر بر اساس قاعده «دفع افسد به فاسد» و به عنوان حکم ثانوی است.

زیرا حکم اولی نوشیدن سموم حرمت است، اما چنانچه درمان منحصر در آن باشد و حیات بیمار متوقف بر مصرف آن گردد، بر مبنای حکم ثانوی جایز می‌شود.

سپس می‌گوید: داروهایی نظیر «اسمحیق» را می‌نوشانیم. در این زمینه دوستان توجه داشته باشند که در کتب لغت و متون طبی، واژه‌ای به صورت «اسمحیق» وجود ندارد و این ضبط، ناشی از تصحیف نسخه یا اشتباه نسخه‌نویس و چاپخانه است؛ صورت صحیح آن در کتب طبی «اسطمحیقون» یا «اسطیق» است.

برای نمونه، در کتاب «ذخیرة خوارزمشاهی» (که در سه مجلد با جلد سبز چاپ شده و در کتابخانه مدرسه نواب نیز موجود است) این واژه در دو موضع آمده است[3] [4] .

همچنین در کتاب «طب الإمام الصادق علیه‌السلام»[5] ، در پاورقی سوم صفحه بیست و یک، واژه «اسطیق» ضبط شده است.

علاوه بر این، در «دانشنامه احادیث پزشکی»[6] تألیف مرحوم آیت‌الله ری‌شهری (اعلی‌الله مقامه)، جلد اول، صفحه هفتاد و سه، پاورقی دوم، در ترجمه جناب آقای دکتر حسین صابری آمده است.

نیز در کتاب «مرآة العقول»[7] علامه مجلسی (که شرح سی‌جلدی بر کافی شیخ کلینی است)، توضیحات مبسوطی درباره این دارو ذکر شده است.

داروی دیگری که در متن روایت آمده، «غاریقون» است. این واژه با غین و قاف نگاشته می‌شود. «غاریقون یکی از مفردات قارچی سمی است که دارای انواع نر و ماده است».

منبع این مطلب کتاب «دائرةالمعارف طب سنتی»، بخش مفردات[8] (قسمت سوم، مفردات قارچین، صفحه نهصد و هفتاد و نه، تألیف محقق پژوهشگر حجت‌الاسلام سید محمدعلی سیدنظری) است.

مصرف این قارچ سمی به دلیل خطرات آن حتماً باید زیر نظر متخصص گیاه‌شناسی و داروشناس حاذق باشد.

 

فواید غاریقون

از جمله فواید غاریقون می‌توان به این موارد اشاره کرد:

• یک: مفتح سدد و بازکننده انسدادهای کبدی و کلیوی است؛

• دو: مقوی مغز است؛

• سه: تقویت‌کننده اعصاب است؛

• چهار: مقوی قلب است؛

• پنج: چنانچه این قارچ ویژه با تجویز طبیب با عسل طبیعی ترکیب شود، برای درمان اختناق رحم (خروج گاز و باد از مجرای تناسلی بانوان) بسیار نافع است.

• همان‌طور که پیش‌تر با استناد به روایات مطرح شد، مصرف یک کپسول پانصد میلی‌گرمی از آن پیش از خواب، غالباً ظرف سه شب یا نهایتاً هفت شب بیماری را بهبود می‌بخشد؛ مشروط به آنکه همراه با عسل مصرف گردد.

 

مسئولیت و ضمان پزشک در صورت فوت بیمار

بنابراین راوی (اسماعیل بن حسن متطبب) به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کرد: ما جراحت را می‌شکافیم و با آتش داغ می‌کنیم تا عفونت به لایه‌های زیرین عضله و استخوان سرایت نکند؛ حضرت فرمودند در صورت فقدان داروی دیگر مانعی ندارد. سپس گفت: ما به عنوان اطبا، داروهای سمی نظیر اسطمحیقون یا غاریقون را تجویز می‌کنیم؛ حضرت فرمودند: چنانچه موازین احتیاطی، داروشناسی و مزاج‌شناسی به صورت دقیق رعایت شود، «لَا بَأْسَ».

سپس راوی مسئله‌ای دقیق‌تر را مطرح می‌کند: «قُلْتُ: إِنَّهُ رُبَّمَا مَاتَ؟»؛ یعنی چه بسا پس از تجویز داروی سمی توسط پزشک، بیمار به جای بهبودی فوت کند.

حضرت با لحنی سرشار از شگفتی فرمودند: «وَ إِنْ مَاتَ!»؛ یعنی حتی اگر بمیرد باز هم دارو می‌دهید؟! توجه داشته باشید که در این صورت پزشک ضامن است.

هرچند قصد قتل در میان نبوده و قصاص منتفی است، اما ضمان وجود دارد؛ زیرا طبیب نمی‌تواند بدون دقت کافی و بی‌محابا چنین سمومی را تجویز کند.

مردم با امید درمان نزد پزشک حاضر می‌شوند، نه آنکه هم مال خود را از دست بدهند و هم جانشان تباه گردد.

 

بطلان درمان با محرمات و مسکرات

سپس اسماعیل بن حسن متطبب عرض می‌کند: «نَسْقِی عَلَیْهِ النَّبِیذَ»؛ یعنی ما بر روی آن داروها، به بیمار نبیذ (شراب خرما) می‌نوشانیم.

متأسفانه در پزشکی معاصر نیز گاه دیده می‌شود که برخی به بیماران توصیه می‌کنند برای تسکین درد یا بهبود، شراب مصرف کنند.

این در حالی است که خداوند شفا را در حرام قرار نداده است؛ مصرف مسکر شاید تسکین و علاجی فی‌الجمله و مقطعی باشد، اما درمانی مستمر نبوده و تنها به واسطه از کار افتادن حواس و ورود بیمار به حالت خلسه، درد احساس نمی‌شود.

این پزشک اظهار می‌دارد که علاوه بر سموم، نبیذ را نیز تجویز می‌کند؛ یعنی علاوه بر داروی سمی، با خوراندن مسکر، عقل بیمار را نیز زایل می‌سازند.

 

این رویه بی‌شباهت به برخی سنت‌های موجود در کلیساها نیست که در مراسم مذهبی با نان و شراب، حالت تخدیر ایجاد می‌کنند که در عمل به معنای تعطیل کردن عقل برای پذیرش بی‌چون‌وچرای سخنان است.

لیکن مکتب تشیع اثناعشری این‌گونه نیست؛ دین مبین ابتدا عقل را تقویت می‌کند و با تربیت عقلانی، ظرفیت درک صراط مستقیم و ولایت الهی را در فرد پدید می‌آورد. تفاوت فقهای صالح شیعه با مکاتب دیگر در این رویکرد عقلانی هویدا است.

باید توجه داشت که «نبیذ» مسکری است که از خرما گرفته می‌شود، همان‌طور که «خمر» از انگور، «ساکه» از برنج، «ویسکی» تقطیری با الکل بالا، «شامپاین» در اروپای غربی، و «ودکا» هرکدام از مواد خاصی تهیه می‌گردند.

 

در جلسه‌ای در انتهای بلوار خیام مشهد، هنگام تدریس این مباحث علمی، به سبب تخصصی شدن سخن، یکی از حضار به شوخی سؤالی پرسید که خنده جمع را در پی داشت و بنده تأکید کردم که این مباحث در جایگاه یک تحلیل علمی مطرح می‌شود.

پاسخ صریح امام صادق (علیه‌السلام) این است: «لَیْسَ فِی حَرَامٍ شِفَاءٌ»؛ در حرام هیچ شفایی وجود ندارد.

با مسکر تنها عقل فعال بیمار سلب شده و در حالت خلسه، تسکینی موقت رخ می‌دهد؛ نه تنها منشأ بیماری برطرف نشده، بلکه آسیب جدیدی به نام بی‌عقلی به بیمار تحمیل گردیده و در نتیجه، شفایی حاصل نشده است.

 

نفی بیماری ذات‌الجنب از ساحت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

در ادامه، روایت دیگری ذکر شده است:

«قَدِ اشْتَکَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، فَقَالَتْ لَهُ عَائِشَةُ: بِکَ ذَاتُ الْجَنْبِ».

رسول گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دچار بیماری و احساس درد شدند؛ عایشه به ایشان گفت گمان می‌کنم به بیماری ذات‌الجنب مبتلا شده‌اید.

باید توجه داشت که بیماری ذات‌الجنب (پلورزی یا التهاب پرده جنب) بیماری شایعی در میان افرادی است که مداومت بر شرب مسکرات و الکل دارند؛ در حالی که ساحت چهارده معصوم (علیهم‌السلام) و حتی شیعیانِ ملتزم، به دلیل دوری از مسکرات، از چنین عارضه‌ای مبرا است.

انتساب نسنجیده این بیماری به وجود مطهر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله )که برخوردار از مقام عصمت مطلق هستند و احدی از مسلمین در پاکی ایشان تردید ندارد، خطایی آشکار و ناشی از بی‌معرفتی و عدم آگاهی به مسائل طبی است.

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در رد این انتساب فرمودند: «أَکْرَمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ [نَبِیَّهُ] مِنْ أَنْ یَبْتَلِیَهُ بِذَاتِ الْجَنْبِ»؛ یعنی خداوند عزوجل جایگاه پیامبرش را گرامی‌تر از آن قرار داده است که او را به بیماری ذات‌الجنب مبتلا فرماید؛ زیرا این بیماری با مصرف‌کنندگان مسکرات پیوند دارد و به ساحت قدسی نبی مکرم ارتباطی ندارد.

 

تدبیر درمانی با صبر و لدود

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ فَلُدَّ بِالصَّبْرِ» رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دستور دادند که برای درمان ایشان از «صبر» به شیوه «لدود» استفاده شود.

در توضیح «لَدود» باید گفت: «اللدود ما یصب فی أحد شقی الفم من الدواء المحلول»؛ یعنی داروی مایع حلالی که به حالت روغنی یا شبه‌روغنی یا محلول در آب، در گوشه‌ای از دهان یا بینی ریخته می‌شود.

مشابه آن «سعوط» است؛ نظیر سعوط با روغن کنجد (دهن السّمسم) که روایات متعددی دارد و در کتاب «طب الرسول المصطفی»، اواخر جلد اول نیز به آن اشاره شده است.

واژه «صبر تلخ» یا «صبر زرد»، معادل همان گیاهی است که امروزه به «آلوئه‌ورا» شناخته می‌شود و در کشور ما نیز کشت و فرآوری می‌گردد.

محقق فقید سرکار خانم فاطمه اکبری نیز در کتاب «دائرةالمعارف گیاهی» تصریح کرده‌اند که آلوئه‌ورا همان صبر تلخ مذکور در روایات است.

در زبان فارسی قدیم به آن «شَبیار» نیز می‌گویند. داروی مذکور با حل کردن مقدار معینی از این عصاره در آب و چکاندن چند قطره از آن تدبیر می‌شد.

 

خواص درمانی شش‌گانه صبر زرد

برای صبر زرد (آلوئه‌ورا یا شبیار) در منابع طب مکمل، سنتی و گیاهی حداقل شش خاصیت برجسته ذکر شده است:

• یک: مفتح سدد و بازکننده انسدادهای کبدی؛

• دو: مقوی و منقی معده (پاکسازی‌کننده و تقویت‌کننده جهاز هاضمه)؛

• سه: تحلیل‌برنده بادها و نفخ‌های احشای داخلی؛

• چهار: تقویت‌کننده حواس پنج‌گانه، به‌ویژه مقوی قوه بینایی؛

• پنج: ملین و مسهل اخلاط؛

• شش: درمان‌کننده ورم طحال.

•

علت درد پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در ناحیه پهلو و زیر دنده‌ها تا استخوان لگن، ناشی از مسائلی چون گرفتگی‌های کبدی یا عوارض احشایی و طحال بوده است؛ اما مخاطب بدون داشتن دانش پزشکی، آن را به اشتباه به ذات‌الجنب نسبت داد. با تدبیر رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و استعمال چند قطره از محلول صبر زرد، آن درد احشایی به صورت کامل برطرف گردید؛ زیرا این گیاه دارویی، انسدادهای کبدی و طحالی را رفع می‌کند، بادهای شکمی را تحلیل می‌برد و جهاز هاضمه را پاکسازی می‌نماید و این واقعه هیچ ارتباطی با ذات‌الجنب نداشته است. مباحثه امروز تا همین موضع کفایت می‌کند صلوات.

 


 


[3] جرجانی، سید اسماعیل، ذخیره خوارزمشاهی، ج2، ص103.
[4] جرجانی، سید اسماعیل، ذخیره خوارزمشاهی، ج3، ص177.
[5] خلیلی، محمد، طب الإمام الصادق علیه‌السلام، ص21.
[8] سیدنظری، سید محمدعلی، دائرةالمعارف طب سنتی، 972.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo