« فهرست دروس
درس طب استاد سیدحسن ضیائی

1405/02/16

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی فوایدشلغم برای جذام در روایات/فواید شلغم /طب المعصومین

 

موضوع: طب المعصومین/فواید شلغم /بررسی فوایدشلغم برای جذام در روایات

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

 

مباحث ما در طبّ المعصومین (علیهم‌السلام) پیرامون شلغم، سلجم، شلجمه و لفت بود که هر چهار واژه مترادف و دارای یک معنا هستند؛ هرچند به اعتبار الوان (رنگ‌ها) و طعم‌های مختلف، اسامی گوناگونی دارند. پیش از این، دو روایت از کتاب «جامع احادیث الشیعة»[1] قرائت نمودیم. اکنون از روایت سوم به شماره‌ی مسلسل ۴۳۱۴۸ بحث را آغاز می‌کنیم. این روایت در کتاب «الکافی» اثر شیخ کلینی، چاپ دارالکتب الاسلامیه تهران، بدین صورت آمده است:

 

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ الْمُهْتَدِی رَفَعَهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ) قَالَ: مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ فِیهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ فَأَذِیبُوهُ بِالسَّلْجَمِ.»[2]

 

بدین معنا که هیچ فردی نیست الا اینکه در وی عِرقی (ژنی) از جذام وجود دارد؛ پس این عرق جذام را ذوب نموده، تحلیل برید و زایل سازید. با چه چیز؟ با تناول شلغم در فصل و زمان مناسب خود، خواه به صورت بخارپز، آب‌پز یا به شکل خام و نپخته؛ زیرا شلغم پنی‌سیلین طبیعی است.

 

در کتاب «المحاسن» برقی، بدین صورت ضبط گردیده است:

«الْبَرْقِیُّ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ الْمُهْتَدِی رَفَعَهُ قَالَ: مَا مِنْ أَحَدٍ... وَ ذَکَرَ نَحْوَهُ»[3]

 

و نیز در همان کتاب «المحاسن» برقی، بدین تعبیر روایت شده است:

«لَیْسَ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ فَأَذِیبُوهُ بِالشَّلْجَمِ»[4]

(که همان شلغم باشد).

«عَنِ السَّیَّارِیِّ عَنِ الْعُبَیْدِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْمُسَیَّبِ قَالَ: أَخْبَرَنِی زِیَادُ بْنُ بِلَالٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) نَحْوَهُ»[5] ؛ یعنی مشابه همین روایتی که قرائت گردید.

 

روایت چهارم در کتاب الکافی شیخ کلینی، چاپ اسلامیه:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ یَحْیَی بْنِ الْمُبَارَکِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) أَوْ قَالَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) قَالَ: مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ فَأَذِیبُوهُ بِالسَّلْجَمِ.»[6]

پیش از این متذکر شدیم که نباید اجازه دهید رگ ژنتیکی (عِرق) جذام فعال گردد.

 

عروق و مجاری بدن بر سه قسم است:

نخست: عروق و الیاف بافتی که در حوزه‌ی پاتولوژی (آسیب‌شناسی بافت) بررسی می‌شود.

دوم: عروق خونی شامل شریان‌ها (سرخرگ‌ها)، وریدها (سیاهرگ‌ها) و مجاری لنفاوی که بررسی آن‌ها در حوزه‌ی تخصصی قلب و فوق‌تخصصی عروق قرار دارد.

 

سوم: رگه‌ها و پیوندهای ژنتیکی که تا کنون بیش از ۲۳ هزار ژن در آن شناسایی شده است که این ژن‌ها حامل صفات وراثتی از نسلی به نسل دیگر هستند؛ چنان‌که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمودند هر طفلی که متولد می‌شود، صفات مثبت یا منفی را تا ۹۹ نسل پیشین (۹۹ عِرق) به ارث می‌برد. حال آنکه پزشکی نوین نهایتاً تا ۳۵ نسل را شناسایی می‌کند و فراتر از آن را درک نمی‌کند؛ لذا نیازمند تحقیق و پژوهش افزون‌تر برای نیل به این معارف است.

 

باری، در نهاد همگان این رگه‌های ژنتیکی وجود دارد. تدبیر مقتضی آن است که مانع خروج آن‌ها از حالت کمون و نهفتگی بالقوه به حالت بالفعل و پویا شوید تا از بروز آسیب و ابتلا به بیماری پیشگیری گردد. از این رو توصیه شده است که در فصل مناسب، شلغم را به اشکال خام، بخارپز یا آب‌پز تناول کنید تا عرق جذام فعال نگردد؛ یعنی این عرق را چنان ضعیف و مضمحل کنید که اصلاً قدرت تحرک و جنبش نداشته باشد تا آسیبی به بدن وارد سازد. بدین ترتیب مفهوم ذوب کردن و تحلیل بردن («یذیبه») روشن می‌گردد.

 

در کتاب «المحاسن» برقی:

«الْبَرْقِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ: مَا مِنْ خَلْقٍ إِلَّا وَ فِیهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ فَأَذِیبُوهُ بِالشَّلْجَمِ. عَنْهُ عَنْ أَبِی یُوسُفَ عَنْ یَحْیَی بْنِ الْمُبَارَکِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ مِثْلَهُ»؛[7]

یعنی مشابه همان روایتی که پیش از این قرائت شد.

 

در کتاب «طبّ الأئمّة» ابنی بسطام نیشابوری (عبدالله و حسین)—که در حقیقت بخشی از فارماکولوژی تخصصی اسلامی در حوزه‌ی مفردات و مرکبات دارویی است—در بخش پایانی صفحه۱۰۵، از امام باقر (علیه‌السلام) نقل گردیده است:

«أَنَّهُ قَالَ: مَا مِنْ خَلْقٍ إِلَّا وَ فِیهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ فَأَذِیبُوهُ بِالسَّلْجَمِ».[8]

 

هیچ فردی از مخلوقات انسانی وجود ندارد الا اینکه در وجودش عرق و رگه‌ای از جذام موجود است. همان‌گونه که انسان دارای الیاف بافتی و عروق خونی است، رگ‌های ژنتیکی نیز در آحاد بشر وجود دارد. موضوع بحث ما درباره‌ی همین عرق جذام و انحلال آن به وسیله‌ی سلجم (شلغم) است. البته ژن‌های مولد بیماری‌های دیگری نیز وجود دارند؛ نظیر هموفیلی، تالاسمی، بیماری سیستیک فیبروزیس (CF)، منگولیسم و دیگر ناهنجاری‌های ژنتیکی که امروزه بسیار شایع هستند. متأسفانه طب نوین برای درمان قطعی این ناهنجاری‌ها داروی مؤثری ندارد و با جراحی نیز کاری از پیش نمی‌برد. در این خصوص، والدین باید از ابتدا تدابیر مقتضی را رعایت می‌کردند؛ چرا که در ژنتیک، اولین خطا به منزله‌ی آخرین خطا خواهد بود و بعد از بروز عارضه، نه طب سنتی قدیم و نه طب جدید داروی شفابخشی ارائه نداده‌اند.

 

در این میان، قصور از حوزه‌ی علمیه و دانشگاه است که در تخصص‌های علمی ذی‌ربط، به کلام معصوم رجوع نکرده و طرح سؤال ننموده‌اند (این مطلب را از روی خیرخواهی و مودت عرض می‌کنم و در ادامه به پرسش‌های شما نیز پاسخ خواهم داد؛ پس دلگیر نشوید). نقص بزرگِ حوزه و دانشگاه این است که ما از معصومین (علیهم‌السلام) سؤال نمی‌کنیم؛ و آن مراجعی هم که احیاناً سؤال و پژوهش می‌کنند، روش مراجعان هم‌سطح (مساوی به مساوی) را برمی‌گزینند؛ یعنی فردی که علم او اکتسابی و تحصیلی است، از شخص دیگری با علم اکتسابی سؤال می‌کند؛ در نتیجه احتمال خطا و اشتباه همواره وجود دارد. این نکته‌ی بسیار حائز اهمیتی است؛ امام حی و حاضر (علیه‌السلام) صاحب علم لدنی، علوم کامله، مخزن علم الهی و از راسخون در علم هستند. اگر از ایشان پرسش شود، پاسخ کامل عنایت می‌فرمایند. مراجعه به منابع غیرمعصوم مانند آن است که در حالت گرسنگی مفرط به شما شکلاتی بدهند که موقتاً مانع گرسنگی شود؛ اما با رجوع به معصوم، از مائده‌ای کامل و حقیقی متنعم می‌شوید که دنیا و آخرت شما را آباد می‌سازد (این مطالب را از باب خیرخواهی مطرح نمودم و سایر فضلای حاضر در بحث نیز بدان واقفند).

 

در انتهای صفحه کتاب «طبّ الأئمّة» از قول امام باقر (علیه‌السلام) مکتوب است:

«مَا مِنْ خَلْقٍ إِلَّا وَ فِیهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ فَأَذِیبُوهُ بِالشَّلْجَمِ». [9]

 

و بنا بر نسخه‌ی کتاب «مستدرک الوسائل» محدث نوری عبارت به صورت «بِالشَّلْجَم» [10] ضبط شده است. اگرچه این واژگان در علم لغت مترادف به شمار می‌روند، اما از منظر گیاه‌شناسی تخصصی و ریخت‌شناسی (مورفولوژی)، هر یک از انواع شلغم تفاوت‌هایی با هم دارند؛ مانند شلغم سفید خالص، یا شلغم مایل به ارغوانی (آبی)، شلغم‌های مطبوع یا نامطبوع، و انواع ریشه‌دار یا بدون ریشه‌ی درونی. آیا تصویر مطلب را به درستی دریافت نمودید؟

در کتاب الکافی شیخ کلینی، و نیز کتاب المحاسن،:

«أَحْمَدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) قَالَ: عَلَیْکُمْ بِالسَّلْجَمِ فَکُلُوهُ وَ أَدِیمُوا أَکْلَهُ وَ اکْتُمُوهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِهِ...»[11] [12]

 

یعنی بر شما باد شلغم، پس آن را در فصل خودش تناول کنید و بر مصرف آن مداومت ورزید؛ و این معرفت درمانی را کتمان کنید مگر از اهل آن. فرض کنید فردی منافق، محارب، مفسد فی‌الارض، ظالم، طاغوت یا متکبر باشد؛ دلیلی ندارد که این آنتی‌بیوتیک و پنی‌سیلین طبیعی را به وی معرفی کنید تا با بازیافتن سلامت، بر ظلم و فساد خود بیفزاید. پس این معارف درمانی را برای دوستداران و محبان اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نگاه دارید.

 

گاهی بیمار مراجعه نموده و اظهار می‌دارد: «دچار سینه پهلو و سرفه‌ی خشک شده‌ام و نیاز به آنتی‌بیوتیک (چرک‌خشک‌کن) طبیعی دارم.»

 

در این شرایط تجویز می‌کنیم: صبحگاهان عسل رقیق‌شده (شربت عسل) بنوش؛ پس از ناهار و شام، یک عدد بهِ رسیده و شیرین تناول کن؛ و در میانه‌ی روز یا به عنوان عصرانه، شلغم بخارپز مصرف نما. با این تدبیر، هم تب برطرف می‌گردد و هم عفونت‌های باکتریایی زایل می‌شوند. مؤمنان شایسته و صالح این دستورات را به کار بسته و منشأ امور خیر می‌گردند؛ پس این حقایق علمی را تنها برای اهل آن بازگو کنید، نه برای افرادی که به هرزگی مبتلا هستند.

 

چنان‌که در ادامه‌ی روایت شریف ذکر گردیده: «...فَمَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ فَأَذِیبُوهُ بِهِ»؛ که پیش از این مکرراً تبیین گردید.

در کتاب «مکارم الأخلاق» تألیف نوه طبرسی (جناب رضی‌الدین طبرسی)، نظیر همین روایت از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است. همچنین در کتاب المحاسن برقی، در ادامه‌ی حدیث آمده است:

«وَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ: مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ وَ إِنَّ اللِّفْتَ وَ هُوَ الشَّلْجَمُ یُذِیبُهُ فَکُلُوهُ فِي زَمَانِهِ يُذْهِبْ عَنْكُمْ كُلَّ دَاءٍ»[13] [14]

مصرف آن در تمام بیماری‌های ناشی از تب‌های عفونی و باکتریایی موجب شفا می‌گردد. از این رو، برخی پژوهشگران معاصر مانند دکتر غیاث‌الدین جزایری در کتاب‌هایشان همچون «اعجاز خوراکی‌ها» و «زبان خوراکی‌ها»—که بیش از شصت مرتبه تجدید چاپ شده‌اند—بر این نکته صحه گذارده‌اند.

 

آخرین روایت از این باب، منسوب به امام صادق (علیه‌السلام) یا حضرت علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) است؛ در کتاب المحاسن، :

«وَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ): مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ فِیهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ فَأَذِیبُوهُ بِالسَّلْجَمِ فِی زَمَانِهِ يَذْهَبْ بِهِ عَنْكُمْ‌ ..»[15]

 

یعنی هیچ فردی نیست مگر آنکه در وی عرق جذام وجود دارد، پس آن را به وسیله‌ی سلجم در فصل خودش ذوب کنید؛ که به وسیله‌ی این شلغم (به عنوان پنی‌سیلین طبیعی)، عفونت‌های باکتریایی و تب‌های عفونی شما مرتفع خواهد شد. آیا مطلب کاملاً مبرهن گردید،

 


logo