« فهرست دروس
درس طب استاد سیدحسن ضیائی

1405/02/14

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی فواید هویج زرد رسیده برای مردان در روایات/فواید هویج زرد رسیده /طب اسلامی

 

موضوع: طب اسلامی/فواید هویج زرد رسیده /بررسی فواید هویج زرد رسیده برای مردان در روایات

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

 

مباحث جاری در طبّ المعصومین (علیهم‌السلام) بر اساس کتاب «جامع احادیث الشیعة»، چاپ جامعه‌ی مدرسین قم، روایت چهارم از باب فواید جزر (هویج زردِ رسیده، شیرین و طلایی‌رنگ). در ذیل این روایت، چند واژه مکتوب نموده‌ام که قصد تبیین آن‌ها را برای شما دارم. این روایت در کتاب شریف «الکافی» اثر شیخ کلینی، چاپ دارالکتب الاسلامیه تهران، بدین صورت مسنداً نقل شده است:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ صِرْمٍ [یا صدق] عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ أَكْلُ الْجَزَرِ يُسَخِّنُ الْكُلْيَتَيْنِ وَ يَنْصِبُ الذَّكَرَ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ آكُلُهُ وَ لَيْسَ لِي أَسْنَانٌ قَالَ فَقَالَ لِي مُرِ الْجَارِيَةَ تَسْلُقُهُ وَ كُلْهُ‌.» [1] [2]

 

همچنین در کتاب «المحاسن» برقی:

«الْبَرْقِیُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ (عَلَیْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ) یَقُولُ أَکْلُ الْجَزَرِ یُسْخِنُ الْکُلْیَتَیْنِ وَ يُقِيمُ الذَّكَرَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ كَيْفَ آكُلُهُ وَ لَيْسَ لِي أَسْنَانٌ فَقَالَ مُرِ الْجَارِيَةَ تَسْلُقُهُ وَ كُلْهُ »[3]

 

ابوالحسن علیه‌السلام فرمودند: «أَکْلُ الْجَزَرِ یُسْخِنُ الْکُلْیَتَیْنِ»؛ تناول جزر (هویج زردِ رسیده، شیرین و طلایی‌رنگ) کلیه‌ها را گرم می‌سازد؛ بدین معنا که موجب پیشگیری و درمان برودت کلیه و کلیه‌های سردشده (یخ‌زده) می‌گردد. و در ادامه‌ی روایت شریف آمده است: «وَ یَنْصِبُ الذَّکَرَ»؛ که سستی، رخوت و عدم نعوظ آلت تناسلی را درمان می‌کند. زیرا فردی که مواصلت شرعی نموده است و از باب تدبیر و تنظیم خانواده قصد توالد و تناسل دارد، نیازمند انتشار آلت (نعوظ) است؛ به اصطلاح عرفی باید آلت تناسلی وی برافراشته گردد. چنانچه عضو تناسلی دچار رخوت و سستی مفرط باشد، امکان مقاربت و مواصلت زناشویی جهت انزال نطفه در رحم و انعقاد آن میسر نخواهد بود تا به فضل الهی فرزندی صالح (پسر یا دختر) حاصل گردد. از این رو در متن روایت لفظ «وَ یَنْصِبُ الذَّکَرَ» وارد شده است. البته در برخی نسخ از جمله کتاب المحاسن، عبارت به صورت «وَ یُقِیمُ الذَّکَرَ» ضبط گردیده است.

 

«قالَ: فَقُلْتُ لَهُ»؛ راوی (داوود بن فرقد) می‌گوید به ابوالحسن علیه‌السلام عرض کردم: «جُعِلْتُ فِدَاکَ» (فدایتان شوم)، «وَ کَیْفَ آکُلُهُ»؛ من چگونه این جزر (هویج زرد) را تناول کنم؟ به صورت خام، آب‌پز، بخارپز، در خورش، در سوپ یا سالاد؟ به چه طریقی مصرف کنم؟ بله، «جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ کَیْفَ آکُلُهُ وَ لَیْسَ لِی أَسْنَانٌ»؛ در حالی که اصلاً دندانی در دهان ندارم. فردی کهنسال و مشرف به موت هستم که پیش از این نیز مراعات صحت و بهداشت دهان را ننموده‌ام؛ نه خلال به کار برده و نه مسواک استعمال کرده‌ام، به طوری که پیش از کهولت و در سنین میانسالی دندان‌هایم تباه و ضایع گشته است (در اینجا عمداً قدری به تفصیل مبالغه نمودم). «جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ کَیْفَ آکُلُهُ وَ لَیْسَ لِی أَسْنَانٌ»؛ چگونه می‌توانم جزر خام و سفت را تناول کنم در حالی که هیچ دندانی در دهان ندارم؟

 

راوی نقل می‌کند که ابوالحسن علیه‌السلام فرمودند: «مُرِ الْجَارِیَةَ»؛ به زوجه، خادمه یا کنیزی که در بیت داری امر استحبابی کن تا آن جزر خام را به صورت مطبوخ (بخارپز یا آب‌پز) برای تو مهیا سازد تا تناول کنی؛ خواه آن را در سوپ یا سالاد داخل کند، یا به صورت مربا همراه با نان مصرف نمایی، یا در طبقه‌ی فوقانی دیگ بخارپز نماید، یا آن را رنده‌ی ریز کند (مثلاً اگر فرد به سبب ابتلا به رعشه قادر به رنده کردن نباشد، زوجه یا کنیز آن را به طور ریز رنده نموده یا آبِ تازه آن را اخذ کرده و یک جام از آن را جهت شرب بدو تسلیم می‌نماید). بنابراین نباید اعذار بنی‌اسرائیلی تراشید و از تناول آن امتناع کرد تا متعاقب آن مفاسد و شقاق خانوادگی حادث گردد. چنانچه زوجه متوجه عدم توانایی جنسی و فقدان نعوظ زوج شود، شقاق مابین آن‌ها رخ خواهد داد که در نهایت منجر به جدایی می‌گردد؛ زیرا عدم توانایی جنسی مانع از ایفای حقوق زناشویی است.

 

در فقه اسلامی و مباحث مربوط به حدود، دیات و قصاص، چنانچه زوج مبتلا به عارضه‌ی «عنّین» باشد، حاکم شرع و قاضی مدت یک سال به وی مهلت می‌دهد تا جهت استشفاء و درمان اقدام نماید؛ اگر درمان پذیرفت مواصلت برقرار می‌گردد، وگرنه زوجه مخیر به فسخ نکاح و جدایی خواهد بود. چرا که زوجه نیز دارای تمایلات غریزی است و رها کردن او بدون ارضای جنسی، ممکن است وی را به ورطه‌ی معصیت (مانند استمناء یا زنای محصنه) بکشاند. از این رو قانوناً یک سال مهلت درمان اعطا می‌شود. حال، چرا کار به محکمه کشیده شود؟ شما می‌توانید جزر (هویج زرد) را به اشکال گوناگون اعم از مربا، عصاره‌ی تازه، در قالب سوپ، سالاد یا رنده‌شده تناول کنید. بنابراین عذر و بهانه‌ای پذیرفته نیست؛ ماده‌ای لذیذ و سهل‌الوصول است که از دکاکین سبزی‌فروشی قابل ابتیاع است.

 

در عهد پیش از انقلاب (طاغوت)، در یکی از جراید مکتوب بود که زنی به جهت تقاضای طلاق به محکمه رجوع کرده بود. قاضی علت را جویا می‌شود و او اظهار می‌دارد: «من از همسرم تقاضا می‌کنم که تیوپ خمیردندان را از انتها بفشارد، اما وی اصرار دارد آن را از بخش فوقانی (گلوگاه) بفشارد و بدین وسیله مانع جریان روان خمیردندان می‌شود و به سخن من وقعی نمی‌نهد؛ لذا متقاضی جدایی هستم.» این پرونده‌ها گرچه به ظاهر پیش‌پاافتاده می‌نمایند، اما در پسِ آن‌ها فشارهای روانی مفرط نهفته است؛ چنان‌که زنی پس از گذشت سالیان متمادی در برابر قاضی نامحرم اقرار می‌کند که همسرش در طول ۲۵ سال زندگی مشترک هرگز او را ارضا نکرده است. ای برادر گرامی، شایسته است زوج عاقل در همان سال نخست عقد، پرسش‌های مقتضی را مطرح سازد؛ شرمساری چند دقیقه‌ای بابت سؤال بسیار سهل‌تر از تحمل ۲۵ سال رنج مخرّب و در نهایت طلاق است. به آن بانو عرض کردم: «مادر جان، این معضلات با تدابیر دارویی اعم از خوراکی یا شیمیایی قابل رفع است.» غرض آن است که کتمان حقایق و خودداری از سؤال به دلیل شرم نابجا در حالی که قاعده «لا حیاء فی الدین» جاری است آسیب‌های جدی به زوجین وارد می‌سازد.

 

پس ای برادر من، صبح‌ها سه عدد جزر (هویج زرد) تناول کن و شب‌ها همراه با شام، یک قاشق چای‌خوری سیاه‌دانه مصرف بکنید. همچنین پیش از مواصلت جنسی، نواحی تحتانی ناف، اطراف بیضه‌ها، استخوان عصعص (دنبالچه) و ناحیه‌ی عجان (پرینه، حد فاصل بیضه‌ها تا مقعد) را با روغن سیاه‌دانه‌ی خالص تدهین (روغن‌مالی) کن؛ این تدبیر موجب احیای قوه‌ی باه و توانایی جنسی می‌گردد، حتی اگر سن و سالی از شما گذشته باشد. فرامین و تدابیر را به خاطر بسپارید و فراگیرید. شیخ الانبیاء (حضرت نوح علیه‌السلام) که صلوات الله و سلامه علیه باد، حدود ۲۳۰۰ سال عمر نمود؛ شما در سن ۶۷ سالگی نباید بدین غایت ناتوان و فرتوت گردید. پس ریشه‌ی مشکل در بی‌اطلاعی ماست؛ باید معارف را از انبیاء و مرسلین فراگیریم که فرموده‌اند: «حُسْنُ السُّؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ»[4] . پیش از آنکه کار به مناقشات لفظی، آسیب‌های اجتماعی و دادگاه خانواده بکشد، پرسش‌های خود را مطرح کنید. بهترین زمان برای طرح این پرسش‌ها در سال نخست عقد است تا از بروز آسیب‌های بعدی در فرزندآوری پیشگیری شود؛ این مسئله در مباحث اجتماعی بسیار حائز اهمیت است.

 

جناب آقای دکتر جعفرزاده، متخصص محترم طب داخلی (که خداوند ایشان را حفظ کناد)، روزی که به منزل ما تشریف آورده بودند—ایشان دو مرتبه تشریف آوردند که یک بار آن به همراه جناب آقای صاحبی بود—به ایشان عرض کردم: «جناب دکتر، عریضه‌ها و پرسش‌های مکتوب مردم که در حجم زیاد به دست ما می‌رسد، غالباً مربوط به مشکلات جنسی و مجاری بول و تناسلی (پایین‌تنه) است؛ آیا گمان می‌کنید این پرسش‌ها بیهوده یا از روی تفنن مطرح می‌شوند؟» ایشان فرمودند: «خیر، چنین نیست؛ ۷۰ درصد از بیمارانی که به مطب بنده مراجعه می‌کنند، دقیقاً دچار همین مشکلات هستند.» عدد ۷۰ درصد را به خاطر بسپارید؛ این سخنِ یک متخصص طب داخلی است. مقصود آن است که با رجوع به منابع دینی و تدابیر طب معصومین (علیهم السلام)، درمان با کمترین هزینه و در کوتاه‌ترین زمان میسر می‌گردد و نیازی به سرگردانی و رنج خود و همسر نیست. این مباحث در حوزه‌ی علوم اجتماعی بسیار پراهمیت است.

 

اجازه دهید این دو کلمه پایانی روایت را نیز تبیین کنم که تلفظ و درک آن قدری دشوار است. در متن روایت آمده است: «مُرِ الْجَارِیَةَ تَسْلُقُهُ»؛ یعنی به کنیز یا خادمه‌ی خود امر کن آن را برای تو سلق (بخارپز یا آب‌پز) نماید تا تو که به عنوان زوج، هیچ دندانی در دهان نداری (در گذشته که دندان مصنوعی مرسوم نبوده و اکنون نیز فرضاً اگر باشد، فرد تمکن مالی تهیه آن را ندارد؛ چرا که بیمه‌های درمانی هزینه‌ی کشیدن دندان را متقبل می‌شوند اما هزینه‌ی دندان مصنوعی را پرداخت نمی‌کنند و این شخص نیز تهیدست است و توان خرید دندان مصنوعی را ندارد)، بتواند آن را مصرف کند. پس راهکار معصوم این است: «تَسْلُقُهُ»؛ به جاریه امر کن تا آن را بخارپز یا آب‌پز نماید و سپس آن را تناول کن.

 

حال به عنوان یک بحث خارج از مکتوبات درسی، واژه‌ی «السِّلاق» را بنویسیم. این واژه اصالتاً سریانی است؛ مصری یا عبری نیست، بلکه زبان آن سریانی است. «السِّلاق» در زبان سریانی به معنای «عید صعود» است؛ صعود و عروج حضرت عیسی بن مریم (علیهما الصلاة والسلام) از روی زمین و قرار گرفتن ایشان در آسمان چهارم به اذن پروردگار. توجه داشته باشید که بنده عید صعود را منطبق بر روایات شریف برای شما تبیین نمودم، نه بر اساس اصطلاحات مسیحیان یا یهودیان معاند بت‌پرست که به ساحت مقدس حضرت عیسی و حضرت مریم (علیهما السلام) جسارت می‌ورزند و خرافات بسیاری را در کتاب تلمود مکتوب ساخته‌اند که پیش از این شمه‌ای از آن را برای شما بازگو کردم. بسیار خوب، این مطلب نیز به عنوان بحثی خارج از کتاب ارائه گردید.

 


logo