1405/02/07
بسم الله الرحمن الرحیم
پیشگیری از نارسایی کلیه ها/آشنایی با عوامل نارسایی کلیه ها /طب اسلامی
موضوع: طب اسلامی/آشنایی با عوامل نارسایی کلیه ها /پیشگیری از نارسایی کلیه ها
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
فواید فجل
یکی از فواید این فجل (ترب) چه بود؟ این که کمکاری کلیه بهبود مییافت، تقطیر بول (چکهچکه کردن ادرار) شما برطرف میشد، سوزش ادرار بهبود مییافت، به درمان حبس بول (احتباس ادرار) کمک میکرد و به درمان شدت ادرار یاری میرساند؛ همان مطالبی که پیشتر خواندیم.
اکنون مجدداً به همین گیاه به عنوان دارو بنگرید، نه صرفاً با نگاهی ساده به عنوان سبزی در سبد غذایی فرد یا سبد غذایی خانوار؛
سبزیجات سالم، تازه و مخلوط، یکی از بهترین داروها علیه انواع سرطانها هستند؛ همانگونه که میوهجات رسیدهی هر فصل در موعد خود، یکی از بهترین داروهای ضد سرطان به شمار میروند. پس در مبحث درمان، اکنون در مبحث فارماکولوژی (داروشناسی)، بار دیگر در مبحث تخصصی طب داخلی... بار دیگر در مبحث فوقتخصصی کلیه و مجاری ادراری، یا مبحث فوقتخصصیِ نفرولوژی، اورولوژی و باز هم نفرولوژی.
عوامل نارسایی های کلیه
توجه کنید و سخن مرا فراموش نکنید که این «علم نافع» است. شما نیز اهل علمی هستید که بر طبق علم نافع عمل میکنید، زیرا مؤمن، عاقل و صالح میباشید. اکنون چه میگوییم؟ علل نارساییهای کلیه بسیار است. دو عدد کلیه در بدن انسان وجود دارد؛ علل نارسایی کلیهها متعدد است.
اکنون به یازده مورد از آنها اشاره میکنم:
نخست: دیابت؛
دوم: فشار خون.
عرض کردم که شما اهل عمل صالح هستید، بنابراین دیابت خود را کنترل میکنید و فشار خونتان را مهار مینمایید تا به نارسایی کلیه مبتلا نشوید، کلیههای خود را از دست ندهید و کارتان به دیالیز نکشد.
سوم: مصرف انواع آنتیبیوتیکهای شیمیایی نظیر آموکسیسیلین، آموکسیکلاو، سفالکسین و سفکسیم که مصرف آنها زیاد است. این داروها موجب نارسایی کلیه و نارسایی کبد میشوند.
چهارم: مصرف انواع مسکنهای شیمیایی.
مانند ژلوفن، ایندومتاسین و ایبوپروفن. تمامی اینها موجب نارسایی کلیه میشوند.
بسیار احتیاط کنید؛ زیاد آن زیانبار است و کم آن نیز مضر است. به سخن من دقت کنید؛ حتی مقدار اندک آن نیز بد است. مگویید [اشکالی ندارد]، بگذارید این مثال را مطرح کنم: به عنوان نمونه، یک بسته مرگِ موش خریداری کردهاید تا موشهای خانگی، صحرایی یا موشهای فاضلاب را نابود سازید؛ چرا که موش یکی از ناقلان بیماری طاعون است. اکنون از شما انسانهای عاقل سؤال میکنم، با هر دین و مذهبی که باشید و در هر سطح سوادی که باشید، اگر کسی بگوید: «من تنها یک دانه از این گندمهای آغشته به مرگِ موش را میخواهم و نخواهم مرد»، به چنین فرد سادهلوحی میگویم: برادر من، این ماده در هر حال سم است و اثر سمی خود را بر جای میگذارد. سخن مرا به یاد داشته باشید؛ آفرین، پس نباید مقدار کم یا زیاد آن را مصرف نمود. بنابراین، چهارمین علت را مسکنها و پیش از آن، سومین علت را داروهای شیمیایی بیان کردم.
پنجمین علت از علل نارساییهای کلیه: عفونتهای ادراری است.
ششم: نوعی از بیماری روماتیسم به نام «روماتیسم لوپوس» که نود و پنج درصد این نوع روماتیسم در زنان جوان شایع است. بنابراین، آنان باید روماتیسم لوپوس خود را درمان کنند. درمان آن با چه چیزی بود؟ یکی از آنها دمکردهی گل میخک دارویی است. بله، نوعی از روماتیسم که غالباً اختصاص به زنان جوان دارد. نام آن چیست؟ لوپوس. اینگونه بنویسید جناب آقا... [در میان سکوت طلاب] درمان آن به چه صورت است؟
در دو کلمه عرض کنم؛ من خواستارم که انواع کورتونها را مصرف نکنید؛ چرا که اینها دارو ها خود هفده بیماری دیگر ایجاد میکنند. میخواهند لوپوس شما را بهبود بخشند، اما هفده بیماری دیگر پدید میآورند؛ چنانکه پیش از این و در سال گذشته برای شما بیان کردم که کورتونها هفده نوع بیماری به همراه میآورند. در مبحث «طب المعصومین» نیز این مطلب را گفتم و یادداشت کردید. پس داروی درمان لوپوس چیست؟ هر دوازده ساعت، یک قاشق چایخوری گل میخک دارویی را در یک استکان آب جوش به مدت پانزده دقیقه دم کنید، سپس آن را بفشارید و صاف نمایید و مخلوط با عسل سیاهدانه بنوشید. به یاد داشته باشید، به یاد داشته باشید که مصرف این دارو در دوران بارداری و دوران شیردهی ممنوع است.
مصرف این دارو در دوران بارداری و دوران شیردهی ممنوع است، اما در غیر این شرایط اشکالی ندارد. داروی دوم چیست؟ هر هشت ساعت، یک قاشق غذاخوریِ سرْخالی شکر طبیعی نیشکر را به صورت مکیدنی میل کند. با این روش نیز بیماری روماتیسم لوپوس بهبود مییابد؛ البته یک شرط دارد: به شرط آنکه به دیابت بارداری مبتلا نباشد. مصرف آن در دوران بارداری و شیردهی همواره بلامانع است، مشروط بر اینکه دیابت بارداری وجود نداشته باشد. اگر فرد در دوران بارداری است و اگر در غیر دوران بارداری است، به شرط آنکه به دیابت نوع دو مبتلا نباشد تا قند خون وی بالا نرود.
هفتمین مورد از علل نارسایی کلیه: بیماریهای بافتِ همبند است؛ بیماریهای بافت همبند.
هشتمین مورد از علل نارسایی کلیه: رسوب آمیلوئیدوز است؛ آمیلوئیدوز. این نیز یکی از علل نارسایی کلیه است.
نهم: سنگهای کلیه به هر سه نوع آن؛ سنگهای کلیه به هر سه نوع کلسیمی، اوراتی (اسید اوریکی) و سیلیکاتی.
به اصطلاحِ مشهدیها، یعنی مشهدیها به آن گچی میگویند؛ گچی، آهکی و سیلیکاتی. نوع گچی آن سفیدرنگ و کدر است؛ نوع آهکی آن مایل به زرد است؛ و نوع سیلیکاتی آن چه رنگی است؟ سیاهرنگ است و روی آن نقاط سفیدی دیده میشود. پس یکی از علل نارساییهای کلیه چیست؟ وجود سنگهای کلیه به هر سه نوع کلسیمی، اسید اوریکی و سیلیکاتی.
دهمین مورد از علل نارسایی کلیه: عفونت کلیهها است؛ عفونت کلیهها. به خاطر داشته باشید که پنجمین مورد، عفونتهای ادراری بود و اکنون دارم عفونت کلیه را عرض میکنم. پوزش میخواهم، این هم دهمین مورد.
یازدهم:. چسبندگی پیشابراه است.
دوازدهم: تورم شدید پروستات است؛ به گونهای که باید سوند ادراری وصل کنند، اما بیمار سوند نمیزند و در نتیجه، بازگشت (رفلاکس) ادرار به سمت کلیهها رخ میدهد و نسج کلیه و گلومرولهای نسج کلیه آسیب میبینند.
- مورد یازدهم را مجدداً تکرار بفرمایید.
- یازدهمین مورد، چسبندگی پیشابراه است؛ یعنی مجرایی که ادرار از آن خارج میشود دچار چسبندگی شده است. در این حالت باید از پماد چشمی تتراسایکلین یک درصد استفاده کرده و آن را بمالد؛ به این صورت که پس از طهارت، پماد را استعمال نماید. این مسئله حتی در مورد کودکان پوشکی یا بیماران مبتلا به سکته نیز صادق است. حال اگر درمان صورت نگیرد ادرار به خوبی خارج نمیشود، بلکه به مثانه پس میزند؛ در نتیجه، اولاً مثانه بیش از حد پر میشود، و ثانیاً رفلاکس رخ میدهد. حال اگر بیمار همزمان دچار تورم شدید پروستات نیز باشد، ادرار پسزده شده وارد حالبها میشود، به لگنچه فشار وارد میکند، دریچههای لگنچهی کلیه را تخریب مینماید و سپس به نسج کلیه و کالیسهای کلیه آسیب میزند. گلومرولهایی که در ساختار داخلی کلیهها قرار دارند از بین میروند. در این وضعیت، خون کثیف وارد کلیهها میشود، اما اوره و کراتینین آن تصفیه نمیگردد و نمک سمی خون، فسفات و ازت (نیتروژن) آن دفع نمیشود. اکنون ملاحظه کردید که چگونه نارسایی کلیه پدید آمد؟ کلیه کارایی خود را از دست میدهد و فرد نیازمند دیالیز یا پیوند کلیه میشود.
- پماد چشمی بمالد؟
- بله، پماد چشمی تتراسایکلین یک درصد.
برای کسی که پیشابراهش دچار چسبندگی شده است، بهویژه در کودکان پوشکی (خواه نوه داشته باشید، خواه نتیجه یا فرزند خودتان باشد که پوشک میشود). گاهی مادر به علت گرانی پوشک، آن را دیر تعویض میکند؛ متأسفانه برخی مادران به جهت صرفهجویی، گرانی و تورم، پوشک کودک را دیر تعویض میکنند و میگویند این پوشک ادرار را به خود جذب میکند. درست است که پوشک ادرار را به خود جذب میکند، اما اندام تحتانی کودک همواره در مجاورت ادرار قرار دارد. تعویض دیرهنگام پوشک کودک، دو آسیب بزرگ به همراه دارد.
آسیب نخست این است که آمونیاک موجود در ادرار، پای کودک را میسوزاند. پوست پای کودک که در پوشک قرار دارد، ملتهب، سرخ و برافروخته شده، جیغ و گریه و زاری او افزایش مییابد. در این حالت، پزشک محترم پماد تترا سیکلین ۳ را برای درمان سوختگی پای کودکان تجویز میکند؛ پمادی که باید پس از تعویض پوشک و شستشو با آب ولرم و خشک کردن با دستمال تمیز، استعمال شود. اما آیا این پماد شیمیایی است یا پماد گیاهی؟ داروی گیاهی درمان سوختگی پای کودکان که ناشی از آمونیاک ادرار است، پماد کالاندولا (که از گل همیشه بهار تهیه میشود) یا روغن زیتون خالص است. پس از تعویض پوشک کودک، موضع را با آب جوشیدهی ولرم شستشو داده، با دستمال تمیز خشک نمایید و سپس روغن زیتون خالص (از نوع خوراکی) بمالید. با این روش، برافروختگی و سوختگی پای کودک به سرعت بهبود مییابد.
آسیب دوم چیست؟ چسبندگی پیشابراه. این عارضه زمانی رخ میدهد که پوشک کودک را دیر تعویض کنند، یا در افراد سالمند که دچار سکتهی ناقص، شبهفلج یا بیحسی اندامها (لمسی) شدهاند. در این افراد احتمال چسبندگی پیشابراه افزایش مییابد. درمان به این صورت است که پس از طهارت با ماء القراح (آب پاک و تمیز) و خشک کردن با پارچهای تمیز، از پماد چشمی تتراسایکلین یک درصد به نوک مجرای خروجی پیشابراه بمالند. اگر اندکی از پماد به داخل مجرا نفوذ کند، مانعی ندارد. این دستورالعمل برای پسران است؛ در مورد دختران نیز به همین ترتیب اگر اندکی پماد وارد مجرا شود، بلامانع است و چسبندگی پیشابراه بهبود مییابد.
هر پمادی که برای چشم استریل شده باشد، برای سایر نقاط بدن نیز مفید است؛ اما پمادهای مخصوص سایر نقاط بدن، برای چشم مفید نبوده و زیانآور هستند. این یک قاعدهی کلی است؛ قاعدهی عموم و خصوص مطلق. آفرین، عموم و خصوص مطلق. بنابراین، هر پماد چشمی استریل یا قطرهی چشمی برای سایر اعضا نیز سودمند است، اما داروهای سایر اعضا برای چشم مناسب نیستند. این هم از مورد یازدهم یعنی چسبندگی پیشابراه که توضیح کوتاهی دربارهی آن ارائه دادم. ..
چسبندگی که در ادامه فرد بدان مبتلا میشود، یا همان بیمارِ مبتلا به سکته به آن دچار میگردد.
بله، در مورد همان کودکی که عرض کردم پوشک او را دیر تعویض میکنند (با پوزش از بهکارگیری الفاظ نامناسب) یا مثلاً فرزند پسری که ختنهی او را به تأخیر میاندازند؛ والد میگوید: «جناب حاج آقا، من فرزندم را دوست دارم و روا نیست که او آزار ببیند»، و بدین ترتیب از انجام ختنه خودداری میکند. حال آنکه عدم ختنه صحیح نیست. وقتی کودک میخواهد وارد مدرسه شود (مثلاً در سنین شش یا هفت سالگی)، تازه تصمیم به ختنهی او میگیرند. پوزش میخواهم، در ایام پیشرو که ماه آینده و دههی اول است... بدانید که اگر کسی ختنه نکرده باشد، حج او و احرامش باطل است. ما چنین مواردی داشتیم که از روحانی کاروان سؤال میکردند: «آقا، من چه باید بکنم؟» و پاسخ این بود که ابتدا باید برود و ختنه کند. با پوزش مجدد از بهکارگیری تعابیر نامناسب، سؤالاتی از روحانیون کاروان پرسیده میشود که مایهی گرفتاری است. مقصود بنده این بود که بدانید چه مقدار باکتری مضر در زیر آن پوست اضافی تجمع مییابد؛ میزان تجمع آنها بسیار بالا است.
حال اگر خدایناکرده مؤمنان به هرزهگری روی آورند، در شبنشینیهای مبتذل شرکت کنند و با دوستان نابابِ امروزی معاشرت داشته باشند، کار به کجا خواهد کشید؟ به عنوان مثال، ابتلای به ویروس فعال اچآیوی (ایدز) یا هپاتیت B ویروسی. در این صورت، فرد با دستان خود اسباب نابودی خویش و طرف مقابل را فراهم ساخته است. ملاحظه نمودید که جناب حاج آقا چه فرمودند؟ این که معاشرت با دوستان ناباب موجب نابودی یکدیگر میشود. شما چه فرمودید؟
- جهت تمیز کردنِ ناف کودک یا بزرگسال (تفاوتی نمیکند) چه باید کرد؟
- موضع مذکور را با جوشاندهی اسپند خالص یا با الکل سفید ضدعفونی کنید.
- چند قطره؟
- بر روی ناف، بسته به شرایط، تعداد قطرات تفاوت دارد؛ مثلاً سه، چهار، پنج یا هفت قطره چکانده و ضدعفونی نمایند، یا اینکه از الکل سفید استفاده کنند؛ چرا که برخی افراد نسبت به استفاده از جوشاندهی اسپند دچار تردید و شائبه هستند.
در مبحث نارساییهای مزمن کلیه میگوییم که اگر بیماریهای کلیه به مرحلهی پایانی و نهایی خود برسند، دیگر قابل درمان نخواهند بود و تنها راهکار، دیالیز یا پیوند کلیه است. این موضوع از منظر تخصصی اورولوژی و فوقتخصصی نفرولوژی مطرح است که فرآیندی هم هزینهبر و هم عذابآور است و بیمار در طی آن رنج بسیار میکشد.
عوامل پیشگیری از نارسایی کلیه ها
جهت پیشگیری از نارساییهای کلیه، رعایت مواردی بسیار ضروری است. برای پیشگیری از نارساییهای کلیه، رعایت هفت مورد بسیار ضروری است.
نخست: کنترل قند خون و مهار فشار خون؛
دوم: جهت پیشگیری از بروز عفونتها، از مصرف آنتیبیوتیکهای شیمیایی خودداری شده و در مقابل، از آنتیبیوتیکهای گیاهی و طبیعی استفاده شود؛ موادی نظیر عسل طبیعی، ماست طبیعی تهیه شده از شیر طبیعی گاو (که مایهی خمیر و تمامی اجزای آن طبیعی باشد؛ بله)، سیب درختی رسیدهی شیرین، و گیاه آویشن (سبزی آویشن) به مقدار اندک در آغاز غذا.
سوم: مسکنهای شیمیایی را مصرف نکنید؛ به جای آنها از آرامبخشهای طبیعیِ گیاهی و لبنی استفاده نمایید؛ به عنوان مثال کاهو، آویشن، نعناع، کاکوتی، پونه به مقدار اندک، و مواد لبنی مانند دوغ شیرینِ کمچرب (البته از نوع طبیعی)، و ماست شیرین و تازهی کمچربِ طبیعی. تمامی این موارد حکم مسکن داشته و سداتیو (آرامبخش) هستند.
چهارم: سبک زندگی نادرست خود را تغییر داده و سبک زندگی صحیح را پیشه کنید. غذاهای آماده (فستفودها)، نوشابههای گازدار، آبمیوههای صنعتی و شیمیایی، نوشابههای انرژیزا، نوشابههای الکلی، غذاهای صنعتی و غذاهای مانده را مصرف نکنید ..به جای این مواد زیانآور، غذاهای سالم، تازه، حلال، پاکیزه و طیب میل کنید؛
بنابراین، سبک زندگی خود را دگرگون ساخته، از عادتهای زیانبار فاصله گرفته و روشهای سودمند را برگزینید تا دچار آسیب نشوید؛ همانطور که عرض کردم، تا دنیا و آخرتتان تباه نگردد.
پنجم: از مصرف شوری زیاد، نمک زیاد، خیارشور، تخمهی شور و آجیل شور خودداری نمایید. اگر تحمل این پرهیز برای شما دشوار است، دستکم در مصرف آنها زیادهروی نکنید؛ چرا که موجب ابتلا به نارسایی کلیه میشود. حتی زیتونهای شور یا چاشنیهای شوری که معمولاً با رب گوجهفرنگی و گلکلم تهیه میشوند، هم برای مبتلایان به کمکاری تیروئید زیانبار است، هم برای افراد مبتلا به پرفشاری خون ضرر دارد و هم برای بیماران کلیوی؛ زیرا کلیهی این افراد را از کار میاندازد و در نهایت آنان را نیازمند دیالیز و پیوند کلیه میسازد. پس از همان ابتدا نفس خویش را مهار کنید؛ یعنی «عبدالبطن» نباشید، بلکه «عبدالله» باشید و عبدالله باقی بمانید.
ششم: پنیر پیتزای چرب مصرف نکنید. قابل توجه عموم مردم و پیتزافروشیها؛ مصرف پنیر پیتزای چرب موجب نارسایی کلیه میشود، پس از مصرف آن جداً خودداری کنید.
هفتم: شوری زیاد. پیشتر ذیل عنوان نمک زیاد اشاره کردم، اما در مورد هفتم مجدداً بر پرهیز از شوری زیاد تأکید میکنم که توضیحات آن را ارائه دادم؛ بنابراین موارد پنجم و هفتم تبیین گردید.
هشتم: از کمتحرکی بپرهیزید. به صورت پیاپی و پیش از هضم غذای قبلی، غذای جدید میل نکنید (غذا روی غذا نخورید). لقمهها را به خوبی بجوید و پس از صرف غذا، ده دقیقه پیادهروی کنید. همچنین فعالیتهای هوازی داشته باشید؛ فعالیتهای هوازی نظیر پیادهروی آرام در زمین مسطح و هموار، در هوای آزاد و سالم بهاری (همراه با بارش باران رحمت الهی)؛ دوچرخهسواری آرام برای پسران و مردان در زمین مسطح و در هوای آزاد؛ و شنا در بخش کمعمقِ استخرهای تمیز و استاندارد این فعالیتهای ذکرشده در مورد هشتم، هم موجب بهبود کارکرد قلب شما میشود و هم عملکرد کلیههایتان را بهبود میبخشد؛ بدین ترتیب دو اندام حیاتی خود را حفظ کردهاید. همچنین کوهنوردی با شیب کم و ملایم و شنا در عمق کم را در برنامهی خود داشته باشید.