1405/02/06
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی عوامل نارسایی کلیه ها و عوارض مسکن ها برکلیه ها/آشنایی با عملکرد ریه و کلیه ها /طب اسلامی
موضوع: طب اسلامی/آشنایی با عملکرد ریه و کلیه ها /بررسی عوامل نارسایی کلیه ها و عوارض مسکن ها برکلیه ها
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
الله تعالی ارحم الراحمین است، یا رحمن الدنیا و الآخره و رحیمهما.
بسیار تفضل فرموده و اسباب توفیق را مهیا ساخته است؛ نعمتهای گوناگون را همچون باران رحمت بهاری بر ما فرو بارانده است. از جملۀ این نعمتهایی که به ما ارزانی داشته، در مبحث طب، ریۀ سالم (رئه سالم)، نای سالم، تارهای صوتی سالم، حبابچههای هوایی ریۀ سالم است و نیز اکسیژن لازم و هوای پیرامونی نیز سالم میباشد. اکنون قدری مکتوب کنید و بر تبصرههای خود بیفزایید:
باید دانست که قطر (نای) دو سانتیمتر است و انسان در حالت عادی هفده بار نفس میکشد؛ بدین معنا که در هر دقیقه، هفده مرتبه تنفس میکند. دم و بازدم خویش را حتی زمانی که بدان التفات ندارید انجام میدهید. چنانچه به آن توجه داشته باشید در حیطه اختیار و کنترل شماست، و اگر بدان توجهی نداشته باشید، به صورت خودکار عمل میکند؛ از این روی، تنفس شما نیمهخودکار (نیمه اتوماتیک) است.
انسان در حالت عادی در شبانهروز، یعنی در مدت بیستوچهار ساعت، هفت هزار لیتر هوای تنفسی اکسیژن مصرف میکند؛ هفت هزار لیتر. در سرتاسر جدار داخلی دو ریه انسان (رئتان)، مژکهایی وجود دارند که دائماً خم میشوند. [به حرکت دست من بنگرید؛ فرض کنید اینها مژکهای داخل ریه هستند] دائماً خم میشوند. اکنون توضیح خواهم داد: در سرتاسر جدار داخلی دو ریه انسان، مژکهایی وجود دارد که دائماً انحنا مییابند و خود را به مایع داخلی سطح ریهها آغشته و لزج میسازند. سپس به حالت قائم و صاف ایستاده و به سمت خارج ریهها ضربه میزنند تا هیچ ذرهای از میکروبها، ریزگردها، هواپخشها (آئروسلها) و ذرات غذا در ریهها باقی نماند.
درود بفرستید بر تمامی افرادی که در جهت نظافت و پاکیزگی محیط سالم زحمت میکشند؛ چه کسی که در خانه و خانواده جاروی دستی یا جاروی برقی میکشد، چه خادم و فراش مدرسه، و به همین ترتیب رفتگران شهرداری در کوچهها و خیابانها. به یاد داشته باشید که این پاکبانان بیستوچهار ساعته و آماده به خدمت، خسته نیز نمیشوند.
خداوند متعال به شما لطف فرموده و این سیستم را در ریههای شما قرار داده است. اکنون به صورت بصری و سمعی نشان دهم؛ به عنوان مثال، فرض کنید این اندکی مایع لزج (رطوبت لزجه) و این هم داخل ریه است؛ این مژکها بدین صورت ایستادهاند، وارد این مایع لزج میشوند، سپس برمیخیزند و ضربهای به سمت بیرون میزنند؛ مجدداً وارد مایع لزج شده و به بیرون ضربه میزنند تا هیچیک از این ذرات در ریه شما باقی نماند. آیا به وجد نیامدید؟ خداوند متعال، هم حافظ است، هم منعم و هم رزاق. در اینجا (دهان) آب دهان شیرین است، در اینجا (چشم) آب چشم شور است، در اینجا (گوش) آب گوشت تلخ است و در اینجا (ریه) نیز مایعی لزج جریان دارد؛ نه مخاط اضافی، نه خلط اضافی، هیچکدام؛ بلکه مایعی لزج و روان است. چه کسی این را به شما عطا کرده است؟ خداوندِ رئوف، «رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ» و «ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ». این مبحث را به صورت کاملاً تخصصی برای شما تبیین نمودم.
مبحث ما در باب تربچه بود .قدری نیز دربارۀ کلیههای شما (کُلیَتین) سخن بگویم. متخصصان متعددی در این عرصه حضور دارند؛ جناب دکتر سید احمد ثاقبی، دکتر یارمحمدی و دیگران. موضوعات بحث ما اساساً در حوزه تخصص فوقتخصصی کلیه و مجاری ادراری (امراض کلیه و مثانه) است؛ مانند جناب دکتر حسن ارگانی که فوقتخصص فشار خون نیز میباشند و سی سال سابقه فعالیت بالینی دارند. آن بزرگواران پیشین نیز پنجاه الی شصت سال سابقه کار دارند؛ مانند دکتر صافی، دکتر یارمحمدی و دکتر شمسا که دارای شصت سال سابقه طبابت هستند. قدری در باب کلیه یادداشت بفرمایید. نام این بزرگان را ذکر نمودم تا جهت پژوهش و تحقیقات بیشتر بدانها مراجعه و پرسش نمایید.
نکات مهم درباره ی کلیه ها
اکنون قدری از این نکات و جزئیات علمی مکتوب نمایید:
کلیهها (کُلیَتین) یک عضو حیاتی، یک عضو تصفیهکننده و پالایشی برای خون و بدن، و نیز یک منشأ هورمونی به شمار میروند. کلیهها موجب برقراری و تنظیم فشار خون میگردند. کلیهها به تنظیم آب ومواد الکترولیتی بدن میپردازند. کلیهها در فرایند خونسازی و استخوانسازی نقش مؤثری ایفا میکنند.
با کاهش کارکرد کلیه، فرد دچار مشکلات قلبی میگردد؛ به عنوان مثال فشار خون افزایش مییابد؛ همچنین زمانی که اسید اوریک خون بالا برود، شخص دچار کمخونی و مشکلات استخوانی میشود؛ مثلاً مفاصل وی دردناک میگردند، زیرا رسوب اسید اوریک خون به صورت بلور (کریستال) در مفاصل، منجر به بروز بیماری نقرس یا بیماری MSU (مونو سدیم اورات) و سایر امراض میگردد.
نارساییهای کلیه بر چند قسم است:
۱. نخست؛ گاهی نارسایی کلیه به صورت حاد پدید میآید. در نارسایی حاد، معمولاً بیماران دچار درد شدید هستند؛ درد دارند و در اثر گذشت چند روز و به صورت ناگهانی، کلیهها کارکرد خود را از دست میدهند.
۲. دوم؛ گاهی نارسایی کلیهها به صورت مزمن است. معمولاً این دسته از بیماران کلیوی دردی احساس نمیکنند، مگر آنکه دچار عفونت کلیه یا ... عوارض مشابه باشند که در این صورت درد خواهند داشت.
۳. سوم؛ در نارسایی مزمن کلیه نیز چنانچه بیمار مبتلا به عفونت باشد، درد دارد و اگر عفونت نداشته باشد، دردی حس نمیکند. این بیمار مورد نظر ما که دچار نارسایی مزمن کلیه است، در اثر گذشت چند ماه یا چند سال، کلیههایش کارکرد خود را از دست میدهند. چنین بیمارانی که به نارسایی مزمن کلیه مبتلا هستند، دچار ورم پاها و عدم کنترل فشار خون میگردند و تغییر رنگ ادرار را به صورت وجود خون در ادرار و دفع پروتئین در ادرار را مشاهده میکنند. بیماری که دچار نارسایی مزمن کلیه توأم با عفونتهای ادراری و کلیوی است، دچار کمخونی شدید و ضعف و بیحالی مفرط میگردد؛ ضعف و بیحالی زیاد دارد. شایان ذکر است که نارسایی قلبی و نارسایی کبدی نیز همانند نارسایی کلیهها، موجب تورم پاها و کل بدن میشوند؛ حتی قوزک پا ؛دچار تورم و ورم میشود که نشاندهنده نارسایی کلیه و بهویژه نارسایی کبدی و نارسایی قلبی در شخص است. این مطلب نیز از باب طب بالینی و طب تشخصی خدمت شما ارائه گردید.
نارسایی کلیه دارای پنج مرحله است:
اول: تنبلی کلیه.
دوم: تنبلی بیشتر کلیه.
سه: کمکاری کلیه؛ بدین معنا که در این صورت به تدریج میزان اوره و کراتینین خون بیمار افزایش مییابد؛ یعنی نمک سمی خون و فسفات ازته به تدریج بالا میرود.
چهار: مرحله چهارم زمانی است که میزان اوره و کراتینین به مقدار بسیار زیادی بالا رفته است. مرحله چهارم چیست؟ بالا رفتن شدید اوره و کراتینین؛ به عبارتی، نمک سمی خون و فسفات ازته هر دو به میزان بالایی افزایش یافتهاند. این مرحله چهارم نارسایی کلیه است.
مرحله پنجم: مرحله نهایی کارکرد کلیه است؛ بدین معنا که کلیهها دیگر هیچ کارکردی ندارند. بیمار باید هفتهای یک الی دو مرتبه به بخش دیالیز بیمارستان مراجعه نماید و چند ساعت تحت دستگاه دیالیز قرار گیرد. در مرحله پنجم، بیمار محتاج دیالیز است. گاهی شرایط از این نیز وخیمتر میشود و بیمار ناگزیر به پیوند کلیه میگردد؛ وی باید در صف گیرندگان پیوند کلیه قرار گیرد تا چنانچه فردی در اثر مرگ مغزی، سانحه تصادف یا نظایر آن دار فانی را وداع گفت و از حیث ساختار ژنتیکی (DNA) با یکدیگر مشابهت داشتند، کلیه آن مرحوم را خارج ساخته و کلیه فرسوده و ناکارآمد این بیمار را نیز بردارند و آن کلیه سالم را به روش جراحی به این بیمار پیوند بزنند تا حیات وی تداوم یابد. آیا شیرفهم شدید؟
آیا میتوان کلیه خرید؟ با حفظ وحدت [انسجام و موازین علمی]، بله، از انسان زنده نیز میتوان کلیه خریداری کرد؛ مثلاً گفته میشود انسان دو کلیه دارد و یکی را اهدا میکند؛ اما این امر با حفظ وحدت در علم پزشکی و در جراحیهای نوین، نظیر جراحیهای جاری (کارنت) صورت میپذیرد. در اینجا باید به بحث فقهی آن اشاره نمود: آیا انسان مالک حقیقی خویشتن است یا اعضا و جوارح نزد وی امانتی بیش نیستند؟ انسان امانتدار است و مالک حقیقی به شمار نمیرود. بله، هر مذهب و نحلهای بر اساس دیدگاه خود عمل میکند. اکنون چنانچه از حیث ژنتیکی (DNA) مشابهت وجود داشته باشد و کلیه آن شخص را برداشته و به این بیمار متصل کنند، مانعی ندارد؛ اما از آنجا که این اعضا ملک شما نیستند، خرید و فروش آنها مبنای ملکی ندارد و ممکن است مشمول اکل مال به باطل گردد. از سخن بنده مکدر نشوید، این مطلب را صرفاً به جهت پرسشی که مطرح کردید پاسخ دادم.
گاهی شخص دارای بول و ادرار واقعی است.
ادرار واقعی دارای چهار جزء است:
نخست: حاوی اوره است که همان نمک سمی خون (و در اصطلاح طب سنتی، نوعی بلغم سیاه) میباشد؛
دوم: حاوی کراتینین است که همان فسفات ازته میباشد؛
سوم: حاوی آب
چهارم :حاوی نمک طبیعی است.
این ترکیب، ادرار واقعی است. اما چنانچه فردی مبتلا به دیابت شدید باشد و قند خون خویش را کنترل نکند، ادرار واقعی نخواهد داشت؛ بدین معنا که تنها به دفع آب و نمک طبیعی مبادرت میورزد و دفع اوره و کراتینین صورت نمیگیرد. در نتیجه، کلیهها دچار تنبلی شده و متعاقباً از کار میافتند و فرد مبتلا به دیابت محتاج دیالیز میگردد. پس گاهی شخص در ظاهر ادرار میکند، چرا که مایع از مخرج بول و مجرای پیشابراه وی خارج میشود، اما این عمل منجر به دفع سموم بدن نمیگردد و کلیه توانایی دفع سموم را ندارد؛ زیرا کارکرد کلیه از بین رفته و خراب شده است و تنها به دفع آب و نمک میپردازد.
دیابت نوع اول (که گاه از آن به عنوان قندخون بیمزه تعبیر میشود) و دیابت نوع دوم [ تمام بیماران مبتلا به دیابت، مستعد ابتلا به نارساییهای کلیه هستند؛ تمامی دیابتیها مستعد عوارض و ناراحتیهای کلیوی میباشند؛ اعم از نوع اول، نوع دوم، دیابت بارداری و دیابت ناشی از فشار روحی و استرس؛ از این روی، باید میزان قند خون خویش را کنترل نمایند تا در سطوح بالا یا دچار نوسان شدید نباشد]. دیابت نوع اول و دوم در عوارض ثانویه خود، منجر به تنبلی کلیهها و نیز افزایش فشار خون میگردند. به چه علت؟ زیرا میزان اسید اوریک خون افزایش مییابد. با افزایش اسید اوریک خون، شخص از یک سو دچار بیماری نقرس میگردد و از سوی دیگر ای مؤمنان، فشار خون وی افزایش مییابد. فشار خون بر هشت نوع است؛ یکی از انواع آن به سبب بالا رفتن اسید اوریک است، نوع دیگر به سبب افزایش سدیم خون است، نوع دیگر ناشی از استرس مفرط است، و نوع دیگر به جهت تصلب شرائین (تصلب عروق) پدید میآید؛ و به همین ترتیب تا هشت نوع شمرده میشود.
هرچند خودِ پرفشاری خون (فشار خون بالا) نیز سبب تنبلی کلیه میگردد. خود بیماری دیابت دارای نه عارضه جانبی است که یکی از آنها کمکاری و تنبلی کلیه بود؛ از سوی دیگر اسید اوریک خون افزایش یافته و متعاقباً فشار خون بالا میرود؛ پرفشاری خون نیز به نوبه خود تنبلی کلیه را در پی دارد. ملاحظه نمودید که تنبلی کلیه در این شخص مضاعف (به توان دو) گردید؛ چرا که تنبلی کلیه خود مجدداً موجب افزایش فشار خون میشود. آیا متوجه سازوکار آن شدید؟ پس فشار خون بالا تنبلی کلیه میآورد و تنبلی کلیه نیز مجدداً فشار خون را بالا میبرد؛ از این جهت است که پزشکان قرصهای متعدد و متنوعی تجویز میکنند و این بیمار بختبرگشته نیز در این چرخه گرفتار و مستأصل میماند.
عوارض مسکن ها برای کلیه ها
برخی موارد نیز آسیبهای شدیدی برای کلیه به همراه دارند که نباید آنها را همچون نقل و نبات مصرف نمود؛ این کار اشتباه است و حتی اگر پزشک محترم نیز آن را تجویز کند، باز هم خطاست. یکی از مواردی که عملکرد کلیه را مختل ساخته و موجب تنبلی و نارسایی آن میگردد، انواع مسکنهای شیمیایی است. اگر مایل به پذیرش سخن بنده نیستید، از جناب دکتر حسن ارگانی، فوقتخصص کلیه و فشار خون با سی سال سابقه کار بالینی بپرسید؛ بنده این مطلب را سه سال پیش نگاشتم که در آن زمان سابقه ایشان بیستوشش سال بود و اکنون سی سال است. ایشان با سی سال سابقه فعالیت بالینی، به تعداد انگشتان دو دست نیز برای بیماران خویش داروی مسکن تجویز نکردهاند. ایشان در قید حیات هستند و میتوانید از خودشان جویا شوید؛ چرا که مسکنها برای کلیهها زیانآورند.
اکنون یادداشت بفرمایید تا چند داروی دیگر را نیز ذکر کنم: ژلوفن، ایندومِتاسین و ایبوپروفن که از کپسولها و قرصهای مسکن به شمار میروند؛ این داروها موجب بروز نارسایی مزمن کلیوی میگردند. نارسایی مزمن کلیه ایجاد میکنند و حتی اثر قرص فشار خونی را که بیمار مصرف میکند، خنثی میسازند. در این حالت، آن معادله چرخه آسیب چه بود؟ تنبلی کلیه موجب فشار خون بالا و فشار خون بالا موجب تنبلی کلیه میگردد؛ بیمار در این چرخه گرفتار شده و در نهایت محتاج دیالیز میشود. حال چنانچه از این مواد بیارزش و زیانآور نظیر ژلوفن، ایندومتاسین، ایبوپروفن و سایر کپسولهای مسکن و مانند آنها مصرف نماید، نارسایی کلیه وی وخیمتر خواهد شد. بنده قدری در این خصوص توضیح دادم؛ برخی افراد شخصاً به داروخانه مراجعه نموده و این داروها را تهیه میکنند، به عنوان مثال دوستشان در داروخانه شاغل است یا دستیار (آسیستان) آنجاست؛ مقصود بنده استناد به نظرات ریاست تخصصی و فوقتخصصی کلیه و مجاری ادراری بود که همگی بر زیانآور بودن این مواد برای کلیهها تأکید دارند.
نکته دیگری را مطرح کنم؛ به عنوان مثال، فرزند خویش را جهت تلقیح واکسن بردهاید؛ بسیار خوب، به شرط آنکه تاریخگذشته نباشد و ساخت ایران باشد. چنانچه کودک به واکسن خاصی حساسیت (آلرژی) داشته باشد و با رعایت این شروط واکسن را دریافت نماید، اما پس از آن، چه پزشک و چه خود شما والدین گرامی، استامینوفن تجویز میکنید؛ بدین صورت که اگر تب خفیف بود مثلاً یک چهارم یا نصف، و اگر شدید بود سه وعده قطره استامینوفن به کودک میدهید. به سخن بنده دقت فرمایید؛ برای سنین بالاتر نیز همین حکم جاری است و یادداشت نمایید: مصرف استامینوفن موجب نارسایی کلیه میگردد. چنانچه فردی به مدت سه سال هر روز استامینوفن مصرف کند، محتاج به دیالیز خواهد شد. استامینوفن نه تنها کلیهها را از کار میاندازد، بلکه موجب بروز کبد چرب نیز میگردد؛ بنابراین، بایستی علت و ریشه اصلی درد را برطرف سازید، نه آنکه صرفاً با استفاده از مسکن، ظاهر درد را تسکین دهید تا بیمار درد را احساس نکند. تسکین ظاهر درد تنها مانع احساس آن توسط بیمار میشود، اما منشأ اصلی درد که همان بیماری خاص اوست، بهبود نمییابد.