« فهرست دروس
درس طب استاد سیدحسن ضیائی

1404/10/06

بسم الله الرحمن الرحیم

ترجیح سبزی ریحان کوهی بر سایر سبزی ها/خواص ریحان کوهی /طب اسلامی

 

موضوع: طب اسلامی/خواص ریحان کوهی /ترجیح سبزی ریحان کوهی بر سایر سبزی ها

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

فضیلت و خواص سبزی باذروج (ریحان کوهی)

در ادامه مباحث مطروحه پیرامون سبزیجات نافع، سخن به «باذروج» یا همان «ریحان کوهی» رسید این نبات مبارک در لسان روایات و سیره معصومین (علیهم‌السلام) جایگاهی بس رفیع دارد که در ادامه به بررسی اسناد و روایات مرتبط با آن می‌پردازیم

روایات مسنده در ترجیح باذروج بر سایر بقولات

در منابع معتبر حدیثی از جمله کتاب شریف «جامع احادیث الشیعه» و کتاب «المحاسن» احادیثی هم‌مضمون نقل شده است که بر فضیلت این سبزی دلالت دارند:

* روایت اول: برقی از پدرش، از احمد بن سلیمان، از پدرش، از ابی‌بصیر نقل می‌کند که مردی از محضر امام صادق (علیه‌السلام) درباره «بقول» (سبزیجات تازه و سالم) پرسش نمود در آن هنگام ابوبصیر نیز در محضر امام نشسته بود امام صادق (علیه‌السلام) در پاسخ فرمودند: «الباذروج لنا»[1] [2] ؛ یعنی سبزی ریحان کوهی برای ما 14معصوم است و مورد نظر و عنایت ویژه ما است.

* روایت دوم: اسماعیل بن مهران از علی بن ابی‌حمزه و او از ابی‌بصیر روایت کرده است که یکی از صادقین یا باقرین (علیهما‌السلام) فرمودند: «الباذروج لنا»[3] ؛ ریحان کوهی سبزی مطلوب و مورد پسند ما معصومین است

* روایت سوم: جعفر بن محمد الاحول از علی بن ابی‌حمزه نقل می‌کند که امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «لنا من البقول الباذروج»[4] ؛ از میان تمامی سبزی‌های سالم و تازه، ریحان کوهی متعلق به ما است.

تبیین تمایز میان سبزی آل‌الله و سبزی بنی‌امیه

در مقام تمایز میان طیبات مورد استفاده مؤمنین و آنچه مطرود است، روایتی در کتاب «طب‌الائمه» و همچنین در کتب تخصصی فارماکولوژی(داروشناسی) [5] وارد شده است:

* روایت امام رضا (علیه‌السلام): راوی می‌گوید از حضرت رضا (علیه‌السلام) شنیدم که می‌فرمودند: «الباذروج لنا و الجرجیر لبنی‌امیه»؛[6] ریحان کوهی متعلق به ما چهارده معصوم، مورد عنایت ما و در سبد غذایی خاندان ماست، اما «جرجیر» (که در اینجا به سبزی گشنیز تعبیر شده است) متعلق به بنی‌امیه و مورد پسند ابوسفیان، معاویه و یزید است شایان ذکر است که این مضمون با عبارات مشابه، سیزده مرتبه در کتب مختلف شیعه تکرار شده است

نگاه شهودی و منزلت اخروی باذروج

در باب جایگاه ملکوتی این سبزی، روایتی از علی بن حسان، از سکونی، از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که حضرت فرمودند:

«إنی لأری النبات الباذروج فی الجنة»[7] ؛ من با نگاه شهودی و نوری خود، سبزی ریحان کوهی را در بهشت رؤیت می‌کنم این کلام حاکی از آن است که این گیاه نه تنها در دنیا، بلکه در سرای جاوید نیز مایه تنعم است

در لسان روایات، سخن از رؤیت نوری و شهودی معصومین (علیهم‌السلام) به میان آمده است که مقامی فراتر از دید حسی، عقلی و حتی بصیرتی متعارف دارد این دید نوری ناظر بر حقیقت اشیاء در ملکوت است

* تمایز بازروج از کاسنی:

راوی از امام (علیه‌السلام) پرسش می‌کند که آیا مقصود از این نبات بهشتی، سبزی «هندبا» [8] (کاسنی) است؟ حضرت در پاسخ صراحتاً می‌فرمایند: «بل الباذروج»[9] ؛ بلکه مراد همان ریحان کوهی است

* سند دیگر بر منشأ بهشتی: مشابه این مضمون به نقل از سکونی از امام صادق (علیه‌السلام) و ایشان از آباء گرامی‌شان از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است « کانِّي أَنْظُرُ إِلَى مَنْبِتِهِ فِي الْجَنَّةِ»[10] که بر منشأ بهشتی این گیاه تأکید دارد

* روایت علوی:از امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) نقل شده است که ایشان به سبزی «حوک» (که همان باذروج است) نگریسته و فرمودند: «الحوک من الجنة»[11] ؛ این سبزی از زمین بهشت است

تقابل نبات طیب (باذروج) و نبات خبیث (جرجیر)

در تبیین تضاد میان رویش‌های رحمانی و شیطانی، روایتی از قول پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شده است که فاز معنوی و اثر وضعی این دو گیاه را چنین ترسیم می‌کند:

* نبات بهشتی: حضرت می‌فرمایند: «الحوک بقلة طیبة کانی أراها نابتة فی الجنة»[12] ؛ حوک (باذروج) سبزی پاکیزه‌ای است که من رویش آن را در بهشت می‌بینم

* نبات دوزخی: در مقابل، حضرت درباره «جرجیر» (که پیش‌تر به سبزی بنی‌امیه تعبیر شد) می‌فرمایند: «و الجرجیر بقلة خبیثة کانی أراها نابتة فی النار»[13] ؛ جرجیر سبزی پلیدی است که گویا رویش آن را در آتش جهنم می‌بینم این تعابیر نشان‌دهنده سنخیت باطنی این گیاهان با عوالم علوی و سفلی است

برکات وضعی و پاداش اخروی تناول باذروج

علاوه بر خواص جسمانی، برای تناول این سبزی در ساعات خاص، آثار معنوی عجیبی ذکر شده است .

* کتابت حسنات: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «من أکل من بقلة الباذروج، أمر الله عز وجل الملائکة یکتبون له الحسنات حتی یصبح»[14] ؛ هر کس سبزی ریحان کوهی را به همراه شام خود تناول کند، خداوند متعال به فرشتگان مأمور خود فرمان می‌دهد که برای او تا سپیده دم صبح، حسنات بنویسند

---

پرسش و پاسخ

پرسش: آیا «باذروج» و «حوک» دو سبزی متفاوت هستند؟

پاسخ: خیر، این دو در واقع یک حقیقت هستند باذروج و حوک هر دو به ریحان کوهی (ریحان جبلی) اطلاق می‌شوند همان‌گونه که «حبة السوداء» و «شونیز» دو نام برای سیاه دانه هستند، ریحان کوهی نیز با این دو نام شناخته می‌شود

پرسش: آیا ریحان‌های موجود در بازار (زراعی و گلخانه‌ای) همان باذروج روایات هستند؟

پاسخ: ریحان‌های متداول زراعی و گلخانه‌ای با ریحان کوهی که در روایات بر آن تأکید شده، تفاوت‌هایی در منشأ و خواص دارند؛ باذروج اصیل، نوع وحشی و کوهی این گیاه است

چنان‌که آویشن شیرازی که از جبال فارس و منطقه استهبانات استحصال می‌گردد، از حیث عطر، طعم و خواص درمانی با آویشن زراعی تفاوت بسیار دارد، در باب ریحان نیز چنین است

* اصناف ریحان کوهی: در لسان فصحا و معصومین (علیهم‌السلام)، «الحوک» و «الباذروج» (یا الباذرج) دو صنف از ریحان کوهی محسوب می‌شوند اگر به دید لغوی و مترادفات نگریسته شود، این دو یک حقیقت‌اند، اما در مقام بیان معانی و بطون کلام، این‌ها دو نوع از ریحان کوهی هستند؛ نظیر ریحان بنفش و سبز که در انواع زراعی مشهود است

موعظه در باب کمال و خودشناسی

در مقام تزکیه نفس و تنبه مؤمنین، شایسته است به کلام عارفانه حبیب خراسانی تمسک جوییم که در قالب دو بیتی، طریق کمال را چنین ترسیم نموده است:

گوهر خود را هویدا کن، کمال این است و بس

خویش را در خویش پیدا کن، کمال این است و بس

چند می‌گویی سخن از درد و رنج دیگران؟

خویش را اول مداوا کن، کمال این است و بس

این موعظه، دعوتی است به بازگشت به خویشتن و اصلاح باطن پیش از پرداختن به عیوب دیگران

تحلیل ابعاد جنگ ترکیبی و فضای مجازی

در پاسخ به پرسش‌های مطروحه پیرامون مسائل مستحدثه و شرایط سیاسی-پزشکی جامعه، تبیین نکات ذیل ضروری است:

* اقتدار سایبری: فضای مجازی عرصه‌ای با میلیون‌ها متغیر است و بحمدالله ایران اسلامی در مهندسی و مدیریت این فضا، رتبه چهارم جهانی را داراست

* مجاهدت‌های منطقه‌ای: حزب‌الله لبنان در سالیان اخیر در مسیر مبارزه با صهیونیسم غاصب و جنایتکار، ۱۸ هزار مجروح و 5000 شهید تقدیم نموده است

* ابعاد چهارگانه جنگ ترکیبی: غرب در تقابل با نظام اسلامی، جنگی ترکیبی را در چهار محور دنبال می‌کند:

۱ جنگ شناختی: با هدف تغییر افکار عمومی و کشاندن مردم به کف خیابان‌ها

۲ جنگ اقتصادی: اعمال تحریم‌های ظالمانه و فشار حداکثری با همکاری ایادی داخلی (بهاییان، داعشیان و منافقین) که آثار آن در ماه‌های آتی مشهودتر خواهد بود

۳ جنگ سخت: در ابعاد هوایی، دریایی و در صورت توان، جنگ زمینی

۴ جنگ نرم و رسانه‌ای: بهره‌گیری از فضای مجازی و سایبری برای ایجاد رعب، وحشت و ناامیدی در میان مردم و مسئولین با هدف براندازی نظام و حذف ولایت فقیه

حکمت صمت و خاموشی در تقابل با دشمن

صهیونیسم بین‌الملل همزمان به مدیریت قدرت سخت و نرم می‌پردازد در مقابل این هجمه، وظیفه شرعی، علمی و عقلی ما حفظ اسرار، صیانت از قدرت نرم، توانمندی‌های ملی و حفاظت از شخصیت‌های مؤثر، بالاخص مقام معظم رهبری است

سکوت به جا: «صمت» یا همان خاموشی عاقلانه، موجب سردرگمی دشمن و ایجاد نقص در محاسبات وی می‌گردد این سکوت به معنای ترک جهاد فی‌سبیل‌الله یا هجرت نیست، بلکه رعایت دقیق «تقیه» و پرهیز از اقدامات نسنجیده، تک‌روی و بی‌گدار به آب زدن است تا حرکت جمعی امت دچار آسیب نگردد. باید دانست که آینده درخشان این میهن ولایی، مستظهر به عنایات الهی و در گرو انسجام ملی پیرامون محور وجودی ولی‌الله‌الاعظم (ارواحنا فداه) است تبعیت محض از فرمان ولی‌فقیه صالح و عادل، یگانه راه صیانت از این مرز و بوم در برابر فتنه‌هاست

احیای شعائر و نقش راهپیمایی‌های عظیم در وحدت امت

حضور در عرصه‌هایی چون راهپیمایی عظیم اربعین حسینی و دیگر تجمعاتی که مصداق «احیای شعائر» است، نشان از عنایت ویژه حضرت حق به این امت دارد

* تقویت بنیان‌های وحدت: راهپیمایی‌هایی نظیر روز قدس، پایه‌های اتحاد ملی ایران و پیوند میان ملت‌های اسلامی را مستحکم می‌سازد.

* نوید پیروزی: این حرکت‌های جمعی، نویدبخش پیروزی جبهه متحد عرب و عجم بر رژیم غاصب صهیونیستی و اضمحلال قوای استکباری است.

 

بازشناسی حواس هفت‌گانه؛ از حس ششم تا حقیقت «نوروبایوتیک»

در پاسخ به پرسش‌های مطروحه پیرامون قوای ادراکی انسان، باید دانست که حواس آدمی منحصر در پنج حس معروف (بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه) نیست علاوه بر این‌ها، دو حس دیگر نیز در نهاد بشر ودیعت نهاده شده است:

۱ حس ششم: قوه‌ای که بدان واسطه امور آتی یا حضور شخصی در پشت سر احساس می‌گردد؛ این حس را «حس زمینه» نیز می‌نامند

۲ حس هفتم (نوروبیوتیک): حسی واقعی‌تر و بنیادین که رابط میان مغز و روده انسان است این حس که در اصطلاح علمی «نوروبیوتیک» نامیده می‌شود، بر محور ارتباطی میان سیستم عصبی و دستگاه گوارش استوار است

تحلیل میکروبیولوژیک حس هفتم و مکانیسم اشباع

* آثار نقصان باکتری‌های مفید: اگر تعداد این باکتری‌ها از حد متعارف کمتر شود، عوارضی چون بی‌اشتهایی مفرط و بروز حساسیت‌ها و آلرژی‌های مزمن در تمام فصول سال (مانند اشک‌ریزی و آبریزش مداوم بینی) پدید می‌آید

* مکانیسم فیزیولوژیک سیر شدن:

زمانی که تعداد باکتری های مفید زیاد شد با مغز سخن می گویندباکتری‌های مفید موجود در روده انسان، تنها موجوداتی ساکن نیستند، بلکه به اذن الهی دارای نوعی نطق تکوینی بوده و با مغز سخن می‌گویند؛ چرا که طبق آیه شریفه ﴿أَنطَقَ کُلَّ شَیْءٍ﴾ [15] تمامی موجودات در پیشگاه حق ناطق‌اند

هنگامی که جمعیت این باکتری‌ها نرمال باشد، در زمان تناول غذا، پروتئینی به نام «فلاژلین» (Flagellin) از سوی آن‌ها آزاد می‌شود

* سپس سلول‌های ویژه‌ای به نام «نوروپاد» (Neuropod) این پروتئین را شناسایی کرده و پیام «اشباع و سیری» را از طریق «عصب واگ» (Vagus Nerve) به مغز مخابره می‌کنند واز پرخوری جلوگیری میکند،در این هنگام، فرمان «کفّ نفس» صادر می‌شود: «سیر شدی، دست از طعام بکش» لکن شریعت مطهر اسلام، مرتبه‌ای فراتر از فیزیولوژی را در نظر دارد و آن «تربیت اراده» است دستور بر این است که پیش از رسیدن به حد اشباع و پیش از آنکه لقمه به گلوگاه (حلقوم) برسد، انسان باید با اختیار و اراده خویش دست از غذا بکشد تا قوای روحانی‌اش تحت سیطره قوای جسمانی درنیاید

تبعات انقطاع مسیر ارتباطی روده و مغز

اگر به هر دلیلی این مسیر ارتباطی (محور روده-مغز) دچار اختلال یا انقطاع گردد، مغز از درک پیام سیری عاجز مانده و فرمانِ خوردنِ بی‌رویه به‌صورت مستمر صادر می‌شود این پدیده در دو ساحت قابل بررسی است:

* پرخوری استرسی: گاه به سبب تلاطمات روانی و استرس‌های شدید، این سامانه مختل شده و فرد به «جوع کاذب» یا پرخوری عصبی مبتلا می‌گردد

* الگوی رفتاری «عبدالبطن»: در تاریخ، نمونه‌های بارزی از این اختلالِ توأم با رذیلت اخلاقی وجود دارد؛ چنان‌که درباره «معاویه بن ابی‌سفیان» (لعنة الله علیه) نقل شده است که به سبب نفرین پیامبر (ص) یا اختلالات مزاجی، هر نیم‌ساعت طعام می‌خورد و هرگز سیر نمی‌شد، تا جایی که خود از خوردن خسته می‌شد اما شکمش سیر نمی‌گشت این همان مقام «عبدالبطن» بودن است

تحلیل آسیب‌شناختیِ مصرف‌گرایی در عصر حاضر

اختلال در قوای ادراکی و تبعیت از شهوات شکمی، گاه نه ریشه در فیزیولوژی، بلکه ریشه در «تقلید اعمی» (کپی‌رایت کورکورانه) از فرهنگ منحط غرب و صهیونیسم بین‌الملل دارد

* ویژگی‌های انسانِ عصر انحطاط: طبق روایات مربوط به آخرالزمان، برخی مردمان به مرتبه‌ای سقوط می‌کنند که «هِمَّتُهُم بُطونُهُم و قِبلَتُهُم نِساؤهُم »[16] (تمام همّ و غمّ‌شان شکم‌شان است) و قبله‌شان زنان و دین‌شان درهم و دینار می‌گردد

* سقوط از مقام انسانیت: صهیونیسم با ترویج مصرف‌گرایی، انسان را به سوی «عبدالشهوة» بودن سوق می‌دهد در این حالت، قوای عالیه انسانی همچون عقل، وجدان، فطرت، خلاقیت و درک ملکوتی تعطیل گشته و فرد به موجودی «سبک‌مغز»، لجباز و حرام‌خوار مبدل می‌شود که به‌جای «کمک‌های مؤمنانه»، منشأ «شر و شور» در جامعه است

 


[5] فارماکولوژیو(داروشناسی)، رحیم زادگان، میلاد، ص139.
logo