1404/10/01
بسم الله الرحمن الرحیم
خواص ریحان کوهی ومبانی معرفتی عقل و وحی/جایگاه علمی معصوم /طب اسلامی
موضوع: طب اسلامی/جایگاه علمی معصوم /خواص ریحان کوهی ومبانی معرفتی عقل و وحی
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
موضوع: کمال انسانی، جایگاه علمی معصوم، خواص حوک (ریحان کوهی) و مبانی معرفتی عقل و وحی
برگرفته از فرمایشات حضرت امام محمد باقر (علیه السلام)
۱. تعریف کمال در مکتب اهلبیت (علیهم السلام):
به مناسبت ایام و با استعانت از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام)، درسی از ایشان میآموزیم که نقشه راه زندگی است. حضرت میفرمایند:
«الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ تَقْدِيرُ الْمَعِيشَةِ»[1]
این روایت شریف، تابلوی نصبالعین اتاق مطالعه و کتابخانه مرحوم حضرت آیتالله میرزا جواد آقای تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) بود. درس کمال یعنی:
۱. تفقّه در دین: فهم عمیق دین.
۲. صبر بر نائبه: استقامت در سختیها، بلاها و دشواریها.
۳. تقدیر المعیشة: اندازهگیری و سنجش صحیح در زندگی. نباید قطرهای، تخیلی یا صرفاً با کپیبرداری نامعتبر عمل کرد. انسان باید «عقل معاش» داشته باشد؛ یعنی همه چیز بر اساس سنجش صحیح و حسابوکتاب باشد.
جایگاه معصومین در علوم و طب (طبیبالاطباء):
حال که بحث ما پزشکی است، باید بدانیم «طبیب» واقعی کیست؟
در روایات اهلبیت و ادعیه (مانند دعای جوشن کبیر)، خداوند متعال و به تبع آن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار، طبیب حقیقی معرفی شدهاند. امام
محمد باقر (علیه السلام) و سایر معصومین:
طبیبالاطباء (پزشکِ پزشکان)
رئیسالعلماء
رئیسالحکماء
معدنالفقهاء
باید توجه داشت که امام معصوم، دانشمندِ تمام رشتههاست؛ چه فیزیک، شیمی، اخترشناسی و چه علوم دیگر. اگر بزرگانی مانند بوعلی سینا، ملاصدرا، شیخ اشراق، شیخ سهروردی، ملاهادی سبزواری، شهید صدر و شهید مطهری در علوم کلام، فلسفه و حکمت ید طولایی دارند، امام معصوم «رئیسالحکماء» و «سیدالعقلاء» است.
نکته تربیتی: در محضر چنین بزرگانی، انسان باید حد خود را بداند و به اصطلاح پایش را از گلیمش درازتر نکند؛ چرا که «ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست». اگر شفاعت و تفضل این ۱۴ نور پاک نباشد، راهی به کمال نخواهیم داشت. آنها در اعلیعلیین عقل و دانش قرار دارند.
بررسی گیاه دارویی «حوک» (ریحان کوهی)
در ادامه مباحث پزشکی، به بررسی روایات از کتاب شریف «جامع احادیث الشیعة» میپردازیم.
عنوان باب: «بابُ ما وَرَدَ فی فَوائِدِ الحُوکِ وَ هُوَ الْباذَرُوجُ وَ اَنَّهُ اَحَبُّ الْبُقُولِ اِلی رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم»[2]
توضیح واژگان:
حوک (Al-Hawk):همان باذروج است.
معادل فارسی: این گیاه، «ریحان کوهی» (ریحانالجبلی) نام دارد و با ریحان زراعی یا گلخانهای متفاوت است.
طبق عنوان باب، این سبزی محبوبترین سبزی نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است.
حدیث شریف
روایتی معتبر که ۱۱ بار در کتب مختلف (از جمله نور ۳.۵) ذکر شده است:
متن حدیث:
«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: كَانَ يُعْجِبُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم مِنَ الْبُقُولِ الْحُوكُ.»[3] [4]
ترجمه:
«از میان سبزیجات، [سبزی] حوک (ریحان کوهی) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را به شگفتی وامیداشت و بسیار مورد پسند ایشان بود».
خواص فیزیولوژیک:
یکی از مهمترین خواص ریحان کوهی (حوک) که در روایات دیگر (از جمله فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام) به آن اشاره شده، خاصیت بازکنندگی عروق است:
یَفتَحُ السُّدَد:[5] گرفتگیها و انسدادها را باز میکند.
کاربرد بالینی: این گیاه در باز کردن رگهای گرفته، بهویژه عروق کرونر قلب مؤثر است. (مشابه خاصیتی که امام صادق علیه السلام برای سبزی «کرفس» ذکر فرمودهاند).
۴. جایگزینهای طبیعی برای جراحیهای تهاجمی قلب
در طب اهلبیت (علیهمالسلام)، هدف این است که انسان با بهرهگیری از دستورات معصومین، کارش به جراحیهای سنگین نکشد. در پزشکی کلاسیک، برای رفع گرفتگی عروق، ناچار به عمل قلب باز، تعبیه استنت (فنر) یا پیوند رگ (Bypass) هستند که طی آن از ورید صافن (در پا) یا شریانهای داخلی سینه به عنوان رگ جایگزین استفاده میشود. این روشها علاوه بر هزینههای مادی و جانی، دورههای نقاهت طولانی (مانند قرنطینه ششماه) و عوارضی همچون ورم پا و کاهش تواناییهای حرکتی را به همراه دارند.
نسخه درمانی و پیشگیری:
مصرف سبزی «حوک» (ریحان کوهی) و همچنین «کرفس»، خاصیت رسوبزدایی دارد.
عوامل گرفتگی: سه عامل اصلی رسوب در عروق کرونر عبارتند از: ۱. سدیم، ۲. کافئین، ۳. تریگلیسیرید خون.
عملکرد: این گیاهان به عنوان «رسوبگیر» عمل کرده و بدون نیاز به داروهای شیمیایی، مسیر عروق را باز میکنند.
۵. درمان بیخوابی با کرفس و کاهو
یکی دیگر از مشکلات رایج، اختلالات خواب است (غلت زدنهای مکرر و عدم به خواب رفتن).
دستور مصرف کرفس: برگهای کرفس برای استفاده در خورش، آش و سوپ مناسب است؛ اما ساقه آن باید به صورت خام مصرف شود.
نسخه خوابآور: جویدن ساقه خام کرفس همراه با شام یا قبل از خواب، یک خوابآور طبیعی و قوی است.
نسخه جایگزین: مصرف کاهو (بدون سس) همراه با شام نیز اثر مشابهی دارد.
۶. مراتب سلامت قلب در سیره معصومین (علیهمالسلام)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که الگوی مصرف این سبزیجات سالم هستند، دارای قلبی سلیم، رئوف، خاشع و منیب بودند. قلب معصوم در هر چهار مرتبه خود در اوج سلامت و تعادل است:
۱. قلب صنوبری: (جسمانی و فیزیولوژیک)
۲. قلب روانی: (سلامت روان)
قلب روحی
۴. قلب نوری: چرا که معصوم، نور است و کلامش نیز نور میباشد.
ما به عنوان «امت مرحومه» برای خروج از ظلمات (نسیان، غفلت و گناهان ناشی از بیعقلی) و ورود به نور، باید تابع محض معصومین باشیم و ابزارهای تکامل خود (جسم، روان و روح) را با تغذیه سالم حفظ کنیم.
۷. بررسی سندی و متنی روایات حوک
الف) روایت کتاب محاسن
در ادامه بررسی به روایتی از کتاب شریف محاسن اشاره میکنیم.
متن حدیث:
«الْبَرْقِيُّ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ علیه الصلاة و السلام: كَانَ يُعْجِبُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم مِنَ الْبُقُولِ الْحُوكُ..»[6]
در ادامه حدیث آمده است:
«وَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْحُوكِ فَقَالَ: مَحَبَّةٌ إِلَى النَّاسِ...»[7]
تحلیل متنی (تصحیح نسخه):
در نسخه چاپ شده محاسن، عبارت به صورت «مَحَبَّةٌ» (مایه دوستی) آمده است. اما با توجه به قرائن و روایت قرب الاسناد (که خواهد آمد)، واژه صحیحتر «مُحَبَّبَةٌ» (دوستداشتنی شده) است. لذا عبارت «مَحَبَّةٌ» در نسخه چاپی احتمالاً تصحیف (خطای نوشتاری) است.
خواص ذکر شده در حدیث:
۱. مُحَبَّبَةٌ إِلَى النَّاسِ: نزد مردم محبوب است.
۲. تُبَخِّرُ: دهان را خوشبو میکند (بوی بد را از بین میبرد).
نکته تکمیلی: همانطور که قبلاً ذکر شد، کاهو و جعفری نیز خاصیت از بین بردن بوی بد سیر و پیاز را دارند. ترکیب ریحان کوهی، کاهو و جعفری یک «سبزی مخلوط» عالی برای خوشبویی دهان است.
۳. دِیدَانٌ تُسْرِعُ إِلَیْهِ:[8]
واژه صحیح «دیدان» (جمع دُودَة) است. دیدان در بحث انگلشناسی به معنای انواع کرمها (مانند کرم آسکاریس و کرمکها) میباشد. عبارت «تُسْرِعُ إِلَیْهِ» به این معناست که آفت و کرم زودتر به سراغ این گیاه میآید (یا در شرایط خاصی زمینهساز آن است که نیاز به توضیحات تکمیلی دارد).
ب) روایت کتاب قرب الاسناد
برای تصحیح عبارت بالا، به روایت مشابه در کتاب قرب الاسناد رجوع میکنیم که این مضمون در کتب مختلف ۷ بار تکرار شده است.
متن حدیث:
«أَيُّوبُ بْنُ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه الصلاة و السلام یَقُولُ... وَ سُئِلَ عَنِ الْحُوكِ فَقَالَ: الْحُوكُ مُحَبَّبَةٌ إِلَى النَّاسِ...»[9]
ج) سایر اسناد و منابع
این مضمون با اسناد متعدد در کتب معتبر شیعه ذکر شده است:
۱. جامع احادیث الشیعة،[10] .
۲. هدایة الامة؛[11]
۳. مکارم الاخلاق (اثر نوه شیخ طبرسی)، [12]
۴. بحارالانوار (چاپ بیروت جدید): [13]
۵. مستدرک الوسائل (محدث نوری)،[14]
۸. مبانی معرفتی: رابطه عقل خالص و وحی
برای درک صحیح روایات طبی و دستورات دینی، نیازمند فهم جایگاه «عقل» هستیم.
الف) تعریف عقل خالص و مستقل:
۱. عقل مستقل (مستقلات عقلیه): عقلی است که فارغ از دین و مذهب، خوبی و بدیهای ذاتی را درک میکند (مانند حسنِ عدالت، صداقت، وفای به عهد). این عقل، اموری همچون بدعتها، جعلیات، اسرائیلیات و ادعاهای نژادپرستانه (مانند ژن برتر) را نمیپذیرد؛ زیرا اینها مصداق قانونشکنی و ظلم هستند.
۲. عقل خالص (حجتالله): عقلی است که مانند چراغ (سراج) عمل میکند و تابع وحی است.
نکته کلیدی: اگر عقل انسان تابع رسولالله (صلی الله علیه و آله) و چهارده معصوم (علیهمالسلام) نباشد، به الهامات ربانی متصل نیست. در این حالت فرد یا دچار «بیعقلی» (جهل) است و یا دچار «کمبود عقل» (آمیخته به اوهام و خیالات).
ب) آسیبشناسی جدایی از معصوم:
وقتی عقل مشوب به اوهام شود، نتیجهاش فساد و تباهی در زمین است: ﴿ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِي النَّاسِ﴾ [15]
نمونه بارز این بیعقلی در دنیای امروز، جنگافروزیها و شرارتهایی است که توسط دشمنان بشریت برای کسب منافع مادی صورت میگیرد.
ج) معیار ولایتپذیری و تشیع:
طبق آیه مباهله، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) جانِ پیامبر است. شیعه واقعی کسی است که در محبت و نفرت، دقیقاً تابع معصوم باشد؛ نه کمتر و نه بیشتر: «شِیعَتُنا مَنِ اقْتَدی بِنا وَ اتَّبَعَ آثارَنا»[16]
فلسفه تکرار در روایات و عبادات
ممکن است تصور شود خواندن روایات مشابه که مضامین نزدیک به هم دارند، تکراری و خستهکننده است. اما این تصور صحیح نیست.
تعمیق دیدگاه: هر روایتی که خوانده میشود، حتی اگر مضمونش آشنا باشد، دید انسان را عمیقتر کرده و بر نورانیت قلب میافزاید.
تمثیل نماز و ذکر: همانطور که تکرار اذکار (مانند یا الله، یا علی) یا نمازهای یومیه، تکرارِ ملالآور نیست؛ بلکه هر بار نماز، معراجی جدید و قدمی تازه برای قرب به بینهایتِ مطلق (الله) است.