1404/11/19
بسم الله الرحمن الرحیم
طریق چهارم: تالی فاسد داشتن عدم اتّصال سیره به عصر معصوم (ع)/طریق پنجم: سیره /طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع
موضوع: طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /طریق چهارم: تالی فاسد داشتن عدم اتّصال سیره به عصر معصوم (ع)
ادامه طرق احراز معاصرت سیره با زمان حضور معصوم (ع)
بیان شد بحث از طرق احراز معاصرت سیره با زمان حضور معصوم (ع)، بحثی نوظهور می باشد و شهید صدر «رحمة الله علیه»، طرق مختلفی را در این زمینه بیان نموده و مورد نقد و بررسی قرار داده اند که لازم است به صورت جداگانه مطرح گردیده و مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
طریق اوّل یعنی ملازمه جریان سیره در عصر حاضر با جریان سیره در زمان معصوم (ع)، طریق دوّم یعنی طریق نقل و شهادت و طریق سوّم یعنی استقراء بیان گردیده و مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در ادامه به بیان طریق چهارم یعنی تالی فاسد داشتن عدم اتّصال سیره عصر حاضر به عصر معصوم (ع) خواهیم پرداخت.
طریق چهارم: تالی فاسد داشتن عدم اتّصال سیره به عصر معصوم (ع)
شهید صدر «رحمة الله علیه» در دروس در مقام بیان طریق دیگری برای احراز معاصرت سیره عقلائیّه و سیره متشرّعه با زمان حضور معصوم (ع) می فرمایند[1] :
«الطريق الثالث أن يكون لعدم قيام السيرة المعاصرة للمعصومين على الحكم المطلوب لازم يعتبر انتفاؤه وجدانيّا، فيثبت بذلك قيام السيرة على ذلك النحو. و لنوضّح ذلك في مثال كما يأتي: لنفرض أنّنا نريد أن نثبت أنّ السيرة المعاصرة للأئمّة عليهم السلام كانت قائمة على الاجتزاء بالمسح ببعض الكفّ في الوضوء، فنقول: إنّ السيرة إذا كانت منعقدة على ذلك حقّا، فهذا سوف يكون دليلا على عدم الوجوب لدى من يحاول الاستعلام عن حكم المسألة فيغنيه عن السؤال، و أمّا إذا لم تكن السيرة منعقدة على ذلك و كان افتراض المسح بتمام الكفّ واردا في السلوك العمليّ لكثير من المتشرّعة وقتئذ، فهذا يعني أنّ استعلام حكم المسألة ينحصر بالسؤال من المعصومين، أو الرجوع إلى رواياتهم- لأنّ مسح المتشرّعة بتمام الكفّ لا يكفي لإثبات الوجوب- و حيث إنّ المسألة محلّ الابتلاء لعموم أفراد المكلفين، و وجوب المسح بتمام الكفّ يستبطن عناية فائقة تحفز على السؤال، فمن الطبيعيّ أن تكثر الأسئلة في هذا المجال، و تكثر الأجوبة تبعا لذلك، و في هذه الحالة يفترض عادة أن يصل إلينا مقدار من ذلك على أقلّ تقدير، لاستبعاد اختفاء جلّها، مع توفّر الدواعي على نقلها، و عدم وجود ما يبرّر الاختفاء، فإذا لم يصل إلينا ذلك نعرف أنّه لم تكن هناك أسئلة و أجوبة كثيرة، و بالتالي لم تكن هناك حاجة إلى استعلام حكم المسألة عن طريق السؤال و الجواب. و هذا يعيّن افتراض قيام السيرة على الإجتزاء بالمسح ببعض الكفّ.
و هذا الاستدلال يتوقّف كما لاحظنا على أنّ المسألة محلّ الابتلاء للعموم و كون الحكم المقابل- كوجوب المسح بتمام الكفّ في المثال- يتطلّب سلوكا لا يقتضيه الطبع بنفسه و توفّر الدواعي على نقل ما يرد في حكم المسألة و عدم وجود مبرّرات للإخفاء و عدم وصول شيء معتدّ به في هذا المجال لإثبات الحكم المقابل من الروايات و فتاوى المتقدّمين».
حاصل فرمایش ایشان آن است که در مواردی که تفاوت سیره عصر حاضر با سیره عصر معصوم (ع) ملازم با امری باشد که واقع نشده است، بطلان لازم و تالی دلیل بر بطلان مقدّم بوده و حکم به همسانی سیره عصر حاضر با سیره عصر معصوم (ع) خواهد گردید.
مثلاً اگر سیره متشرّعه عصر حاضر، مسح به بعض کفّ باشد و فرض آن است که تنها بدیل آن، مسح به کلّ کفّ بوده و ثالثی ندارند، اگر سیره در زمان معصوم (ع) نیز همین مسح به بعض کفّ باشد، هیچ انگیزه ای برای سؤال از حکم لزوم مسح به کلّ کفّ باقی نبوده و عقلاء عصر معصوم (ع) بر همین سیره اعتماد نموده و حکم به کفایت مسح به بعض کفّ و عدم لزوم مسح به کلّ کفّ می نمایند، زیرا طبع انسان، عمل کمتر را می پسندند و انگیزه ای برای پرسیدن سؤالی که منجرّ به سنگین تر شدن تکلیف او می شود نخواهد داشت.
امّا اگر سیره در زمان معصوم (ع)، متفاوت بوده و بر مسح به کلّ کفّ تعلّق گرفته باشد، طبیعتاً چون طبع انسان، عمل کمتر را می پسندد برای او این سؤال پیش می آید که آیا مسح به کلّ کفّ، الزامی بوده و مسح به بعض کفّ مجزی نیست یا آنکه مسح به کلّ کفّ، الزامی نداشته و مسح به بعض کفّ نیز جائز می باشد و چون این مسأله، محلّ ابتلای همه مردم می باشد، طبیعتاً این سؤال کثیراً از معصوم (ع) پرسیده می شد و در اثر کثرت این سؤال، حدّ اقلّ تعدادی از این سؤالات در ضمن روایات به ما می رسید، زیرا مسأله مسح، موضوع تقیّه نبوده و هیچ انگیزه ای بر مخفی کردن روایات مربوط به آن وجود ندارد، در نتیجه همین که می بینیم با وجود اینکه مسأله مسح، مبتلا به عموم مردم بوده و مسح به کلّ کفّ، خلاف طبع سهولت طلب انسان می باشد و با این حال، بر خلاف سیره رایج در عصر حاضر بر مسح به بعض کفّ، هیچ سؤالی راجع به الزامی بودن مسح به کلّ کفّ و عدم کفایت مسح به بعض کفّ از امام (ع) نقل نشده و مسأله نیز مسأله مشتمل بر تقیّه نیست که انگیزه بر اخفاء چنین سؤالاتی وجود داشته باشد، کاشف از آن خواهد بود که اساساً سیره در زمان معصوم (ع) نیز همچون عصر حاضر بر مسح به بعض کفّ بوده و به همین خاطر است که هیچ سؤالی در رابطه با لزوم مسح کلّ کفّ به دست ما نرسیده است.