1404/11/12
بسم الله الرحمن الرحیم
بیان ملازمه در دروس/طریق پنجم: سیره /طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع
موضوع: طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /بیان ملازمه در دروس
ادامه طریق اوّل: ملازمه جریان سیره در عصر حاضر با جریان سیره در زمان معصوم (ع)
بیان گردید شهید صدر «رحمة الله علیه» در مقام بیان طریق اوّل برای احراز معاصرت سیره با زمان حضور معصوم (ع)، نفس جریان سیره در عصر حاضر را ملازم با جریان سیره در عصر معصوم (ع) معرّفی می نمایند.
بیان شد ایشان برای استدلال بر این ملازمه، دو بیان دارند. بیان ایشان در بحوث گذشت. در ادامه به طرح بیان ایشان در رابطه با استدلال بر این ملازمه در دروس و سپس طرح نقد ایشان نسبت به هر کدام از دو بیان مختلفی که برای این دو استدلال ذکر نموده اند خواهیم پرداخت.
بیان ملازمه در دروس
مرحوم شهید صدر در دروس در مقام بیان طریق اوّل احراز معاصرت سیره با زمان حضور معصوم (ع) در خصوص سیره عقلائیّه بیان دیگری را مطرح نموده و می فرمایند[1] : «الطريق الأوّل أن نستدلّ على ماضی السيرة العقلائيّة بواقعها المعاصر لنا و هذا الاستدلال يقوم على افتراض الصعوبة في تحوّل السيرة من سلوك إلى سلوك مقابل، و كون السيرة العقلائيّة معبّرة- بوصفها عقلائيّة- عن نكات فطريّة و سليقة نوعيّة و هي مشتركة بين العقلاء في كلّ زمان».
حاصل فرمایش ایشان آن است که نفس جریان سیره عقلائیّه در عصر حاضر ملازم با جریان سیره عقلائیّه در زمان حضور معصوم (ع) می باشد، زیرا منشأ سیره عقلائیّه همواره طبع عقلاء بما هم عقلاء بوده و ریشه در فطرت، ارتکازات و باورهای عقلائی مشترک میان تمامی عقلاء در تمامی اعصار داشته و اختصاص به عقلاء عصری دون عصر دیگر ندارد. در نتیجه استقرار سیره عقلاء بما هم عقلاء در عصر حاضر کاشف از استمرار این سیره تا زمان حضور معصوم (ع) خواهد بود.
نقد ملازمه بر اساس بیان مذکور در بحوث
مرحوم شهید صدر در مقام نقد استدلالی که در بحوث برای اثبات ملازمه جریان سیره عقلائیّه یا متشرّعه در عصر حاضر با جریان سیره عقلائیّه یا متشرّعه در عصر حضور معصوم (ع) مطرح فرموده بودند می فرمایند[2] : «و هذا الوجه لا يمكن المساعدة عليه في كثير من الأحيان حتى لو افترضنا انَّ مضمونها ممّا ينعقد فيه تطابق عملی، إِذ انَّ صعوبة التحوّل في الالتزامات المتشرعيّة و العقلائية مسلمة بمعنى انَّ التحوّل الفجائي يقطع بعدمه عادة بحساب الاحتمالات إلا انَّ أصل هذا الافتراض في كيفيّة تحوّل السيرة ليس متعيناً، بل هناك افتراضات أُخرى كأن تكون السيرة قد تحوّلت تدريجاً و خلال قرون متمادية حسب عوامل مساعدة توفرت بالتدريج بأَن نفرض في المثال بروز فتوى بعدم وجوب الجهر في ظهر الجمعة لعدم تمامية دليل شرعي عليه تؤدي إلى عدم التزام جملة من المتشرعة بالجهر فيها، ثمّ يجيء آخر بعد فترة من الزمن و يشكك في أصل جواز الجهر لكون الإخفات في الظهرين هو مقتضى القاعدة على مستوى الأدلة و السيرة أو الإجماع قد انثلمت نتيجة الفتوى السابقة، فيفتي بلزوم الإخفات و يصبح ذلك تدريجاً هو الموقف الفنّي و العلمي من هذه المسألة، فتتطابق الفتاوى على لزوم الإخفات فيها، فتنعقد سيرة متشرعية عليه.
ففرضيّة من هذا القبيل ليست بغريبة و لا صعبة التوقّع».
حاصل فرمایش ایشان آن است که اگرچه تبدیل سیره عقلائیّه یا متشرّعه به ضدّ خود به صورت ناگهانی بدون اینکه هیچ خبری از این تبدیل به ما رسیده باشد، بسیار سخت و بعید می باشد، ولی اصل این ادّعا که تنها راه تبدیل سیره های عقلائیّه و متشرّعه به ضدّ خودشان، تبدیل به صورت ناگهانی می باشد، قابل پذیرش نیست، بلکه این احتمال وجود دارد که این تبدیل به صورت تدریجی صورت پذیرفته باشد به این صورت که ابتدا برخی از عقلاء یا متشرّعه بر خلاف سیره سایر عقلاء یا متشرّعه عمل نموده باشند و به تدریج عملکرد این گروه خاصّ، مورد قبول همه عقلاء و یا متشرّعه اعصار بعدی واقع شده باشد و با وجود این احتمال، تعلّق سیره عصر حاضر به عملکردی خاصّ هیچ ملازمه ای با تعلّق سیره زمان حضور معصوم (ع) به همان عملکرد نخواهد داشت.
مثلاً این امکان وجود دارد که در زمان حضور معصوم (ع)، سیره متشرّعه بر جهر در نماز ظهر روز جمعه مستقرّ بوده، ولی در عصر بعدی یکی از فقهاء قائل می شود دلیل قانع کننده ای بر وجوب جهر در نماز ظهر روز جمعه وجود ندارد و توجیه موجّهی برای حمل روایات جهر پیدا نموده و حکم وجوب جهر را نفی می نماید و مقلّدین این فقیه نیز به همین فتوی عمل نموده و برخی نماز ظهر روز جمعه را به جهر و برخی به اخفات به جا می آورند و در عصر بعد از آن فقیه، فقیه دیگری قائل می شود اساساً هیچ دلیلی بر جواز جهر وجود نداشته و حکم به منع جهر و وجوب اخفات می نماید و مقلّدین این فقیه دوّم، همگی نماز ظهر روز جمعه را به اخفات به جا می آورند و به تدریج، نماز ظهر روز جمعه اخفاتی در میان متشرّعه رایج گردیده و مورد قبول همه متشرّعه قرار می گیرد و سیره متشرّعه در عصر حاضر بر خلاف سیره متشرّعه در عصر حضور معصوم (ع) بر اخفات در نماز ظهر جمعه مستقرّ می گردد.
نقد ملازمه بر اساس بیان مذکور در دروس
مرحوم شهید صدر در مقام نقد استدلالی که در دروس برای اثبات ملازمه جریان سیره عقلائیّه یا متشرّعه در عصر حاضر با جریان سیره عقلائیّه یا متشرّعه در عصر حضور معصوم (ع) مطرح فرموده بودند می فرمایند[3] : «انّ السلوك العقلائيّ ليس منبثقا دائما عن نكات فطريّة مشتركة، بل يتأثّر بالظروف و البيئة و المرتكزات الثقافيّة إلى غير ذلك من العوامل المتغيّرة، فلا يمكن أن يعتبر الواقع المعاصر للسيرة دليلا على ماضيها البعيد».
حاصل فرمایش ایشان آن است که این استدلال، اخصّ از مدّعی می باشد، زیرا اینطور نیست که منشأ تمامی سیره های عقلائیّه، طبع عقلاء بما هم عقلاء بوده و ریشه در فطرت، ارتکازات و باورهای عقلائی مشترک میان تمامی عقلاء در تمامی اعصار داشته و اختصاص به عقلاء عصری دون عصر دیگر نداشته باشد، بلکه در بسیاری از موارد، سیره های عقلائیّه ناشی از مصالح و یا مفاسد عامّه مخصوص به جامعه یا عصری خاصّ یا امور فرهنگی مخصوص به جامعه یا عصری خاصّ هستند که با تغییر عصر، این مصالح و مفاسد و امور فرهنگی تغییر کرده و موجب تغییر سیره عقلائیّه خواهند گردید؛ لذا صرف جریان سیره عقلائیّه ای خاصّ در عصر حاضر دلیل بر جریان این سیره عقلائیّه در عصر حضور معصوم (ع) نخواهد بود.