1404/10/20
بسم الله الرحمن الرحیم
طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /اعتبار سنجی طریقیت سیره/بیان اشکال عمومی وارد بر ادله طریقیت سیره عقلاء
موضوع: طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /اعتبار سنجی طریقیت سیره/بیان اشکال عمومی وارد بر ادله طریقیت سیره عقلاء
ادامه مقام اوّل: اعتبار سنجی طریقیّت سیره عقلاء
بیان گردید پس از ذکر دو نکته مقدّماتی یعنی ذاتی بودن یا جعلی بودن طریقیّت سیره عقلائیّه و معیار حجّیّت آن، لازم است ادلّه مذکور در مقام اثبات اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه بیان گردیده و مورد نقد و بررسی قرار گیرد. ده دلیل در این زمینه ذکر گردیده و مورد نقد و بررسی قرار گرفت و به این نتیجه رسیدیم که اگرچه شش دلیل اوّل، قابل نقد می باشد، ولی چهار دلیل آخر، ادلّه محکم و قابل دفاعی بوده و طریقیّت سیره عقلائیّه به احکام شرعی را اثبات می نماید. در اینجا یک اشکال عمومی بر این ادلّه وارد شده است که لازم است به آن پاسخ داده شود که در ادامه به بیان این اشکال و به مناسبت آن، به بیان ادلّه اثبات ردع شارع از سیره عقلائیّه خواهیم پرداخت.
بیان اشکال عمومی وارد بر ادلّه طریقیّت سیره عقلاء
ممکن است گفته شود چهار دلیل آخر از ادلّه ده گانه مذکور برای اثبات اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه به احکام شرعیّه، علّت تامّه نبوده و صرفاً به منزله مقتضی می باشند و تنها در صورتی حجّیّت و اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه به احکام شرعیّه را اثبات می نمایند که مانعی از تأثیر این مقتضی وجود نداشته و شارع از عملکرد عقلاء و سیره عقلائیّه ردع ننموده باشد، در حالی که ادلّه عامّه ای وجود دارد که دلالت بر ردع شارع به صورت مطلق از تمامی موارد سیره عقلائیّه و به عبارتی تمامی عملکرد های عقلاء دارد و با وجود چنین ردعی، تمامی ادلّه مذکور برای اثبات حجّیّت و اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه به احکام شرعیّه عقیم خواهد گردید.
پاسخ از اشکال عمومی وارد بر ادلّه طریقیّت سیره عقلاء
برای پاسخ از این اشکال لازم است ادلّه ای که ادّعا می شود دلالت بر ردع عمومی شارع از تمامی موارد سیره عقلائیّه دارند مطرح گردیده و مورد نقد قرار گیرد.
دلیل اوّل: ادلّه ناهیه از عمل به غیر علم
ادلّه ای همچون آیه شریفه ﴿وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ﴾ [1] و آیه شریفه ﴿إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا﴾[2] و[3] به اطلاق خود رادع از عمل به سیره عقلائیّه می باشند، زیرا سیره عقلائیّه نهایتاً موجب ظنّ به تقریر شارع مقدّس نسبت به ممشای عملی عقلاء می گردد و این آیات، از عمل به ظنّ و غیر علم، ردع می نمایند.
دلیل دوّم: ادلّه ناهیه از سخن گفتن بدون علم
ادلّه ای همچون آیه شریفه: ﴿قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ﴾[4] و حدیث منقول از امام صادق (ع) که می فرمایند: «ایّاک عن خصلتین تهلک فیها الرجال: ان تدین بشیءٍ من رأیک أو تفتی الناس بغیر علم»[5] به اطلاق خود رادع از عمل به سیره عقلائیّه می باشند، زیرا سیره عقلائیّه نهایتاً موجب ظنّ به تقریر شارع مقدّس نسبت به ممشای عملی عقلاء می گردد و اعلان این امر ظنّی به عنوان حکم شرعی، قول به غیر علم بوده و این آیات از آن ردع نموده و بالمطابقة دلالت بر ردع به غیر علم و بالملازمه دلالت بر عدم اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه نسبت به احکام شرعیّه خواهند داشت.