« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/10/08

بسم الله الرحمن الرحیم

طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /اعتبار سنجی طریقیت سیره/دلیل دهم: ظهور حال شارع

 

موضوع: طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /اعتبار سنجی طریقیت سیره/دلیل دهم: ظهور حال شارع

 

ادامه مقام اوّل: اعتبار سنجی طریقیّت سیره عقلاء

بیان گردید پس از ذکر دو نکته مقدّماتی یعنی ذاتی بودن یا جعلی بودن طریقیّت سیره عقلائیّه و معیار حجّیّت آن، لازم است ادلّه مذکور در مقام اثبات اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه بیان گردیده و مورد نقد و بررسی قرار گیرد. دلیل اوّل یعنی آیه أمر به عرف، دلیل دوّم یعنی آیات دالّ بر ارجاع شارع به عقلاء، دلیل سوّم یعنی استبعاد اشتباه در سیره عقلائیّه، دلیل چهارم یعنی دلالت سیره عقلاء بر فعل شارع، دلیل پنجم یعنی ادلّه وجوب امر به معروف و نهی از منکر، دلیل ششم یعنی وجوب دفع منکر، دلیل هفتم یعنی وجوب ارشاد جاهل و تنبیه غافل، دلیل هشتم یعنی لزوم نقض غرض و دلیل نهم یعنی لزوم اغراء به جهل بیان گردیده و مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه به بیان دلیل دهم یعنی ظهور حال شارع خواهیم پرداخت.

دلیل دهم: ظهور حال شارع

ظهور حال شارع به عنوان حافظ و مبلِّغ شریعت به لحاظ سکوت او در برابر عملکردی که در مرأی و مسمع او در میان عقلاء رواج یافته، دلالت بر تأیید آن عملکرد خواهد داشت؛ به عبارت دیگر، سکوت شارع در برابر این عملکرد، حکایت از حال شارع در جهت موافقت با این عملکرد داشته و این سکوت به لحاظ دلالت بر تأیید تطابق این عملکرد با شریعت، کمتر از سنّت قولی یا فعلی نمی باشد.

مرحوم شهید صدر در شرح عروه خود، این استدلال را مطرح نموده و می فرمایند[1] : «الملاك في استكشاف الإمضاء من عدم الردع ظهور حال الشارع سواء كان النبي (ص) أو الإمام (ع)، فانه بحكم مقامه و تصديه لتربية مجتمعه على نهج إلهي رباني يكون ظاهر حاله عند السكوت عن حالة من حالات العقلاء إمضاؤها، و هذا الظهور الحالي‌ حجة كالظهور اللفظي، و هو كما ينعقد بلحاظ الوجود التطبيقي للسيرة كذلك ينعقد بلحاظ الوجود الارتكازي لها، و عليه فأخبار صاحب اليد بالكرية معتبر».

طبعاً این ظهور حالی به لحاظ امکنه و موقعیّت های افراد، تفاوت می یابد و روایات نیز اعتبار این ظهور حالی را تأیید می نماید.

شیخ طوسی «رحمة الله علیه» از امام صادق (ع) روایت می کند که می فرمایند: «قبر زنان با جامه ای پوشیده می شود و قبر مردان پوشیده نمی شود، ولی قبر سعد بن معاذ را با جامه ای پوشیده بودند در حالی که پیامبر شاهد بود و از این کار ممانعت ننمود»[2] .

در این روایت، امام صادق (ع) از عدم ممانعت و سکوت پیامبر اکرم (ص) در برابر این عملکرد، رضایت ایشان به این عمل و جواز این عمل را استظهار می نمایند و وقتی سکوت شارع نسبت به عملکرد یک یا چند شخص خاص، ظهور در تأیید آن عملکرد و رضایت به آن دارد، سکوت شارع مقدّس نسبت به عملکرد رائج در میان تمامی عقلاء به طریق اولی ظهور در تأیید آن عملکرد و رضایت به آن خواهد داشت.

همچنین از حسین بن بسطام و برادرش از محمّد بن ابراهیم علوی از پدرش ابراهیم بن محمّد از امام عسگری (ع) از پدرانشان روایت شده است: «به امام صادق (ع) عرض شد پوست مردی را به جهت مداوای مرضی، با آتش داغ کرده و می سوزانند و آن شخص مریض، یا مداوی شده و از مریضی رهایی می یابد و یا می میرد، امام (ع) فرمودند: مردی را در عهد پیامبر (ص) داغ کردند و او سرزنده بود».

همیطنور شارع مقدّس اجازه داده است فرزندان از امتعه خانه پدران و مادران خود بدون اذن، استفاده نمایند و این به جهت ظهور حال پدر و مادر در رضایت به تصرّف فرزندان در ملک آنها می باشد.

بنا بر این، ظهور حال شارع مقدّس به لحاظ سکوت در برابر عملکرد رائج میان عقلاء، حاکی از امضاء و تأیید آن عملکرد و تطابق آن با شریعت داشته و بالملازمه دلالت بر اعتبار طریقیّت سیره عقلاء به احکام شرعیّه خواهد داشت.


logo