« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/10/02

بسم الله الرحمن الرحیم

طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /اعتبار سنجی طریقیت سیره/دلیل هفتم: وجوب ارشاد جاهل و تنبیه غافل

 

موضوع: طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /اعتبار سنجی طریقیت سیره/دلیل هفتم: وجوب ارشاد جاهل و تنبیه غافل

 

ادامه مقام اوّل: اعتبار سنجی طریقیّت سیره عقلاء

بیان گردید پس از ذکر دو نکته مقدّماتی یعنی ذاتی بودن یا جعلی بودن طریقیّت سیره عقلائیّه و معیار حجّیّت سیره عقلائیّه، لازم است ادلّه مذکور در مقام اثبات اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه بیان گردیده و مورد نقد و بررسی قرار گیرد. دلیل اوّل یعنی آیه أمر به عرف، دلیل دوّم یعنی آیات دالّ بر ارجاع شارع به عقلاء، دلیل سوّم یعنی استبعاد اشتباه در سیره عقلائیّه، دلیل چهارم یعنی دلالت سیره عقلاء بر فعل شارع، دلیل پنجم یعنی ادلّه وجوب امر به معروف و نهی از منکر و دلیل ششم یعنی وجوب دفع منکر بیان گردیده و مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در ادامه به بیان دلیل هفتم یعنی وجوب ارشاد جاهل و تنبیه غافل و ارزیابی آن خواهیم پرداخت.

دلیل هفتم: وجوب ارشاد جاهل و تنبیه غافل

ارشاد مردم به معارف الهی و تعلیم مسائل شرعی بر تمامی مکلّفین، خصوصاً امام معصوم (ع) که متصدّی رساندن احکام الهی به مکلّفین می باشد، بر اساس آیات و روایات، بالاجماع واجب می باشد، آیاتی مانند ﴿وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ﴾[1] که بالمطابقة دلالت بر وجوب ابلاغ دین بر علماء دارد و آیه شریفه ﴿فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ﴾[2] [3] که بالمطابقة دلالت بر وجوب مراجعه جهّال به علماء در کسب مسائل دینی و بالملازمة دلالت بر وجوب ابلاغ دین بر علماء خواهد داشت؛ و روایات متعدّدی مانند روایت کلینی از طلحة بن زید از امام صادق (ع) که می فرمایند: «قَرَأْتُ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ ع إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَأْخُذْ عَلَى الْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ الْعِلْمِ حَتَّى أَخَذَ عَلَى الْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لِأَنَّ الْعِلْمَ كَانَ قَبْلَ الْجَهْلِ.»[4] و یا روایت جابر بن عبد الله انصاری از امام باقر (ع) که می فرمایند: «زَكَاةُ الْعِلْمِ أَنْ تُعَلِّمَهُ عِبَادَ اللَّهِ»[5] .

محقّق عراقی «رحمة الله علیه» در مقام استدلال بر وجوب اظهار فتوی بر مجتهد می فرمایند[6] : «فلا إشكال ظاهرا في وجوب إظهار فتواه و ترغيب الناس بتقليده، نظرا إلى ما دلّ على وجوب‌ إرشاد الجاهل‌ في‌ الأحكام‌ الكليّة المستفادة من أمثال آيتي النفر و السؤال‌»؛

همچنین شیخ انصاری «رحمة الله علیه» در رابطه با وجوب دفع حرام به واسطه اعلام حکم به جاهل و ترک سکوت می فرمایند[7] : «وجب ذلک فیما اذا کان الجهل بالحکم، لکنّه من حیث وجوب تبلیغ التکالیف لیستمرّ التکلیف الی آخر الأبد بتبلیغ الشاهد الغائب؛ فالعالم فی الحقیقة مبلّغٌ عن الله لیتمّ الحجّة علی الجاهل و یتحقّق فیه قابلیّة الاطاعة و المعصیة».

قطع نظر از اینکه استناد به برخی از این ادلّه به خصوص آیه سؤال و نفر، برای اثبات وجوب ارشاد جاهل توسّط عالم و وجوب تنبیه غافل توسّط فرد متلفِت، قابل مناقشه می باشد، ولی فی الجمله در اصل وجوب ارشاد جاهل و تبلیغ دین که در آیات الهی مثل آیه شریفه: ﴿الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا﴾ [8] ، از نشانه های مؤمن معرّفی شده است، هیچ بحث و اشکالی وجود ندارد.

با توجّه به این مقدّمه گفته می شود وقتی انجام یا ترک فعلی در مرأی و مسمع معصوم (ع)، ممشای عملی رایج میان عقلاء قرار گرفته و معصوم (ع) بداند این ممشای عملی، مخالف با حکم الله واقعی بوده و سبب مخالفت عقلاء با حکم الله واقعی، جهل آنها به حکم الله واقعی می باشد، ادلّه دالّ بر وجوب ارشاد جاهل و تنبیه غافل و تبلیغ شریعت، دلالت بر وجوب ردع شارع از این سیره خواهد داشت و لذا سکوت معصوم (ع) و عدم ردع ایشان کاشف از عدم مخالفت سیره عقلاء با حکم الله واقعی خواهد داشت؛ زیرا سکوت معصوم (ع) در فرض مخالفت سیره عقلاء با حکم الله واقعی، با عصمت ایشان سازگاری ندارد؛ و وقتی سکوت معصوم (ع) و عدم ردع ایشان کاشف از عدم مخالفت سیره عقلاء با حکم الله واقعی بود، بالملازمه دلالت بر اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه در فرض تقریر و عدم ردع معصوم (ع) برای ایصال به احکام الله واقعی خواهد داشت.

به نظر می رسد این دلیل ایرادی نداشته و قابل قبول می باشد.


logo