« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/09/11

بسم الله الرحمن الرحیم

اعتبار سنجی طریقیت سیره/طریق پنجم: سیره /طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع

 

موضوع: طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /اعتبار سنجی طریقیت سیره

 

ادامه نکته اوّل: معیار اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه

بیان گردید چهار دیدگاه در رابطه با معیار اعتبار طریقیّت سیره عقلاء وجود دارد. در ادامه به نقد و بررسی این دیدگاه ها و بیان نظریّه مختار خواهیم پرداخت.

بیان استاد معظّم

در معیار اعتبار طریقیّت سیره عقلاء، دیدگاه اوّل یعنی کاشفیّت اجماع از تقریر، علی التحقیق صحیح بوده و سه دیدگاه دیگر، قابل مناقشه می باشد.

امّا دیدگاه دوّم قابل مناقشه است، زیرا ظاهر حال معصوم (ع) در مقام تفهیم و بیان حکمی شرعی، در مقابل تکلّم معصوم (ع) در این مقام می باشد و در فرض عدم تکلّم، سه حالت در معصوم (ع) متصوّر می باشد:

حالت اوّل آن است که عدم تکلّم معصوم (ع)، خنثی بوده و دلالت بر اراده افهام شرعی به مخاطبین نداشته باشد و این در صورتی است که معصوم (ع) در مقام تشریع نبوده و سکوت یا فعل او، مربوط به زندگی عادی او همچون سائر انسان ها باشد، نه سکوت یا فعل شارع بما هو شارع و در مقام تشریع؛ واضح است که عدم تکلّم معصوم (ع) در این حالت، فاقد ظهور می باشد.

حالت دوّم آن است که عدم تکلّم معصوم (ع) در مقام تشریع، به تنهایی و بدون اینکه مقترن به فعلی از شارع باشد، کاشف از رضایت او نسبت به سیره عقلاء بوده و دلالت بر مطابقت سیره عقلاء با حکم شرع داشته باشد؛ عدم تکلّم معصوم (ع) در این حالت، مشتمل بر ظهور حال بوده و از آن به تقریر یاد می شود.

و حالت سوّم آن است که عدم تکلّم معصوم (ع) در مقام تشریع، مقترن به فعلی از شارع مثل ظهور علامات خوشحالی در چهره او باشد و به جهت این فعل، کاشف از رضایت شارع نسبت به سیره عقلاء بوده و دلالت بر مطابقت سیره عقلاء با حکم شرع داشته باشد؛ عدم تکلّم معصوم (ع) در این حالت نیز مشتمل بر ظهور حال بوده و از آن به تقریر یاد می شود.

با توجّه به این مقدّمه روشن می شود ظهور حال، مَقسَم برای تقریر و فعل شارع در مقام تشریع می باشد، نه قسم مستقلّی در مقابل تقریر شارع در مقام تشریع و از آنجا که ظهور حال شارع به ضمیمه فعل، نیاز به فعل و مؤونه زائده دارد، ظهور حال شارع در فرض عدم فعل، همان تقریر بوده و دیدگاه دوّم در معیار اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه یعنی کاشفیّت سیره عقلائیّه از ظهور حال شارع، نهایتا به دیدگاه اوّل یعنی کاشفیّت سیره عقلائیّه از تقریر شارع باز خواهد گردید، مگر اینکه کسی ادّعا کند ظهور حال شارع مفید بیان او می باشد که گفته می شود در این صورت، این بیان اساساً دلیلی لفظی بوده و این ظهور، ظهور لفظی خواهد بود، نه ظهور حالی.

امّا دیدگاه سوّم قابل مناقشه است، زیرا بر اساس این دیدگاه، اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه، مختصّ به خصوص مواردی می شود که با ترک سیره عقلاء، اختلال نظام لازم آید، امّا در مواردی که سیره عقلاء، به جهت منافع عقلائی این سیره برای جامعه باشد، بدون اینکه از ترک این سیره اختلال نظام لازم آید، طریقیّت سیره عقلائیّه معتبر نخواهد بود در حالی که این تفصیل مورد پذیرش قائلین به اعتبار سیره عقلائیّه نمی باشد.

و امّا دیدگاه چهارم قابل مناقشه است، زیرا بر اساس این دیدگاه، معیار اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه، کاشفیّت آن از عمل معصوم (ع) می باشد و از طرفی عمل معصوم (ع) صرفاً زمانی دلیل بر حکم شرعی است که در مقام تشریع و بما هو شارع صادر گردد، نه بما هو احدٌ من العقلاء؛ در نتیجه اگر مراد قائلین به کاشفیّت سیره عقلاء از عمل شارع آن باشد که سیره عقلاء کاشف از عمل شارع بما هو احد العقلاء است، نه بما هو شارع، سیره عقلاء، دلالت بر حکم شرعی نخواهد داشت و اگر مراد قائلین به کاشفیّت سیره عقلاء از عمل شارع آن باشد که چون شارع، احد العقلاء و بلکه رئیس العقلاء می باشد، سیره عقلائیّه کاشف از عمل شارع بما هو شارع است، این ادّعا صحیح نیست، زیرا اینکه شارع یکی از عقلاء و بلکه رئیس العقلاء است، دلیل بر آن نمی شود که عملکرد شارع بما هو شارع، مطابق با عملکرد عقلاء بوده و همواره سیره عقلاء را قبول داشته باشد. شاهد بر این مطلب نیز آن است که شارع مقدّس در بسیاری موارد، عملکرد عقلاء را تخطئه می نماید.

نتیجه آنکه دیدگاه اوّل در معیار اعتبار طریقیّت سیره عقلاء یعنی کاشفیّت سیره عقلائیّه از تقریر معصوم (ع) عاری از اشکال بوده و صحیح می باشد.

logo