1405/07/18
بسم الله الرحمن الرحیم
ادامه تفسیر آیه ۶۲ سوره مبارکه نساء
موضوع: ادامه تفسیر آیه ۶۲ سوره مبارکه نساء
ادامه تفسیر آیه ۶۲ سوره مبارکه نساء ﴿فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا﴾
تبیین و نقد احتمال اول در معنای «مصیبت»
در کتاب مجمعالبیان شیخ طبرسی نقل شده که برخی مفسران اهل سنت این مصیبت را مربوط به عبدالله بن اُبیّ (رئیس منافقان مدینه و قبیله خزرج) دانسته اند که در جریان غزوه بنیالمُصطَلِق (مُریسیع) سخنی علیه پیامبر (ص) گفت ﴿لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّو﴾ پس از تکذیب آن با سوگند دروغین، با نزول سوره منافقون رسوا شد:
جنبه مثبت این تفسیر: تعریف «مصیبت» به معنای رسوایی اجتماعی کاملاً درست است؛ زیرا نازل شدن آیات و افشای توطئهها بزرگترین مصیبت و ضربه اجتماعی برای منافقان بود.
اشکال و نقطه ضعف: تطبیق آیه بر عبدالله بن ابی نادرست است؛ زیرا آیات ۶۰ تا ۶۲ پیوستگی معنایی دارند و درباره آن دو نفر (از یهودیان ظاهراً مسلمانشده) است که داوری خود را نزد طاغوت (کعب بن اشرف) بردند. همچنین ضمیر در «أَصَابَتْهُمْ» جمع است و بر یک فرد تطبیق نمیکند.
تبیین و نقد احتمال دوم در معنای «مصیبت»
احتمال دیگری که نقل شده، مراد از مصیبت را «مصیبت مرگ» (مصیبت الموت) عبدالله بن ابی پس از بازگشت از غزوه تبوک میداند؛ وی در سکرات مرگ از گذشته خود پشیمان شد و پسر مؤمنش را فرستاد تا پیراهن پیامبر (ص) را برای کفن بگیرد و آن حضرت بر او نماز بخواند:
نقد استاد: این احتمال کاملاً مردود و ضعیف است؛ زیرا ادامه آیه میفرماید: «ثُمَّ جَاءُوكَ يَحْلِفُونَ» (سپس نزد تو میآیند و سوگند یاد میکنند). اگر مراد از مصیبت، مرگ باشد، فرد متوفی دیگر نمیتواند پس از مرگ نزد پیامبر (ص) بیاید و عذرتراشی کند.
جمعبندی نهایی بحث
معنای دقیق «مصیبت»: مراد از مصیبت در آیه، همان رسوایی اجتماعی و افشای چهره منافقان بر اثر نزول آیات قرآن است.
مصادیق آیه: این آیه مربوط به همان افرادی است که در آیات ۶۰ و ۶۱ قضاوت را نزد طاغوت بردند (یهودیان مسلماننما) و ربطی به جریان عبدالله بن ابی ندارد.
تنوع طیفهای نفاق: جریان نفاق در مدینه یکدست نبود، بلکه شامل طیفهای مختلفی از جمله جریان عبدالله بن ابی، غاصبان خلافت، و یهودیان مسلمانشدهای بود که هنوز تعلقات قلبی به آیین گذشته خود داشتند.