1405/07/25
بسم الله الرحمن الرحیم
اقوال سهگانه در شمول حدیث رفع/ فقره «ما لا یعلمون» در حدیث رفع /اصول عملیه
موضوع: اصول عملیه/ فقره «ما لا یعلمون» در حدیث رفع / اقوال سهگانه در شمول حدیث رفع
موضوع جلسه و طرح اشکال اصلی
این جلسه به مقام سوم از مباحث حدیث رفع (نقد و بررسی دلالتی) اختصاص دارد.
طرح اشکال: برخی ادعا کردهاند که فقره «ما لا یعلمون» در حدیث رفع، منحصراً مربوط به «شبهات موضوعیه» است و شامل «شبهات حکمیه» نمیشود.
اهمیت مسئله: محل نزاع اصلی میان اصولیین و اخباریین در «شبهات حکمیه» است؛ چرا که در شبهات موضوعیه، اخباریین نیز برائت را جاری میدانند. بنابراین اگر حدیث رفع مختص شبهات موضوعیه باشد، از اثبات مدعای اصولیین در برابر اخباریین قاصر خواهد بود.
اقوال سهگانه در شمول حدیث رفع
درباره شمول فقره «ما لا یعلمون» نسبت به انواع شبهات، سه نظریه وجود دارد:
1. قول اول (اختصاص به شبهات موضوعیه): دیدگاه مرحوم شیخ انصاری در کتاب *رسائل*.
2. قول دوم (تعمیم به شبهات حکمیه و موضوعیه - نظر مختار): دیدگاه صاحب کفایه (آخوند خراسانی)، محقق نائینی، آیتالله خویی و امام خمینی. (استاد نیز همین نظریه تعمیم را پذیرفتهاند).
3. قول سوم (اختصاص به شبهات حکمیه): دیدگاه محقق عراقی.
تبیین دلیل قول اول (مرحوم شیخ انصاری) — تمسک به «وحدت سیاق»
مرحوم شیخ انصاری برای اثبات اختصاص حدیث رفع به شبهات موضوعیه به «وحدت سیاق» تمسک جسته است:
بیان دلیل: در حدیث رفع، موصول «ما» چهار بار تکرار شده است: «ما لا یعلمون»، «ما اکرهوا علیه»، «ما اضطروا الیه» و «ما لا یطیقون».
تحلیل متعلق موصول: در سه فقره اخیر (اکراه، اضطرار و عدم طاقت)، متعلقِ «ما» حتماً «فعل و موضوع خارجی» است؛ زیرا اکراه و اضطرار به فعل خارج تعلق میگیرد، نه به حکم شرعی کلی.
نتیجهگیری بر اساس وحدت سیاق: بر پایه همسیاق بودن این چهار فقره، «ما لا یعلمون» نیز باید مربوط به «فعل و موضوع خارجی» (جهل موضوعی) باشد؛ در نتیجه فقره «ما لا یعلمون» تنها شامل شبهات موضوعیه میشود.
نقد و بررسی پاسخهای ارائه شده به دلیل شیخ انصاری
الف) پاسخ اول: آخوند خراسانی در کفایة الاصول (پاسخ تام و مختار)
تقریب پاسخ: صاحب کفایه اصل «وحدت سیاق» را میپذیرد، اما نتیجه آن را «تعمیم» میداند نه «اختصاص».
دلیل: «رفع» در کلام پیامبر اکرم (ص)، «رفع تشریعی» است نه «رفع تکوینی». شارع در مقام تشریع و قانونگذاری با افعال خارجی کاری ندارد، بلکه با «حکم شرعی و اعتبار الزامی» سر و کار دارد.
نتیجه: در هر چهار فقره، آنچه از سوی شارع برداشته شده، خودِ «حکم شرعی» است. حکم شرعی نیز مطلق بوده و اعم از حکم کلی (شبهه حکمیه) و حکم جزئی (شبهه موضوعیه) است. بنابراین وحدت سیاق حفظ میشود و حدیث شامل هر دو دسته شبهات میگردد.
ب) پاسخ دوم: محقق عراقی و نقد آن
تقریب پاسخ: محقق عراقی صغرای دلیل شیخ را انکار کرده و فرموده است حدیث رفع سیاق واحدی ندارد؛ زیرا موصول «ما» تنها در چهار فقره وسط آمده و در ابتدا («الخطأ و النسیان») و انتها («الطیرة و الحسد...») وجود ندارد.
اشکال امام خمینی به محقق عراقی (و تأیید استاد): مراد شیخ انصاری وحدت سیاق کلی در تمام فقرات حدیث نبود، بلکه وحدت سیاق جزئی در همان چهار فقره دارای موصول «ما» بوده است. بنابراین نقد صغروی محقق عراقی وارد نیست، اما پاسخ آخوند خراسانی کاملاً متین و پذیرفته است