1405/07/20
بسم الله الرحمن الرحیم
/ بررسی پنجمین و آخرین آیه قرآنی اصالة البراءة /اصول عملیه
موضوع: اصول عملیه/ بررسی پنجمین و آخرین آیه قرآنی اصالة البراءة /
بخش اول: بررسی پنجمین و آخرین آیه قرآنی اصالة البراءة
1: آیه مورد استدلال و فضای نزول
* آیه: ﴿قُل لَّا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ...﴾ (سوره مبارکه انعام، آیه ۱۴۵).
شأن نزول و فضای گفتگو: آیه شریفه در مقام پاسخ به یهودیانی نازل شد که برخی از حلالهای الهی (مانند «پیه و شحم» حیوانات) را بر خود حرام میدانستند و نسبت به حلیت آن در اسلام اعتراض داشتند. خداوند به پیامبر (ص) آموزش میدهد که در برابر آنان استدلال کند که در وحی الهی، غیر از چهار مورد مشخص (میته، خون ریختهشده، گوشت خوک، و حیوانی که نام غیر خدا هنگام ذبح بر او برده شده)، محرّمی وجود ندارد.
2: تقریب استدلال به آیه برای اصالت البراءة
حد وسط استدلال («عدم الوجدان»): نقطهثقل استدلال پیامبر (ص) عبارت «لَّا أَجِدُ» (عدم وجدان / نیافتن دلیل) است.
کیفیت انطباق بر برائت: همانطور که پیامبر (ص) نیافتن دلیل بر حرمت در وحی را علت حلیت قرار میدهد، ما نیز در شبهات تحریمیه (مانند شک در حرمت شرب توتون) پس از تفحص در ادله، چون دلیلی بر حرمت نمییابیم («لا نجد»)، حکم به حلیت و برائت میکنیم.
اشکال شیخ انصاری و دیدگاه مختار (تفاوت عدم وجدان واقعی و ظاهری)
تقریب اشکال: استدلال به آیه مبتنی بر «قیاس مع الفارق» است؛ زیرا عدم وجدان بر دو گونه است:
1. عدم وجدان پیامبر (ص): ناشی از عدم نزول وحی است و دلالت بر «نفی حکم واقعی» و ثبوت «حلیت واقعی» دارد.
2. عدم وجدان ما: ناشی از عدم دستیابی ما به ادله در کتب روایی است و تنها موجب «حلیت ظاهری» در مقام عمل میشود.
علت عدم قطعیت در عدم وجدان ما: به دلیل حوادث تلخ تاریخی، سوزانده شدن کتابخانههای شیعه و از بین رفتن بخش زیادی از آثار اصحابی، احتمال وجود روایتی که به دست ما نرسیده باشد همواره وجود دارد.
جمعبندی نهایی دلیل اول (کتاب الله)
با پذیرش اشکال شیخ انصاری، دلالت آیه پنجم نیز مخدوش بوده و در نهایت هیچیک از آیات پنجگانه قرآن کریم توانایی اثبات اصالت البراءة در برابر اخباریین را ندارند.
بخش دوم: ورود به دلیل دوم اصالت البراءة (سنّت و روایات)
پس از اتمام مبحث آیات، بررسی دلیل دوم برائت یعنی روایات و سنت آغاز میشود:
تعداد روایات: مرحوم شیخ انصاری در رسائل ۹ روایت را برای اثبات برائت نقل کرده است. صاحب کفایه (آخوند خراسانی) از میان آنها ۵ روایت برتر را انتخاب نموده که مورد توجه متأخرین (از جمله آیتالله خویی) نیز قرار گرفته است.
شاخصترین روایت («حدیث رفع»): « رُفِعَ عَنْ أُمَّتِي تِسْعَةُ أَشْيَاءَ: الْخَطَأُ، وَالنِّسْيَانُ، وَمَا أُكْرِهُوا عَلَيْهِ، وَمَا لَا يَعْلَمُونَ، وَمَا لَا يُطِيقُونَ، وَالطِّيَرَةُ، وَالْحَسَدُ، وَالتَّفَكُّرُ فِي الْوَسْوَسَةِ فِي الْخَلْقِ مَا لَمْ يَنْطِقِ الْإِنْسَانُ بِشَفَةٍ».
بررسی نقلهای چهارگانه حدیث رفع:
حدیث رفع به ۴ صورت نقل شده است (حاوی ۹ مورد، ۶ مورد، ۴ مورد، و ۳ مورد).
▪️حل تعارض نقلها: تعارضی میان این نقلها وجود ندارد؛ زیرا طبق قاعده اصولی «العدد ليس له مفهوم»، ذکر عددِ کمتر نافی موارد دیگر نیست و پیامبر (ص) بر حسب اقتضای مجلس و محل ابتلا، اقلامی از آن را بیان فرمودهاند.
فقره اصلی مورد استدلال: از میان ۹ فقره، فقره «وَمَا لَا يَعْلَمُونَ» مجرای اصلی اثبات اصالت البراءة است.