1405/07/26
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ شبهه محقق نراقی ره
موضوع: پاسخ شبهه محقق نراقی ره
هر چند علاوه بر پاسخهائی که مورد بررسی قرار دادیم جوابهای دیگری نیز از شبهه فاضل نراقی ره داده شده ولی به نظر می رسد که پرداختن به آنها فائده چندانی ندارد لذا در مقام پاسخ مناسب از شبهه تعارض استصحابین می گوئیم:
به نظر ما جریان دو استصحاب به لحاظ وجود حالت سابقه اشکالی ندارد.
اما در استصحاب وجودی: به دلیل اینکه چنین استصحابی با این تقریر جاری می شود که "زمان" یعنی عنوان "قبل الزوال" را به صورت ظرفیت لحاظ می کنیم وگرنه اگر این عنوان به صورت قیدیت لحاظ شود (خواه قید حکم "وجوب" و خواه قید متعلق "جلوس") زمینه ای برای جریان استصحاب وجودی نخواهد بود فلذا این استصحاب از نظر برخورداری از حالت سابقه و وحدت قضیه متیقنه و مشکوکه، مشکلی ندارد و از این روست که استصحاب بقای وجوب جلوس را بعد از زوال جاری می دانیم (همانگونه که فرض کلام محقق نراقی ره نیز همین است و مناقشه ای در جریان استصحاب وجودی نیست).
اما در استصحاب عدمی: به دلیل این که این استصحاب با تقریبی که محقق نراقی ره در بیان شبهه داشتند، دارای حالت سابقه است و اتحاد قضییتین نیز محفوظ است؛ چرا که قبل از ورود خطاب "إجلس قبل الزوال" یقیناً "چلوس مقید به بعد از زوال" وجوب نداشت و بعد از ورود خطاب شرعی وجوب یا عدم وجوب جلوس بعد از زوال مورد تردید واقع می شود و چون شرائط استصحاب، موجودند استصحاب عدم جاری می شود لکن لکن محقق نراقی ره قائل به تعارض این استصحاب عدمی با استصحاب وجودی شده ولی ما در جواب ایشان می گوئیم: هر دو استصحاب جاری می شوند و تعارضی در کار نیست.
بیان مطلب: تعارض بین دو أماره، یا تعارض بالذات است و یا تعارض بالعرض
مراد از تعارض بالذات، عدم امکان جمع بین مفاد دو أماره است مثل اینکه دو روایت وارد شده که یکی بر وجوب و دیگری بر عدم وجوب نماز جمعه دلالت می کند، اما در تعارض، بین مفاد دو أماره یا دو اصل، فی نفسه امکان اجتماع وجود دارد ولی از خارج، علم اجمالی به کذب احدهما پیدا می شود مثل اینکه مکلف، علم اجمالی به نجاست عبا یا قبا دارد، در اینجا اگر هم در مورد عبا و هم در مورد قبا استصحاب طهارت جاری کند منافاتی بین مفاد آنها نخواهد بود؛ زیرا ممکن است هر دو لباس، طاهر باشند، اما با توجه به وجود علم اجمالی به نجاست یکی از دو لباس (قبا 0 عبا) علم اجمالی به کذب یکی از این دو استصحاب حاصل می شود یعنی وجود این علم اجمالی، موجب تعارض دو استصحاب می شود و این معارضه بالعرض است به طوری که اگر پای علم اجمالی در میان نبود و مکلف در طهارت یا نجاست عبا و قبا شک می کرد می توانست هر دو استصحاب را جاری کند بدون اینکه مشکله تعارض استصحابین پیش آید.
حال با توجه به اینکه مراد محقق نراقی ره از تعارض استصحابین، تعارض بالذات است یعنی می خواهد بگوید: وجود و عدم که مجرای دو استصحاب قرار گرفته اند ذاتاً قابل جمع نیستند نه اینکه به جهت وجود علم اجمالی به کذب یکی از آنها دو، تعارض بالعرض تحقق داشته باشد.
ما خطاب به محقق نراقی ره عرض می کنیم: در صورتی که تعارض بین دو استصحاب، تعارض بالذات باشد امکان اجماع بین مفاد آن دو وجود نخواهد داشت در حالیکه مفاد استصحاب وجودی و استصحاب عدمی درمانحن فیه قابل جمع هستند؛ زیرا استصحاب وجودی روی عنوان "وجوب الجلوس" جاری می شود و همانگونه که در تحلیل جریان این استصحاب گفتیم شرائط جریان این استصحاب موجودند و با عنایت به "ظرفیت" عنوان "قبل الزوال" در خطاب شرعی، استصحاب وجوب جلوس بعد از زوال به دنبال یقین سابق و شک لاحق جاری می شود.
در استصحاب عدمی هم مستصحب عبارت از "عدم وجوب الجلوس بعد الزوال" است؛ چرا که قبل از ورود خطاب شرعی، "أجلس قبل الزوال" یقین داشتیم که "جلوس مقید به ما بعد الزوال واجب نبوده است" و چون پس از ورود خطاب شرعی حکم چنین جلوسی مورد تردید است، آن را استصحاب می کنیم.
به بیان دیگر: ما با استصحاب عدمی ثابت کردیم که "جلوس مقید به ما بعد از زوال" واجب نیست و با استصحاب وجودی ثابت کردیم که "اصل جلوس" واجب است و چون موضوع مقی و اثبات دو چیز است منافاتی در میان نخواهد بود؛ زیرا استصحاب وجودی، وجوب را روی "نفس جلوس" به عنوان تمامالموضوع، ثابت می کند ولی استصحاب عدمی، وجوب را از "جلوس مقید به ما بعد زوال" نفی می کند و روشن است که جمع بین این دوتا مانعی ندارد.
حضرت امام خمینی ره در این مقام می فرمایند: يكون مفاد أحد الأصلين ثبوت الوجوب لنفس الجلوس، و مفاد الآخر عدم وجوب الجلوس المُتقيّد بما بعد الزوال، فلا منافاة بينهما؛ لإمكان حصول القطع بأنَّ الجلوس بعد الزوال واجب بما أنَّه جلوس، أي يكون نفس الجُلوس تمام الموضوع للوجوب، و الجُلوس المُتقيّد بما بعد الزوال غير واجب؛ بحيث يكون الجلوس بعض الموضوع، و بعضه الآخر تقيّده بكونه بعد الزوال.[1]
نتیجه: هر چند دو استصحابی را که محقق نراقی ره مطرح کردند واجد شرادط دانسته و هیچگونه حاکمیت و محکومیتی بین آ«ها نمی بینیم و جاری می دانیم ولی معتقدیم که بین آن دو هیچگونه تعارضی تحقق ندارد.