« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد مرتضی ترابی

1404/09/09

بسم الله الرحمن الرحیم

نسبت بین قاعده قبح عقاب بلا بیان با قاعده لزوم دفع ضرر محتمل/اصل برائت/الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/اصل برائت/نسبت بین قاعده قبح عقاب بلا بیان با قاعده لزوم دفع ضرر محتمل

ادامه بررسی قاعده قبح عقاب بلا بیان

بحث در ادله برائت به اینجا رسید که در مقابل قاعده قبح عقاب بلا بیان که قائلین به برائت به آن تمسک می کنند، قاعده ای دیگر هم وجود دارد به نام دفع ضرر محتمل، این قاعده نیز عقلی است. گفته اند دفع ضرر محتمل خودش بیان است و با وجود آن دیگر قاعده قبح عقاب بلا بیان جاری نمی شود ولذا در شبهات حکمیه قائل به احتیاط می شویم نه برائت.

باید بحث کنیم نسبت به این دو قاعده چیست؟ آیا قاعده قبح عقاب بلا بیان مقدم است یا قاعده دفع ضرر محتمل؟

عرض شد قاعده قبح عقاب بلا بیان مقدم است و قاعده دفع ضرر محتمل در شبهات حکمیه تحریمیه جاری نمی شود، اگر مجتهدی بعد از فحص در ادله شک کرد آیا این مورد حرام است یا نه؟ در اینجا رجوع می کند به قاعده قبح عقاب بلا بیان، اگر شارع بخواهد بدون بیان عقاب کند عقل آن را قبیح می داند، شارع عادل و حکیم است و بدون بیان واصل و در دسترس عقابی از ناحیه او متوجه بندگان نخواهد شد.

تقدم قاعده قبح عقاب بلا بیان بر قاعده دفع ضرر محتمل

در اینجا قاعده دفع ضرر محتمل مقدم نمی شود زیرا گفتیم که مراد از ضرر در قاعده، یا ضرر دنیوی است یا ضرر اخروی است یا به معنای مفسده است:

اما اگر مراد ضرر دنیوی باشد عقل آن را همه جا لازم الدفع نمی داند، ضررهای خیلی مهم را لازم الدفع می داند، در شبهات حکمیه چنین ضررهای بزرگی را احتمال نمی دهیم، مثلا اگر این آب را بخورد یا این شربت را بخورد یا این بازی بیلیارد را انجام بدهد اینها حرام است یا نه؟ اینها ضرر دنیوی ندارند، لذا لازم الدفع هم نیستند. پس اینکه می گویید در شبهات حکمیه ضرر دنیوی وجود دارد می گوییم نه در خیلی از موارد چنین ضرری وجود ندارد و احتمالش را نمی دهیم. بله در جاهایی که خطر جانی وجود دارد بله احتیاط می کنیم ولی اینها محل بحث نیست بلکه محل بحث شبهات تحریمیه است. پس هر ضرر دنیوی لازم الدفع نمی باشد.

اما اگر مراد از ضرر همان ضرر اخروی است، آن را هم قاعده قبح عقاب بلا بیان دفع می کند و جای نگرانی از آن نداریم. قاعده می گوید عقاب فرع بر بیان است، بیان وقتی وجود ندارد عقابی هم وجود ندارد. باید دید که قاعده قبح عقاب بلا بیان آیا ضرر را از بین می برد یا نه، قاعده قبح عقاب بلا بیان می گوید اگر اینجا بیانی نباشد ضرر اخروی هم در کار نخواهد بود عقاب در کار نخواهد بود. لذا قاعده دفع ضرر محتمل در اینجا موضوع ندارد و لذا جاری نمی شود.

اما اگر مراد از ضرر مفسده باشد در جواب می گوییم هر مفسده ای لازم الدفع نیست، عقل هیچ وقت نمی گوید همه مفاسد لازم الدفع می باشد، هر مفسده ای لازم الدفع نیست ولو محتمل باشد، دلیلش این است که در شبهات موضوعیه برائت جاری می کنیم و عقل مانع ما نمی شود، در شبهات موضوعیه که مثلا شک داریم این خمر است یا آب، اینجا عقل حکم به لزوم دفع نمی کند، با اینکه ارتکاب به مفسده شخصی یا اجتماعی محتمل است. لذا هر مفسده ای از نظر عقل لازم الدفع نیست بله مفاسد عظیمه را لازم الدفع می داند ولی در محل بحث چنین حکمی از ناحیه عقل وجود ندارد. «شاهدش در شبهات موضوعیه و وجوبیه حکمیه است که عقل حکم به لزوم دفع نمی کند».

پس مراد از ضرر هر کدام از این سه موارد باشد در هر صورت هیچکدام از اینها در محل بحث مجرایی ندارد و لذا قاعده دفع ضرر محتمل جاری نمی شود و در عوض در اینجا جای جریان قاعده قبح عقاب بلا بیان است.

یک إن قلت در اینجا مطرح شده و آن این است که گفته بشود خود این قاعده دفع ضرر محتمل اصلا بیان است و بیان درست می کند برای مکلف ویا مجتهد، نظیر کلّ خبري صادق که شامل خودش می شود، یا بگوید کلّ خبري کاذب که شامل خودش هم می شود، حال در ما نحن فیه هم بگوییم دفع ضرر محتمل خودش بیان است و جلوی جریان قاعده قبح عقاب بلا بیان را می گیرد. در جواب می گوییم:

این در جایی درست است که خود قضیه انشاء شده و از متکلم صادر شده واقعا مصداق برای قضیه می شود، ولی در قاعده دفع ضرر محتمل اینجوری نیست، وقتی این جمله دفع ضرر محتمل صادر شد به موازات آن بیان بر حکم شرعی محقق بشود، اینگونه نیست واقعا، برای اینکه بیان نیازمند مبین است یعنی باید چیزی باشد که بیان بشود، مَثَل اینجا مَثَل قضیه «کلّ خبري صادق» نیست تا گفته شود شامل خودش هم بشود، بلکه قضیه «دفع ضرر محتمل» شامل خودش نیست و باید یک مبیَّن باشد و آن را بیان کند که اینجا مثلا احتمال ضرر وجود دارد و از مصادیق قاعده است.

در ما نحن فیه قضیه دفع ضرر محتمل خودش بیان نمی شود، اینکه می گویید بیان است، می پرسیم بیان برای چیست، آن مبیَّن چیست که این قاعده دارد آن را بیان می کند، بیان که مثل قضیه قبلی نبود که قائم به نفس بود، قضیه دفع ضرر محتمل یک مدلول برای خودش می خواهد و فرض این است که آن مدلول وجود ندارد، فرض این است که به غیر دفع ضرر محتمل حکم واقعی ای وجود ندارد تا این قاعده بیان برای آن باشد، لذا تا این قاعده موضوعی نداشته باشد بیانی محقق نمی شود تا قاعده به آن ناظر باشد.

جواب دیگری هم از این استدلال داده شده است و آن این است که این قاعده ارشادی است، ارشاد این قاعده این است که اگر در جایی ضرر محتمل بود باید آن را دفع کنید، وقتی ضرر محتملی نیست خود قاعده بیان نمی شود برای خودش، اینکه شما می گویید خودش بیان است برای خودش، این وقتی صحیح است که خود قاعده مولویت داشته باشد یعنی عقاب بر خودش محقق بشود، بیان برای خودش باشد، در حالی که این قاعده مولویتی ندارد و فقط ارشادیت دارد. عقل فقط کاشف است و کارش مولویت نیست تا فرمان صادر کند که دفع ضرر محتمل خودش موضوعیت دارد، تا احتمال ضرری نباشد این قاعده نمی تواند ناظر بر چیزی باشد. عقل حاکم نیست بلکه کاشف است.

جواب سومی که مطرح شده این است که قبول می کنیم که این قاعده دفع ضرر محتمل مولوی است و خودش بیان است برای خودش، ولی اشکالش این است که مطلب اخباری ها را اثبات نمی کند، اخباری ها مدعی اند که احتیاط لازم است، اگر احتیاط نکردید عقاب بر واقع برای شما منجز می شود، عقابِ حکم واقعی برای شما منجز می شود، طبق این مطلبی که شما می گویید این خودش بیان است برای خودش، عقاب بر مخالفت با قضیه پیش می آید و نه عقاب بر حکم واقعی. لذا مطلب اخباری را اثبات نمی کند.

جواب چهارم این است که اگر مطلب شما را بپذیریم، اگر در جایی یک کسی محتمل الحکم را مخالفت کرد، دفع ضرر محتمل را امتثال نکرد، فتوا به برائت داد، و واقعا هم حرام بود نه حلال، لازمه فرمایش شما این است که دو عقاب بشود، یک عقاب برای مخالفت با قضیه و یک عقاب هم بر مخالفت با واقع، و این واقعا بعید است، چون اگر کسی مقطوع الحرمه را مرتکب بشود یک عقاب می شود در حالی که طبق فرمایش شما اگر کسی محتمل الحرمه را مرتکب شد باید دو عقاب را تحمل کند و این بسیار بعید است بلکه باطل است. چطور می شود محتمل الحرمه دو عقاب داشته باشد ولی مقطوع الحرمه یک عقاب داشته باشد!!!

لذا صحیح نیست که خود قاعده دفع ضرر محتمل بیان باشد برای عقاب، بله اگر یک قضیه اینگونه داشتیم «الضرر في موارد شبهة الحکمیة محتمل» نه اینگونه باشد «دفع الضرر المحتمل لازم»، اگر این چنین قضیه ای داشته باشیم خودش اثبات ضرر می کرد و خودش بیان بود، ولی ما چنین قضیه ای نداریم، قضیه ای که ما داریم این است که دفع ضرر محتمل لازم است، یا اگر قضیه ای داشتیم مثل «الاحتمال بنفسه بیان» بازهم می شد بگوییم احتیاط لازم است ولی ما چنین قضیه ای نداریم، قضیه ما این است که اگر احتمالی وجود داشت لازم الدفع است و بعد از فحص دیگر احتمالی باقی نمی ماند تا بگوییم احتیاط لازم است. بله شهید صدر قاعده قبح عقاب بلا بیان را قبول ندارد ولی قول ایشان شاذ است و ما بر اساس قول کسانی که آن را قبول دارند این بحث را داریم بررسی می کنیم. البته ایشان صرف احتمال را در مولای حقیقی منجز می داند و قبح عقاب بلا بیان را در این قسمت قبول ندارند ولی در موالی عرفیه آن را قبول دارند.

بیان از نظر ما قطع و امارات است و غیر اینها مثل احتمال را ما بیان نمی دانیم. به نظر ما قاعده قبح عقاب بلا بیان می تواند مانع باشد برای قاعده دقع ضرر محتمل و بر آن مقدم است.

بررسی کلام مرحوم شیخ انصاری

مرحوم شیخ انصاری به کسی که قائل است قاعده دفع ضرر محتمل مقدم بر قاعده قبح عقاب بلا بیان است جواب دیگری داده اند و ما می خواهیم آن را بررسی کنیم. ایشان جواب می دهد که این درست نیست زیرا اگر بپذیریم قاعده دفع ضرر مقدم است و خود قاعده بیان است لازمه اش این است که عقاب بر خود قاعده مترتب بشود نه بر واقع و حال اینکه عقاب بر واقع باید مترتب شود، و اخباری ها مدعی آن بودند که احتیاط لازم است و اگر مکلف احتیاط نکند عقاب بر واقع پیش می آید. عبارت ایشان این است:

و دعوى أن حكم العقل بوجوب دفع الضرر المحتمل بيان عقلي فلا يقبح بعده المؤاخذة مدفوعة بأن الحكم المذكور على تقدير ثبوته لا يكون بيانا للتكليف المجهول المعاقب عليه و إنما هو بيان لقاعدة كلية ظاهرية و إن لم يكن في مورده تكليف في الواقع فلو تمت عوقب على مخالفتها و إن لم يكن تكليف في الواقع لا على التكليف المحتمل على فرض وجوده، فلا تصلح القاعدة لورودها على قاعدة القبح المذكورة، بل قاعدة القبح واردة عليها لأنها فرع احتمال الضرر أعني العقاب و لا احتمال بعد حكم العقل بقبح العقاب من غير بيان، فمورد قاعدة دفع العقاب المحتمل هو ما ثبت العقاب فيه ببيان الشارع للتكليف، فتردد المكلف به بين أمرين كما في الشبهة المحصورة و ما يشبهها هذا كله إن أريد بالضرر العقاب. و إن أريد مضرة أخرى غير العقاب‌ ... [1]

در اینجا مرحوم نائینی می گوید این شیخ انصاری خیلی مرد بزرگی است و ما انتظار نداشتیم ایشان این چنین حرفی بگوید. ان شاءالله تعالی کلام ایشان را باید بررسی کنیم.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo