1404/11/08
بسم الله الرحمن الرحیم
تحلیل استصحاب کلّی قسم دوم با محوریّت رابطه کلّی و فرد/ اصل استصحاب /اصول عملیّه
موضوع: اصول عملیّه / اصل استصحاب / تحلیل استصحاب کلّی قسم دوم با محوریّت رابطه کلّی و فرد
تحلیل استصحاب کلّی قسم دوم بر اساس ارتباط مذکور بین فرد و کلّی
بحث در اقسام استصحاب کلّی بود. یک تحلیلی در رابطه ارتباط کلّی با فرد عرض کردیم که دقت داشته باشید. با تحلیلی که عرض کردیم، نتیجه گرفته شد که در استصحاب قسم اول، هم استصحاب فرد میشود کرد، هم کلّی. و اینها فرقی ندارند. استصحاب کلّی هم اگر بکنیم، باز اثر فرد مترتب میشود؛ چون فرد و کلّی، از جهت خارجی عینیّت دارند. از جهت… خب، حالا بیاییم استصحاب قسم دوم، با همین روندی که عرض کردیم. که حالا قسم سوم و اینها با همین روند هی اشاره میکنیم. ما عرض کردیم که کلّی عمدتاً منحاز از فرد، اثری ندارد. با این مسئله بههرحال باید مسئله را پیش بیاوریم. حالا اگر فردش مردد بین قصیر و طویل بود، اینجا چه بگوییم؟
فرع اول: شک در نوع حدث در حالتِ محدث بودن
یک وقت هست که محدِث است، از او بللی ظاهر میشود مردد بین بول و منی. اینجا وضو میگیرد. خب قطعاً محدثیت برایش محرز است. قطعاً اگر این حدث بول باشد، با وضو برطرف شده. امّا اگر این حدث منی باشد، با وضو برطرف نشده. خب اینجا آیا حکم غسل کردن دارد یا نه؟ نه، چون اصالت عدم دارد. یعنی قبل از اینکه بلل از او خارج بشود، منی از او خارج نشده. میداند که این متیقن عدم حدوث طویل قبل از این، همین را استصحاب میکند. پس یکی وجدانی است و دیگری بههرحال با استصحاب، هر دو شرایط… اینجا کلّی اصلاً جا ندارد.
پرسش: اینجا علم اجمالی است. هر دو تا را باید بهجا بیاورد هم…
پاسخ: که گفته؟ بنده گفتم یا شما گفتید؟
• من میگویم…
• خب فرمایش شما اینجا جا ندارد. اجازه بدهید. چرا دقّت نمیکنید؟ اینجا این بلل مردّد است بین منی. بعد سابقه قبلیاش عدم منی است. این شک دارد. این وضو میگیرد، نمیداند این محدثیّت باقی مانده یا نه. با یک فرضی که بول باشد باقی نمانده. فرض دیگرش که منی است اصالت عدم دارد. اینجا خود وضو کافی است.
فرع دوم: شک در نوع حدث در حالتِ متطهّر بودن
خب حالا عمده فرع بعدی است. که بیاییم شخص متطهر است. و حالا از او یک بللی مشتبه خارج میشود و وضو هم میگیرد. و مردد هست بین اینکه منی هست یا بول. اینجا اگر بول باشد با این وضو برطرف شده، اگر نباشد خب اینجا باید غسل بکند. ما به چه لحاظ بگوییم باید غسل بکند؟ اینجا همه فرمودند استصحاب کلّی میشود. این استصحاب کلّی، چه بههرحال ملاکی دارد. از آن طرف هم استصحاب کلّی بکنیم اثبات بکنیم که جنب است، این اصل مثبت میشود. هم استصحاب کلّی را فرمودند میتوانیم بکنیم، هم اینکه اثبات فرد نمیتوانیم بکنیم. و هم اینکه اثر این فرد طویل را هم بار میکنند. جمع بین اینها چه هست؟ فرمودند، مرحوم آقای خویی فرمود، حضرت مرحوم آقای آخوند هم این را فرمودند. که الا اینکه نمیتوانیم فرد را اثبات بکنیم. بله.
علم اجمالی، موجبِ لزوم غسل در مانحنفیه
خب این استصحاب کلّی چه فایدهای کرد؟ ما هم قائلیم به اینکه این باید غسل هم بکند. خودشان فرمودند چون علم اجمالی بین اینکه این بول است یا منی، گریبانگیرش شده است. اینجا بههرحال باید غسل هم بکند. پس آنی که اینجا اثر دارد، آن علم اجمالی است. متطهر بوده، چون این استصحاب عدم منی نمیتواند بکند. چون متطهر است. تا بگوییم فقط وضو بگیرد کافی است، برخلاف صورت اول. صورت اول استصحاب عدم منی میتواند بکند، اینجا استصحاب عدم منی نمیتواند بکند. بنابراین این علم اجمالی گریبانگیرش میشود. هم بههرحال وضو باید بگیرد، هم غسل. اینجا بحث تعارض و اینها اصلاً پیش نمیآید به نظر حقیر. تا این همه مسئله کش پیدا بکند. تا مسئله اصل سببی و مسببی و اینها پیش بیاید. اینجا مرحوم آخوند این مسئله را مطرح کرده و بقیه هم این را دنبال کردند که سه تا تقریباً اینجا جواب داده به آن اشکالی که بر این مسئله شده و اشکال این بود دیگر…
مناقشه در عدم جریان استصحاب عدم فرد طویل در فرع دوم
پرسش: چرا استصحاب عدم منی نمیتواند بکند اجمالاً؟
پاسخ: چون چیز ندارد… متطهر است.
• بله متطهر است. استصحاب عدم منی چرا نکند؟ صورت اول که میکند استصحاب عدم منی…
• خب در صورت اول چون محدث است.
• خب محدث است استصحاب عدم منی هم میکند.
• بله چون سابقه قبل دارد.
• سابقه قبل…
• نه این متطهر بودن نمیگذارد استصحاب بکند.
• چطور حاج آقا متوجه نمیشویم چرا…
پرسش: متطهر بودن، متوجه نمیشویم که چرا باز این مانع استصحاب است. چون هم در اینجا عدم منی هست و هم در آنجا. با این تفاوت که آنجا حالا حدث… به طریق اولی خواستیم…
پاسخ: نه، چون اینجا متطهر است، این مانع میشود از اینکه این یقین به عدم منی داشته باشد.
پرسش: مانعیتش را من نمیفهمم.
پاسخ: خب نگاه کنید! این متطهر هست یعنی چه؟ یعنی میداند نه جنب است، یعنی هم میتواند وارد مسجد بشود هم میتواند مس قرآن بکند. متطهر یعنی این. حالا رطوبتی میآید. این رطوبتی که میآید این بول، مردد بین بول و خلاصه منی. یک حکمی برای این میآورد. وضو میگیرد، این وضو اگر این بول باشد برطرف شده. اگر منی باشد نه. چون این سابقه، چون تطهیر، این قطع میکند عدم منی را.
• خود متطهر بودن یعنی عدم منی. وقتی که فرد متطهر است یعنی…
• نه خب بههرحال آن، آن یقینی را به نوعی از بین برده. این احتمال منی بودن است.
• این شک است دیگر. این شک که نمیتواند آن یقین سابق را از بین ببرد. یقین سابق این بوده که آن وقتی که متطهر بوده قطعاً نه جنب بوده و نه اینکه حدث اصغری از او سر زده. به اصطلاح یعنی بولی از او خارج شده. این یقین را ما داریم. اینکه ما اینجا بعدش شکی برایمان پیش میآید و ما میگوییم که نمیتوانیم اینجا استصحاب عدم منی بکنیم، این تصور نمیشود برای من. نمیدانم چرا… فرض اول که خیلی واضح بود که فرمودید میشود. عدم منی استصحاب میشود و مشکلّی نیست. ولی این دومی، قطعاً نمیشود چون متطهر است! حالا…
• بههرحال این علم اجمالی کارساز است. به نظر میرسد. حالا باز کمی دقت بشود. که بههرحال این علم اجمالی بین منی و بول، اگر اینجا بتوانیم واقعاً استصحاب عدم منی را بکنیم، اینجا باز همان بول، وضو کافی است دیگر.
• در آن صورت اول هم همین مسئله هست. یعنی اگر علم اجمالی اثرگذار باشد که در آن اولی هم نباید ما بتوانیم استصحاب بکنیم. درواقع علم اجمالی آمده مانع شده.
• نه آنجا مردد نبوده بین دو فرد. در صورت اول استصحاب کلّی. استصحاب قسم اول را دارید بیان میکنید؟ دوم را؟ بله… استصحاب… آنجا که مردد بوده فرض محدثیت و فرض متطهریت. در محدثیت را شما دارید میفرمایید که علم اجمالی خب باز هم اینجا هست دیگر.
• بله علم اجمالی است ولی ما استصحاب را انجام میدهیم. در دومی هم دوباره علم اجمالی هست و باز هم میشود استصحاب را انجام داد. ولی میگویند چون متطهر بوده نمیشود. اینجا سازگاری ندارد. یعنی صورتها… اصلاً من نمیدانم این محدث بودن بعد از اینکه… محدث و متطهر بودن برای چه این فرض را مطرح میکنند؟
• عمدتاً میخواهند برای کلّی، یک شأنیتی قائل بشوند. این است. ما اگر با آن تحلیلی که عرض کردیم شأنیتی جدای از فرد ندارد، خب باید بههرحال این مسئله استصحاب و اینها را باید رها کنیم. استصحاب کلّی را. بله اگر اینجا هم ما بتوانیم استصحاب عدم فرد طویل را بکنیم و برایمان ثابت بشود متیقن بودن عدم آن، بله اینجا هم همین حرف را میزنیم.
بررسی جایگاه و اثر مستقل «کلّی» در استصحاب
بله غرضم این است که ما باید این جایگاه کلّی را بررسی بکنیم که چهکار میخواهد بکند. اصلاً اینجا ما جایگاهی برای کلّی بهطور خاص داریم یا نداریم. در استصحاب قسم اول، آنجا هم باز بهطور خاص نداریم. چون آنجا یک فرد بیشتر نبوده. اینجا فرد مساوق با طبیعت است اما اینجا نه… فرد مردد است، کلّی هم به نوعی مردد میشود. ما باید آن جنبه یقینی را بگیریم. همه بحث هم در استصحاب، اتحاد متیقن و مشکوک است. بههرحال اگر در این صورت دوم هم ما این مسئله را بپذیریم که کلّی جایگاهی ندارد فی حد ذاته، فقط حکم برای فرد است، بله. ما بعضی از احکام مشترک است… بین طویل و قصیر. این موجب نمیشود بگوییم که کلّی یک حکمی دارد جدای از افراد… این گاهی رهزن شده این مطلب. که مثلاً مس کتاب، این بههرحال حکم هم عدم متطهر بودن با وضو است هم غسل است. اما اینجا باز مال فرد است. این حکم، هم برای این فرد هست هم برای این فرد است. نه کلّی از آن نظر که کلّی است.
پرسش: واقعاً کلّی است. آخه اینکه واقعاً کلّی میشود باز. مشترک بین دو فرد میشود یعنی محدث بودن. اگر کسی…
پاسخ: بله ما کلّی را که قائل هستیم. نگفتیم که کلّی نیست. اما کلّی مِن حیث هو حکمی داشته باشد بدون فرد، بدون لحاظ فرد.
• کلّی بدون فرد تصوّری ندارد.
• همین دیگر.
نتیجهگیری از مباحث
بنابراین ما این را نمیتوانیم بهطور قاعده بگوییم که استصحاب کلّی در جایی اثری دارد. استصحاب کلّی اگر اثری داشته باشد، به لحاظ فرد است، حالا یا بهطور خاص است یا بهخاطر آن اثر مشترک است. این را میخواهیم حالا عرض بکنیم. حالا ادامه بحث را انشاءالله همین نکته را هم نسبت به صورت دوم و بعض صور دیگر هم عرض میکنیم که بیان کردند فروعی در اینجا که این فروع احکامش برای چه هست.
پرسش: استاد علم اجمالی میآید و حکمش هم این است که احتیاط است در مواردی که… وقتی یک طرف خارج میشود، دیگر اینجا علم اجمالی نیست که بخواهد… کند.
پاسخ: بله حالا باید این را هم تأمل بکنیم که ظاهراً همین مطلب را باید بگوییم. حالا انشاءالله فروع دیگر را هم عرض بکنیم روشن میشود که این حیطۀ علم اجمالی چقدر است.