« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد محمدباقر تحریری

1404/08/25

بسم الله الرحمن الرحیم

 استدلال به روایات طهارت و حلیّت بر حجّیّت استصحاب در کلام مرحوم آخوند (ره) و مرحوم خویی (ره)/ اصل استصحاب /اصول عملیّه

 

موضوع: اصول عملیّه / اصل استصحاب / استدلال به روایات طهارت و حلیّت بر حجّیّت استصحاب در کلام مرحوم آخوند (ره) و مرحوم خویی (ره)

 

فرمایش مرحوم آخوند (ره) در تمسّک به روایات طهارت برای استصحاب

در ادامۀ ادلّۀ استصحاب، مرحوم آخوند در کفایه آخرین دلیلی را که می‌آورند، روایات طهارت و حلّیّت است؛ مانند «كُلُّ شَيْ‌ءٍ طاهِرٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ قَذِر»[1] و «الْمَاءُ كُلُّهُ طَاهِرٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ نَجِس»[2] و «کُلُّ شَيْءٍ حَلَالٌ حَتَّى تَعْرِفَ أَنَّهُ حَرَام».[3] خب این روایات چون غایت دارند، برای بیان حکم واقعیِ موضوع هستند. یعنی این موضوع، یک حکم واقعی دارد و این حکم واقعی ظاهراً ادامه دارد تا وقتی که خلافش ثابت نشده و ضدّش یا نقیضش نیامده باشد. این «حَتَّى» برای بیان غایت حکم است، [نه قیدی برای موضوع. در نتیجه، مفاد روایت] این‌طور می‌شود که «کلّ شیء مشکوک الطهارة و الحلیة، طاهرٌ أو حلالٌ». آن حلال واقعی را استصحاب می‌کنیم. درواقع، هم حکم واقعی را بیان می‌کند، هم حکم ظاهری را.

ایشان می‌فرمایند که مغیّا ظهور در بیان حکم اولیّۀ اشیاء دارد؛ «كُلُّ شَيْ‌ءٍ طاهِرٌ»، «الْمَاءُ كُلُّهُ طَاهِرٌ»، «کُلُّ شَيْءٍ حَلَالٌ» ناظر به حکم واقعی هستند. غایت، حکم ظاهری را بیان می‌کند. آن مغیّا، حکم شیء به عنوان مشکوک را بیان نمی‌کند بلکه به عنوان حکم واقعی بیان می‌کند. بنابراین، ما با توجّه به «غایت» است که بر استصحاب استدلال می‌کنیم. بنابراین می‌فرمایند که ملاحظۀ مجموعۀ غایت و مغیّا با هم، دلالت بر استصحاب می‌کند. خود مغیّا به‌تنهایی دلالت بر استصحاب نمی‌کند بلکه مغیّا به همراه غایت دلالت بر استصحاب می‌کند.[4]

 

پاسخ به اشکال «استعمال لفظ در اکثر از یک معنا»

در نتیجه، دیگر لازم نیست که ما بگوییم استعمال لفظ در دو معنا صورت گرفته است، همان‌طور که مرحوم شیخ فرموده [چنین استعمالی لازم می‌آید]. اصلاً «کل شیء طاهر»، همان طهارت واقعی را بیان می‌کند، منتها این غایت می‌گوید این طهارت ظاهراً ادامه دارد. می‌فرماید آن زمانی استعمال لفظ در دو معنا لازم می‌آید که غایت با غایتیّتش از حدود موضوع بشود و غایتِ استمرار حکم بشود. یعنی این‌طور معنا کنیم: «کلّ شیء مشکوکُ الطهارة أو الحلّیّة، طاهرٌ أو حلالٌ». ما این‌طور معنا نمی‌کنیم. [موضوع روایت نزد ما] «کل طاهر فی الواقع» است. اگر گفتیم «کل طاهر مشکوک»، آنگاه موضوع را در هر دو معنا کرده‌ایم ـــ هم در طهارت واقعی و هم در طهارت مشکوکه ـــ و در دو قاعده مغیّا را آورده‌ایم. نه، مغیّا همان معنای حکم واقعی را دارد و غایت، حکم ظاهری را بیان می‌کند و از مجموع، حجّیّت استصحاب به دست می‌آید. «و لا يخفى: أنّه لا يلزم على ذلك استعمال اللفظ في معنيين أصلا؛ و إنّما يلزم لو جعلت الغاية مع كونها من حدود الموضوع و قيوده غاية لاستمرار حكمه، لتدلّ على القاعدة و الاستصحاب من غير تعرّض لبيان الحكم الواقعيّ للأشياء أصلا، مع وضوح ظهور مثل "كلّ شي‌ء حلال أو طاهر" في أنّه لبيان حكم الأشياء بعناوينها الأوّليّة، و هكذا: "الماء كلّه طاهر"، و ظهور الغاية في كونها حدّا للحكم لا لموضوعه، كما لا يخفى، فتأمّل جيّدا».[5]

 

تعمیم حکم به سایر ابواب

بنابراین ایشان می‌فرمایند که این دو سه روایت، این را بیان می‌کنند و ما با ضمیمۀ «عدم قول به فصل»، نتیجه می‌گیریم که بین باب طهارت و حلّیّت با سایر ابواب فقهی که روایاتشان چنین مضمون مشابهی دارد، فرقی نیست و در آن موارد هم که غایت و مغیّا داریم، می‌توانیم استصحاب کنیم. «و لا يذهب عليك أنّه بضميمة عدم القول بالفصل قطعا بين الحلّيّة و الطهارة و بين سائر الأحكام لعمّ الدليل و تم‌».[6]

 

مؤیّد روایی بر واقعی بودن حکم مغیّا

بعد می‌فرماید ذیل موثّقۀ عمّار هم که فرمود: «فَإِذَا عَلِمْتَ‌ فَقَدْ قَذِرَ وَ مَا لَمْ تَعْلَمْ فَلَيْسَ عَلَيْك‌»،[7] مؤیّد همین حرف ما است. چرا که «فَإِذَا عَلِمْتَ» یعنی تا زمانی که نمی‌دانی، آن حکم واقعی‌اش را دارد و همان حکم قبلی در حال شک را ادامه بده و وقتی که دانستی، [نجس می‌شود]. «ثمّ لا يخفى أنّ ذيل موثّقة عمّار:"فإذا علمت فقد قذر، و ما لم تعلم فليس عليك" يؤيّد ما استظهرنا منها من كون الحكم المغيّى واقعيّا ثابتا للشي‌ء بعنوانه، لا ظاهريّا ثابتا له بما هو مشتبه، لظهوره في أنّه متفرّع على الغاية وحدها، و أنّه بيان لها وحدها منطوقها و مفهومها، لا لها مع المغيّى، كما لا يخفى على المتأمّل‌».[8]

 

اشکال به دلالت روایات حلّیّت و طهارت بر استصحاب

پرسش: استاد ببخشید، هیچ‌کدام از این روایات که حالت سابقه ندارد.

پاسخ: «حتّی» اشاره به مغیّا و غایت دارد و حالت سابقه را دارد بیان می‌کند. یعنی این ادامه دارد. غایت و مغیّا مفادش این است دیگر.

به‌هرحال، می‌فرمایند که این موثّقه بیانگر غایت است ـــ هم منطوقش و هم مفهومش ـــ نه غایت با مغیّا تا استعمال لفظ در اکثر از یک معنا لازم بیاید. این خلاصۀ فرمایش مرحوم آخوند در استدلال به این نوع روایات بر استصحاب.

 

فرمایش مرحوم خویی (ره) در احتمالات هفت‌گانه در معنای روایات حلّیّت و طهارت

مرحوم آقای خویی بعد از اینکه این سه دسته از روایات را بیان می‌کنند، هفت احتمال در معنای آنها بیان می‌کنند که هر یک را یکی از بزرگان انتخاب کرده است. بعد وارد نقّادی آنها می‌شوند که حالا بیان خواهد شد. این احتمالات را عرض بکنیم.

 

احتمال اول و دوم

احتمال اول اینکه مقصود، طهارت واقعیّه باشد. «کل شیء طاهر» طهارت واقعیّه است. علم هم طریق به آن است و به عنوان طریقیّت محضه آمده. درواقع غایت، همان عروض نجاست است؛ مثل آیۀ ﴿کُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ﴾[9] که در آن ﴿حَتَّی یَتَبَیَّنَ﴾ آمده و مقصود، جواز اکل و شرب تا طلوع فجر است. پس حکم واقعی این است منتها این علم دارد طریق به آن حکم واقعی‌ می‌شود، یعنی این حکم واقعی تا چه زمانی است. حکم واقعی یک محدوده دارد.

احتمال دوم اینکه مقصود، همان حکم ظاهری به طهارت برای شیء مشکوک باشد و علم هم قید برای موضوع است، نه محمول. یعنی معنا این‌طور بشود: «کلّ شیءٍ لم تَعلم نجاستَه، فهو طاهر». این حکم ظاهری را دارد بیان می‌کند؛ یعنی همان قاعدۀ طهارت و امثال آن. «و الاحتمالات المتصورة في مثل هذه الأخبار سبعة: الأوّل: أن يكون المراد منها الحكم بالطهارة الواقعية للأشياء بعناوينها الأوّلية، بأن يكون العلم المأخوذ غاية طريقياً محضاً، و الغاية في الحقيقة هو عروض النجاسة، فيكون المراد أنّ كل شي‌ء بعنوانه الأوّلي طاهر حتى تعرضه النجاسة، و أخذ العلم غاية لكونه طريقاً إلى الواقع ليس بعزيز، كما في قوله تعالى: "وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ" فانّ المراد منه بيان الحكم الواقعي و جواز الأكل و الشرب إلى طلوع الفجر، و ذكر التبين بناءً على كونه بمعنى الانكشاف إنّما هو لمجرد الطريقية، و إن أمكن حمل التبين على معنى آخر مذكور في محلّه. الثاني: أن يكون المراد منها هو الحكم بالطهارة الظاهرية للشي‌ء المشكوك كما عليه المشهور، بأن يكون العلم قيداً للموضوع دون المحمول، فيكون المعنى أن كل شي‌ء لم تعلم نجاسته طاهر».[10]

 

احتمال سوم و چهارم

احتمال سوم اینکه بگوییم استصحاب را بیان می‌کند با همان بیانی که اجمالاً [در کلام مرحوم آخوند] عرض شد؛ منتها نه با اینکه مغیّا حکم واقعی است. فقط همین که تا وقتی شما علم به خلاف پیدا نکردی، این حکم باقی است، که خب قهراً [وجود حالت] سابقه هم باید در نظر گرفته شود.

احتمال چهارم اینکه مقصود، اعم از طهارت واقعیّه و ظاهریّه باشد. به این معنا که هر چیزِ معلوم‌العنوان واقعاً طاهر است و هر چیزِ مشکوک‌العنوان ظاهراً طاهر است تا علم به خلافش بیاید. یک معنای اعمّی از آن اراده شده است. «الثالث: أن يكون المراد بها قاعدة الاستصحاب، بأن يكون المعنى أنّ كل شي‌ء طهارته مستمرة إلى زمان العلم بالنجاسة، أي كل شي‌ء ثبتت طهارته الواقعية أو الظاهرية فطهارته مستمرة إلى زمان العلم بالنجاسة. الرابع: أن يكون المراد بها الأعم من الطهارة الواقعية و الظاهرية، بأن يكون المعنى أنّ كل شي‌ء معلوم العنوان أو مشكوكه طاهر بالطهارة الواقعية في الأوّل، و بالطهارة الظاهرية في الثاني إلى زمان العلم بالنجاسة».[11]

 

احتمال پنجم

احتمال پنجم اینکه بگوییم مقصود، طهارت ظاهریّه و استصحاب است. صاحب فصول این را بیان فرموده است. یعنی «کلّ شیء مشکوک العنوان طاهرٌ ظاهراً»؛ یعنی قید «شک» به این عنوان [و موضوع] بخورد، که درواقع همان مغیّا باشد. این طهارت هم مستمر است تا وقتی که علم به نجاست باشد. این «طاهرٌ» در مغیّا، اشاره به طهارت ظاهریّه دارد و غایت هم اشاره به استصحاب دارد؛ یعنی «کلّ شیء مشکوک الطهارة طاهرٌ [ظاهراً] الی أن تعلم خلافه». «الخامس: أن يكون المراد منها الطهارة الظاهرية و الاستصحاب، كما عليه صاحب الفصول‌، بأن يكون المعنى أن كل شي‌ء مشكوك العنوان طاهر ظاهراً و طهارته مستمرة إلى زمان العلم بالنجاسة، فيكون المغيّى و هو قوله (عليه السلام): «طاهر» إشارة إلى الطهارة الظاهرية، و الغاية إشارة إلى استصحاب تلك الطهارة إلى زمان العلم بالنجاسة».[12]

 

اشکال به تکراری بودن وجه پنجم و توجیه آن

پرسش: چه لزومی دارد که بگوییم طهارت ظاهری و استصحاب؟ خب خروجیِ استصحاب، همان طهارت ظاهری است. این فرقی با احتمال سوم نمی‌کند که استصحابِ صرف را بیان می‌کرد. انگار مطلب جدیدی نمی‌فرمایند.

پاسخ: بله دیگر، حالا واقعش این است که بعضی از این احتمالات با همدیگر فرقی ندارند.

پرسش: حاج‌آقا، شاید می‌خواهند اعم از طهارت ظاهریِ محصول استصحاب را بگویند. یعنی هم شامل جایی می‌شود که حالت سابق را می‌دانیم و استصحاب جاری است و هم شامل جایی می‌شود که حالت سابق را نمی‌دانیم ولی در طهارت شیء شک داریم، که آنجا قاعدۀ طهارت جاری است.

پاسخ: خب ظاهرش همین است که می‌خواهند [بین دو حالت] جمع کنند. امّا چطور جمع بشود، محلّ بحث است. این یک کلام است و اینکه در یک کلام، هر دو اراده شده باشند و به‌نوعی غیریت هم از آن استفاده بشود، [قابل تأمّل است].

    • وقتی طهارت ظاهری بگیریم، دیگر اعم از استصحاب و قاعدۀ طهارت می‌شود و دیگر مهم نیست قید بیاوریم.

    • خب استصحاب، قیدِ شک لاحق را دارد. امّا در طهارت ظاهریّه [و قاعدۀ طهارت صرفاً] همین شک را دارد. این فرق‌ها هست دیگر. وَ الّا برای بحث در مورد استصحاب و جدا کردن آن از قاعدۀ طهارت این‌همه دردسر نمی‌کشیدیم.

 

احتمال ششم و هفتم

احتمال ششم هم همان کلام مرحوم صاحب کفایه است که بین طهارت واقعیّه و استصحاب جمع کرده‌اند. احتمال هفتم هم آن مطلبی است که مرحوم صاحب کفایه در حاشیۀ رسائل فرموده که طبق آن، روایت همه اینها را با هم جمع کرده است؛ طهارت واقعیّه، طهارت ظاهریّه و استصحاب. این «کل شیء طاهر»، همۀ اینها را در بر می‌گیرد؛ به این معنا که هر شیئی که واقعاً طاهر است، ظاهراً هم طاهر است. این را بیان فرمودند. «السادس: أن يكون المراد بها الطهارة الواقعية و الاستصحاب كما في الكفاية، بأن يكون المغيّى إشارة إلى الطهارة الواقعية، و أنّ كل شي‌ء بعنوانه الأوّلي طاهر و قوله (عليه السلام): "حتى تعلم" إشارة إلى استمرار الحكم إلى زمان العلم بالنجاسة. السابع: أن يكون المراد منها الطهارة الواقعية و الظاهرية و الاستصحاب، كما اختاره صاحب الكفاية في هامش الرسائل‌».[13]

حالا ببینیم چه اشکالاتی در این رابطه هست. مرحوم نائینی دو سه اشکال اینجا مطرح کرده‌اند، مرحوم آقای خویی این‌ اشکالات را بیان می‌کنند. و بعدش هم نظر حضرت امام را ان‌شاءالله عرض می‌کنیم.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo