« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد محمدباقر تحریری

1404/08/24

بسم الله الرحمن الرحیم

 جمع‌بندی دلالت روایت صفّار بر حجّیّت استصحاب/ اصل استصحاب /اصول عملیّه

 

موضوع: اصول عملیّه / اصل استصحاب / جمع‌بندی دلالت روایت صفّار بر حجّیّت استصحاب

 

مروری بر فرمایش مرحوم آخوند (ره) در خبر صفّار

در روایت چهارم، حضرت امام (رضوان الله علیه) هم مانند مرحوم آقای خویی به آن استدلال می‌کنند و استصحاب را از آن روایت استظهار می‌نمایند. حالا گفتیم به نظر امام هم اشاره‌ای کرده باشیم. روایت پنجم، خبر صفّار است از علی‌بن‌محمّد قاسانی: «قَالَ کَتَبْتُ إِلَیْهِ وَ أَنَا بِالْمَدِینَةِ أَسْأَلُهُ عَنِ الْیَوْمِ الَّذِی یُشَکُّ فِیهِ مِنْ رَمَضَانَ هَلْ یُصَامُ أَمْ لَا». در این روایت، به امام می‌نویسد که من در یوم‌الشک، شک دارم که آیا [آن روز] از ماه رمضان است و باید روزه بگیرم یا نه، حضرت در جواب نوشتند: «الْیَقِینُ‌ لَا یَدْخُلُ فِیهِ الشَّکُ‌ صُمْ‌ لِلرُّؤْیَةِ وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْیَةِ».[1]

خب اینجا مرحوم آخوند می‌فرمایند که روایت دلالت می‌کند که روزه جز با دخول ماه رمضان، واجب نیست. خب حالا آیا این دلالت بر استصحاب هم می‌کند یا نه؟ اگر ما به روایاتی که در باب روزه در یوم‌الشک هست رجوع بکنیم، می‌بینیم که این روایات دلالت می‌کنند بر اینکه ما باید برای روزه گرفتن یا افطار کردن، به ورود ماه رمضان و شوّال یقین بکنیم. این چه دلالتی بر استصحاب دارد؟ دلالتش بر «قاعدۀ یقین» است؛ یعنی اشتغال یقینی، برائت یقینی می‌خواهد. اشتغال به وجوب صوم، متفرّع بر احراز ماه رمضان است و خروج از اشتغال یقینی به وجوب روزۀ ماه رمضان، [نیازمند] یقین به دخول ماه شوّال است. این [روایت بنا بر نظر مرحوم آخوند]، قاعدۀ یقین را بیان می‌کند و دلالت بر استصحاب ندارد. «و منها: خبر الصفّار عن عليّ بن محمّد القاسانيّ "قال: كتبت إليه ـ و أنا بالمدينة ـ عن اليوم الّذي يشكّ فيه من رمضان هل يصام أم لا؟ فكتب: اليقين لا يدخل فيه الشكّ، صم للرؤية و افطر للرؤية" حيث دلّ على أنّ اليقين بالشعبان لا يكون مدخولا بالشكّ في بقائه و زواله بدخول شهر رمضان، و يتفرّع عليه عدم وجوب الصوم إلّا بدخول شهر رمضان. و ربّما يقال: إنّ مراجعة الأخبار الواردة في يوم الشكّ تشرف على القطع بأنّ المراد باليقين هو اليقين بدخول شهر رمضان، و أنّه لا بدّ في وجوب الصوم و وجوب الإفطار من اليقين بدخول شهر رمضان و خروجه، و أين هذا من الاستصحاب؟!».[2]

پرسش: بیانی که کردید، در مورد اول ماه بود؟

پاسخ: برای افطار است دیگر؛ «صُمْ‌ لِلرُّؤْیَةِ وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْیَةِ».

    • افطارش برای ماه شوّال است، درست است؟

    • بله دیگر، [افطارش برای] ماه شوّال است، روزه‌اش هم مال ماه رمضان است. ما غیر از این گفتیم؟

پرسش: تعبیری که شما برای آخر ماه به کار بردید، دربارۀ اولِ ماه هم صادق است.

پاسخ: الان بحث اول ماه است دیگر. بحث ماه رمضان هم همین است. باید یقین به ورود به ماه رمضان باشد تا وجوب روزۀ ماه رمضان بر او بیاید.

    • این فرض اشتغالی که بیان کردید، چگونه است؟

    • یعنی اشتغال به وجوب [روزۀ] رمضان، متفرّع بر رؤیت [هلال] ماه رمضان است، آن هم اول ماه.

 

فرمایش مرحوم خویی (ره) در تأیید نظر مرحوم شیخ (ره) و دلالت روایت صفّار بر استصحاب

مرحوم آقای خویی می‌فرمایند که مرحوم شیخ فرموده است که این روایت از اظهرِ اخبار استصحاب است و حق هم با ایشان است؛ چون مراد این است که مشکوکٌ‌فیه را در ماه رمضان داخل نکند؛ یعنی آن روزی را که مشکوک است از ماه رمضان باشد، در ماه رمضان داخل نکن. [به عبارت دیگر]، یوم‌الشکِ آخرِ ماه شعبان را داخل در ماه رمضان نکن؛ چون تفریعش این است که «صُمْ‌ لِلرُّؤْیَة»؛ یعنی یقین به ماه شعبان را با شک در اینکه ماه شعبان تمام شده و ماه رمضان آمده، از بین نبر. همان یقین به ماه شعبان یا [به تعبیر دیگر]، یقین به عدم دخول ماه رمضان را ادامه بده. می‌فرمایند [زیرا اگر مقصود صرفاً وارد نکردن روزِ مشکوک در ماه رمضان بود، تفریع به «أَفْطِرْ لِلرُّؤْیَةِ» صحیح درنمی‌آمد؛ چرا که روزه گرفتنِ روزِ مشکوک در پایان ماه رمضان واجب است، با وجود اینکه آن روز، مشکوک است که آیا جزء ماه رمضان است یا خیر]. بنابراین مقصود از «یقین»، این است که یقین با شک نقض نمی‌شود. یعنی زمانی که در [بقاء] یک امر یقینی شک وجود دارد، آن یقین را ادامه بده. پس در یوم‌الشکِ ابتدای ماه رمضان و آخر ماه شعبان، روزه وجوب ندارد. در آخر رمضان هم چنین است؛ یعنی در یوم‌الشک از ماه شوّال باید روزه بگیرد. «و ذكر الشيخ أنّ هذه الرواية أظهر ما في الباب من أخبار الاستصحاب ... و التحقيق‌ هو ما ذكره الشيخ من ظهور الرواية في الاستصحاب، لأنّه لو كان المراد عدم إدخال اليوم المشكوك فيه في رمضان، لما كان التفريع بالنسبة إلى قوله (عليه السلام): "و أفطر للرؤية" صحيحاً، فانّ صوم يوم الشك في آخر شهر رمضان واجب، لقوله (عليه السلام): "و أفطر للرؤية" مع أنّه يوم مشكوك في كونه من رمضان، فكيف يصح تفريع قوله (عليه السلام): "و أفطر للرؤية" الدال على وجوب صوم يوم الشك في آخر شهر رمضان على قوله: "اليقين لا يدخله الشك" بناءً على أنّ المراد منه عدم دخول اليوم المشكوك فيه في رمضان. فالصحيح أنّ المراد من قوله (عليه السلام): "اليقين لا يدخله الشك" أنّ اليقين لا ينقض بالشك فلا يجب الصوم في يوم الشك في آخر شعبان، و يجب الصوم في يوم الشك في آخر شهر رمضان»[3]

 

شمول مورد روایت بر هر دو یوم‌الشک

پرسش: چرا این «یقین» و «شک» را به ماه شعبان و ماه رمضان نمی‌زند؟ یعنی ابتدای ماه رمضان.

پاسخ: نگاه کنید، از تفریع غفلت نکنید. اول یک قاعده می‌فرمایند: «الْیَقِینُ‌ لَا یَدْخُلُ فِیهِ الشَّکُ‌». سؤال چیست؟ این است که در روزی که شک دارد رمضان است یا نه، روزه بگیرد یا نه.

    • اتّفاقاً به همین بهتر می‌خورد دیگر. یعنی الان یقین من به ماه شعبان است و شک دارم که آیا ماه رمضان آمده یا نه.

    • این را کجا دارد [که فقط در مورد] ماه شعبان است؟ شما دارید به آن می‌زنید.

    • ماهِ قبل از ماه رمضان خب شعبان است دیگر.

    • خب بحثِ ماه شوّال هم هست؛ [یعنی یوم‌الشّک در آخر رمضان که شخص] نمی‌داند هنوز رمضان است یا نه.

    • درست می‌شود دیگر. الان یقین داریم که ماه رمضان است و شک داریم که ماه شوّال است یا نه.

    • پس به هر دو مورد می‌خورَد.

    • بله، به هر دو می‌خورَد.

    • پس شما آن را فقط به یک مورد معنا نکنید. مرحوم آقای خویی می‌فرمایند که اول این قاعده در روایت بیان شده: «الْیَقِینُ‌ لَا یَدْخُلُ فِیهِ الشَّکُ‌»، بعد فرمودند: «صُمْ‌ لِلرُّؤْیَةِ وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْیَةِ». آن قاعدۀ کلّی و این هم مورد جزئی‌اش. این قاعده، استصحاب را بیان می‌کند و در این مورد جزئی [می‌فرماید] پس شما این‌طور عمل کن. یعنی می‌فرمایند اصلاً ربطی به روایات صوم ندارد. آن روایات صوم، قرینه‌ای بر این نیست که این روایت دلالتی بر استصحاب ندارد.

 

نحوۀ استنباط قاعدۀ یقین توسّط مرحوم آخوند (ره)

پرسش: دلالتش بر استصحاب واضح است ولی «قاعدۀ یقین» از کجای آن به دست می‌آید؟

پاسخ: مرحوم آخوند [این قاعده را] از همین «الْیَقِینُ‌ لَا یَدْخُلُ فِیهِ الشَّکُ» استفاده کرده، بدون توجّه به «صُمْ‌ لِلرُّؤْیَةِ وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْیَةِ»؛ یعنی اشتغال یقینی، برائت یقینی می‌خواهد. فقط همین را [در نظر گرفته است]. مرحوم آقای خویی می‌فرماید که اگر این قاعده را با بعدش که تفریع است بسنجیم، [می‌بینیم که] همان استصحاب را دارد بیان می‌کند.

    • فرمایش اول امام در روایت، اعمّ از استصحاب یا قاعدۀ یقین است، بنابراین اگر ما بگوییم دلالت بر قاعدۀ یقین دارد، این می‌شود «مغالطۀ اعم بودن دلیل از مدّعا».

    • بله، به‌هرحال [مرحوم خویی] می‌فرمایند که ما دلیلی بر این معنا نداریم [که روایت صرفاً ناظر به قاعدۀ یقین است]؛ یعنی آن روایاتی که در باب روزه هست و می‌گوید روزۀ یوم‌الشک صحیح نیست، این قرینه بر توجیه این روایت نمی‌شود. این روایت یک منطق خاصّی دارد، در‌حالی‌که منطق آن روایات این است که روزه یوم‌الشک وجوب ندارد. این روایت می‌گوید: «الْیَقِینُ‌ لَا یَدْخُلُ فِیهِ الشَّکُ» و بعدش هم می‌فرمایند: «صُمْ‌ لِلرُّؤْیَةِ وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْیَةِ»؛ وقتی این مجموعه را ملاحظه بکنیم، می‌بینیم که همان مفادِ استصحاب است. «و أمّا ما استشهد به صاحب الكفاية من الروايات الدالة على عدم صحة الصوم في يوم الشك بعنوان أنّه من رمضان، فمدفوع بأنّ هذه الروايات و إن كانت صحيحة معمولًا بها في موردها، إلّا أنّها لا تكون قرينةً على كون هذه الرواية أيضاً واردة لبيان هذا المعنى مع ظهورها في الاستصحاب».[4]

 

فرمایش مرحوم امام (ره) در بیان سه احتمال از مقصود سائل و تأیید دلالت روایت بر استصحاب

حضرت امام (رضوان الله علیه) هم به همین صورت. می‌فرمایند ما نمی‌توانیم «اظهرّیت» [این روایت بر سایر روایات] را استفاده کنیم. [یعنی هم نظر کسی که آن را اظهر می‌داند و هم] نظر کسی که می‌گوید این دلالت بر استصحاب نمی‌کند، هر دو غلط است. لکن ایشان می‌فرمایند که بعضی از روایات قبلی، مانند صحیحۀ اول زراره، اظهر است در استصحاب. حالا فرمایش ایشان را داریم نقل می‌کنیم. خب چطور دلالت دارد؟ باز حضرت امام هم می‌فرمایند این تفریعِ «صُمْ‌ لِلرُّؤْیَةِ وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْیَةِ» بر «الْیَقِینُ‌ لَا یَدْخُلُ فِیهِ الشَّکُ»، ظهور در استصحاب را به ما می‌فهماند.

پرسش: با این تفریع، اظهر نمی‌شود؟ چرا مرحوم امام می‌فرمایند فقط اظهریّت استفاده نمی‌شود؟

پاسخ: حالا [به فرمایش ایشان دقّت کنید].

می‌فرمایند که در اینجا سه احتمال وجود دارد: یکی اینکه مقصود سائل ـــ ایشان ربطش می‌دهند به مقصود سائل ـــ از یوم‌الشک، مطلق یوم‌الشک باشد؛ چه بخواهد مربوط به آخر شعبان باشد یا آخر رمضان. دوم، احتمال اینکه یوم‌الشک فقط بین رمضان و شعبان باشد. سوم اینکه [یوم‌الشک فقط] بین رمضان و شوّال باشد. می‌فرماید که احتمال سوم بعید است که مقصود سائل باشد. دو احتمالِ اول باقی می‌ماند. جواب به ملاحظۀ دو تفریع از مطلق شک در اول ماه رمضان یا آخر ماه رمضان است. یعنی کأنّه سؤال سائل به هر دو قابل انطباق است و جواب حضرت هم به هر دو قابل انطباق است. یقین به ماه شعبان، با شک در آمدن ماه رمضان قطع نمی‌شود و یقین به ماه رمضان با شک در آمدن ماه شوّال قطع نمی‌شود. بنابراین می‌فرماید که این «الْیَقِین‌» جز بر استصحاب منطبق نمی‌شود. «و الحقّ أنّ دعوى الأظهرية كدعوى عدم الدلالة ممنوعة، بل هي ظاهرة في الاستصحاب، لكن بعض الروايات المتقدّمة مثل صحيحة زرارة الاولى أظهر منها. أمّا أصل دلالتها عليه، فلأنّ الظاهر من قوله: "صم للرؤية و أفطر للرؤية" أ نّهما تفريعان لقوله: "اليقين لا يدخله الشكّ" فحينئذٍ يحتمل أن يكون مقصود السائل من يوم الشكّ مطلق يوم الشكّ، سواء كان من آخر شعبان، أو آخر رمضان، ويحتمل أن يكون المراد يوم الشكّ بين شعبان ورمضان، أو بين رمضان وشوّال، والظاهر بُعْد الاحتمال الثالث، فبقي الاحتمالان، و على أيّهما، يكون الجواب - بملاحظة التفريعين المذكورين - عن مطلق يوم الشكّ، في أوّل رمضان كان أو في آخره، فحينئذٍ لا ينطبق قوله: "اليقين لا يدخله الشكّ" إلّا على الاستصحاب، فيتفرّع عليه استصحاب عدم دخول رمضان، و عدم دخول شوّال إلى زمان الرؤية».[5]

 

احتمالات سه‌گانۀ حضرت امام (ره) در مراد از «الیقین» و انطباق آن با تفریع روایت

همۀ فرمایش ایشان این است که نباید از این تفریع غفلت کنیم؛ این تفریع با این قاعده همراه است. لذا سه احتمال را اینجا بیان می‌کنند: [احتمال اول اینکه] این‌طور بگوییم که در صحّت صوم، یقین به دخول ماه رمضان شرط است و در این یقین، شک در دخول وارد نمی‌شود؛ که این همان مفاد روایات یوم‌الشک در ماه رمضان باشد. می‌فرماید که [این احتمال] اصلاً خیلی بعید است و مناسب با تفریع هم نیست.

احتمال دوم اینکه بگوییم مراد از «یقین»، یقین به تکلیف باشد؛ یعنی همان قاعدۀ یقین. این را هم می‌فرماید که اصلاً با روایت نمی‌خواند؛ چون اگر بگوییم مراد قاعده یقین است، لازمه‌اش این است که ـــ یک فرمایشی دارند که من خیلی نفهمیدم ـــ باید یوم‌الشک از آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و با دو تفریع مناسبت ندارد. خب اگر «الیقین» را این‌طور معنا بکنیم، چه لازمه‌ای دارد؟ چرا با دو تفریع مناسبت ندارد؟ نتیجه‌اش وجوب روزۀ یوم‌الشک از آخر شعبان است؟ حالا این احتمال دوم را دقّت بفرمایید ببینیم آیا می‌توانیم این بخش از فرمایش ایشان را بفهمیم.

احتمال سوم هم اینکه می‌فرمایند مناسبت ندارد که بگوییم مقصود از این تفریع، این است که در یقین به ایّام ماه رمضان، شک وارد نمی‌شود ـــ یعنی باید ایّامش محرز به یقین باشد ـــ چون لازمه‌اش این است که جایز نباشد روزۀ یوم‌الشک بین رمضان و شوّال. خب این فرمایش حضرت امام است. «و احتمال كون المراد من اليقين هو اليقين بدخول رمضان- بمعنى أنّ اليقين بدخوله الذي يعتبر في صحّة الصوم لا يدخله الشكّ في دخوله؛ أي ‌لا يجوز صوم يوم الشكّ من رمضان الذي تواترت الأخبار على اعتبار اليقين بدخولهفي صحّة الصوم‌ - مع كمال بعده، لا يناسب تفريع كلّ من الصوم و الإفطار للرؤية، عليه. كما أنّ احتمال كون المراد من قوله: "اليقين لا يدخله الشكّ" أنّ اليقين بالتكليف لا يدخله الشكّ، فيكون المراد أنّ الاشتغال اليقيني لا بدّ له من البراءة اليقينية غير صحيح؛ لأنّ لازمه لزوم صوم يوم الشكّ ولو كان من آخر شعبان، فلا يناسب التفريعين. كما لا يناسبهما احتمال كون المراد منه أنّ اليقين بأيّام رمضان لا يدخله الشكّ؛ أي ‌لا بدّ أن تكون أيّام رمضان محرزة باليقين، ولا يجوز الصوم مع الشكّ في كون اليوم من رمضان؛ لأنّ لازمه عدم جواز صوم يوم الشكّ بين رمضان و شوّال‌»[6]

 

جمع‌بندی و نظر استاد مبنی بر اظهر و اصرح بودن روایت مزبور در دلالت بر استصحاب

عرض ما این است که اگر همان بیانی که قبلاً در بیانات گذشته عرض کردیم [در نظر بگیریم] و این سیاق بین سؤال و جواب را ملاحظه بکنیم، [می‌بینیم] سؤال خب همان‌طور که فرمودند، یک بیانی است که هم بر ورود به ماه رمضان منطبق است و هم بر ورود به ماه شوّال. با هر دو قابل انطباق است.

نگاه کنید، اگر استفاده [و فهم مفادِ] یک روایت خیلی به تمحّلات[7] و توجیهات نیاز نداشته باشد، آن روایت «اظهر» است. به نظر حقیر، این دلیلِ اظهرّیت بلکه اصرحیّت است. این روایت به نوعی، هم اظهر است ـــ طبق کلام مرحوم شیخ ـــ هم اصرح است. روایت اولِ زراره چقدر توجیهات می‌خواست! اینکه در «وَ اِلّا» ما جواب را چه در نظر بگیریم، این تعلیل به کجا می‌خورد و غیره. امّا این روایت خیلی واضح است. سؤال به صورت عام است، جواب هم به صورت عام است؛ مخصوصاً با وجود تفریع که نشان می‌دهد که این تمسّک به استصحاب است و به هر دو [یوم‌الشکِ آغاز و پایان ماه] می‌خورد. حکم هم همین است: در یوم‌الشکِ ابتدای ماه رمضان، چون یقین به شعبان هست، آن یقین را با شک در ورود به رمضان نشکن؛ پس وجوب روزه نمی‌آید. در یوم‌الشکِ آخر ماه رمضان، چون یقین به ماه رمضان هست، آن یقین را با شک در اینکه ماه شوّال آمده نشکن؛ «صُمْ‌ لِلرُّؤْیَةِ. [پس باید روزه گرفت تا زمانی که رؤیت هلال ماه شوّال احراز شود]. بنابراین، این روایت به نظر حقیر با این صدر و ذیل که توجیه خیلی زیادی نمی‌خواهد و با سیاق کلّی بیانات می‌سازد، اظهر بلکه اصرح است.

 

نفی احتمال خلاف در روایت و تأکید بر دلالت صریح آن

پرسش: حاج‌آقا، این احتمال خلافی که در آن وجود دارد، اظهرّیت را مخدوش می‌کند.

پاسخ: احتمال خلافی ندارد. اینجا حضرت می‌فرمایند: «الْیَقِینُ‌ لَا یَدْخُلُ فِیهِ الشَّک‌». نگاه کنید، یقینِ فعلی است. یقین فعلی به چه؟ یا به بودن در ماه شعبان، یا به بودن در ماه رمضان. این یقین، «لَا یَدْخُلُ فِیهِ الشَّک‌»؛ یعنی شک در امر بعدی [در آن اثر ندارد]. این دیگر به نظر می‌رسد خیلی ظاهر باشد، اگر صریح نباشد.

پرسش: فقط مانده بود صراحتاً بگوید «استصحاب کن».

پاسخ: بله دیگر.

پرسش: پس چطور خود مرحوم آخوند این برداشت را نکرده است؟

پاسخ: دیگر حالا ایشان [گویا این‌طور] دیده‌اند که این روایات، «قاعدۀ یقین» را بیان می‌کنند. قاعدۀ «اشتغال یقینی، برائت یقینی می‌طلبد»، در ذهن ایشان بوده و گاهی این‌چنین است [که ذهنیّت قبلی اثر می‌گذارد]. حالا یک مطلبی هم که بزرگان فرموده‌اند، در ضمن [عرض کنم]: گاهی یک روایتی در یک باب می‌آید [که در نگاه اول] خیلی با آن باب سازگار نیست امّا ناگهان ظهور پیدا می‌کند. به این هم باید دقّت داشته باشیم که حالا صرف اینکه یک روایت در بابی آمد، نباید [موجب شود] آن را جزء آن باب بدانیم. باید خودِ روایت را ببینیم چه دلالتی دارد.

 


[7] تکلّفات، توجیهات، دلیل‌تراشی‌ها.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo