1404/01/23
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی قاعده «لا ضرر» در منابع دینی/ شرایط جریان اصول /اصول عملیّه

موضوع: اصول عملیّه / شرایط جریان اصول / بررسی قاعده «لا ضرر» در منابع دینی
مروری بر مباحث گذشته و هدف از بررسی روایات مرتبط با قاعدۀ «لا ضرر»
بحث ما در رابطه با قاعده لا ضرر و لا ضرار بود که نوعاً در رابطه با این قاعده، روایاتی که به مسئله ضرر و ضرار هم توجه شده است، آنها را هم در این جا میآورند برای این که مفاد این قاعده، به دست بیاید. این توجه به آن روایات، عمدتاً به خاطر این است که بیانگر این است که در ابواب مختلف، به این قاعده، استناد شده است که احکامی را به هر حال نفی کردند و احکامی را هم اثبات کردند. بررسی این روایات، از این جهت است.
دستهبندی روایات از حیث نحوۀ بیان ضرر و ضرار
لذا این دستهبندی که بیان فرمودند، دستهبندی خوبی است از این جهت که کاربرد این ضرر و ضرار در روایات مختلف است. در بعضی از روایات، در ضمن یک مطلبی با همدیگر آمده که قضیۀ سمرةبنجندب باشد و در بعضی از روایات، این عبارت به صورت مستقل آمده: «لا ضرر و لا ضرار»، که این دسته از روایات را احتمال دادند که به صورت مستقل، روایت نشده باشد. راوی آن را مستقل کرده چون به هر حال سیاق این جمله، به ما میفهماند که به تنهایی چیزی را دلالت نمیکند. باید یک موردی باشد که این مورد مناسب با جنبه ضرری باشد که این بیان ذکر بشود. لذا حالا این را هم بیان کردهاند. این خیلی مهم هم نیست. اما عمده استناد به این قاعده، در آن موارد است دیگر. بههرحال این هم اگر باشد، باز ما باید ببینیم که مواردش چیست و عمدهاش هم مفاد این قاعده است که بعداً بیان میشود. بیان فرمودند منتها به صورت دستهبندی خواستیم این را [مطرح بکنیم و] دیگر بحث را جمعوجور کنیم.
روایات مشتمل بر واژۀ ضرر یا ضرار به تنهایی
بله خلاصه روایاتی هم که فقط «ضرر» را بیان کردند خب این هم بعضی از روایات، این مسئله در آن آمده است و بعضی از روایات هم فقط تعبیر «ضرار» آمده. که در همه این روایات، میخواهیم این را بگوییم که مقصود از ضرر و ضرار، عمدتاً در استفاده از روایت و کاربرد امام، همان یک مسئله است. ضرر زدن به کسی هست که حالا در موارد حالا یک وقت هست که یک عملی موجب ضرر شخص میشود که این جا لاضرر، اگر بگوییم که مفادش این است که حکم ضرری نیست یعنی این که این شخص نمیتواند این عمل را به عنوان نسبتش به شارع مقدس، انجام بدهد و حالا یا حکم وضعیاش نفی میشود یا حالا حکم تکلیفیاش وضع میشود. رفع میشود. حالا اینها مواردی هست که انشاءالله به آن در رابطه با مفاد این قاعده و این تعبیرات، انشاءالله بیان میشود. حالا دو سه تا روایت را در رابطه با همین تعبیر ضرار یا اضرار به غیر، آمده است. میخوانیم عرض میکنیم.
مصادیق روایی کاربرد «ضرار»
غرض این است که اگر این روایات، نتوانیم به صحت همهاش حکم بکنیم قطعاً فیالجمله مستند هست. چه آن روایاتی که لاضرر و لا ضرار با هم هست یا فقط ضرر هست یا ضرار تنهاست. این را مقصود است که هم نظر ما و هم نظر بزرگانی که این روایات را به هر حال در این جا آوردند. در باب وصیت، آمده که «مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ» فرمودند که «إنّ الضرار في الوصية من الكبائر» که خب در وصیت، روایات مختلفی آمده. که بحث ارث باشد. که شخص در مسئله وصیّت، فقط به اندازۀ ثلث اجازه دارد و قبلش هم حالا آیا حقّی دارد که اموالش را مثلاً به کسی ببخشد که ورثه بعد از او بهرهای نبرند یا نه، اینها دیگر باید موارد خاص خودش را ملاحظه کرد که آیا این نهی، نهی تنزیهی است ـــ اگر نهی باشد ـــ یا نهی تحریمی است. غرض این دسته از روایات آمده. بعضی از روایات هم مربوط به چاه زدن و در جایی که چشمهها هست. اینجا از امام صادق علیه السلام سؤال میشود که «سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْمٍ كَانَتْ لَهُمْ عُيُونٌ فِي أَرْضٍ قَرِيبَةٍ عْضُهَا مِنْ بَعْضٍ فَأَرَادَ اَلرَّجُلُ أَنْ يَجْعَلَ عَيْنَهُ أَسْفَلَ مِنْ مَوْضِعِهَا اَلَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِ وَ بَعْضُ اَلْعُيُونِ إِذَا فُعِلَ ذَلِكَ أَضَرَّ بِالْبَقِيَّةِ مِنَ اَلْعُيُونِ وَ بَعْضٌ لاَ يُضِرُّ مِنْ شِدَّةِ اَلْأَرْضِ». زمینها سفت و سست و اینهاست، «قَالَ فَقَالَ مَا كَانَ فِي مَكَانٍ شَدِيدٍ فَلاَ يُضِرُّ وَ مَا كَانَ فِي أَرْضٍ رِخْوَةٍ بَطْحَاءَ فَإِنَّهُ يُضِرُّ وَ إِنْ عَرَضَ عَلَي جَارِهِ أَنْ يَضَعَ عَيْنَهُ كَمَا وَضَعَهَا وَ هُوَ عَلَي مِقْدَارٍ وَاحِدٍ قَالَ إِنْ تَرَاضَيَا فَلاَ يَضُرُّ». نگاه کنید! ببینید محور این احکام، مسئله ضرر است و اگر در جایی تراضی باشد ، طوری که آن جا مشکلی ندارد. این روایت احیاء موات است.
نقش تراضی در رفع موضوع ضرر
پرسش: [نامفهوم]
پاسخ: بله دیگر تراضی طرفینی است دیگر.
• اگر واقعاً طرف ضرر میزند ولی راضی هست به این ضرر…
• عیبی ندارد دیگر. مثل بعضی مواردی که بیع مضطر… شخص مضطر شده میخواهد جنسش را بفروشد. حالا میبیند که قیمت کمتر، میخرند. این جا آیا واقعاً یک ضرری دارد متحمل میشود؟ اما چون از - عن رضی نفسه - است… این هم رضای معاملی مقصود است نه رضای نفسی نفسانی… عمدتاً در این «إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ» آن رضایت معاملی است. یعنی دارد اقدام میکند. کسی مجبورش نکرده سر نیزه نگذاشته که اگر معامله نکنی میکشمت. این طوری نیست. خودش است منتها این فقرش موجب شده که بیاید این را کمتر از قیمت متعارف بفروشد. خب اینها را میگویند رضای معاملی.
• [نامفهوم]
• خب بعضی جاها را شارع مقدس دیگر اجازه نداده. ربا را میفرماید طرف راضی هست در تنگنا هست. اما این جا هر تراض ای که نمیگیرد که. ما به هر حال، به قول معروف نوکر دلیل هستیم. هر جا که دلیلی باشد به هر حال آن را به آن ملتزم میشویم.
تفاوت تعبیرات در روایات
بله این هم یک دسته از روایات. چند روایت شبیه این روایت آمده؛ منتها گاهی در روایات، تعبیر «قضی» آمده، گاهی تعبیر «قال» آمده، گاهی هم نه «قال» است و نه «قضی». حضرت یک حکمی را بیان میکنند. به این هم باید توجّه کرد. همۀ این موارد یک منطق دارد. آیا آنجایی که «قضی» بیان فرموده است، بحث تشاجر مطرح است یا نه. همین دارد حکمش را بیان میکند. چون استفاده از این روایات، به لحاظ سیاق روایات مختلف است. که ما مثلاً بگوییم این جا در مقام ترافع دارد این حکم را میکند. اگر ترافعی نباشد، نه، ضرر اشکال ندارد.
پرسش: اینجا دارند قضاوت میکنند.
پاسخ: بله مثلاً دارد قضاوت میکند نه این که حکم شرعی را بیان بکند. این نکات را باید به آن توجه کنیم که در
پرسش: … قضاوت هم دارد حکم شرعی بیان میکند.
پاسخ: نه. در قضاوت دارد انشاء میکند. آن حکم کلی، دارد جزئی به صورت انشائی عمل میشود. هم تکلیف شرعی است هم تکلیف وضعی است. یعنی طرف در خارج، حق مخالفت با این قضاوت را ندارد.
• … حق مخالفت ندارد… ولی آن چون تطبیق به حکم شرعی کلی هست ما هم میتوانیم از آن الگوبرداری بکنیم.
• خب همین. آیا این جا حکم کلی هست یا در این موارد دارد حکم میکند. آن هم حکمش هم گاهی باید ببینیم حکم ولایی هست یا حکم غیر ولایی. اینها همان مفادی هست که بیان کردهاند. غرضم از تبیین این روایات این است که این بزرگان هم که این روایات مختلف را آوردند برای این که ما توجه به این سیاقهای مختلف روایات داشته باشیم. که این قاعده لا ضرر و لا ضرار، دارد حکم کلی شرعی را بیان میکند یا این که دارد مقام قضاوت هست یا مقام اِعمال ولایت است. اینها مسائل گوناگونی است که انشاءالله در دستهبندی استفاده از مفاد روایات، بیان خواهد شد. بله غرض این است که این تعبیرات، در روایات مختلف آمده در همهاش هم بحث قضاوت نیست. بحث ضرر است. آن محور، عدم وجود ضرر است. حالا یا حکم ضرری یا نه. این ضرر خاص هست که لازمهاش حکم ضرری است.
• در جایی که قال گفته باشد با آن جایی که نگفته باشند فرق میکند؟
• بله دیگر. دارد حکم را بیان میکند. ما اگر بگوییم از جهت مفاد یکی است، چه قال گفته باشد چه قضی گفته باشد و یا نگفته باشد همهاش یکی است.
استناد به روایات دیگر در باب وصیت و رابطۀ زناشویی
مثلاً این روایت: «عن جعفر بن محمد عن ابي عليهما السلام قال علي عليه السلام مَن أوصي و لَم يَحِفْ ولَم يُضارَّ كانَ كَمَن تَصَدَّقَ بهِ في حَياتِهِ» حالا آن وصیت صحیح باشد.
یا این روایت از امام صادق (علیه السلام) [در تفسیر آیۀ] «لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ». خب ظاهر آیه که یا مجهول خوانده میشود یا معلوم. بگوییم لا تضار، معلوم. که حالا مفادش فرق میکند. والده ضرر نبیند یا ولد ضرر نبیند. این به لحاظ مجهول بودن یا معلوم بودن فرق میکند. منتها هر دو بحث عدم جواز ضرر است. «فقال: كانت المراضع مما تدفع إحداهن الرجل إذا أراد الجماع تقول : لا أدعك إني أخاف أن أحبل» این در رابطه با مانع شدن از حقّ مرد است. «فاقتل ولدي هذا الذي أرضعه وكان الرجل تدعوه المرأة فيقول : إني أخاف أن أجامعك فأقتل ولدي فيدفعها فلا يجامعها فنهي الله عز وجل عن ذلك أن يضار الرجل المرأة و المرأة الرجل». خب بنابراین غرض این است که موارد مختلف، به این قاعده یا مجموعاً یا جداجدا استناد شده است که در همه این موارد ضرر زدن به دیگری مقصود است.
• اینها دیگر لا ضرر [نامفهوم] فقط یک…
• لا تضار… ضرار است دیگر. بله دیگر. غرض این است که ما وقتی که به این جا رسیدیم که مفاد ضرر و ضرار یکی است، بنابراین از آن یک مطلب استفاده میشود. این روایات مختلفهای که اینها را جدا بیان شده است استناد میکنیم برای استفاده از این مسئله است.
جمعبندی و اشاره به بحث آینده
خب این روایات آمده، فقهاء هم در بیاناتشان در موارد مختلف به این روایات استناد کردهاند. گاهی به [صورت] قاعدۀ «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام»، یعنی «فی الاسلام» آن را هم آوردهاند، گاهی هم نه. بههرحال، جنبههای مختلفی برای این روایات توجّه شده است. این سخن، تا این جا که در این موارد به روایات مختلف، در ابواب مختلف، تمسّک شده است و فقهاء هم حالا فقهاء شیعه و گاهی هم اهلسنّت به این روایت تمسّک کردهاند. حالا بحث بعدی این است که ما ببینیم که آیا در این مواردی که غیر از مورد حدیث سمرةبنجندب است، تمسّک به مثلاً عدم ضرر شده آیا در این موارد، جا داشته که تمسک بشود به این قاعده یا نه؟ بحث بعدی این است. که حالا در این رابطه، مطالبی را به هر حال بیان کردند بعضیها مدعی شدند که نه. این جا اصلاً بحث ضرر نیست. همین طوری به این روایت تمسّک شده است. کلام این بزرگواران گفته میشود و باید ببینیم که آیا حرفشان در اینجا مورد پذیرش است یا خیر. قهراً معنایش این میشود که اینطور نیست که هرجا این تعبیر آمده باشد، مقصود ضرر زدن به غیر باشد. این را میخواهند بیان بکنند. منتها به نظر میرسد که نه… این مسئله، مسئله صحیحی نباشد. این را انشاءالله در بحث بعدی عرض خواهیم کرد.