« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد محمدباقر تحریری

1403/11/30

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی قاعده «لا ضرر» در منابع دینی/ شرایط جریان اصول /اصول عملیه

 

موضوع: اصول عملیه / شرایط جریان اصول / بررسی قاعده «لا ضرر» در منابع دینی

 

بررسی قاعدۀ «لا ضرر» در آیات و روایات

در بحث بیان قاعده لا ضرر، یک مقداری از فرمایشات این بزرگان را عرض کردیم، به نظر رسید که تا این مقدار بررسی بشود که ببینیم که از جهت این تعبیرات، این عبارات در منابع دینی ما چقدر داریم، و چگونه این‌ها از آن استفاده شده. تا به بحث روایات و اینکه این روایات چه قدرش از جهت مفاد در یک سیاق هستند و آیا در یک مفادش متواتر هستند یا نیستند. این را باید بررسی بکنیم. بعضی از بزرگواران از آیات قرآنی شروع کردند. ما هم به نظر رسید که این ورود، ورود خوب و لازمی است. چون ما باید در مفاد این مفاهیم که هم از جهت مفهوم مفردش، و هم مرکبش و استفاده احکام از آن ببینیم که اول قرآن کریم چه دلالت دارد. بله آن مقدار که بنده بررسی کردم در این نوشته‌جات، بیان آیت‌الله سبحانی به این صورت است که در آن تقریراتی که از ایشان هست به این صورت وارد شده‌اند و ورود به نظر می‌رسد که خوبی است. و به نظر می‌رسد که بعد از این، به مفاهیم لغوی این الفاظ هم ما باید اول به مفاد قرآن و سیاق آیات اول توجه بکنیم. بعد اگر یک جا ما نتوانستیم از آیه، یا مثلاً روایتی مفهومی را استفاده کنیم آنجا رجوع به لغت می‌کنیم. و الا خوب، ظاهر خطابات و بیانات قرآنی برای عموم مردم است و آنچه را که مورد توجه قرار می‌گیرد و به آن استناد می‌شود و حجت قرار می‌گیرد همان مفاد سیاقی آیات است.

 

بررسی آیه ۲۳۱ سوره بقره: واژه «ضرار» در بحث طلاق

که البته این نکات را از برداشت حقیر است. این بزرگواران این‌طوری وارد نشدند. خوب، ما در چند آیه شریفه، لفظ ضرر و ضرار و لا تضار و این تعبیرات را داریم. آیه ۲۳۱ سوره بقره این تعبیر ضرار آمده. این قرآن را ببخشید… دست شما درد نکند… «وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا». اینجا بحث طلاق است که وقتی که به مدتش می‌خواهد برسد، یعنی تمام بشود عِدّه. آن‌ها را با برخورد خوب با آن‌ها مواجه بشوید. یا نگه‌شان بدارید یا رهایشان کنید با آن وظایف دینی و اخلاقی. حالا «تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا» نگه‌شان ندارید که بخواهید به آن‌ها ضرر بزنید. اینجا ضرار به معنای ضرر یک‌طرفه زدن است. حالا نحوه آن بیان می‌شود که آیا ضرر مالی اینجا مقصود است یا نه در مضیقه قرار دادن است. بعضی‌ها می‌خواهند طرف مقابل را اذیت بکنند هی رجوع می‌کنند اواخر عِدّه که عِدّه تمام بشود دومرتبه طرف را پا در هوا نگه می‌دارند. که این جنبه اذیت پیدا بشود.

 

بررسی آیه ۲۳۳ سوره بقره: واژه «لا تضار» در حقوق والدین و فرزند

آیه بعدش که لا تضار، که همان از همین باب مفاعله به حسب ظاهر هست آیه ۲۳۳… «وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ» تکالیفی برای مرد نسبت به فرزند بیان می‌کند رزقشان «وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا» به اندازه وسع این خرجی را باید بدهد. نسبت به فرزندان و این‌ها. «لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا» اینجا بحث لا تضار آمده. هیچ‌گاه ضرر نخورد. حالا یا به معنای نهی است یا جمله خبریه. به هر حال اینجا مقصود، ضرر زدن مرد است نسبت به بچه‌اش. «وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ» و همین‌طور خانم نمی‌تواند به فرزند مرد ضرر بزند. که اینجا البته استفاده‌های زیادی می‌شود از این آیات که فرزند، از نظر تکوینی به هر دو تعلق دارد. اما اینکه از نظر شرعی به کدام نسبت پیدا بکند آن یک بحث دیگری است. که در آیات به آن توجه شده است. که نوعاً به مرد نسبت داده می‌شود. بنابر دیدگاه قرآن. که حالا احکامی هم بر آن مترتب می‌شود در مسئله سیادت و این‌ها. چه بسا از اینجا انتساب شرعی مقصود است نه انتساب تکوینی.

 

بررسی آیه ۲۸۲ سوره بقره: ضرر نرساندن به کاتب و شاهد

خوب، آیات در این باب متعدد است یک آیه دیگر هم آیه ۲۸۲ سوره بقره، باز در رابطه با کتابت است. که وقتی کسی قرض می‌گیرد باید کاتب بگیرد. تا اینجا می‌رسد که می‌فرمایند که «وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ» نه کاتبی ضرر بزند و نه گواهی که می‌خواهد گواهی بدهد. که حالا دو جور اینجا تعبیر شده. کاتب ضرر نزند یا به کاتب ضرر نخورد. که حالا آن مطالبی که نوشته می‌شود بر طوری دقیق نباشد که آن را پیگیری بشود و این‌ها.

 

بررسی آیات دیگر و مفهوم ضرر غیرمالی

به هر حال کلمه - مضار - هم ما در سوره مبارکه نساء آیه ۱۲ کلمه - مضار - آمده. یک بررسی اجمالی نسبت به این تعبیرات داریم. درباره ارث است. بله. «فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ». یعنی شخص حق ندارد به فرزندانش ضرر بزند برای آن‌ها سهمی را قائل نباشد. حالا یا این حکم حرمت است یا کراهت. آن بحث‌هایش جداست که اینجا باب مفاعله آمده و مقصود ضرر یک‌طرفی است.

و همین‌طور در سوره طلاق آیه ۶ آنجا هم این تعبیر آمده «وَلَا تُضَارُّوهُنَّ». بعضی مواقع این تعبیر ضرار آمده اما مقصود ضرر مالی و این‌ها نیست. بلکه ضرر حیثیتی است یا اعتقادی است که مسجد ضرار از این قبیل است. «وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ». آن کسانی که در برابر مسجد قبا آمدند مسجد ساختند و خواستند یک ارتباط مخفی هم با بیت‌المقدس و آن کشیش و این‌ها پیدا بکنند. از آن‌ها کمک بگیرند بر علیه دیدگاه اسلامی، مسلمانان که انحراف اعتقادی ایجاد بکنند که آن احکام بر آن بار شد که به عنوان مسجد ضرار… اینجا تعبیر ضرار آن انحراف اعتقادی و این‌ها مقصود است. بله.

 

بررسی آیه ۱۰۲ سوره بقره و مباحثه لغوی باب مفاعله

به هر حال تعبیرات ضار و بضارین ما هی… همان سوره بقره آیه ۱۰۲… این تعبیرات آمده که خود این سیاق‌ها، معنای این الفاظ را یک مقداری نشان می‌دهد. که ما قبل از اینکه به لغت رجوع کنیم باید این مفاهیم را از آیات قرآنی به دست بیاوریم که در این آیه ۱۰۲، بحث سحر و این‌ها است که «فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ». بله.

که حالا ما هم در ادامه‌اش هم بحث ضرر آمده. که همان معنا با تعبیر ضرر بیان شده است. «وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ». که حالا این از آن استفاده می‌شود که این‌طور نیست که باب مفاعله همیشه به معنای آن فعل طرفینی باشد. بله.

پرسش: [نامفهوم] «مَا يَضُرُّهُمْ» خود آن کسی که دارد این کار را انجام می‌دهد آسیب می‌بیند.

پاسخ: بله. ضرر است دیگر. ضرر یک‌طرفه است.

• [نامفهوم] دارند آسیب می‌بینند.

• بله. غرض این وقتی که فرا می‌گیرد قصدش ضرر به غیر است. غیر که دیگر به این ضرر نمی‌زند.

• ولی از همین کار خودش آسیب می‌بیند.

• خودش بله. این مفاعله یعنی قصد ضرر زدن طرفین نسبت به یکدیگر.

پرسش: این آیه شریفه که مفاعله نیست. منظورتان کلی است دیگر، درست است؟

پاسخ: بله بضارین، ضارّه. باب مفاعله است دیگر. يَضُرُّ هم ضَرَّ هم آمده که هر دو یک معنا را از آن استفاده می‌شود.

پرسش: ضارّ که همان فاعل ثلاثی مجرد است…

پاسخ: یعنی اسم فاعل اینجا باشد…

پرسش: [نامفهوم] مُضارّ می‌شود.

پرسش1: آن آیات قبلی این‌طوری بود دیگر.

پاسخ: بله حالا این اشتباه شاید بیان شده.

 

جمع‌بندی بحث قرآنی: تفاوت «ضرر» و «ضرار»

به هر حال غرض این است که ما کلمه ضرر را هم که بسیار می‌بینیم آمده است در قرآن کریم بررسی می‌کنیم این‌ها در واقع نوعاً به یک معنا استفاده شده. و آن حالا ضرر به طرف مقابل است یا ضرر به خود است. و اگر تحریمی به هر حال باشد حالا چرا از باب مفاعله آمده؟ چرا از تعبیر ضَرَّ بیان نشده… یک بیانی آیت‌الله سبحانی دارند بیان خوبی است. چون در مظنه این است که هر یک در صدد اضرار به دیگری باشد در اینجاها از باب مفاعله آمده که ظاهر باب مفاعله آن فعل طرفینی است. اما این ظاهر همیشه مقصود نیست. خوب، این آیاتی که به هر حال ما بررسی بکنیم ملاحظه می‌کنیم که هم بحث ضرار آمده و هم بحث ضرر به صورت مکرر. حالا باید دید آیا ضرار در ضرر مالی استفاده شده یا نه. از این کاربردهایی که بعضی آیاتش را درمورد طلاق و فرزند و این‌ها گفته شد از آن مضیقه به دست می‌آید. نه ضرر مالی. که این به هر حال در روایات هم مورد استفاده قرار می‌گیرد. که این‌طور ما استفاده بکنیم در آنجایی که با همدیگر آمده… این عدم تکرار به نوعی از آن استفاده می‌شود. چون نحوه ضرر فرق می‌کند. یک وقت ضرر مالی است. یک وقت در مضیقه قرار گرفتن است. در تنگنا قرار گرفتن است.

پرسش: ضرر، می‌شود ضرر مالی؟

پاسخ: بله ضرار عمدتاً در مضیقه و در تنگنا قرار گرفتن است که شارع مقدس حالا به نوعی مثلاً بگوییم هم سیاق حَرَج بشود. که حکمی داشته باشد که شخص در رابطه با آن حکم در مضیقه قرار بگیرد.

 

ورود به بحث روایی: حدیث سمرة بن جندب و نقل‌های مختلف آن

خب روایات هم در این زمینه متعدّد است. نسبت به روایت سمره بن جندب، دو سه تا روایت هست که بعضی‌هایش راوی‌اش توثیق نشده‌اند. باب دوازدهم از احیاء موات روایت اولش، اصلاً این عنوان لا ضرر و لا ضرار در آن نیامده. همان حکم را حضرت بیان می‌کنند که برو درخت را بِکَن و بینداز… بزن به چهره‌اش! منتها تعبیر مضار در این روایت آمده که حضرت می‌فرمایند که من تو را جز مُضارّ نمی‌بینم. منتها حالا یکی از روات این حدیث حسن صیقل است. که خیلی مورد توثیق قرار نگرفته. روایت سومی بیشتر مورد توجه است. که همان مباحث به هر حال مطرح می‌شود. و شکایت می‌کند به حضرت بعد حضرت می‌فرمایند که «اذهب فاقلعها وارم بها إليه، فإنه لا ضرر ولا ضرار» که این روایت علت را هم می‌آورد که بیشتر مورد توجه هست این روایت. در روایت چهارمی هم آن راوی که مورد توثیق نیست، محمد بن بَندار است یا بُندار. در اینجا امام باقر علیه السلام این را هم اضافه می‌کند. «إنّك رجل مضارّ ولا ضرر ولا ضرار على مؤمن» اینجا علی مؤمن را حضرت بیان می‌کنند. و علت را هم نمی‌آورند. همین… «إنّك رجل مضارّ» می‌فرمایند. بعد امر کردند که آن درخت را بِکَنَد. در روایت قبلی این بود که امر به کندن درخت، قبل بود بعد علت را آوردند. اینجا اول طبق این روایت، امام باقر هم هست در هر سه روایت. قائل این قضیه. آن عنوان را حضرت بیان می‌کند. «إنّك رجل مضارّ ولا ضرر ولا ضرار» بعد «ثمَّ أمر بها فقلعت - ورمي - بها إليه».

 

بررسی روایات دیگر

روایت پنجمی هم از این باب دیگر به طور کلی این‌طوری دارد راوی‌اش هم عن عقبة بن خالد است. که خیلی توثیقی ندارد. «عن أبي عبد الله عليه السلام» امام صادق علیه السلام «في حديث ـ قال: لا ضرر ولا ضرار.» همین به طور مطلق. لا ضرر و لا ضرار. آن هم می‌فرمایند فی حدیث. حالا قبلش چه مطلبی بوده چیزی در دست نیست. خوب، این روایت سمره، هم شیعه نقل کرده هم اهل سنت. از جهت اعتبارش معتبر است که همان روایت عمدتاً سومی هست. حالا صحیحه یا موثقه به هر حال، مورد توجه هست. منتها این تعبیر لا ضرر و لا ضرار، در ابواب دیگر هم آمده. که دو تا باب به طور خاص به آن تمسک شده در حکمش به این حدیث. یکی باب حدیث شفعه است یکی هم حدیث ما است. لکن احادیث دیگر به طور نوعاً مطلق آمده. که حالا ادامه بررسی احادیث این قاعده را ان‌شاءالله در جلسه آینده عرض خواهیم کرد که یک نتیجه‌ای در این قسمت از بحث بگیریم که این حدیث، چقدر می‌شود به آن تمسک کرد. آیا یک قاعده کلی از این حدیث می‌شود استفاده کرد یا در موارد خاص است؟ منتها آن نکته اول را که شروع کردیم نباید از آن غفلت بکنیم. و آن اینکه به هر حال ما زندگی دنیایی ما، به هر حال بدون مواجه شدن به امور ناگوار نیست. حالا یا شخصاً یا در ارتباطات با دیگران. این را در نظر بگیریم. و از طرفی هم از جهت عقلی و عقلائی و شرعی، ظلم چه ظلم بر نفس و چه ظلم به حقوق و اموال دیگران هم به هر حال هم قبیح است هم حرمت دارد. حالا این ضرر، این حکم لا ضرر… از باب اینکه به هر حال از مصادیق ظلم به حساب می‌آید. این برداشته شده. این باید دید محدوده این قاعده چیست؟ که آن مباحث فقه الحدیثی مطرح می‌شود. غرض این است که ما دایره این عناوین را باید بررسی کنیم که در چه حدودی است… و در کجا این عناوین به هر حال آمده تا از آن بتوانیم مثلاً قاعده‌ای استفاده بکنیم. حالا بررسی اجمالی روایات دیگر در جلسه بعد ان‌شاءالله.

 

logo