« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محمدباقر تحریری

1404/10/28

بسم الله الرحمن الرحیم

کیفیّت پرداخت (اجهار و اِسرار)، وساطت در صدقه و کراهت تملّک مجدّد مالِ صدقه‌داده‌شده در کلام مرحوم امام (ره)/ صدقه /كتاب الوقف

 

موضوع: كتاب الوقف / صدقه / کیفیّت پرداخت (اجهار و اِسرار)، وساطت در صدقه و کراهت تملّک مجدّد مالِ صدقه‌داده‌شده در کلام مرحوم امام (ره)

 

مروری بر مباحث گذشته و فضیلت صدقۀ پنهانی

بحث در بعضی از فروعات صدقه بود که ظاهراً به مسئله ششم رسیدیم. دیگر یک فاصله‌ای که شده برای همه این فاصله یک مقداری اذهان را کُند می‌کند. مسئله ششم و هفتمی که حضرت امام (رضوان الله علیه) دارند بعضی از مباحث استصحابی صدقه را بیان می‌فرمایند. می‌فرمایند که «الصدقة في السرّ أفضل» صدقه پنهانی افضل است از صدقه علنی. «فقد ورد: -أنّ صدقة السرّ تطفئ غضب الربّ، وتطفئ الخطيئة» صدقه سِرّ، غضب پروردگار را دفع می‌کند و خاموش می‌کند و گناهان را هم همچنین. «کما یطفئ الماء النار، وتدفع سبعین باباً من البلاء-.» هفتاد باب از بلا را دفع می‌کند. خب ما در معرض مشکلات مختلف هستیم در زندگی. خیلی به آن‌ها هم توجه و احاطه علمی نداریم. گاهی که مواجه می‌شویم معلوم می‌شود که عجب بلایی با آن مواجه شدیم. برخوردهای مختلفی که با دیگران، گاهی انسان خیال می‌کند بلا فقط یک امور شاخص است. یک تصادف است مثلاً و امثال این‌ها. به هر حال هر امر ناگواری که در هر جنبه‌ای از جنبه‌های زندگی انسان ممکن است با آن مواجه بشود، آن به نوعی آن زندگی‌اش را مختل می‌کند، آن بلا به حساب می‌آید.

 

موارد جواز و استحباب صدقه آشکار

بعد می‌فرمایند که «نعم إذا اتّهم بترک المواساة فأراد دفع التهمة عن نفسه أو قصد اقتداء غیره به لا بأس بالإجهار بها» اگر متهم شد به این که این شخص بخیل است و مواسات ندارد، می‌خواهد تهمت را از خودش دفع بکند یا به هر حال به گونه‌ای است که اگر صدقه را علنی بدهد دیگران به هر حال به او اقتدا می‌کنند و الگو می‌شود. می‌فرمایند که اشکالی ندارد. یعنی به نوعی این جا افضلیت، خلاصه معنا ندارد. از روایات این طور استفاده می‌شود. «ولم یتأکّد إخفاؤها.» اخفایش تأکید نشده. «[هذا في الصدقة المندوبة.] و أمّا الواجبة» اما صدقه واجب «فالأفضل ‌ ‌إظهارها مطلقاً» افضل این است که مطلقاً آن را آشکارا بگوید انجام بدهد، چه بخواهد دفع تهمت کند یا اقتدای دیگری. اما خود این یک امری است مطلوب که به هر حال از شعائر است دیگر. شعائر لازمه است که باید انجام بشود که به این صورت، انجامش افضل است مثل نماز. که نماز واجب است اما افضل این است که این به صورت جماعت، انجام بشود. که یک آثار هم اجتماعی دارد و هم آثار روحی و روانی دارد. حالا مسئله بعدی را هم عرض می‌کنیم روایاتش را عرض می‌کنیم.

 

ثواب واسطه شدن در رساندن صدقه

مسئله هفتم «یستحبّ المساعدة و التوسّط في إیصال الصدقة إلی المستحقّ» مستحب است که انسان مساعدت بکند در انجام صدقه و ولو با واسطه، صدقه را به فقرا و اهلش برساند. «عن رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) أنّه قال في خطبة له: ومن تصدّق بصدقة - عن رجل إلی مسکین - کان له مثل أجره» کسی که از جانب شخصی به مسکینی صدقه‌ای بدهد، مانند همان دهنده خود صدقه است. «ولو تداولها أربعون ألف إنسان،» ولو آنکه از طریق چهل هزار... خیلی عجیب است. «ثمّ وصلت إلی المسکین کان لهم أجر کامل،» برای ایشان هرکدام اجر کامل است. «وما عند الله خیر وأبقی للذین اتقوا وأحسنوا لو کنتم تعلمون ‌» که حالا حضرت این جا یکی دو تا آیه را با همدیگر آوردند. به این آیه تمسک کردند که خدای متعال، این اجر را می‌دهد. خب وجه این دو تا مسئله روشن است. در صدقات واجبه که حالا در نزد عقلا به عنوان مثلاً مالیات و امثال این‌ها مطرح می‌شود که در جوامع برای اداره امورشان نیاز به پرداخت یک وجوه مالیه است. این پرداخت، موجب می‌شود که به هر حال این جنبه نقصی جامعه، این خلأ برطرف بشود و اجهارش مطلوب است. نزد عقلا می‌خواهم عرض بکنم که این مسئله یک مقداری‌اش جنبه عقلایی دارد حالا علاوه بر جنبه شرعی.

 

روایات مربوط به آشکار و پنهان بودن صدقه

روایات زیادی در این باب آمده که باب ۵۴ از ابواب مستحقین زکات، چند تا روایت آمده است. از امام صادق (علیه السلام) روایت اولی، در ذیل این آیه: «انما الصدقات للفقراء و المساکین.» حضرت می‌فرمایند که «و کلّما فرض اللّه علیک فإعلانه أفضل من إسراره» به طور کلی حضرت می‌فرمایند. این جا آیه صدقه است، اما حضرت استفاده واجبات را می‌کنند. خب دیگر این‌ها آن استفاده‌های خاص اهل بیت (علیهم السلام) است که از آیات اطلاق‌گیری می‌کنند. به مورد خاص آیه به هر حال محدود نمی‌شود استفاده‌شان. این‌ها نکاتی است که در بحث‌های روایی و تفسیری باید به آن توجه کرد که نحوه استفاده ائمه (علیهم السلام) از آیات به اقسام و انحاء مختلفی است.

 

تفاوت صدقه واجب و مستحب در روایات

«وکلّ ما کان تطوّعاً فإسراره أفضل من إعلانه، ولو أنّ رجلاً یحمل زکاة ماله علی عاتقه فقسّمها علانیة کان ذلک حسناً جمیلاً» در ذیل آیه دیگر، امام صادق (علیه السلام) «وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ» روایت دوم... حضرت می‌فرمایند که «هي سوی الزکاة» این غیر از زکات است. «وَإِن تُخْفُوهَا» را حضرت به صدقات مستحبی... «إنّ الزکاة علانیة غیر سرّ» این طور حالا حضرت بیان فرمودند.

 

تأکید بر اظهار فرائض و کتمان نوافل

بعد در روایت سوم هم می‌فرمایند که «إِن تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ قال: یعني الزکاة المفروضة قال: قلت: وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ قال: یعني النافلة، إنّهم کانوا یستحبّون إظهار الفرائض وکتمان النوافل.» حالا ظاهر روایت این یعنی هم از خود امام (علیه السلام) باشد. بله. حالا احتمال دارد که این «إنّهم کانوا یستحبّون إظهار الفرائض وکتمان النوافل.» این کلام راوی باشد که بله... از امام باقر (علیه السلام) است.

 

اهمیت و گستردگی روایات صدقه و معروف

حالا غرضم این است که توجه به این روایات، بحث‌های استفاده از روایات مسئله مهمی است. روایات در مسئله صدقات، در حالات مختلف، روایات مختلف برایش آمده. باز روایت، همین روایتی که حضرت امام آوردند (رضوان الله علیه)... باب ۲۶ از ابواب صدقه هست که حدیث سوم است که آن هم روایات زیادی در این باب آمده. غرض این است که این گونه روایات را ما باید از باب تفضل، خلاصه به آن توجه بکنیم که خدای متعال، خواسته است که این عمل، در بین مؤمنین مخصوصاً، رواج پیدا بکند. این باب عنوانش هم همین است که باب «استحباب المساعدة علی ایصال الصدقه. و المعروف الی المستحق.» حالا یک توجهی هم به لفظ معروف... تعبیر معروف در روایات، اطلاق دارد. هر کار نیک را معروف گفته می‌شود. حالا این جا که مرحوم شیخ حُر عاملی عطف کرده حالا در روایات هم آمده آن معنای خاصش که اعطای مالی باشد که روایت اول همین را بیان می‌کند. از امام صادق (علیه السلام): «لو جری المعروف علی ثمانین کفّاً لاُوجروا کلّهم فیه من غیر أن ینقص صاحبه من أجره شیئاً.»

پرسش: ظاهراً «لاُوجروا کلّهم» [نامفهوم]

پاسخ: «لاُوجروا» بله این صحیح است. بله.

 

نکات تربیتی و معرفتی روایات

روایت سوم هم همان روایتی است که حضرت امام آوردند. روایات در این زمینه بسیار است. به ما این روایات دیدهای هم تربیتی می‌دهد و هم معرفتی می‌دهد. مراجعه، گاهی انسان می‌گوید حالا این روایات در مسائل مستحبه است، خیلی هم رجوع به آن نمی‌کنیم. اما اگر گاهی فرصتی انسان می‌کند، در تعطیلات به این‌ها رجوع بکند نکات خیلی زیادی به انسان می‌دهد.

 

دیدگاه توحیدی در انفاق

روایت چهارمش را عرض کنم و بعد می‌رویم سراغ مسئله بعدی که امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند که «المعطون ثلاثة: الله ربّ العالمین، وصاحب المال» یعنی حالا بنده که دارم اعطا می‌کنم در عین حال، دارم آن ملک الهی را منتقل می‌کنم از یک جایی به جای دیگری. که دید استقلالی نداشته باشیم در این اعطا که آیه شریفه هم همین را می‌فرماید. «وَآتُوهُمْ» ظاهراً آیه این بود «مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي» از مال خدا اعطا بکنیم. این بیانات نشان دهنده این است که ما خودمان را در کارها، مستقل نپنداریم. و نوعاً هم این امور می‌آید حالات نامطلوبی هم بر انسان بار می‌شود و عُجب و غرور و امثال این‌ها به خاطر غفلت از این واقعیات توحیدی است. «وصاحب المال، والذي یجري علی یدیه.» بله. این تعبیرات مختلفی ما به هر حال داریم دیگر. روایات چهارم و پنجمش هم همین طور. به هر حال این نمونه‌ای از این روایات است که خواستند ما به هر حال در این جهت، اقدام بکنیم. یک نکته‌ای که این جا لازم است به آن توجه بشود این است که برای انجام این امور، مطلوب است که یک مراکزی به هر حال به پا بشود که این مراکز رسیدگی خاص به نیازمندان داشته باشند. و حالا گاهی صدقات، مستقیم داده می‌شود گاهی غیر مستقیم. حالا این‌ها را هم انواع برنامه‌ریزی‌هایی است که می‌شود کرد برای انجام این عمل که به هر حال مؤمنین ترغیب بشوند برای انجام این کارهای مطلوب.

پرسش: «وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاکُمْ»

پاسخ: بله... «وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاکُمْ» بله... سوره نور آیه ۳۳. دو مرتبه این جا اسم خدا را می‌آورد. «وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاکُمْ» که خدا به شما داده است. که متأسفانه خدا از زندگی ما... خدا رحمت کند مرحوم حاج شیخ جعفر شوشتری (رضوان الله علیه) را در این مسجد امام، ایشان خب منبر می‌رفته است و این‌ها، نَفَس بسیار گرمی داشته. یک روز به... شنیدیم به بازاری‌ها می‌گوید که فردا بیایید یک مطلبی را می‌خواهم بگویم که هیچ یک از انبیاء نگفتند. [خنده استاد] خیلی با تعجب و این‌ها جمع می‌شوند و این‌ها. ایشان می‌فرماید که همه انبیاء آمدند گفتند موحد بشوید. من می‌گویم مشرک بشوید. یعنی خدا را هم در کارها شریک بکنید. [خنده استاد] همه‌اش غیر خدایی نباشید. بله دیگر حالا به هر حال این افراد بودند و حالا اجمالاً هم هستند منتها باید از این مسائل استفاده کرد. ائمه (علیهم السلام) در کارهای عادی این مطالب را، این امور را هم می‌فرمودند و هم به هر حال اجرا می‌کردند برای این که ما توجه بیشتری به...

پرسش: آیه زیادی است که «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ»...

پاسخ: بله دیگر، از آن «نا» غفلت می‌شود.

 

کراهت تملّک مجدّد مال صدقهدادهشده

خب مسئله هشتم امام (رضوان الله علیه) می‌فرماید که کراهت شدیده دارد اینکه انسان از فقیر آن چه را که به او صدقه داده با خرید، یا هبه یا به سبب دیگری تملّک بکند. بعد می‌فرماید که بلکه بعضی‌ها گفته‌اند این حرام است. بعد می‌فرماید که بله، این مشکلی ندارد که با میراث به او برگردد.

 

حکمت کراهت و موارد استثناء

خب وجه این روشن است. مالی که از ملک انسان خارج شده است در ملک دیگری خلاصه وارد شده، این به صورت طبیعی، طبع انسان، این را بر نمی‌دارد که دو مرتبه آن را به هر حال مالک بشود. هم خواستند خود متصدق، صدقه دهنده یک طبع بزرگی داشته باشد و هم متصدق علیه، با این کار، یک مقداری آن جایگاهش به هر حال خفیف می‌شود. مگر آن جایی که به هر حال اضطراری پیدا بشود. این را دیگر حالا نفرمودند. حالا فقیر مضطر می‌شود آن چه را که دارد بفروشد و راه دیگری هم به هر حال در کار نیست. این جا نیازش فرض با این خرید و فروش هست، این جا به نظر می‌رسد که دیگر این جا کراهت نداشته باشد.

 

پرسش: اگر منِ دهنده نخرم یکی دیگر از او می‌خرد. این جا خصوصیتی ندارد. یک وقتی هست که می‌خواهد بفروشد. تازه من به قیمت بهتری می‌خرم.

پاسخ: بله، یعنی در حالت اضطرار دیگر. اگر اضطرار... اگر دارد استفاده می‌کند که خب دیگر استفاده می‌کند.

     (... نامفهوم ...) گرفته می‌خواهد بفروشد. اضطرار ندارد. (... نامفهوم ...)

     پاسخ: دیگر حالا این...

پرسش: روایتی در این زمینه داریم؟

پاسخ: روایت در این زمینه داریم. باب ۱۲ از ابواب وقوف، یک به هر حال... مضامینی دارد در این رابطه. حالا شاید از این روایات مثلاً کراهت را استفاده کردند که حالا عرض کردم شاید حکمتش این باشد. ما که حالا علت را درک نمی‌کنیم. همان حکمت، با شخصیت ایمانی متصدق علیه شاید خیلی چیز نباشد. حالا روایتش را...

پرسش: می‌خواهم بگویم که این درخواست می‌دهد؟ این درخواست کننده همین کسی است که صدقه داده. می‌گوید این را به من بفروش. حالا درخواست داده...

پاسخ: بحث درخواست نیست. اعم از درخواست و غیر آن است. «أن یتملّک من الفقیر ما تصدّق به بشراء أو ‌اتّهاب أو بسبب آخر» بله. حالا اگر پیدا بکنیم... باب ۱۲... بله خود باب هم مرحوم صاحب الوسائل «یکره» دارد. «باب أنّه یکره تملّک الصدقة بالبیع و الهبة و نحوهما یجوز بالمیراث» روایت اولی صحیحه هم هست. «قال أبو عبد الله (علیه‌السلام)» «محمّد بن الحسن بإسناده عن الحسین بن سعید، عن محمّد بن خالد، عن عبد الله بن المغیرة، عن منصور بن حازم قال: قال أبو عبد الله (علیه‌السلام): إذا تصدّق الرجل بصدقة لم یحلّ له أن یشتریها ولا یستوهبها و لا یستردها إلاّ في میراث» این «لم یحلّ» از آن کراهت استفاده شده. ظهور ابتدایی‌اش به حرمت است اما چون بحث به هر حال امر واجبی در این کار نیست، بله. روایت دومی می‌فرماید که «عن أحدهما (علیهما‌السلام) في الرجل یتصدّق بالصدقة أیحلّ له أن یرثها؟ قال: نعم».

 

بحث و بررسی پیرامون روایت

پرسش: بله عرض می‌شود محضرتان که آن روایت اول، عبارتش این است که «أن یشتریها» یعنی این که بخواهد اشترا کند. یا دارد که «ولا یستوهبها» این از این طریق بخواهد مطالبه کند که به او هبه کند. یعنی به نحوی فرد چیزی را صدقه داده بعد همچنان چشمش دنبال آن مال است. شاید وجه کراهت از این جهت باشد که این هنوز چشمش دنبال آن مال است و دنبال دلبستگی...

پاسخ: تعبیر «یستوهب» می‌خورد. اما «یشتری» این به این نمی‌خورد. طلب اشترا نمی‌کند.

     یک موقع می‌خواهد آن فرد بفروشد یک موقع نه. ما وقتی که می‌گوییم اشترا بکند یعنی این که نه من خودم دارم می‌روم این را مطالبه بکنم.

     بله دیگر. اشترا دیگر. بله.

     این شاید از این جهت... چون وقتی که آن فرد فقیر مالی را به او عطا کرده فردی، بعد حالا اگر که به واسطه بیع یا چیز دیگری دارد مالی را عطا می‌کند یعنی باز دوباره دارد فرض این را گرفته که آن چیزی که صدقه داده شده ملک فقیر است. حالا الآن اگر که از این بخرد یا به عنوان هبه بپذیرد این مالکیت آن فقیر را به رسمیت شناخته. حالا مثل یک فرد قوی دارد با آن معامله می‌کند. حتی بعضی وقت‌ها هست که خود آن فقیر می‌خواهد هبه کند اگر این فرد [نامفهوم] نکند... حتی ممکن است یک طوری تخفیف منزلت آن فقیر باشد. شاید حکمتش به این برگردد که این فرد، یعنی این‌ها هیچ کدامش به نظر می‌آید منافاتی با آن کرامت نفس آن فقیر و تکریم آن ندارد. مگر این که آن فرد به یک وجهی رفتاری بکند که این نشان بدهد که این دلبستگی به آن مال دارد.

     حالا دیگر حالا ما یک چیزی این جا باید توجیه بکنیم و الا خب این ظاهرش این است دیگر. «لا یشتریها» حالا...

پرسش: فقیر در موضع ضعف است. از منی که مثلاً یک چیزی را دارد می‌گیرد... بعد حالا من بگویم حالا می‌شود این را به من هدیه بدهی... یا مثلاً می‌شود به من بفروشی... موضع فقیر موضع ضعف است. یعنی آن موضع ضعف بودنش باعث می‌شود که نروی سراغش. هر طور هم که باشد. حتی اگر بخواهی هم بخری باز هم انگار یک حالت تفوقی داری نسبت به...

پاسخ: بله... ظاهرش این است که به نظر می‌رسد که همین... حالا با آن جایگاه کرامتی خیلی به هر حال جور در نیاید.

پرسش: استاد «ولا یستردها إلاّ في میراث» یعنی خدا آمده با ارث ...

پاسخ: بله دیگر، یعنی آن فامیلش باشد. بمیرد فقیر و این به ارث ببرد.

پرسش: این جا باز تعبیر استرداد به کار رفته. یعنی این که خود این طرف به یک شکلی بخواهد مال را برگرداند. «و لا یستردها إلّا في میراث» باز دوباره من دارم... منی که عطا کردم دارم یک طوری مال را...

پاسخ: بله دیگر...

     اگر خود آن فقیر بخواهد بفروشد... بگوید من می‌خواهم این مال را بفروشم. حالا می‌گویم باشد من از تو می‌خرم. این فی نفسه تحقیر و آن چیزی که خلاف تکریم آن فقیر باشد در آن نیست. مگر این که این وجه باشد که من همچنان چشمم به آن مال باشد.

پرسش: نمی‌تواند از دو تای دیگر این را نسبت به همان «یشتریها» هم در بیاوریم؟ آن دو تای دیگر بحث طلب از آن طرف بوده. این «یشتریها» منظور این می‌خواهد بخرد. درست است که او می‌فروشد ولی این طالبش هست.

پاسخ: بله... مگر این که مثلاً با سیاق بگوییم که این را دارد بیان می‌کند. بله. حالا ان‌شاءالله مسئله بعدی را بعداً عرض می‌کنیم.

 

logo