« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محمدباقر تحریری

1404/09/30

بسم الله الرحمن الرحیم

 کلام مرحوم امام (ره) در حکم وقف‌های متداول (مسئله آخر تحریر)، وجوه تبرّعی، وقف از محلّ زکات و مباحث تکمیلی/ ثبوت وقفیّت /كتاب الوقف

 

موضوع: كتاب الوقف / ثبوت وقفیّت / کلام مرحوم امام (ره) در حکم وقف‌های متداول (مسئله آخر تحریر)، وجوه تبرّعی، وقف از محلّ زکات و مباحث تکمیلی

 

فرمایش حضرت امام (ره) در تحلیل وقف‌های متداول میان طوایف و توده‌های مردم

آخرین فرعی که حضرت امام (رضوان‌ الله علیه) در بحث «وقف» دارند، این است که گاهی وقف‌هایی متداول است بین بعضی از مردم که یک رسم و رسومی دارند در اموالشان، و در مثلاً گوسفندانشان و گاوهایشان. به عنوان برکت، مثلاً می‌گویند ما این فرزندان و بچه‌های ذکور را سر می‌بریم و قربانی می‌کنیم امّا مادرانشان را نه. و صحبت‌هایشان هم صحبت‌های متعارف است که ظهور در مسئله وقفیت و درک آن‌ها را به هر حال ندارد. ایشان می‌فرمایند که ظاهر، بطلان وقفیّت است. این وقف اصطلاحی نیست؛ چون شرایط صحّتش تحقّق پیدا نکرده است. یعنی فرهنگشان فرهنگی نیست که درک صحیحی از وقف داشته باشند تا اینکه این سخنشان و عملشان نشانه وقف باشد.

 

ماهیّت صدقه‌ای و غیروقفیِ نذرهای متداول

پرسش: [نامفهوم] گاوها را... مثلاً من نذر امام حسین می‌کنم. حالا مثلاً ذکورش را سر می‌برم مثلاً... نذر است اینجا؟ یا کلاً چیز دیگری...

پاسخ: حالا در مسئله بعدی که مرحوم صاحب عروه فرمودند و حضرت امام این را اشاره نکردند عرض می‌کنیم. اینها نوعاً جنبه‌های صدقه‌ای و سبیل‌اللهی دارد و نذر هم البته باید با صیغه خودش باشد. یک کار مطلوبی است که دارد انجام می‌دهد؛ امّا اینکه آثار وقفیّت بر آن مترتّب بشود، نه، [این طور نیست].

 

ضرورت احراز قصد و شرایط وقف در اعمال متداول

خب روشن است؛ چون این افراد که از حیطه معارف دینی به طور فی‌الجمله هم دور هستند، این‌ها به هر حال توجهی به اجرای عقد یا انشایش یا قصدش ندارند. لذا مثلاً این‌طور حکم می‌کنند، بین ذکور و اناث فرق می‌گذارند. و همان‌طور اگر ما شک کردیم که آیا این کارشان جامع شرایط وقف هست، اینجا هم نمی‌توانیم حکم به وقفیت بکنیم. بله، اگر ما از قرائنی احراز کردیم که این‌ها توجهی به این مسئله دارند، ولو به صورت معاطاتی و فی‌الجمله، خب اینجا احکام وقف بر آن مترتب می‌شود به خاطر همان قرینه‌ای که دارد.

 

استمرار وقف تا زمان بقاء نِتاج و عین موقوفه

پرسش: [نامفهوم] گاو و گوسفند... [نامفهوم]

پاسخ: خب همین هم بحث است که تا وقتی که هست این وقف است. تا وقتی که نِتاج دارد وقف است و وقتی هم که دیگر از بین برود که دیگر از بین رفته است؛ مثل مثلاً بعضی از املاکی که اینها در امکان معرض از بین رفتن هم هست دیگر.

 

جواز ذبح یا فروش موقوفه در معرض تلف

پرسش: این گاو دارد تلف می‌شود، دیگر پیر شده می‌شود ذبحش کرد، گاو وقفی هم هست.

پاسخ: به هر حال بله دیگر، بحثش شد دیگر. اگر می‌بینیم که عین موقوفه با تبدیلش یا بیعش و امثال این‌ها از آن حیّز استفاده خارج می‌شود، اینها دیگر جایز است. دیگر می‌خواهد بماند که از شیر و این‌هایش استفاده بشود حالا اینکه دارد می‌میرد دیگر؛ این را ذبحش می‌کنند که از گوشتش استفاده بشود؛ اگر گفتیم وقفش به هر حال صحیح است.

 

رعایت نظر واقف در موارد فروش موقوفه

پرسش: این در این‌طور موارد نباید گاو را بفروشند و با پولش گاو جدیدی بخرند؟ [نامفهوم] گذشته بشود...

پاسخ: وقتی که در معرض هلاکت است این...

• قیمت همان... گوشت قیمت دارد دیگر...

• ممکن است به این صورت طرف مقابل که دارد می‌خرد، به این صورت دارد می‌خرد که می‌داند دارد مثلاً ممکن است این در معرض هلاکت و مردن باشد؛ بله اگر یک چنین چیزی هست، امکان هست... به هر حال حتی‌الامکان باید آن نظر واقف مورد توجه قرار بگیرد.

 

بررسی کفایت معاطات و نیّت در وقف‌های مردمی

پرسش: این چرا وقف این‌ها باطل است؟ چون صیغه را نخواندند می‌گویند؟

پاسخ: بله دیگر، این‌ها توجه به آن جنبه‌های وقفی را ندارند.

• اصل نیت وقف را دارد این بنده خدا. در مسئله سوم هم گفتیم که «الظاهر کفایت المعاطات»، در اینجا هم لزومی ندارد که صیغه خوانده بشود.

• بله همین؛ این فرض این است که این توجه معاطاتی را هم ندارد.

• نه خب مردم معمولاً صیغه را بلد نیستند بخوانند و نمی‌دانند، ولی این که طرف دارد نیت می‌کند که این وقف امام حسین است در همین حد... برای امام حسین باشد، وقف امام حسین باشد.

• یعنی به خاطر...

• به خاطر این که باقی بماند؛ اتفاقاً مؤنث‌هایش را نگه می‌دارد که زاد و ولد ادامه داشته باشد.

 

وجوه عقلانی در نحوه بهره‌برداری از دام‌های موقوفه

پرسش ۲: نباید نر را سرش را ببرد.

پرسش: نرش را سر می‌برد چون دیگر زاد و ولدی از آن طریق اتفاق نمی‌افتد. یعنی وجه عقلانی هم دارد که این ماده را نگه می‌دارد؛ ماده را نگه می‌دارد برای زاد و ولد.

پاسخ: یعنی ماده را وقف نمی‌کند؟ ذکور را وقف می‌کند.

• اساسش وقف است. یعنی همه را وقف می‌کند؛ این که می‌رسد به جایی که دیگر این حیوان نمی‌تواند زاد و ولد بکند یا دارد می‌میرد، آنجا سر می‌برند دوباره در همان راه استفاده می‌کنند. ولی این اصل این مسئله را وقف کرده گفته که این گوسفند که ماده هست، از این هر ولدی که بیاید نرش بریزد در دیگ امام حسین و بقیه‌اش هم بماند برای این که دوباره زاد و ولد بشود و دوباره ادامه پیدا بکند. یک همچین حالتی هست و از جهت صیغه که ما مشکلی نداریم، اگر ماده زیاد باشد... مردم هم معمولاً می‌گویند وقف امام حسین باشد. این قدرش را بلدند مردم... حالا این مسئله طور دیگری را می‌خواهد بگوید؟ یعنی طرف حتی اگر بلد نباشد وقف را هم بگوید باز هم [نامفهوم] صدق می‌کند.

 

تمایز میان اصطلاح عرفی و شرعی وقف

• بله به هر حال این فرمایش ایشان و دیگران، صاحب عروه هم در این صورت است دیگر. این توجه به وقف به هیچ وجه ندارد، ولو معاطاتی. بله اگر جنبه معاطاتی آنجا احراز بشود عیبی ندارد؛ خود این را وقف می‌کند و شرط می‌کند که اولاد ذکورش سر بریده بشوند و این‌ها، این هم از مثلاً شیرش و این‌ها استفاده بشود.

• جالب است که خود امام می‌فرمایند «الوقف المتداول بین بعض الطوائف»؛ یعنی عنوان وقف بین خود مردم صادق است. خود مردم وقف می‌دانند این را. حالا مسئله را شاید نداند، این که طرف نیت وقف کرده کفایت می‌کند. یعنی واقعاً...

پرسش ۲: نمی‌داند وقف چی هست...

پاسخ: بله به هر حال این وقف متداول یعنی این را، این لفظ در بینشان هست اما معنایش چیست؟ فرق با صدقه و نذر و این‌ها چیست... نذر حضرت ابوالفضل (علیه‌السلام)... این را اصلاً نه صیغه نذری خوانده و نه هیچی.

 

لزوم توجّه به عنوان وقف در عمل

پرسش: حالا در متن که اگر صیغه لازم باشد آن مطلب دیگری است. ولی اینجا اثبات شده که بالاخره صیغه کاملاً لازم نیست...

پاسخ: بله غرض این است که باید به مفاد این عملش، طبق این عنوان، یک توجهی ولو فی‌الجمله داشته باشد. مقصود این است. اگر آن احراز بشود خب روشن است؛ اگر احراز نشود، شک بکنیم که این را دارد، به هر حال نمی‌توانیم حکم وقف را بر آن مترتب بکنیم.

 

فرمایش مرحوم صاحب عروه (ره) در اموال جمع‌آوری شده برای اقامه عزاء و زیارات

در اینجا مرحوم صاحب عروه یکی دو تا مسئله را متذکّر شدند و مرحوم آقای خویی هم در منهاج؛ گفتیم که این دو تا مسئله هم از فروع هست، بد نیست به آن توجه بشود و بعد وارد مبحث «حبس» بشویم. می‌فرماید که آن اموالی که برای عزاء امام حسین (علیه‌السلام) یا ائمه دیگر جمع می‌شود از یک صنف خاصی یا اهل یک شهر خاصی، و این که به هر حال اقامه عزاداری بشود یا برای کسانی که در مسیر زیارت و این‌ها هستند برای آن‌ها خرج بشود، این چطوری است؟ ایشان می‌فرمایند که این از قسم صدقاتی هست که شرط شده که در جهت معینی خرج بشود؛ این یکی. دوم اینکه بر ملک مالکش باقی نمی‌ماند و نمی‌تواند در آن رجوع بکند. سوم هم قهراً این‌چنین است که قبل از این که صرف بشود، این وارثش نمی‌تواند مطالبه بکند. یعنی این این کار را قرار داد و مُرد و هنوز مصرف نشده، وارثش نمی‌تواند مطالبه بکند که از احکام فرعی دوم می‌شود. و چهارم هم وقتی که متعذّر شد که در جهت معینه صرف بشود، در سُبُل خیر باید استفاده بشود. خب این چهار صورت روشن است؛ احکامش به هر حال از بیانات گذشته به دست می‌آید.

 

خروج اموال تبرّعی از ملکیّت مالک و عدم حق ورّاث

صورت اول که جزو صدقات به حساب می‌آید چون وقفیتش احراز نشده؛ ما به نوعی باید وقفیت شیء را از طرف واقف احراز بکنیم. مثل همان مسئله قبلی. با عدم احراز، ولو فی‌الجمله، این وقفیت خلاصه اثبات نمی‌شود. حالا قرائن یا قطعی باشد یا قرائنی که اطمینان‌آور باشد از نظر عرف. وقتی که احراز نشد وقفیت، عنوان صدقه و تبرع خلاصه بر آن صدق می‌کند چون ظاهر حال این است دیگر. این شخص این کار را انجام داده برای استفاده در راه خدا و اهل‌بیت؛ و ظاهر حال هم نزد عقلاء حجت است، همان را به آن عمل می‌کنند. خب قهراً آن حکم دوم بر آن مترتب می‌شود که از ملک مالک خارج می‌شود. و متفرع بر این، کسی نمی‌تواند به عنوان ملکیت مالک این عین بشود. بله، آن منافعش را استفاده می‌کنند، تصرف ملکی در عین نمی‌توانند داشته باشند به عنوان هبه یا به هر حال امثال این‌ها؛ چون ظاهر این عطیه این را دلالت می‌کند که این از ملکش خارج کرده است. هم عرفاً این معنا را دلالت می‌کند و هم نزد متشرعه این مسئله هست که از ظاهر حال، خروج از ملک را دلالت می‌کند؛ مگر این که یک قرینه‌ای بیاورد که می‌گوید تا وقتی که صرف بشود از ملک من خارج است و الا اگر صرف نشود من برمی‌گردانم به ملک خودم، خودم اینجا استفاده می‌کنم. بنابراین چون این کارها خودش فی‌حدنفسه دلالت قطعیه بر این مقاصد ندارد، ما دیگر باید آن قرائن را ببینیم که به چه امری دلالت دارد. خب بنابراین اگر قرینه‌ای نبود بر این که این‌طور قصد کرده تا وقتی که صرف بشود از آن استفاده بشود و این‌ها، خب نه... ملک اوست؛ بنابراین وارث هم نمی‌تواند مطالبه بکند این شیء را به لحاظ این که حالا این بابای ما این را داده و صرف هم نشده. نه، اگر ما قرینه‌ای نداشته باشیم که مادامی که صرف بشود این از ملکش خارج شده، وارث هم نمی‌تواند مطالبه آن را بکند چون از ملک مورث خارج شده است.

 

مرجع نظارت و تصرّف در اموال امور خیریه

پرسش: این بحث تولیتش چه؟ حالا اگر وقف نباشد این که حالا قرار بوده برای امام حسین خرج بشود و الآن هم دارد خرج می‌شود و خود [نامفهوم]

پاسخ: خب این‌گونه موارد نوعاً... چون این‌گونه امور اجمالاً از سبل الهی است، آن تصرف در آن در مواردش به عهده حاکم می‌شود. حالا اگر حاکم آن احاطه به این امور نداشته باشد، خب آنجا دیگر قطعاً عدول مؤمنین و این‌ها... وارث هم به عنوان این که یکی از مؤمنین هست، می‌تواند در اینجا تصرف بکند. و الا اختصاص ندارد تصرف در این‌گونه امور به وارث که بگوییم دیگر نه کسی دیگر حق تصرف را ندارد؛ منتها باید تشاجر در مصرف نشود که این تشاجر منجر به از بین رفتن این عین بشود که به هر حال رهایش بکنند و نابود بشود یا مثلاً امثال این‌ها. خب در آنجا دیگر باید باز حاکم دخالت بکند و نگذارد این کار انجام بشود یا حالا امور عدول مؤمنین یا قاضی مثلاً.

 

خرید و وقف ملک از محل سهم سبیل‌الله زکات

خب در فرض آخر هم وقتی که نشد در آن جهت معینه خرج بشود، باید در جهتی که نزدیک‌تر است به قصد اعطاکننده مصرف بشود و جایز نیست اتلافش و عدم اعتنا به شأن آن عرفاً. این حالا به نوعی می‌شود گفت که یک وجوب کفایی است برای حفظ این کار. اصل کار، کار مستحب است اما حفظ این به نوعی دیگر وجوب کفایی پیدا می‌کند به خاطر آن مقاصد دینی. بله، این مسئله... مسئله دیگری که فرمودند این است که می‌شود ملکی را از سهم سبیل‌الله از زکات خرید و آن را مسجد یا مدرسه یا مسکن برای زوار یا حجاج یا فقراء و امثال این‌ها کرد؛ از آن کارهایی که به هر حال در آن مصلحت مسلمین است. چون یک قسم از موارد استفاده زکات، سبیل‌الله هست دیگر؛ این هم یکی از آن موارد سبیل‌الله است که با این کار به نوعی مثلاً به هر حال وقف می‌کند، حالا آن تصرف‌کننده در زکات. حالا بگوییم تصرف‌کننده حاکم است یا غیر حاکم، مؤمنین هم می‌توانند آن به هر حال جای خودش است. به هر حال این یکی از آن موارد است.

 

لزوم عام بودن وقف از محلّ زکات و انتفاع واقف

پرسش: یعنی وقف بشود؟

پاسخ: بله دیگر، این سهم را در سبیل‌الله وقفش بکند؛ چون به هر حال در وقف باید یک نوع ملکیّتی باشد و اخراج از ملکیت. به هر حال این یک نوع ملکیتی برایش در نظر گرفته شده و آن سبیل‌الله است. ملکیت را عرض کردیم که لازم نیست برای شخص باشد؛ عنوان هم اگر جنبه ملکیت داشته باشد، همان مورد امضاء است در نزد شارع مقدس. سبیل‌الله هم یک ملکیتی نسبت به قسمتی از زکات دارد. از این نظر آنی که مجوز تصرف در این سبیل‌الله دارد یا حاکم یا مؤمنین... این را در یک مورد خاصی قرارش می‌دهد.

پرسش: وقف عام باید باشد حتماً؟

پاسخ: ظاهراً بله دیگر؛ این چون سبیل‌الله عام است، این را نمی‌تواند وقف خاص بکند، ظاهرش این است.

• ممکن هست که وقف عام بکند مثلاً بگوید برای طلبه‌ها و بعد خودش بردارد چون طلبه است.

• بله... خب این هم مثل موارد دیگر است. خودش از این نظر که واقف است نمی‌تواند، از این نظر که مورد استفاده زکات است می‌تواند؛ از این نظر که یک عنوانی روی این سهم آمده... سبیل‌الله آمده که وقف برای طلاب یا فقراء می‌کند، از آن جهتش اشکالی ندارد. این عناوین خب چون فرق می‌کند دیگر به لحاظ آن عناوین، اشکالی ندارد.

• [نامفهوم] هم واقف می‌شود هم موقوفٌ‌علیهم.

• عیبی ندارد. واقف می‌شود به عنوان این که جایز است یا واجب است در این تصرف بکند نه به آن عنوان مالک شخصی. لذا می‌فرماید که تعمیر موقوفات هم می‌شود از این سهم زکات انجام داد یا آن اموری که به هر حال در وجوه بِرّ آمده است.

 

مبانی فقهی وقف از اموال عمومی و سهم امام

خب این هم جهتش را هم عرض کردیم دیگر. آن تحلیلش را و مبنایش را نفرمودند اما اصلش این است. آن جنبه ملکیتی‌اش را دیگر نفرمودند که چه جنبه‌ای دارد. ما عرض کردیم بنا بر آن مباحث قبلی، باید یک عنوان ملکیتی برای واقف باشد اینجا و جواز تصرف؛ ملکیت و جواز تصرف. ممکن است به هر حال مجنون ملکیت دارد و صغیر ملکیت دارد اما جواز تصرف ندارد. اینجا هم ملکیتی به هر حال ثابت است برای این مورد استفاده زکات و هم جواز تصرف برایش هست. مبنای این کار این است. حالا یک بعضی‌ها این نکته را هم تذکر دادند که یا از سهم امام (علیه‌السلام) یک چیزی خریده بشود به این صورت... البته آنجا باید از نایب امام اذن گرفت که او تجویز بکند صرف سهم را در انجام این امور برّیه...

 

لزوم اجازه از حاکم یا مرجع تقلید در تصرفات وجوهات

پرسش: آن موارد خرج زکات را ما ببریم در کل [نامفهوم] وقف بکنیم مثلاً برای فقیر وقف کنیم... [نامفهوم] یا فقط مورد سبیل‌الله؟

پاسخ: سبیل‌الله باید باشد. عنوان سبیل‌الله دیگر حالا هر چه می‌خواهد باشد. بله.

پرسش: اگر بخواهد مالی را وقف کند، بعد نایب امام فقیه بود، مرجع تقلید بود، موافقت کنند از این مال، سهم امام، [نامفهوم] وقف کنند؛ یک مرجع تقلید دیگری مخالفت کند... در این صورت چکار باید کرد؟

پاسخ: به هر حال باید از آن کسی که اولاً تقلید می‌کند که او باید اذن بدهد. در حیطه تصرفات جزئیه باید همان به هر حال ولایت‌های جزئی را اعمال کرد. این خودش یک بحث خاصی دارد که بله... اما در جایی که ولایت حاکمیتی هست، در آن مواردی که تحت حیطه حاکمیت هست، باید از حاکم اسلامی اجازه بگیرد. در انفال بگویید مرجع هم می‌گوید... من پس بروم، اینجا دیگر تداخل می‌شود و اصطکاک می‌شود؛ اینجا به هر حال به نظر می‌رسد که جایز نیست چنین تصرفاتی.

خب این مباحث در رابطه با وقف. حالا کلام در مسئله حبس و انواع آن هست که إن‌شاءالله در جلسه آینده عرض خواهیم کرد.

 

logo