« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محمدباقر تحریری

1403/09/05

بسم الله الرحمن الرحیم

 قسم چهارم انفال در کلام مرحوم امام (ره) و نقد دیدگاه مرحوم خویی (ره) در مقام/ فقه الانفال /کتاب الخمس

 

موضوع: کتاب الخمس / فقه الانفال / قسم چهارم انفال در کلام مرحوم امام (ره) و نقد دیدگاه مرحوم خویی (ره) در مقام

 

مروری بر مباحث گذشته و قسم چهارم از اقسام انفال

عرض شد مورد چهارمی که حضرت امام (رضوان الله علیه) آورده‌اند برای بیان انفال سه مورد است که یک موردش خیلی اصلاً روایت نداریم امّا تحت عناوین دیگر قرار می‌گیرد؛ چهارمی [مشتمل بر اولاً] رؤوس الجبال و ما یکون من النبات و الاشجار، دوم بطون الأودية، سوم و الآجام. بعد هم ایشان فرمودند که بحث است که آیا اگر این امور در ارض امام باشد، برای امام است و از انفال حساب می‌شود؛ یا نه، اگر در اراضی مفتوحة عنوة هم باشد، مال امام است. ایشان این را بیان می‌کنند که خیر، مطلقاً این سه مورد برای امام است.

 

تعارض حکم با مالکیّت مسلمین بر اراضی مفتوحة عنوة

که حال ما اولاً قبلاً عرض کردیم طبق آن روایتی که اراضی مفتوحة عنوة را آوردیم که فرمود این اراضی همیشه برای مسلمین است؛ چه آن کسانی که در زمان فتح زنده بودند؛ «و هو لجمیع المسلمین لمن هو الیوم و لمن یدخل فی الاسلام و لمن لم یدخل» این‌ها به هر حال به‌طور مطلق اثبات ملکیّت برای مسلمین را می‌کند. خب اگر ما این دلیل را بپذیریم، دیگر به استصحاب هم نمی‌توانیم در زمان فعلی تمسّک کنیم. اصلاً دیگر جای استصحاب نیست که [بگوییم] در یک وقتی به‌هرحال ملک مسلمین بود، آن را استصحاب می‌کنیم.

 

فرمایش مرحوم آیت‌الله فاضل (ره) در ثمرۀ بحث و نسبت منطقی بین دو دلیل

نکتۀ دیگر اینکه مرحوم آیت‌الله فاضل اینجا بعد از بیان اینکه فرمایش حضرت امام مطلق را بیان می‌کند، می‌فرمایند ثمره‌اش در اینجا ظاهر می‌شود که «بطون اودیه» در حال فتح از انفال نیست بلکه ملک مسلمین است بنابراینکه بگوییم آن بطون اودیه‌ای که در ارض امام است. امّا بنا بر نظر دوم که بگوییم مطلقاً بطون اودیه برای امام است، اینجا استثناء می‌شود از اراضی خراجیه. این‌طور می‌شود دیگر. یعنی اراضی خراجیه به‌طورمطلق برای مسلمین نیست؛ آن چیزهایی که از بطون اودیه به حساب نیاید یا آجام نباشد.

بعد ایشان می‌فرمایند الا اینکه بین این دو دلیل، عموم و خصوص من وجه است؛ چون ادلّه اراضی مفتوحة عنوة مطلق است و هم شامل بطون اودیه می‌شود و هم غیر بطون اودیه؛ چون ایشان فرض گرفته‌اند که بطون اودیه در حال فتح عامره هستند. این تازه اول کلام است. ما کجا می‌توانیم این را اثبات بکنیم که همۀ بطون اودیه عامره باشند. این یک. بعد می‌فرمایند که این دو روایت که خوانده شد که بطون اودیه را بیان کردند، به اطلاقشان دلالت می‌کنند که از انفالند؛ حال خواه از اراضی مفتوحة عنوة باشد یا در اراضی امام باشد. بعد ایشان می‌فرمایند که ادله اراضی مفتوحة عنوة بنفسها دلالت بر اینکه ملک مسلمین است نمی‌کند بلکه به معونه استصحاب دلالت می‌کند. این را هم عرض کردیم با آن روایتی که اراضی خراجیه را به‌طور مطلق فرمود برای مسلمین است، این به هر حال جمع نمی‌شود. بعد می‌فرماید که اگر ما دلیل لفظی بر خلاف داشته باشیم، دیگر استصحاب نمی‌کنیم؛ یعنی این دلیلی که می‌گوید بطون اودیه برای امام است و انفال است، با آن ادلۀ اراضی مفتوحة عنوة که از یک جهت عام است و بطون اودیه را شامل می‌شود، ما ملکیت الان مسلمین را برای بطون اودیه بخواهیم اثبات بکنیم، با استصحاب اثبات می‌شود، می‌فرماید که خیر، این ادله‌ای که بطون اودیه را بیان می‌کند، این حاکم است، پس همان فرمایش امام را اثبات می‌کند که برای امام (علیه السلام) است؛ یعنی جزء انفال است. خب این به نظر می‌رسد که این نحوه استدلال خیلی تام نیست.

 

تفکیک مرحوم خویی (ره) بین اسباب مالکیّت و اشکال استاد بر آن

در اینجا مرحوم آقای خویی کلامی دارند و آن این است که می‌فرمایند ملکیّت مسلمین مستند است به ـــ محل کلام ما اینجا است ـــ شراء و نحو شراء تکیه بکند؛ امّا اگر ملکیّت مستند به احیاء باشد، در اینجا اشکالی است و این مختص به بطون اودیه نمی‌شود. احیاء در هر جا باشد، مال محیی است. خب ایشان این‌طوری بیان می‌کنند که اگر کسی با احیاء ملکی را مالک شد، بعد خراب شد، آیا برمی‌گردد به ملک امام یا در ملک محیی می‌ماند، ایشان می‌فرماید اظهر این است که به ملک امام برمی‌گردد.

خب حالا اینجا بحث است که به هر حال تا وقتی که شخص از این ملکیتش اعراض نکرده و ما آن ادلۀ «من احیی ارضاً فهی له» را محکم دانستیم، خب اینجا به چه دلیل برمی‌گردد به ملک امام. ملک شخصی است. شما در جاهای دیگر قید می‌زنید این ادله را به آنجایی که ملک شخصی نباشد. این هم از ملک شخصی خارج نمی‌شود. این را بیان می‌کنند، سپس می‌فرماید که این باز از محلّ کلام خارج است.

 

استدلال مرحوم خویی (ره) در انصراف روایات «بطون اودیه» به اراضی مأخوذه از کفّار

بعد مرحوم آقای خویی می‌فرماید که بلی، بعضی‌ها احتمال داده‌اند که عنوان «بطن وادی» و «بطون اودیه» یک عنوان مستقل است که اطلاقش شامل می‌شود آنجایی که از ملک شخص با زلزله و این‌ها خارج بشود. و وجهش هم ایشان این‌طوری بیان کرده که مورد این روایات که بطون اودیه را بیان کرده، آن اموالی است که از کفّار به مسلمین منتقل می‌شود. این را خوب دقّت بکنید. می‌گویند مورد این دو روایتی که بیان شد از بطون اودیه و بیان کردند که […] البته روایات در این زمینه زیاد داریم، در رابطه بطون اودیه. حالا دو روایت خاص اینجا مقصودشان است. مرحوم آقای خویی این‌طوری تعبیر می‌کنند که این روایات ناظر به این است که از کفار به مسلمین آمده؛ «کما یشهد به صدرها»، می‌فرماید که صدر روایت بر این دلالت می‌کند. که چه؟ صدر روایت بحث مصالحه را می‌کند. خب ذکر بطون اودیه در این سیاق کاشف از این است که نظر فقط به آن بطون اودیه‌ای است که مسلمان‌ها از کفّار گرفته‌اند.

 

اشکال استاد بر استدلال فوق

خب این تازه اول کلام است. یک مراجعۀ دقیق بکنید به این روایات. نگاه کنید! در این روایات چند مورد را از انفال می‌شمارد: یکی از آن موارد آن‌هایی است که با خونریزی به دست نیامده یا خودشان تسلیم کرده‌اند. این هم در بعضی از روایات هست. و بعد بطون اودیه را بیان می‌کند. آن وقت بطون اودیه را در بعضی از روایات با «واو» آورده، در بعضی از روایات با «أو» آورده که این‌ها همان موارد به حساب می‌آید. اصلاً دلالت نمی‌کند بطون اودیه آن چیزهایی است که کفار به مسلمین تسلیم کرده‌اند. خیر، به‌طور کلی بطون اودیه برای امام است. این دلیل و همین‌طور آن دلیلی که آجام را بیان می‌کند، قطعاً منصرف است به آنجایی که ملک شخصی بشود، به نوعی در آن تصرفی بشود؛ چون در روایات فرموده‌اند آن کسانی که احیا بکنند ارض را برای آن‌ها است. این کلام امام «من احیی ارضاً فهی له» این یک نوع اذن تصرف است در ملک خود امام به جهت آن جنبۀ حاکمیت امام. یعنی این امور در مرحله اول ملک امام است، در مرحله دوم امام با این «من احیی ارضاً فهی له» را برای این افراد اثبات می‌کند، پس نتیجه می‌گیریم این روایات از آنجایی که احیا رویش انجام بشود منصرف است. پس بنابراین ما در انصرافِ این بیان به این بیان نیاز نداریم تمسک بکنیم که بگوییم این روایت دارد بحث انتقال این بطون اودیه را از کفار به مسلمین [مطرح می‌کند؛] خیر، چه بسا اصلاً کفار به بطون اودیه کاری ندارند. اصلاً سیاق این را بیان نمی‌کند. به‌طورکلی می‌فرماید که بطون اودیه برای امام است.

آن وقت اگر یک جا ثابت شد که بطون اودیه از آن مواردی است که مفتوحة عنوة است، اینجا دیگر از آن روایتی که فرمود مفتوحة عنوة همیشه ملک مسلمین است، استثناء می‌شود.

 

انصراف ادلّۀ انفال از ملک شخصی به سبب احیاء

پس باید مفاد این روایات را در نظر بگیریم که این روایات، این عناوین در مرحله اول چه نوع ملکیتی را برای امام اثبات می‌کند به عنوان انفال و بعدش در مقایسۀ این ادلّه با ادلۀ دیگر ببینیم که بر انصراف دلالت می‌کند یا نه. بله، آن ادله‌ای که بیان می‌کند «من احیی ارضاً فهی له» یا بعدش این ملک با انتقال، با تجارت و امثال این‌ها ملک می‌شود، این‌ها دیگر نشان می‌دهد که از این ادلّه انصراف دارد. حالا به نظر می‌رسد که نسبت به این فرمایش این نکته را باید عرض بکنیم. بنابراین اگر هم ملکی از مسلمانی با احیاء به واسطۀ زلزله و امثال آن خراب بشود، باز تا وقتی که ما احراز نکنیم که خلع ید کرده و از آن دست برداشته، در ملکیت باقی است. این هم در برابر نظر مرحوم آقای خویی و مرحوم آیت‌الله فاضل است. که مرحوم آیت‌الله فاضل کلام مرحوم آقای خویی را قبول می‌کنند و می‌فرمایند که این کلام کلام درستی است.

حالا مرحوم محقّق داماد در این قسمت مطالبی دارند. به نظر رسید از جهت علمی این فرمایشات ایشان را ما از ابتدا رجوعی بکنیم به قلم آیت‌الله جوادی. حالا اگر در دسترس بود، رجوع بشود، ببینیم که فرمایشات ایشان با آن ادلّه‌ای که بیان می‌کنند، این ادله آیا تام هست یا اینکه نیست. حالا مورد جدیدی را عرض نمی‌کنیم. ان‌شاءالله این فرمایش مرحوم محقق داماد را با تقریرات آیت‌الله جوادی (حفظه الله) عرض خواهیم کرد.

 

logo