« فهرست دروس
استاد سیدابوالفضل طباطبائی
خارج اصول

1404/06/29

بسم الله الرحمن الرحيم

گزارشی از مجموعه آنچه که سال گذشته در بحث اجتماع امر و نهی مطرح شد/اجتماع الأمر و النهي /النواهي

 

موضوع: النواهي/اجتماع الأمر و النهي /گزارشی از مجموعه آنچه که سال گذشته در بحث اجتماع امر و نهی مطرح شد

 

در سال گذشته، هنگامی‌که به‌مقصد دوم با عنوان «نواهی» وارد شدیم، چند مطلب را بیان نمودیم که در اینجا و در آغاز سال جدید، برای روشن شدن مسیر بحث، به آن‌ها در حد همین یک جلسه اشاراتی خواهم داشت.

فهرست مباحث نواهی در کفایه بدین‌گونه است که این مقصد دارای چند فصل است و هر فصل نیز چند مطلب را در بر می‌گیرد. در بحث اوامر بیش از دوازده فصل وجود داشت، اما در اینجا تنها سه فصل داریم. دلیل این امر آن است که برخی از مباحثی که در اوامر مطرح‌شده، به‌جهت اشتراک با بحث نواهی، در اینجا دوباره مطرح نمی‌شود، بلکه به‌همان فصل ارجاع داده می‌شود و دلیل نیز همان خواهد بود.

برای ورود به‌بحث جدید، ابتدا گزارشی از مباحث سال گذشته ارائه می‌دهیم:

ساختار کلی مباحث نواهی

المقصد الثاني: في النواهي/ وفيه فصول:

الفصل الاوّل: في مادّة النهي وصيغته(بررسی ماده نهی و صیغه نهی)

الفصل الثاني: في اجتماع الامر والنهي في شيء واحد بعنوانين

الفصل الثالث: في کشف النهي عن الفساد وعدمه (في العبادات والمعاملات)، (آیا نهی در عبادات و معاملات موجب فساد عمل می‌شود یا نه؟)

مباحث فصل اول (ماده و صیغه نهی)

در سال گذشته، فصل اول را به‌طور کامل بیان کردیم. در این فصل مرحوم آخوند (قدّس سرّه) در چهار مطلب سخن می‌گوید که ما هم این چهار مطلب ایشان را پی می‌گیریم:

المطلب الاوّل: مفاد هیئت (لا تفعل، لا تکذب) چیست؟

بررسی اینکه وقتی می‌گوییم «لاتفعل»، «لاتکذب» و مانند آن، این صیغه چه دلالتی دارد و مفادش چیست؟ این موارد را بیان و بررسی کردیم.

المطلب الثاني: اگر مفاد هیئت طلب باشد متعلَّق طلب چیست؟

برخی فرموده‌اند مفاد نهی «طلب» است؛ یعنی «لاتفعل» یعنی از تو طلب می‌کنم که انجام ندهی. حال این سؤال مطرح می‌شود که متعلق این طلب چیست؟ آیا ترک است یا فعل؟

اگر در ذهن باشد، آنجا مفصل بحث کردیم که:

     اگر متعلق طلب «ترک» باشد، ترک یک امر عدمی است. عدم را چگونه می‌توانیم طلب کنیم؟ طلب کنیم که نباشد؟

     آیا متعلق طلب «فعل» است یا «ترک»؟

در این زمینه اختلافاتی میان بزرگان بود که بحث کردیم (فراجع).

المطلب الثالث: سوم: دلالت نهی بر دوام و تکرار

آیا نهی دلالت بر دوام و تکرار دارد یا نه؟ مثلاً وقتی می‌گوید «لاتکذب»، آیا معنایش این است که یک بار دروغ نگو، یا ابداً نباید دروغ بگویی؟ آیا دلالت بر دوام می‌کند یا نه؟ این مبحث را نیز بررسی کردیم.

المطلب الرابع: بقای نهی پس از عصیان

اگر نهی آمد و گفت «لاتکذب»، و مکلّف مخالفت کرد و یک دروغ گفت، آیا با این عصیان، نهی ساقط می‌شود و تمام می‌گردد و دیگر نهی‌ای ندارد؟ به این معنا که بار دوم اگر دروغ بگوید اشکالی ندارد؟ بار سوم اشکالی ندارد؟

یا اینکه با عصیان مکلف، نهی ساقط نمی‌شود و همچنان باقی است؟ آیا وقتی مکلف معصیت کرد و نهی مولا را ترک نمود، نهی ساقط می‌شود یا همچنان باقی هست؟ به‌عبارت‌دیگر، آیا «لاتکذب» اولی که دروغ گفت معصیت کرد، «لاتکذب» دومی می‌آید یا همان دوباره پشت سر هم می‌آید؟

این چهار مطلب بود که در فصل اول به‌طور مفصل مطرح کردیم و درباره‌ی آن گفت‌وگو کردیم.

اما فصل دوم عبارت است از (اجتماع امر و نهی)

فصل دوم در باب اجتماع امر و نهی بود. این را هم بیان کردیم و به آن پرداختیم و بخشی از آن‌را بررسی کردیم.

پیشینه تاریخی بحث اجتماع امر و نهی

این بحث از جهت تاریخ سابقه‌ی بسیار طولانی دارد، اگرچه از زمان شیخ و بعد آن بیشتر و با تفصیل بیشتری مورد توجه واقع شده است.

مثال عمده‌ی این بحث همان «صلاة در دار مغصوبه» است که هم امر دارد و هم نهی.

در این مثال:

     از یک‌سو امر داریم: وقت نماز است و مولا می‌فرماید «صَلِّ»

     از سوی دیگر نهی داریم: در خانه مردم (دار غصبی) می‌فرماید «لاتغصب» و «در آنجا نباش»

     اینجا هم امر وجود دارد و هم نهی. بررسی می‌کنیم که آیا این اجتماع امکان‌پذیر است یا نه؟

اقوال مطرح در مسئله

آنچه که از بیان مرحوم صاحب کفایه برمی‌آید این است که مسئله اجتماع و امر و نهی از جهت اینکه آیا جایز است یا خیر؟ دارای سه قول اساسی است.

اما با اندک تأملی در مسئله و اقوال آن شاید بهتر باشد که بگوییم چهار قول در مسئله وجود دارد.

قول اول: ممتنع دانستن اجتماع امر و نهی در شئ واحد

مرحوم صاحب کفایه معتقد به امتناع هستند و بر این عقیده‌اند که اصلاً امکان ندارد که اجتماع امر و نهی بشود. برخی دیگر نیز همانند شیخنا الاستاذ آیت‌الله مکارم شیرازی در کتاب «انوار الاصول» این نظریه را پذیرفته‌اند.

ولی درمجموع قول به امتناع در میان قدما شهرت بیشتری دارد و امتناعیون عمدتاً از قدما هستند.

قول دوم: قول به‌جواز اجتماع امر و نهی در شئ واحد

این قول در میان متأخرین مطرح است و از شهرت بیشتری برخوردار است؛ زیرا این اجتماع با دو عنوان انجام می‌شود.

از قائلان این نظر می‌توان به میرزای قمی، شیخ انصاری، محقق نائینی، شهید صدر، مرحوم امام خمینی و دیگران اشاره کرد.

قول سوم: قول به‌تفصیل بین جواز عقلی و امتناع عرفی

برخی قائل به‌تفصیل شده و چنین گفته‌اند که این امر هرچند ازنظر عقلی محال نیست و عقل آن‌را ممتنع نمی‌داند، اما از دیدگاه عرفی ممتنع و نارواست؛ بنابراین، جواز عقلی و امتناع عرفی دارد.

قول چهارم: قول به‌تفصیل بین اینکه ترکیب اتحادی، امتناع دارد و ترکیب انضمامی، جواز دارد

این قول می‌گوید: اگر ترکیب اتحادی باشد (یعنی این دو یکی شوند) ممتنع است، اما ترکیب انضمامی (یعنی دو چیز جدا در کنار یکدیگر برای یک نفر قرار گیرند) بلامانع است و اشکال ندارد. این دیدگاه با نظر سید خویی (ره) سازگاری بیشتری دارد و پیش‌تر از آن گذشتیم.

البته قبل از ورود به‌بحث به‌طور تفصیلی مقداری درباره برخی مقدمات گفتگو کردیم

    1. تأملی در عنوان بحث (چیستی عنوان بحث)

    2. مقصود از واحد در عنوان چیست؟

این اجتماع امر و نهی در شیء واحد، این «واحد» یعنی چه؟ کدام واحد مدنظر است؟ وحدت در مقابل چیست؟

    3. فرق اجتماع امر و نهي با مسئله دلالت نهی بر فساد

این اجتماع امر و نهی با دلالت نهی بر فساد چه فرقی دارد؟ این‌ها را سال گذشته به‌طور مفصّل بیان کردیم و توضیح دادیم.

مشهور بلکه اتفاق بر این است که این دو مسئله از هم جدا هستند و عین هم نیستند، هرچند به هم نزدیک است. غیر مشهور و قول نادر گفته می‌شود که این دو مسئله، یکی است. در اجتماع امر و نهی، امر و نهی است و در دلالت نهی بر فساد در عبادت هم امر و نهی است.

    4. ماهیت مسئله(اجتماع امر و نهی مسئله اصولیه، یا فقهیه، یا کلامیه است؟)

یکی از مقدماتی که صاحب کفایه در ضمن ده مقدمه مطرح فرموده، این است که مسئله‌ی اجتماع امر و نهی در شیء واحد، از مسائل کدام علم است؟ آیا از مسائل علم اصول است، یا علم کلام، یا علم فقه؟ و نیز در علم اصول، آیا از مبادی تصدیقیه آن به‌شمار می‌آید یا از مبادی احکامیه‌اش؟

البته ایشان پیش‌ازاین بیان داشته که می‌توان قائل به تداخل مسائل در علوم مختلف شد؛ بدین معنا که برخی مسائل هم‌زمان هم در این علم و هم در علوم دیگر قابل طرح باشند. در اینجا نیز به‌همین دیدگاه پایبند است و معتقد است که مسئله‌ی اجتماع امر و نهی بر مسائل چند علم منطبق می‌باشد.

    5. اجتماع امر و نهی مسئله عقلیه یا لفظیه است؟

درباره اجتماع امر و نهی که آیا یک مسئله عقلیه است یا یک مسئله لفظیه؟ یعنی آیا با لفظ «لاتفعل» و لفظ «صَلّ» و «افعل» دو تا بحث دلالت لفظی داریم، یا اینکه اجتماع و امتناع آن بحث عقلی است و لفظی نیست؟

مرحوم صاحب کفایه دراین‌باره تصریح می‌کند که بحث از اجتماع امر و نهی، تماماً و صددرصد عقلی است و الفاظ «امر» و «نهی» هیچ دخالتی در آن ندارند. به‌بیان‌دیگر، این مسئله هرچند با استفاده از عنوان «امر» و «نهی» نام‌گذاری شده، اما موضوع بحث، مفاهیم کلی این دو (به‌عنوان دو حکم شرعی) است نه لفظ آن‌ها؛ بنابراین، جایی برای بحث از ظهور لفظ یا دلالت لفظی در جواز یا امتناع اجتماع وجود ندارد و آنچه مورد نظر است، حکم عقل در امکان یا استحاله‌ی اجتماع این دو حکم در یک موضوع است

    6. آيا مسئله اجتماع امر و نهی شامل همه انواع واجبات و محرمات می‌شود يا اختصاص به بعض دارد؟

مقدمه‌ی دیگری که در کفایه مورد بحث قرار گرفته، این است که آیا محل نزاع در مسئله‌ی اجتماع امر و نهی، اختصاص به‌برخی انواع خاص از اوامر و نواهی دارد یا شامل تمامی اقسام آن می‌شود؟ به‌عبارت‌دیگر، آیا این بحث، همه‌ی اوامر و نواهی را در بر می‌گیرد -اعم از نفسی و غیری، تعیینی و تخییری، عینی و کفایی- یا فقط به‌برخی از آن‌ها اختصاص دارد؟

در اینجا دو دیدگاه مطرح شده است: قول به شمول (که مسئله را شامل تمام اقسام می‌داند) و قول به‌عدم شمول (که آن‌را مختص به‌برخی انواع خاص می‌شمرد).

این‌ها گزارشی بود از بحثی که در سال گذشته ارائه دادیم. بعد از این مقدمات، می‌خواهیم وارد به‌خود بحث اجتماع امر و نهی شویم که آیا اجتماع امر و نهی ممکن است یا ممکن نیست؟

تمامی مباحثی که در سال گذشته مطرح شد، مقدماتی برای ورود به اصل مسئله بود که إن‌شاءالله در جلسات آینده، اصل مسئله را پی خواهیم گرفت.

logo