« فهرست دروس
استاد سيدابوالفضل طباطبایی
درس فقه

1404/08/17

بسم الله الرحمن الرحيم



 

درس خارج فقه

سال تحصیلی (1404 – 1405)

«مشهد مقدس»

 

توسط استاد:

سيد ابوالفضل طباطبايي اشکذری

مؤسسه علمی فرهنگی جبل‌الصبر

درس بیست و هشتم: (شنبه 17/08/1404 - 17 جمادی‌الاولی 1447)

الباب الخامس: أحكام المسجد

الفصل الثاني: محرمات المسجد

الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد (تحقيق حول نجاسة وطهارة اهل الكتاب)

الادلة في المقام: (ادلة القول بطهارة اهل الکتاب) - الثاني: الاستدلال بالسنة

جایگاه بحث و سیر کلی استدلال

بحث در مقام نقل ادله‌ی قائلان به‌طهارت اهل کتاب بود. پیش‌تر روایات قائلان به‌نجاست را خواندیم و در همه آن‌ها اشکال کردیم و گفتیم قابلیت استدلال برای نجاست اهل کتاب را ندارند، سپس روایات دال بر طهارت را بررسی کردیم.

همان‌طورکه گفتیم حجم روایات دراین‌باره متضافره است و شاید نیاز نباشد همه را بررسی کنیم، اما شاید دیگر لازم نباشد بقیه روایات را با حجمی که دارد بیان کنیم. اکنون یک روایت دیگر را بررسی می‌کنیم، سپس سراغ تحلیل این دو طایفه از روایات خواهیم رفت.

خبر عمار ساباطی

سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّال‌ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ الْمَدَائِنِيِّ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ هَلْ يَتَوَضَّأُ مِنْ كُوزِ أَوْ إِنَاءِ غَيْرِهِ إِذَا شَرِبَ عَلَى أَنَّهُ يَهُودِيٌّ فَقَالَ: «نَعَمْ قُلْتُ فَمِنْ ذَاكَ الْمَاءِ الَّذِي يَشْرَبُ مِنْهُ قَالَ نَعَمْ»[1] ؛

عمار ساباطی، از امام صادق نقل کرده است که گفت: از ایشان پرسیدم: آیا مرد می‌تواند از کوزه یا ظرفِ شخص دیگری وضو بگیرد؛ [یعنی ممکن است آب در ظرف تمام‌شده و دوباره در آن آب ریخته و وضو گرفته است یا از سؤر (نیم‌خورده) آن آب وضو گرفته است؛ آیا می‌شود با آب وضو گرفت؟] اگر آن شخص با این باور که یهودی است از آن نوشیده باشد؟ امام فرمود: بله. گفتم: حتی از همان آبی که او از آن می‌نوشد؟ فرمود: بله.

کیفیت استدلال

علی‌الظاهر این روایت بر طهارت اهل کتاب دلالت دارد و دلالتش نیز تام است، زیرا یهودی مصداق اهل کتاب است و هنگامی‌که از این ظرف آب می‌خورد و مابقی آب می‌ماند؛ اگر نجس باشد قطعاً و بدون شک این آب باید نجس شده باشد و وضو با آن نیز جایز نیست؛ پس حال که امام بر این مورد اشکال نگرفت و فرمود می‌تواند از اضافه‌ی آب ظرف یهودی وضو بگیرد؛ این بر نجاست ذاتی یهودی دلالت ندارد، بلکه اگر شراب یا گوشت مردار خورده باشد، نجاستش عارضی است. روایت مطلق به یهودی اشاره می‌کند و امام نیز اشکال نگرفتند؛ یعنی تا زمانی‌که دلیل دیگری بر عارض شدن نجاست نباشد این آب طاهر است و این یهودی نیز طاهر است. دلالت این روایت بر طهارت اهل کتاب واضح و تام است و اشکالی بر آن بار نمی‌شود.

جمع‌بندی روایات طهارت اهل کتاب

روایات در این باب فراوان است، اما از یک مضمون برخوردار بودند؛ ازاین‌رو بیش از این به آن‌ها نمی‌پردازیم.

روایات مطرح‌شده در قسم دوم (طهارت اهل کتاب) دارای ویژگی‌های زیر بود:

    • دلالتشان بر طهارت اهل کتاب واضح و تام بود.

    • هیچ‌کدام از روایات مبهم و مجمل نبودند.

    • احتمال خلاف در آن داده نمی‌شد.

    • سند روایات صحیحه بود؛ به‌عبارت‌دیگر نص در طهارت بودند و ظهور در طهارت نداشتند؛ یعنی اگر ظاهر در این معنا بودند احتمال معنای دیگر و خلاف آن نیز وجود داشت، اما اگر گفتیم این عبارت نص در این معناست، احتمال خلاف در آن داده نمی‌شود.

مقایسه روایات طهارت با روایات نجاست اهل کتاب

فقهای بزرگ نیز روایات طهارت اهل کتاب و نجاست اهل کتاب را دیدند. مشهور قدما قائل به‌نجاست اهل کتاب بودند، حتی متأخرین نیز این‌گونه هستند، اما قرآن بر هیچ طرف (طهارت و نجاست اهل کتاب) دلالت نمی‌کند. روایات قائلان به‌نجاست اهل کتاب بسیار ابهام و اجمال داشت؛ به‌نجاست اهل کتاب تصریح نکرده بودند؛ احتمال خلاف در همه روایات می‌رفت، اما روایات باب طهارت واضح و صریح بود؛ هیچ احتمال خلافی داده نمی‌شد. اینکه امام فرمودند از کوزه یهودی که آب نوشیده است می‌توانی وضو بگیری؛ آیا احتمالی غیر از طهارت آب داده می‌شود؟ احتمال هیچ خلافی در اینجا نیست.

فقها از قول مشهور متعجب شدند که چگونه باوجوداین همه روایات قائل به‌نجاست اهل کتاب شده‌اند؟

بیان مرحوم فاضل لنکرانی

مرحوم فاضل لنکرانی در باب طهارت اهل کتاب و نجاستشان می‌فرماید:

«وأنت ترى أنّ الظاهر من هذه الروايات ومثلها ممّا تقدّم من الروايات السابقة وما لم يتقدّم، أنّ المرتكز في أذهان أصحاب الأئمّة عليهم السلام من الصدر الأوّل إلى زمان الغيبة هي الطهارة، وما أوجب ذهاب أصحابنا الإماميّة من الفقهاء المتأخّرين عن ذلك العصر إلى النجاسة، هو الروايات الواردة الظاهرة باعتقادهم في النجاسة، وقد عرفت‌ أنّه بعد إمعان النظر فيها لا دلالة لها على النجاسة، فكيف تكون النجاسة مسلّمة مأخوذة من الأئمّة عليهم السلام، بحيث لم تكن قابلة للمناقشة، ولا تكون حاجة إلى الاستدلال على النجاسة أصلًا؟!»[2] ؛

و تو می‌بینی که ظاهر این روایات و مانند آن‌ها ـ چه روایاتی که پیش‌تر [در باب نجاست اهل کتاب] گذشت و چه آن‌ها که هنوز ذکر نشده‌اند ـ این است که آنچه از اول تا زمان غیبت در ذهن یاران ائمه [از وضو گرفتن آب نیم‌خورده اهل کتاب یا روایات دیگر] ریشه داشته، طهارت [آن‌ها] بوده است؛ و آنچه موجب شده است که فقهای متأخر امامیه از [عصر غیبت] از آن دیدگاه فاصله بگیرند و قائل به‌نجاست شود، روایاتی است که به گمان آن‌ها در اعتقاد به‌نجاست ظهور دارد؛ [مقصود همان طایفه اول از روایات است، ما و قائلان به‌طهارت در آن‌ها اشکال کردیم]؛ درحالی‌که دانستی با دقت و تأمل در آن‌ها، هیچ دلالتی بر نجاست ندارند، [بلکه برخی‌ها از روایات بر طهارت دلالت داشتند؛ به‌عبارت‌دیگر آنچه سبب شده است فقها سراغ قول به‌نجاست بروند، روایات ادعایی است که ظهور در نجاست داشته است؛ یعنی فقها معتقد به این بودند، اما پس از دقت نظر در روایات به این نتیجه رسیدیم که آن‌ها بر نجاست دلالت ندارند؛ وقتی بر نجاست دلیل نبود و هیچ دلیلی بر طهارت نداشته باشیم، امر خودش به‌قاعده طهارت برمی‌گردد، زیرا نجاست دلیل می‌خواهد، اما طهارت که دلیل نمی‌خواهد؛ حرمت دلیل می‌خواهد، اما جواز دلیل نمی‌خواهد. پس هنگامی‌که ما دلیل بر منع نداشته باشیم؛ جواز ثابت است؛ البته ما در باب عبادات نیاز به‌دلیل داریم، زیرا عبادت امر می‌خواهد که بگوییم تشریع شده است؛ یعنی بدون وجود امر نمی‌شود عبادت کرد، اما در دیگر امور این‌گونه نیست]؛ پس [آن چنانکه قائلان به‌نجاست این‌طور بیان کردند که این مسئله اجماعی و مورد اتفاق است و قابل اشکال نیست]؛ چگونه می‌توان گفت که نجاست امری مسلّم و برگرفته از خود ائمه‌ بوده است، به‌گونه‌ای که قابل اشکال نباشد؛ و اصلاً نیازی به اقامه‌ی دلیل بر نجاست وجود نداشته باشد؟! [به‌عبارتی مطابق این‌همه روایات صحیحه که ظهور فراوان نیز دارند؛ چگونه همه اصحاب ائمه ذهنیت طهارت داشتند؟].

بررسی تعارض ظاهری روایات

در ابتدا دو طایفه از روایات طهارت و نجاست اهل کتاب باهم تعارض دارند؛ برخی آن‌ها را دلیل بر طهارت می‌گویند و برخی روایات را دلیل بر نجاست اهل کتاب می‌دانند. اگر میان این دو طایفه از روایات به تعارض رسیدیم چه باید کرد؟ تعارض بر دو قسم است: تعارض غیرمستقر (بدوی) و تعارض مستقر؛ هنگام روبرو شدن با تعارض بدوی، روایات را حمل یا جمع می‌کنیم و بگوییم مقصود از دو طایفه از روایات که بر نجاست دلالت می‌کند، کراهت است؛ [یعنی حرمت را بر کراهت حمل می‌کنیم] یا بگوییم هر دو روایت درست هستند؛ یعنی اگر توانستیم جمع کنیم دیگر تعارضی نیست و معلوم می‌شود تعارض بدوی بوده است؛ به‌عبارت‌دیگر در تعارض بدوی ناچار به‌اهتمام حمل یکی از روایات بر معنای خاص هستیم تا تعارض مرتفع شود.

اما اگر نتوانستیم حمل کنیم یا راه جمع‌کردن را نتوانستیم پیدا نکردیم؛ آنجا باب تعارض مستقر می‌شود و در این هنگام باید به مرجحات دلیل رجوع کرد، زیرا تعارض، تعارض ادله است؛ یعنی باید دلیلیت دو دلیل احراز شود و پس‌ازآن می‌گوییم این تعارض مستقر است؛ ازاین‌رو سراغ مرجحات می‌رویم، اما اگر قبل آن راهی برای جمع بین روایات ایجاد کردیم و گفتیم دو طایفه روایات با دو معنا جمع شد؛ می‌گوییم این دو طایفه روایات صحیح هستند و تعارضی میانشان نیست.

برخی از فقها مانند شیخ انصاری[3] و دیگران در اینجا قائل به تعارض مستقر میان روایات شدند و به مرجحات تمسک کردند؛ مثلاً کدام روایت موافق عامه است و کدام مخالف عامه؛ ممکن است این تعارض قابل خدشه باشد یا شاید پس از بحث بگوییم اصلاً تعارضی وجود ندارد؛ همان‌طورکه نظر مختار نیز این است و ما قائلیم اصلاً تعارضی نیست و نوبت به تعارض نمی‌رسد و اگر به تعارض برسد بازهم مشکل قابل‌حل است و نجاست اهل کتاب ثابت نیست.


[1] - تهذیب الأحکام، ج1، ص224، ح24؛ وسائل الشیعة، ج1، ص229، ح3.
[2] - تفصیل الشریعة (کتاب الطهارة)، ج3، ص659.
[3] - ر.ک: کتاب الطهارة، ج5، ص105-104.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo