1404/08/12

درس خارج فقه
سال تحصیلی (1404 – 1405)
«مشهد مقدس»
توسط استاد:
سيد ابوالفضل طباطبايي اشکذری
مؤسسه علمی فرهنگی جبلالصبر
درس بیست و هفتم: (دوشنبه 12/08/1404 - 12 جمادیالاولی 1447)
الباب الخامس: أحكام المسجد
الفصل الثاني: محرمات المسجد
الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - تحقيق حول نجاسة و طهارة اهل الكتاب
الادلة في المقام - ادلة القول بطهارة اهل الکتاب - الثاني: الاستدلال بالسنة (منها: صحيحة ابراهيم بن أبي محمود الثانية)
کلام در بررسی ادله قائلین بهطهارت اهل کتاب بود. نخستین دلیل آنها استدلال بهقرآن بود که به آن اشکال کردیم و گفتیم آیه در مقام طهارت و نجاست نیست. دومین دلیل، استدلال بهسنت (روایات) بود. بخشی از روایات را در ضمن روایات استدلال شده قائلان بهنجاست اهل کتاب بیان کردیم[1] . به آنها اشکال کردیم و گفتیم دلالت آنها بر طهارت اهل کتاب است و دال بر نجاستشان نیست. افزون بر این روایات، «صحیحه ابراهیم بن ابی محمود»[2] از دیگر ادله قائلان بهطهارت اهل کتاب را بررسی کردیم و علیرغم اشکالاتی که به آن شده بود، اما دلالتش را تام دانستیم.
صحیحه دوم ابراهیم بن ابی محمود
اکنون به دومین روایت میپردازیم که قائلان بهطهارت اهل کتاب در مقام ادله بدان استدلال کرده بودند. ابراهیم بن ابی محمود در روایت دیگری از امام رضا درباره عمل اهل کتاب سؤال پرسیده است.
متن روایت اینچنین است:
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا الْخَيَّاطُ أَوِ الْقَصَّارُ يَكُونُ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّاً وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يَبُولُ وَ لَا يَتَوَضَّأُ مَا تَقُولُ فِي عَمَلِهِ، قَالَ: «لَا بَأْس»[3] ؛
از ابراهیم بن ابی محمود نقل شده است که گفت: به امام رضا عرض کردم: خیاط یا رختشوی که یهودی یا نصرانی باشد، درحالیکه تو میدانی او بول میکند و وضو نمیگیرد، دربارهی کار او چه میفرمایید؟ امام فرمود: «اشکالی ندارد».
امام در روایت نخست روایت فرمودند: «لَا بَأْسَ تَغْسِلُ يَدَيْهَا»؛ اشکالی ندارد، دستهایش را میشوید و اینجا فرمودند: اشکالی در خیاطی و رختشوی آنها نیست.
کیفیت استدلال
کیفیت استدلال به این روایت اینگونه است که امام اجازه خیاطی کردن و رختشوی یهودی و نصرانی را برای مسلمانان دادند؛ حالآنکه نجاست خیاط و رختشوی ملازم با نجاست لباس است؛ یعنی اگر آنها نجس باشند حتماً لباسی که میدوزند و میشویند نجس است؛ البته ممکن است بگوییم دستان خیاط مرطوب نبوده است و مشکلی ایجاد نشده است، اما درباره قصار (رختشوی) اینچنین نیست [زیرا او با آب سروکار دارد]، اما بااینوجود امام فرمودند اشکالی ندارد و اجازه دادند؛ از این معلوم میشود که اهل کتاب نجاست ذاتی ندارند؛ پس طهارت ایشان کشف میشود.
تأیید دلالت روایت در کلام فقها
بسیاری از بزرگان تصریح کردند که این روایت بر طهارت اهل کتاب دلالت میکند، حتی قائلان بهنجاست اهل کتاب نیز فرمودند این روایت بر طهارت دلالت میکند.
مرحوم سید خویی
مرحوم سید خویی در تأیید دلالت روایت مبنی بر طهارت اهل کتاب میفرماید: «وهذه الرواية وان أمكن حملها - بالاضافة إلى الخياط - على صورة عدم العلم بملاقاة يده الثوب رطبا إلا انها بالاضافة إلى القصار مما لا يجري فيه هذا الاحتمال لانه يغسل الثوب بيده وحيث انه - - نفى البأس عن عمله فتستفاد منه طهارة أهل الكتاب وعدم تنجس الثوب بملاقاتهم رطبا»[4] ؛
این روایت را درباره خیاط، میتوان بهصورت علم نداشتن به تماس دست او (خیاط) با لباس در حال رطوبت حمل کرد، اما در مورد قصّار (رختشوی) چنین احتمالی جریان ندارد؛ زیرا او لباس را با دست خود میشوید؛ و ازآنجاکه امام انجام کار او را بدون اشکال دانسته است، از این مطلب طهارت اهل کتاب استفاده میشود و اینکه لباس با تماسِ رطوبت آنان نجس نمیگردد.
پس این روایت مانند روایت قبلی صحیحه است؛ دلالتش نیز بر طهارت اهل کتاب تام است و اشکال به آن برنمیگردد.
صحیحه معاویه بن عمار
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الثِّيَابِ السَّابِرِيَّةِ يَعْمَلُهَا الْمَجُوسُ وَ هُمْ أَخْبَاثٌ وَ هُمْ يَشْرَبُونَ الْخَمْرَ وَ نِسَاؤُهُمْ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ أَلْبَسُهَا- وَ لَا أَغْسِلُهَا وَ أُصَلِّي فِيهَا قَالَ: «نَعَمْ. قَالَ: مُعَاوِيَةُ فَقَطَعْتُ لَهُ قَمِيصاً وَ خِطْتُهُ وَ فَتَلْتُ لَهُ أَزْرَاراً وَ رِدَاءً مِنَ السَّابِرِيِّ ثُمَّ بَعَثْتُ بِهَا إِلَيْهِ فِي يَوْمِ جُمُعَةٍ حِينَ ارْتَفَعَ النَّهَارُ فَكَأَنَّهُ عَرَفَ مَا أُرِيدُ فَخَرَجَ فِيهَا إِلَى الْجُمُعَةِ»[5] ؛
معاویه بن عمار گفت از امام صادق پرسیدم درباره لباسهای سابِری[6] که مجوس آنها را میسازند ـ درحالیکه آنها ناپاکاند؛ [یعنی نجاست ظاهری دارند]، شراب مینوشند و زنانشان نیز بر همان وضع هستند؛ [یعنی لباسی که زنانشان میبافند نیز همینطور است] ـ آیا میتوانم آن لباسها را بپوشم، بدون اینکه بشویم و در آنها نماز بخوانم؟ امام فرمود: بله؛ معاویه بن عمار میگوید: پس برای امام، پیراهنی بریدم و دوختم و دکمههایش را تابیدم و ردایی از پارچه سابِری تهیه کردم، سپس آنها را روز جمعه، وقتی روز بالا آمده بود (نزدیک وقت نماز جمعه) برای ایشان فرستادم. گویا امام فهمید مقصود من چیست، پس با همان لباسها برای نماز جمعه بیرون آمد؛ [بهعبارتی هنگامی لباس را برای امام فرستاد که ایشان فرصت شستن، خشککردن و دوباره پوشیدن آنرا نداشتند؛ امام آنرا بلافاصله پوشید و برای نماز جمعه آمد].
شکی نیست این صحیحه نیز بر عدم نجاست اهل کتاب دلالت تام دارد، اما نجاست عارضی مانند نوشیدن خمر بر آنها وارد است؛ البته اگر مسلمان نیز خمر بنوشد؛ دستان و لباسش آلوده است.
اما طهارت ذاتی اهل کتاب در روایات بیشماری آمده است که به چند روایت اشاره میکنیم:
صحیحه عبدالله بن سنان
رَوَى سَعْدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلَ أَبِي أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ أَنَا حَاضِرٌ أَنِّي أُعِيرُ الذِّمِّيَّ ثَوْبِي وَأَنَا أَعْلَمُ أَنَّهُ يَشْرَبُ الْخَمْرَ وَ يَأْكُلُ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ فَيَرُدُّ عَلَيَّ فَأَغْسِلُهُ قَبْلَ أَنْ أُصَلِّيَ فِيهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: «صَلِّ فِيهِ وَ لَا تَغْسِلْهُ مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ فَإِنَّكَ أَعَرْتَهُ إِيَّاهُ وَ هُوَ طَاهِرٌ وَ لَمْ تَسْتَيْقِنْ أَنَّهُ نَجَّسَهُ فَلَا بَأْسَ أَنْ تُصَلِّيَ فِيهِ حَتَّى تَسْتَيْقِنَ أَنَّهُ نَجَّسَهُ»[7] ؛
عبدالله بن سنان گفت پدرم از امام صادق سؤال کرد و من در آنجا حاضر بودم؛ وی پرسید: من لباس خود را به یک ذمی قرض دادهام و میدانم که او شراب مینوشد و گوشت خوک میخورد. آیا وقتی لباس را برگرداند، قبل از نماز باید آنرا بشویم؟ امام صادق فرمود: «با همان لباس نماز بخوان و بهخاطر آن کار نیازی به شستنش نیست، زیرا تو لباس را به او قرض دادی و او پاک است و تو یقین نکردهای که نجسش کرده است؛ پس اشکالی ندارد تا اینکه یقین کنی که او را نجس کرده است؛ [مثلاً در این لباس خمر خورده است و دستانش با آن تماس داشته است]».
روایت ابو جمیله
وَرَوَى أَبُو جَمِيلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ ثَوْبِ الْمَجُوسِيِّ أَلْبَسُهُ وَأُصَلِّي فِيهِ قَالَ: «نَعَمْ. قَالَ: قُلْتُ يَشْرَبُونَ الْخَمْرَ قَالَ: نَعَمْ. نَحْنُ نَشْتَرِي الثِّيَابَ السَّابِرِيَّةَ فَنَلْبَسُهَا وَلَا نَغْسِلُهَا»[8] ؛
ابو جمیله از امام صادق روایت نقل کرده است که از ایشان درباره لباس مجوسیها پرسیدم که آیا جایز است لباسى را كه از مجوسیها ميخريم يا ايشان ميبافند؛ بدون شستن بپوشم و با آن نماز بخوانم؟ امام فرمودند: بله، گفتم: آنها معمولاً شراب میخورند. امام فرمودند: ما از آنها لباس سابری میخریم؛ میپوشیم و آنرا نمیشوییم.
کیفیت استدلال
سائل از امام میپرسد نمازخواندن در لباسی که از مجوسی میخریم یا آنرا میبافند و ما بدون شستن استفاده میکنیم؛ چگونه است؟ حالآنکه آنها شرب خمر نیز میکنند؛ امام فرمودند اشکالی ندارد و این نشان از عدم نجاست ذاتی اهل کتاب دارد و نجاست ظاهری نیز مانند بقیه موارد است؛ مثلاً اگر شما به یک مسلمان که شرب خمر میکند و رعایت نجاست و طهارت را نمیکند لباست را دادی تا بروز یقین از نجاست لباس، برای شما طاهر است؛ مانند این روایات در باب طهارت ذاتی اهل کتاب و عدم نجاست ذاتی آنها فراوان و متضافره است که بهبرخی از آنها جلوتر خواهیم پرداخت.