1404/07/28
الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - حول نجاسة وطهارة اهل الكتاب - الادلة في المقام - الاستدلال بالروايات - الطائفة الاولی: القسم الثالث - ما يدل على النهي عن الأكل من آنيتهم/الفصل الثاني: محرمات المسجد /أحكام المسجد
موضوع: أحكام المسجد/الفصل الثاني: محرمات المسجد /الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - حول نجاسة وطهارة اهل الكتاب - الادلة في المقام - الاستدلال بالروايات - الطائفة الاولی: القسم الثالث - ما يدل على النهي عن الأكل من آنيتهم
منها: صحيحة إسماعيل بن جابر وعبدالله بن طلحة
بحث در بررسی ادله نجاست کفار ازجمله اهل کتاب بود؛ چند طایفه روایات در اینجا مطرح بود. دو قسم از طایفه نخست را با عنوان «نهی از مصافحه با اهل کتاب» و «نهی از همسفره شدن با اهل کتاب» را خواندیم.
بررسی قسم نخست: نهی استفاده از ظروف اهل کتاب
اکنون بر اساس قائلان بهنجاست کفار، بهویژه اهل کتاب، روایات قسم سوم با عنوان «نهی استفاده از ظروف اهل کتاب» را مطرح میکنیم که شامل چند روایت میشود. استدلال ایشان این است که این ظرف نجس است، زیرا اهل کتاب با این ظروف مرتبط هستند و در آنها غذا میپزند و تناول میکنند.
روایت نخست: صحیحه اسماعیل بن جابر و عبدالله بن طلحه
عَنْهُ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ مُحَمدِ بْنِ سِنَانٍ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ وَعَبْدِ اللهِ بْنِ طَلْحَةَ، قَالا: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ: «لَا تَأْكُلْ مِنْ ذَبِيحَةِ الْيَهُودِي وَلَا تَأْكُلْ فِي آنِيَتِهِم»[1] [2] [3] ؛ اسماعیل بن جابر و عبدالله بن طلحه گفتند که امام صادق فرمودند: از ذبیحه (قربانی) یهودی نخور و در ظرفهای آنان غذا نخور.
این روایت اطلاق دارد و نهی نیز صریح هست که در ظرفهای آنها غذا نخور.
کیفیت استدلال
کیفیت استدلال اینچنین است که علت نهی بهخاطر این است که ظرف متعلق بهاهل کتاب است و آنها در آن غذا میخورند؛ اهل کتاب نیز نجس بودند؛ بنابراین ظرفشان نیز نجس است. پس این روایت بر نجاست اهل کتاب دلالت میکند. در ادامه بهدیگر روایات این قسم اشاره میکنیم، سپس نکتههای آنها را بیان میکنیم تا ببینیم آیا قابلپذیرش هستند یا نه؟
روایت دوم: صحیحه محمد بن مسلم
عَنْهُ، عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ، عَنِ الْعَلَاءِ، عَنْ مُحَمدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَنْ آنِيَةِ أَهْلِ الذمةِ وَالْمَجُوسِ؟ فَقَالَ: «لَا تَأْكُلُوا فِي آنِيَتِهِمْ وَلَا مِنْ طَعَامِهِمُ الذِي يَطْبُخُونَ وَلَا مِنْ آنِيَتِهِمُ التِي يَشْرَبُونَ فِيهَا الْخَمْر»[4] [5] ؛
محمد بن مسلم گفت از امام باقر درباره ظرفهای اهل ذمه و مجوسی پرسیدم؛ ایشان فرمودند: در ظرفهای ایشان و از غذاهایی که ایشان میپزند چیزی نخورید و در ظرفهایی که در آنها خمر مینوشند چیزی ننوشید.
کیفیت استدلال
کیفیت استدلال بهروایت اینگونه است که امام استفاده از مطلق ظرفهای آنها و استفاده از غذاهای پختهشده توسط اهل کتاب را نهی فرموده است و این حکایت از نجاست آنها و غذایشان دارد، زیرا اینها با ظرف ارتباط دارند؛ همچنین با قید خمر از نوشیدن در ظرفهایی که آنها خمر مینوشیدند نیز نهی فرمودند، زیرا خمر نجس است.
اشکال بهروایت
به هر دو روایت اشکال شده است؛ مرحوم سید گلپایگانی ازجمله کسانی است که اشکالاتی را بیان کرده است. ایشان پس از کیفیت استدلال، اشکالات را مطرح کردند. عبارت سید گلپایگانی اینچنین است:
«تقريب الاستدلال بها ان المقصود من طعامهم المطبوخ الذي نهى عن اكله على ما هو الظاهر، الطعام الرطب الذي باشروه بأبدانهم حين صنعه وطبعه فقلما يتفق طبخ غذاء مع عدم مباشرة يد الطابخ له بخلاف غير المطبوخ أو الفواكه، فلو أخذ المسلم من بيت الكتابي تفاحا أو بطيخا مثلا وشقه بسكين طاهر فلا اشكال فيه من ناحية الطهارة لعدم مباشرة بدنه له واما ما طبخه الذمي فهل يكون المسلم على وثوق واطمئنان من ذلك؟ لا بل الاطمئنان حاصل بملاقاته ونجاسته وكذا آنيتهم نجسة لأجل مباشرتهم لها. واما ما ترى من تقييدها في الرواية بقوله: التي يشربون فيهما الخمر. فهذا لنكتة خاصة راعاها الامام وهي ان فقهاء العامة كانوا يقولون بطهارتهم، وسواد الناس وعوامهم يقلدونهم طبعا في ذلك كما في سائر الأمور فكانوا هم ايضا يقولون بطهارتهم. وكان ائمة أهل البيت بصدد تحذير الناس عن مخالطة الكفار، والحكم بنجاستهم وكانوا صلوات إله عليهم أجمعين يهتمون بمعايش العباد وصلاح الأمة والاحتفاظ على نفوس الشيعة والدماء الزاكية وحيث انه لم يمكن لهم مخالفة العامة بالصراحة فلذا يحتالون في ذلك، وكان ذكر قيد (التِي يَشْرَبُونَ فِيهَا الْخَمْر) من هذا الباب، فهو نحو احتيال في مخالفة العامة ونوع فرار من شرهم وأذاهم، لان الشيعة كانوا يجتنبون عن مطلق أوانيهم، وعلى الجملة فإن الإمام يظهر ان الاجتناب عنها لأجل أنهم يشربون فيها الخمر لا لكونها أواني لهم وانهم نجس. فانقدح بذلك ان دلالة هذه الرواية على نجاستهم تامة جدا وليس فيها اى نقصان وذلك للملازمة بين وجوب الاجتناب المستفاد من النهى وبين النجاسة» [6] ؛
تقریب استدلال به این روایت چنین است که مقصود از «غذای آنان» ـ یعنی غذایی که خوردن آن نهی شده، علیالظاهر [روایت] ـ غذای مرطوبی (پختهای) است که هنگام تهیه و پخت، با بدنهایشان آنرا لمس کردهاند، زیرا بهندرت اتفاق میافتد غذایی پخته شود بدون آنکه دستِ آشپز با آن تماس پیدا کند، برخلاف غذاهای ناپخته یا میوهها؛ بنابراین اگر مسلمان از خانه یک کتابی، مثلاً سیب یا هندوانهای بردارد و آنرا با چاقویی پاک ببرد، از جهت طهارت هیچ اشکالی ندارد؛ چون بدن کتابی با آن تماس نداشته است، اما آنچه ذمی آنرا پخته، آیا مسلمان میتواند نسبت به آن وثوق و اطمینان داشته باشد؟ خیر، بلکه اطمینان به ملاقات (تماس) و نجاست آن حاصل است؛ و همچنین ظروف آنها نیز بهسبب تماس مستقیمشان با ظروف نجس است، [سؤال این است صدر روایت به جمله «لَا تَأْكُلُوا فِي آنِيَتِهِمْ» اطلاق دارد، اما ذیل روایت مقید به «يَشْرَبُونَ فِيهَا الْخَمْر» است؛ آیا این قید صدر روایت را مقید میکند یا فقط در خودش توقف دارد؟ سید گلپایگانی دراینباره فرموده است]: اما آنچه در روایت میبینی که به این قید مقید شده است: «ظرفهایی که در آنها خمر مینوشند»، این بهجهت نکتهای خاص است که امام آنرا رعایت فرموده؛ و آن اینکه فقیهان عامه قائل بهطهارت آنان بودند و توده مردم و عوام نیز طبعاً در اینگونه امور از آنان تقلید میکردند و خود نیز به طهارتشان قائل بودند. درحالیکه ائمه اهلبیت درصدد هشدار دادن مردم از اختلاط با کافران و بیان حکم بهنجاست آنان بودند و آن بزرگواران سخت به معیشت مردم، صلاح امت و حفظ جان شیعیان و خونهای پاک اهمیت میدادند؛ و ازآنجاکه مخالفت صریح با عامه برایشان ممکن نبود، ازاینرو در این مسئله تدبیر و چارهاندیشی میکردند؛ و ذکر قید «ظرفهایی که در آنها خمر مینوشند» از همین باب است. این درواقع نوعی حیله در مخالفت با عامه و گونهای گریز از شر و آزار آنان بود؛ زیرا شیعیان از همه ظروف آنان اجتناب میکردند و بهطورکلی، امام چنین وانمود میکند که اجتناب از این ظروف بهسبب نوشیدن خمر در آنهاست؛ [یعنی نجاستشان عارضی است و ذاتی نیست]، نه به این خاطر که آن ظرفها متعلق به آنهاست یا اینکه خودِ آنان [ذاتاً] نجس هستند. [سؤال پیش میآید که آیا سید گلپایگانی میخواهد بگوید امام در مقام تقیه است؟ بله، ایشان در مقام تقیه بوده است، حکم واقعی را بهگونهای فرمودند که به شیعیان اینچنین القا شود که دشمن نیز خیال کند که با او مخالف نیستیم؛ بنابراین بر اساس آنچه سید گلپایگانی تبیین کردند روایت در مقام تقیه نیست که بگوییم قابل تمسک نیست؛ ازاینرو فرمودند] از این بیان روشن میشود که دلالت این روایت بر نجاست اهل کتاب بسیار کامل است و هیچ کاستی در آن وجود ندارد؛ و این بهسبب ملازمه میان «وجوب اجتناب» که از نهی موجود در روایت استفاده میشود و میان «نجاست» است.
هنگامیکه فرمودند از ظروف آنها اجتناب کن؛ لازمهاش این است که نجاست است؛ ازاینرو از آنها اجتناب کن؛ و اگر نجس نباشد نیازی به اجتناب نخواهد بود که امام توصیه کند؛ البته ما عبارت سید گلپایگانی را بیان میکنیم که فرمودند دلالت روایت بر نجاست اهل کتاب از باب ملازمه میان وجوب اجتناب که از نهی در روایت استفاده میشود و نجاست کامل و تمام است؛ یعنی چون اهل کتاب نجس هستند باید اجتناب کنید و اینکه ملازمه هست به این معناست که هر جا نجس باشد باید اجتناب شود و این دلیل بر نجاست است.