« فهرست دروس
استاد سيدابوالفضل طباطبایی
درس فقه

1404/07/21

بسم الله الرحمن الرحيم

الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - حول نجاسة وطهارة اهل الكتاب - الادلة في المقام (الاستدلال بالروايات)/الفصل الثاني: محرمات المسجد /أحكام المسجد

 

موضوع: أحكام المسجد/الفصل الثاني: محرمات المسجد /الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - حول نجاسة وطهارة اهل الكتاب - الادلة في المقام (الاستدلال بالروايات)

 

بحث در محرمات مسجد در مسئله حرمت ورود کافر به‌مسجد بود، اما به این موضوع می‌پرداختیم که اهل کتاب چون قسمی از کفار هستند؛ آیا نجس هستند و ورودشان به‌مسجد حرام است یا نه؟ در مقام ادله به‌بیان روایات رسیدیم و ابتدا روایات دال بر نجاست اهل کتاب را بیان می‌کنیم، سپس روایات دال بر طهارت آن‌ها را ذکر می‌کنیم. روایات دال بر نجاست به چند طایفه تقسیم می‌شود. طایفه نخست خود به پنج دسته تقسیم می‌شود:

• نهی از مصافحه با اهل کتاب

• نهی از هم‌غذا شدن با اهل کتاب

• نهی استفاده از ظروف اهل کتاب

• نهی از خوردن نیم‌خورده اهل کتاب

• نهی از حمام رفتن با اهل کتاب و استفاده از یک آب برای شستن

بررسی قسم نخست: نهی از مصافحه با اهل کتاب

در بررسی دسته نخست یک روایت را از بیان کردیم که بااینکه از جهت سند صحیح بود، اما دلالتش تام نبود و بر آن اشکال وارد شد و درنهایت گفتیم این روایت قابلیت استدلال بر نجاست اهل کتاب را ندارد.

روایت دوم: ابو بصیر

محمد بن يعقوب عن حُمَيْد بْن زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ‌فِي مُصَافَحَةِ الْمُسْلِمِ الْيَهُودِيَّ وَ النَّصْرَانِيَّ قَالَ: «مِنْ وَرَاءِ الثَّوْبِ فَإِنْ صَافَحَكَ بِيَدِهِ فَاغْسِلْ يَدَكَ»[1] ؛

ابو بصير از يكى از دو امام باقر و صادق(علیهماالسلام) روایت كند كه درباره مصافحه مسلمان با يهود و نصرانى فرمود: از پشت لباس باشد، پس اگر با دستش تو را مصافحه کرد دستت را بشوى.

کیفیت استدلال

کیفیت استدلال به این روایت این‌گونه است که همچون روایت نخست صحبت از شستن دست پس از مصافحه است و از این مقام برداشت می‌شود که با مصافحه دست شما نجس می‌شود؛ ازاین‌رو باید دستتان را آب بکشید؛ در این روایت نیز همین‌طور است و می‌خواهند بفرمایند مصافحه مسلمان با یهودی اگر از پشت لباس نباشد دست شما نجس می‌شود؛ پس این دلیل می‌شود که یهودی و نصرانی نجس‌اند که به‌هنگام مصافحه با او دست ما نجس می‌شود و باید آب کشید.

اشکال در استدلال به‌روایت ابو بصیر

بر این استدلال اشکالاتی وارد است که مشابه اشکالات مطرح‌شده در روایت اول است:

أ‌. انتقال نجاست مشروط به‌وجود رطوبت است و در صورت خشک بودن دست دو طرف، نجاست منتقل نمی‌شود. پس همچون روایت پیشین لازمه‌اش تصرف در روایت است و بگوییم مقصود از مصافحه با دست مرطوب است؛ ازاین‌رو امام می‌فرماید دستان را بشوی و این دلیل بر نجاست یهودی و نصرانی است که هنگام مصافحه با آن‌ها نجاست منتقل شده است؛ پس برای دلالت روایت باید این تصرف را داشته باشیم، حال‌آنکه این تصرف خلاف ظاهر است.

ب‌. تصرف دیگر این است که بگوییم امر «اغسل» بر وجوب دلالت نمی‌کند و بر استحباب دلالت دارد؛ یعنی اینجا دست نجس نمی‌شود، بلکه این شستن دست برای اظهار تنفر و عدم رضایت از اهل کتاب است، زیرا آن‌ها پیامبر ما را قبول ندارند و به‌عبارت‌دیگر با شستن دست به آن‌ها فهمانده شود از آن‌ها خوشمان نیامده است. این اظهار تنفر درجاهای دیگر [فقه] نیز آمده است؛ ازجمله اظهار تنفر و برخورد با گنه‌کار (بی‌حجاب) و عدم خوش‌رویی با او، اما باید از تحقیر پرهیز شود، زیرا گنه‌کار در نگاه اسلام بیمار است و با بیماری مبارزه می‌کنند که مداوا شود.

اشکال سومی مطرح است که میان تصرف اول و دوم کدام‌یک مقدم است؟ ظاهرش این است که دومی (اظهار تنفر) بر اولی مقدم است، زیرا اگر در قسم اول تصرف کنید و بگویید این مصافحه با دست مرطوب بوده است اشکال سوم ایجاد می‌شود و آن اشکال این است که اگر دست اهل کتاب مرطوب بود و روی لباس نیز گذاشت؛ لباس هم نجس می‌شود و باید آن‌را آب بکشید، اما امام فرمود دستانت را بشوی و نفرمود لباست را بشوی؛ اگر دستت مرطوب باشد، وگرنه دست مسلمان مرطوب بود و روی لباس اهل کتاب گذاشت و این رطوبت به‌دستش نرسید نباید دستش را بشوید و می‌گوییم مانند همان اولی است، اما اگر رطوبت دست مسلمان با رطوبت اهل کتاب ملاقات کرد، چون روی لباس بوده است باید بگوییم لباس را نیز آب بکش؛ یعنی شما دستکش دستت بود و این رطوبت به آن نیز سرایت کرد باید آن‌را آب بکشید؛ حال‌آنکه در روایت این مطرح نیست؛ پس معلوم می‌شود اگر بنا بر حمل باشد؛ حمل دومی ترجیح دارد که بگوییم این شستن از روی استحباب است و از باب اظهار تنفر است. درهرحال این روایت نیز غیر تام است و نمی‌تواند بر نجاست اهل کتاب دلالت کند. پس قابلیت استدلال برای مانحن‌فیه را ندارد.

روایت سوم

أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ، عَنْ عَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْمَرٍ، عَنْ خَالِدٍ الْقَلَانِسِيِّ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام) : أَلْقَى الذِّمِّيَّ فَيُصَافِحُنِي، قَالَ: «امْسَحْهَا بِالتُّرَابِ وَبِالْحَائِطِ، قُلْتُ: فَالنَّاصِبَ، قَالَ: اغْسِلْهَا»[2] ؛

خالد قلانسى گويد: به امام صادق(علیه‌السلام) عرض كردم: من با كافر ذمى برخورد مي‌كنم و او با من دست مي‌دهد؟ فرمود: دستت به خاك بمال يا به ديوار بكش، عرض كردم: اگر ناصبى باشد چطور؟ فرمود: دستت را بشوى.

این روایت نیز در مقام استدلال به‌نجاست اهل کتاب ذکر شده است. کیفیت استدلال این روایت نیز مانند روایات پیشین است.

امام در این روایت در مقام بیان چه چیزی است؛ سه احتمال در این روایت وجود دارد که باید در آن تأمل کرد و آن‌ها را مرحوم فاضل لنکرانی بیان کرده است؛ پس ابتدا عبارت ایشان را ذکر می‌کنیم، سپس احتمال‌ها را طبق عبارت ایشان می‌آوریم.

مرحوم فاضل لنکرانی در «تفصيل الشريعة» این‌چنین فرموده است:

«وفي الرواية احتمالات:

أحدها: التفصيل بين الذمّي والناصب في النجاسة وعدمها. ثانيها: أنّها لا ترتبط بباب النجاسة والطهارة أصلًا، بل نظره عليه السلام إلى أنّه حيث كانت المصافحة المفروضة مبتدئة من جانبهما، فأجِبهما وصافِح معهما، ولكنّك اغسل يدك بعد المصافحة مع الناصبي، وامسحها بالتراب أو بالحائط بعد المصافحة مع الذمّي انزجاراً وتنفّراً، والفرق اختلاف مرتبتي التنفّر والانزجار الظاهر بالغسل والمسح. ثالثها: أن تكون الروايةفى مقام بيان نجاسة الذمّي أيضاً، غاية الأمر أنّه لابدّ من حملها على كون المصافحة مقرونة برطوبة إحدى اليدين، والفرق بين نجاسة الذمّي ونجاسة الناصب أنّ الاولى ترتفع بالمسح بالتراب أو الحائط، والثانية لا تزول إلّابالغسل بالماء. والاستدلال بالرواية إنّما يبتني على هذا الاحتمال الأخير، وحمل الرواية عليه مشكل في نفسه، وعلى تقدير العدم فلا مرجّح له على الاحتمالين الأوّلين، فلا مجال للاستدلال بها على المقام» [3] .

احتمال نخست: تفصیل میان «اهل ذمه» و «ناصبی» از جهت نجاست و عدم نجاست.

احتمال نخست این است که قصد امام تفصیل و تفاوت میان نجاست ذمی با ناصبی است؛ یعنی اگر دلیل بر نجاست باشد؛ نجاست ذمی‌ با مسح تراب و دیوار پاک می‌شود، اما نجاست ناصبی باید با شستن پاک شود.

احتمال دوم: روایت اصلاً ربطی به‌باب طهارت و نجاست ندارد.

احتمال دوم این است که به‌هیچ‌وجه اینجا ارتباطی به‌باب نجاست و طهارت ندارد؛ همان تصرفی که در روایت اول و دوم داشتیم اینجا نیز بگوییم که می‌خواهد بگوید نسبت به‌اهل کتاب و ناصبی اظهار تنفر کن، اما این اظهار تنفر شدت و ضعف داشته باشد؛ یعنی میان اهل کتاب و ناصبی یکسان نباشد؛ به‌گونه‌ای که اگر در مصافحه با اهل کتاب دستت را به خاک یا دیوار بمال، اما در برخورد دست با ناصبی نیاز به شستن دارد و این نشان‌دهنده شدت تنفر است. مثلاً گاهی ظرفی را نزدت می‌گذارند و شما آن‌را دستمال می‌کشید و در آن غذا می‌خورید، اما گاهی قاشق را برمی‌دارید و زیر شیر آب می‌شویید، سپس غذا می‌خورید؛ قصد شما از این کار نشان دادن کثیفی بیشتر قاشق است؛ امام نیز در روایت می‌خواهد بفرماید نجاست ناصبی بیشتر از اهل کتاب است. مرحوم فاضل لنکرانی نیز دراین‌باره فرموده است: بلکه مقصود امام(علیه‌السلام) این است که چون مصافحه از سوی آن دو (ذمی و ناصبی) آغاز شده است؛ تو نیز پاسخ بده و با آن‌ها دست بده، اما پس از دست دادن با ناصبی دستت را بشوی و پس از دست دادن با ذمی دستت را به خاک یا دیوار بکش تا حالتی از دوری‌ گزینی و تنفر اظهار شود؛ و تفاوت این دو درجه‌ی اظهار تنفر است که در یکی با شستن و در دیگری با مسح انجام می‌شود.

احتمال سوم: اینکه روایت در مقام بیان نجاست ذمی نیز باشد؛ نهایت اینکه باید حمل بر این شود که مصافحه همراه با رطوبت یکی از دستان است.

احتمال سوم که پیش‌تر نیز مطرح شده بود این است که حتماً مصافحه مقرون به رطوبت یکی از دستان ذمی، ناصبی یا مسلمان است، اما فرق نجاست میان ذمی و ناصبی چگونه است؟ در اولی با مالیدن به خاک پاک می‌شود، اما در دومی دست باید شسته شود.

مرحوم فاضل لنکرانی پس از بیان این سه احتمال فرموده است:

استدلال به این روایت تنها بر پایه‌ی احتمال سوم (حمل بر رطوبت) است، اما حمل روایت بر این احتمال در ذات خود دشوار است؛ و اگر هم آن‌را نپذیریم، بر دو احتمال اول هیچ ترجیحی ندارد؛ بنابراین، جایی برای استدلال به این روایت در محل بحث باقی نمی‌ماند. افزون بر این می‌توانید این نکته را اضافه کنید که چندین روایت داریم که در هیچ‌کدام از آن‌ها به رطوبت اشاره‌ای نشده است. این کلام مرحوم فاضل لنکرانی درست است. به‌همین مقدار از بیان روایت درباره نهی از مصافحه با اهل کتاب بسنده می‌کنیم و از آن می‌گذریم.

بررسی قسم دوم: نهی از هم‌غذا شدن با اهل کتاب

اکنون سراغ قسم دوم از طایفه نخست روایات نجاست اهل کتاب می‌رویم که از هم‌غذا شدن و هم‌سفره شدن با اهل کتاب نهی می‌کند. چندین روایت دراین‌باره مطرح هست و مرحوم کلینی بابی تحت عنوان «بَابُ طَعَامِ أَهْلِ الذِّمَّةِ وَمُؤَاكَلَتِهِمْ وَآنِيَتِهِم‌» منعقد کرده است که روایات آن در جلوتر بررسی خواهد شد.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo