1404/07/19
الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - تحقيق حول نجاسة وطهارة اهل الكتاب (الأقوال في المسألة)/الفصل الثاني: محرمات المسجد /أحكام المسجد
موضوع: أحكام المسجد/الفصل الثاني: محرمات المسجد /الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - تحقيق حول نجاسة وطهارة اهل الكتاب (الأقوال في المسألة)
بحث در ادامهی «حکم دوم از احکام المسجد» یعنی «حرمت ورود کافر بهمسجد» درباره موضوع کافر بود که کافر کیست؟ اقسام کافر کدام است؟ آیا اهل کتاب در این حکم داخل هستند یا نه؟ در بحث «موضوعی» روشن شد که «اهل کتاب» (یهود، نصارا و مجوس) مصداق «کافر» هستند.
طرح مسئله
اما اکنون در بحث حکمی به این میپردازیم که آیا اهل کتاب نیز همچون مشرکان نجس هستند و رفتوآمدشان بهمسجد جایز است یا نه؟
فقها، متعرض این مسئله شدهاند، زیرا شکی نیست که اهل کتاب از اقسام کفار بشمار میآیند، اما چرا عنوان کافر بر ایشان صدق میکند؟
1. انکار رسالت پیامبر اسلام.
2. قاعده عام (حکم به نجاست همه کفار).
اما اهل کتاب را برخی از فقها طاهر دانستند؛ یعنی آنها را از قاعده عام خارج کرده و نجاست را تخصیص زدند، نه اینکه کافر نباشند، بلکه گفتهاند نجاست کفار شامل اهل کتاب نمیشود؛ ازاینرو محل بحث واقع شده است که آیا اهل کتاب نجس هستند یا نه؟
در مسئله نجاست و طهارت اهل کتاب میان فقها دو قول اساسی هست:
1. قول به نجاست اهل کتاب.
2. قول بهطهارت اهل کتاب.
قول نخست میان متقدمین و متأخرین مشهور است؛ یعنی مشهور از فقهای امامیه قائل به نجاست اهل کتاب هستند، اما قول دوم را برخی از متقدمین و متأخرین قائل هستند که اهل کتاب طاهرند.
عبارتی از مرحوم سید خویی بیان میکنیم که ایشان به اختلاف بر مشهور و قول در مقابل آنها اشاره میکنند:
«أنك عرفت أن نجاسة المشركين مورد التسالم القطعي بين أصحابنا قلنا بدلالة الآية أم لم نقل، كما أن نجاسة الناصب ومنكري الصانع مما لا خلاف فيه وعليه فلا بد من التكلم في نجاسة غير هذه الأصناف الثلاثة من الكفار؛ و يقع الكلام أولاً في نجاسة أهل الكتاب ثم نعقبه بالتكلم في نجاسة بقية الأصناف فنقول: المشهور بين المتقدِّمين والمتأخِّرين نجاسة أهل الكتاب بل لعلّها تعدّ عندهم من الأُمور الواضحة، حتى أنّ بعضهم على ما في مصباح الفقيه ألحق المسألة بالبديهيات التي رأى التكلّم فيها تضييعاً للعمر العزيز و خالفهم في ذلك بعض المتقدِّمين وجملة من محقِّقي المتأخِّرين حيث ذهبوا إلى طهارة أهل الكتاب»[1] [2] ؛
شما دانستید که نجاست مشرکان، چه ما بهدلالت آیه (آیه نجاست مشرکین) قائل باشیم و چه نباشیم، موردِ تسالم و پذیرش قطعی نزد فقهای ماست؛ همانطورکه نجاستِ ناصبی و منکرِ صانع (منکر خداوند) نیز از مسائلی است که هیچ اختلافی در نجاست آن نیست؛ بنابراین لازم است درباره نجاست دیگر اقسام کفار، غیرازاین سه دسته (مشرک، ناصبی و منکر صانع)، سخن بگوییم. ابتدا کلام درباره نجاست اهل کتاب واقع میشود [که آیا اهل کتاب نجس هستند یا نه؟]، سپس گفتگو را درباره نجاست دیگر اصناف [از کافر] دنبال میکنیم. پس میگوییم: مشهور میان فقهای متقدم و نیز متأخرین، نجاست اهل کتاب است، بلکه بالاتر از این شاید این حکم نزد آنها از امور روشن و بدیهی شمرده میشده است، حتی آنجا که برخی از ایشان ـ چنانکه در مصباح الفقیه نقلشده [3] ـ این مسئله را در حد بدیهیات دانسته و سخن گفتن درباره آنرا اتلاف عمر ارزشمند میدانستهاند، اما برخلاف این گروه، برخی از قدما و همچنین جمعی از محققان متأخر قائل بهطهارت اهل کتاب شدهاند.
پس آنچه از عبارت سید خویی ظاهر میشود این است که دو قول در مسئله «طهارت و نجاست اهل کتاب» هست، اما قائلان این دو قول نیز خود به چهار طایفه تقسیم میشوند:
فقهایی که به نجاست یا طهارت تصریح نکردهاند.
برخی از فقها افزون بر اینکه متعرض این مسئله نشدهاند، بهطهارت اهل کتاب نیز فتوا ندادهاند؛ مانند:
- ابن عقیل حذّاء عمانی؛
- کراجکی.
بهنقل از شیخ انصاری که در «کتاب الطهارة» فرموده است:
«ولم يظهر ممّن عداه مخالفة في المسألة، عدا ما ربّما يحكى عن العماني القائل بطهارة سؤر الذميّ، الناشئة عن قوله بعدم انفعال الماء القليل...فالإنصاف: أنّ مخالفة ما عدا الإسكافي غير واضحة كما صرّح به بعض» [4] ؛ و غیر از او (ابن جنید اسکافی) مخالفتی در این مسئله ظاهر نشده است، غیر آنچه گاهی از «عمانی» حکایت شده است که قائل بهطهارت نیمخورده کافر ذمی است و این دیدگاه عمانی از قولش بهعدم انفعال آب قلیل نشئت میگیرد؛ [یعنی ایشان معتقدند ملاقات آب قلیل با شیء نجس موجب نجاست آب نیست. شیخ انصاری جلوتر میفرماید]:...پس انصاف آن است که مخالفت دیگران جز «اسکافی» روشن و ثابت نیست، همانگونه که برخی نیز این مطلب را بهصراحت بیان کردهاند؛ یعنی معلوم نیست که دقیقاً ابن عقیل عمانی چه میخواهند بگویند.
فقهایی که تصریح به فتوا کردهاند.
برخی از فقها به نجاست یا طهارت اهل کتاب تصریح کردهاند که مشهورشان به نجاست فتوا دادند؛ مانند:
- صدوقین (شیخ صدوق و پدر)
- شیخ مفید
- شیخ طوسی
- سید مرتضی
- ابن زهره
محقق نراقی به این طایفه اشارهکرده و فرموده است:
«الفصل السّابع فی الکافر. و له اقسام. القسم الاوّل: غير الکتابی... القسم الثانی الکتابيّون و نجاستهم عندنا مشهورة و الاجماع عليها فی عبارات جملة من الاجلّة مذکورة و هو مذهب الصدوقين و الشّيخين و السيّدين»[5] ؛ فصل هفتم: دربارۀ کافر است؛ و برای آن اقسامی است. قسم اول: غیر اهل کتاب…قسم دوم: اهل کتاب و نجاست آنان نزد ما مشهور است و اجماع بر آن در عبارات گروهی از بزرگان ذکر شده است؛ و این، مذهب دو صدوق (پدر [6] و پسر[7] [8] )، دو شیخ (شیخ مفید [9] و شیخ طوسی [10] [11] ) و دو سید (سید مرتضی [12] و سید ابن زهره [13] ) است.
فقهایی که افزون بر فتوا، ادعای اجماع و لا خلاف کردهاند.
برخی از فقها افزون بر فتوا، ادعای اجماع یا عدم اختلاف در این مسئله کردند؛ مانند:
- ابن ادریس حلی
- مقدس اردبیلی
طایفه سوم، فقهایی هستند که افزون بر فتوا، ادعای اجماع و عدم خلاف کردند؛ مثلاً ابن ادریس در سرائر اینطور میفرماید: «وأيضا إجماع أصحابنا منعقد، على أن أسئار جميع الكفّار نجسة، بغير خلاف بينهم» [14] ؛ اجماع اصحاب ما بر این منعقد شده است که نیمخورده همه کفار، [حتی اهل کتاب] نجس است، بیآنکه میان آنها هیچ اختلافی در این حکم باشد.
البته روایات از خوردن نیمخورده کافر نهی کردند، اما اینجا بحثی مطرح میشود که آیا این نهی از باب نجاست ذاتی کافر است یا از جهت دیگری است؟ ازاینرو برخیها آنرا رد میکنند، اما در آینده بدان خواهیم پرداخت.
مقدس اردبیلی نیز دراینباره میفرماید: «امّا دليل نجاسة الکافر فکأنّه الاجماع المفهوم من کلام المصنّف فی المنتهی قال: الکفّار انجاس وهو مذهب علمائنا اجمع سواء کانوا اهل کتاب او حربيّين او مرتدّيين وعلی ایّ صنف کانوا، خلافا للجمهور»[15] ؛ اما دلیل نجاست کافر گویا همان اجماعی است که از سخن مصنف (علامه حلی) در منتهی فهمیده میشود. او گفته است: «کفار نجساند و این، مذهب همهی علمای ماست؛ فرقی نمیکند اهل کتاب، کافر حربی، مرتد یا بر هر صنفی که باشند؛ و این دیدگاه در مقابل جمهور (اهل سنت) است» [16] .
فقهایی که دیدگاه ایشان در کتابهایشان متفاوت است.
برخی از فقها در تألیفات خود نظرات متفاوت دادهاند؛ مثلاً در یک کتاب خود فتوا به نجاست داده و به آن تصریح کردهاند و در کتاب دیگرشان اینچنین نظری ندارند یا اینکه در برخی از کتابهایشان ادعای اجماع کردهاند و در برخی دیگر این ادعا را نداشتند؛ مانند:
- سید مرتضی.
- شیخ مفید[17]
بهعنواننمونه سید مرتضی در «ناصريات» فرمودهاند:
«عندنا انّ سؤر کلّ کافر باي ضرب من الکفر کان کافرا، نجس لا يجوز الوضوء به...دليلنا علي صحّة ما ذهبنا اليه بعد اجماع الفرقة المحقّة قوله تعالي ﴿إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ﴾ و في هذا تصريح بنجاسة أسآرهم...» [18] ؛ طبق نظر ما، آب نیمخورده هر کافری ــ با هر نوعی از کفر که کافر باشد ــ نجس است و وضو گرفتن با آن جایز نیست…دلیل ما بر درستی آنچه بر آن معتقدیم، پس از اجماع فرقهی محقه (امامیه)، فرمایش خدای متعال است که میفرماید: مشرکان نجس هستند؛ و در این آیه، تصریح به نجاست نیمخورده آنها وجود دارد. ایشان در اینجا ادعای اجماع کرده است، اما در کتاب دیگرشان با عنوان «جمل العلم والعمل» که کتاب فتوای ایشان است ادعای اجماع نکرده است، بلکه فتوا داده و فرمودهاند: «وسؤر الكافر من اليهود والنصارى ومن يجري مجراهم نجس» [19] ؛ نیمخورده کافر از یهود و نصارا و هر کس که در حکم آنها باشد؛ [مانند مجوس]؛ نجس است.
این چهار طایفه، ذیل دو قول در فقه وجود دارد، از باب اینکه برخیها تصریح به فتوا ندارند؛ برخیها تصریح بهادعای اجماع ندارند و برخی دیگر این تصریح را ندارند.
اکنون پس از بیان این مطالب به ادلهی در مقام میرسیم که دلیل نجاست کافر چیست؟ بنابراین باید ادله را همچون آیه ﴿إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ و كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ﴾[20] مورد بررسی قرار دهیم. بخشی از ادله پیشتر بیان کردیم و از آن گذر میکنیم؛ ازاینرو روایات گوناگون دراینباره را بررسی میکنیم که ببینیم فقها چگونه برای اثبات طهارت و نجاست اهل کتاب به آنها استناد کردند؟