« فهرست دروس
استاد سيدابوالفضل طباطبایی
درس فقه

1404/07/13

بسم الله الرحمن الرحيم

الفصل الثاني: محرمات المسجد - الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد (نجاسة الكافر و طهارته)/الباب الخامس: أحكام المسجد /فقه‌المسجد (مسجد تراز انقلاب اسلامي)

 

موضوع: فقه‌المسجد (مسجد تراز انقلاب اسلامي) /الباب الخامس: أحكام المسجد /الفصل الثاني: محرمات المسجد - الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد (نجاسة الكافر و طهارته)

 

مقدمه

بحث در فصل دوم از احکام المسجد به محرمات مسجد رسید. یکی از آن‌ها مسئله «حرمت ورود کافر در مسجد» بود. قائلین به‌عدم جواز به‌آیه شریفه ﴿إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ﴾ استدلال کردند و به این نتیجه رسیدیم که استدلال به این آیه تام نیست و نمی‌توانیم در نجاست و در مشرک تصرفی بکنیم؛ بنابراین آن آیه نمی‌تواند مورد استدلال قرار بگیرد.

بررسی عنوان کافر

پس‌ازآن بحثی مطرح می‌شود که مشرک (کافر) کیست؟ اکنون این را بررسی خواهیم کرد که آیا نجاست کافر ذاتی است یا عارضی؟ اگر این نجاست عارضی بود؛ ورود کافر حرام می‌شود، اما اگر نجاست عارضی نبود؛ ورودش به‌مسجد جایز می‌شود. پیش از اینکه بحث نجاست را مطرح کنیم به‌مسئله کفر و کافر می‌پردازیم، زیرا در آغاز گفتیم که دامنه این بحث وسیع است، به‌ویژه در اوضاع فعلی دنیا و وضعیت مردم که بحث ورود کفار به‌ویژه کفار از اهل کتاب به‌مسجد مطرح می‌شود. به یک معنا، [فهم آننآآنمکن

گک] بخشی از مباحث پازل تمدن نوین اسلامی است.

واژه کفر در قرآن

واژه کفر و مشتقاتش بیش از 500 مورد در معانی مختلف در قرآن وارد شده است. دست‌کم در قرآن به نه گروه کافر گفته شده است؛ اگرچه همه این‌ها کافر شرعی و فقهی نیستند، اما در قرآن مطرح شده است.

اقسام کافر در قرآن

    1. منکر اصول دین

﴿كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴾[1] ؛ چگونه به‌خداوند کافر می‌شوید؟! درحالی‌که شما مردگان [و اجسام بی‌روحی] بودید و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را می‌میراند؛ و بار دیگر شما را زنده می‌کند؛ سپس به‌سوی او بازگردانده می‌شوید. [بنابراین، نه حیات و زندگی شما از شماست و نه مرگتان؛ آنچه دارید از خداست].

یکی از اقسام کافر به‌معنای منکران اصول دین است. آیات دیگری نیز در قرآن به این قسم اشاره دارد.[2]

    2. منکر توحید

﴿ذَٰلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ ۖ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا ۚ فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ﴾[3] ؛ این به‌خاطر آن است که وقتی خداوند به یگانگی خوانده می‌شد انکار می‌کردید و اگر برای او همتایی می‌پنداشتند ایمان می‌آوردید؛ اکنون داوری مخصوص خداوند بلندمرتبه و بزرگ است [و شما را مطابق عدل خود کیفر می‌دهد].

    3. منکر رسالت

﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾[4] ؛ آن‌ها که کافر شدند می‌گویند: تو پیامبر نیستی! بگو: کافی است که خداوند و کسی‌که علم کتاب [و آگاهی بر قرآن] نزد اوست، میان من و شما گواه باشند!

    4. کافر به طاغوت

﴿إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾[5] ؛‌ در قبول دین، اکراهی نیست. [زیرا] راه درست از راه انحرافی، روشن شده است؛ بنابراین، کسی‌که به طاغوت [= بت و شیطان و هر موجود طغیانگر] کافر شود و به‌خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است که گسستن برای آن نیست؛ و خداوند، شنوا و داناست.

    5. کفران نعمت

﴿وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ۖ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ﴾[6] ؛ و [همچنین به‌خاطر بیاورید] هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزاری کنید، [نعمت خود را] بر شما خواهم افزود؛ و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است!».

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ﴾[7] ؛ آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند و قوم خود را به‌سرای نیستی و نابودی کشاندند؟!

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ ۚ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ﴾[8] ؛ ما به لقمان حکمت دادیم؛ [و به او گفتیم]: شکر خدا را بجای آور هر کس شکرگزاری کند، تنها به‌سود خویش شکر کرده؛ و آن‌کس‌که کفران کند، [زیانی به‌خدا نمی‌رساند]؛ چراکه خداوند بی‌نیاز و ستوده است.

    6. مرتکب معصیت

﴿وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَىٰ مُلْكِ سُلَيْمَانَ ۖ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَٰكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ ...﴾[9] ؛ و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‌خواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود؛ و) کافر نشد؛ ولی شیاطین کفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند.

﴿ثُمَّ أَنتُمْ هَٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ...﴾[10] ؛ اما این شما هستید که یکدیگر را می‌کشید و جمعی از خودتان را از سرزمینشان بیرون می‌کنید؛ و در این گناه و تجاوز، به یکدیگر کمک می‌نمایید؛ (و اینها همه نقض پیمانی است که با خدا بسته‌اید) در حالی که اگر بعضی از آنها به صورت اسیران نزد شما آیند، فدیه می‌دهید و آنان را آزاد می‌سازید! با اینکه بیرون ساختن آنان بر شما حرام بود. آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان می‌آورید، و به بعضی کافر می‌شوید؟!

    7. تارک فرایض

﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ۚ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ﴾[11] ؛ و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه [او] کنند، آن‌ها که توانایی رفتن به‌سوی آن دارند؛ و هر کس کفر ورزد [و حج را ترک کند، به‌خود زیان رسانده]، خداوند از همه جهانیان، بی‌نیاز است.

    8. زارع(کشاورز)

﴿اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ ۖ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا﴾[12] ؛ بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است، همانند بارانی که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو می‌برد، سپس خشک می‌شود بگونه‌ای که آن را زردرنگ می‌بینی.

در نگاه قرآن، کافر به‌معنای زارع که پوشاننده حق یا بذر در زمین است می باشد.

    9. برائت

﴿وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ ۖ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي ۖ فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنفُسَكُم ۖ مَّا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُم بِمُصْرِخِيَّ ۖ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ ...﴾[13] ؛ و شیطان، هنگامی که کار تمام می‌شود، می‌گوید: «خداوند به شما وعده حق داد؛ و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلّف کردم! من بر شما تسلّطی نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابر این، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم!»

﴿مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ﴾[14] ؛ برای پیامبر و مؤمنان، شایسته نبود که برای مشرکان [از خداوند] طلب آمرزش کنند، هرچند از نزدیکانشان باشند؛ [آن‌هم] پس‌ازآنکه بر آن‌ها روشن شد که این گروه، اهل دوزخ‌اند!

واژه کفر در روایات

در روایات نیز کفر را به پنج طایفه تقسیم کردند. فقط به‌عنوان‌نمونه به یکی از آن‌ها اشاره می‌کنیم، زیرا کفر قرآنی و روایی نیازمند بحث مفصلی است که در این گفت‌وگو نمی‌گنجد.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَمْرٍو الزُّبَيْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنْ وُجُوهِ الْكُفْرِ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ قَالَ الْكُفْرُ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَلَى خَمْسَةِ أَوْجُهٍ فَمِنْهَا كُفْرُ الْجُحُودِ وَالْجُحُودُ عَلَى وَجْهَيْنِ وَالْكُفْرُ بِتَرْكِ مَا أَمَرَ اللَّهُ وَكُفْرُ الْبَرَاءَةِ وَكُفْرُ النِّعَمِ فَأَمَّا كُفْرُ الْجُحُودِ فَهُوَ الْجُحُودُ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَهُوَ قَوْلُ مَنْ يَقُولُ لَا رَبَّ وَلَا جَنَّةَ وَلَا نَارَ وَهُوَ قَوْلُ صِنْفَيْنِ مِنَ الزَّنَادِقَةِ يُقَالُ لَهُمُ الدَّهْرِيَّةُ وَهُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ ﴿وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ﴾[15] وَهُوَ دِينٌ وَضَعُوهُ لِأَنْفُسِهِمْ بِالاسْتِحْسَانِ عَلَى غَيْرِ تَثَبُّتٍ مِنْهُمْ وَلَا تَحْقِيقٍ لِشَيْ‌ءٍ مِمَّا يَقُولُونَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ ﴿إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ﴾[16] أَنَّ ذَلِكَ كَمَا يَقُولُونَ وَقَالَ﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ﴾[17] يَعْنِي بِتَوْحِيدِ اللَّهِ تَعَالَى فَهَذَا أَحَدُ وُجُوهِ الْكُفْرِ وَأَمَّا الْوَجْهُ الْآخَرُ مِنَ الْجُحُودِ عَلَى مَعْرِفَةٍ وَهُوَ أَنْ يَجْحَدَ الْجَاحِدُ وَهُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ حَقٌّ قَدِ اسْتَقَرَّ عِنْدَهُ وَقَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ﴿وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا﴾[18] وَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ ﴿وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ ۚ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ﴾[19] فَهَذَا تَفْسِيرُ وَجْهَيِ الْجُحُودِ وَالْوَجْهُ الثَّالِثُ مِنَ الْكُفْرِ كُفْرُ النِّعَمِ وَذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى يَحْكِي قَوْلَ سُلَيْمَانَ ﴿هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ﴾[20] وَقَالَ‌ ﴿لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ‌ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ﴾[21] وَقَالَ‌ ﴿فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ‌ وَاشْكُرُوا لِي وَلا تَكْفُرُونِ﴾[22] وَالْوَجْهُ الرَّابِعُ مِنَ الْكُفْرِ تَرْكُ مَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ وَهُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ ﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ[23] ‌*‌ ثُمَّ أَنْتُمْ هَٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ﴾[24] فَكَفَّرَهُمْ بِتَرْكِ مَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ وَنَسَبَهُمْ إِلَى الْإِيمَانِ وَلَمْ يَقْبَلْهُ مِنْهُمْ وَلَمْ يَنْفَعْهُمْ عِنْدَهُ فَقَالَ‌ ﴿فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ﴾[25] وَالْوَجْهُ الْخَامِسُ مِنَ الْكُفْرِ كُفْرُ الْبَرَاءَةِ وَذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ يَحْكِي قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ ﴿كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ﴾[26] يَعْنِي تَبَرَّأْنَا مِنْكُمْ وَقَالَ يَذْكُرُ إِبْلِيسَ وَتَبْرِئَتَهُ مِنْ أَوْلِيَائِهِ مِنَ الْإِنْسِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ﴿إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ﴾[27] وَقَالَ ﴿وَقَالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضًا﴾[28] يَعْنِي يَتَبَرَّأُ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ»[29] .

کافر در آرای فقها

کافر در آرای فقها به چه کسی گفته می‌شود؟

دیدگاه امام خمینی

نخست دیدگاه امام خمینی را بررسی می‌کنیم، زیرا متن ما بر اساس تحریر است. مرحوم امام در «کتاب الطهارة» در باب نجاسات، یکی از نجاسات را کافر برمی‌شمارد. عبارت ایشان این‌چنین است:

«العاشر: الكافر: وهو من انتحل غير الإسلام، أو انتحله وجحد ما يعلم من الدين ضرورة، بحيث يرجع جحوده إلى إنكار الرسالة، أو تكذيب النبيّ صلى الله عليه وآله أو تنقيص شريعته المطهّرة، أو صدر منه ما يقتضي كفره من قول أو فعل، من غير فرق بين المرتدّ والكافر الأصلي الحربي والذمّي. وأمّا النواصب والخوارج لعنهم اللَّه تعالى، فهما نجسان من غير توقّف ذلك على جحودهما الراجع إلى إنكار الرسالة. وأمّا الغالي فإن كان غُلُوّه مستلزماً لإنكار الالوهيّة أو التوحيد أو النبوّة، فهو كافر، وإلّا فلا»[30] ؛

نجاست دهم كافر است، اما [او کیست؟]

1. هرکسی كه غير از اسلام را انتخاب کرده است؛ [یعنی بعد از نزول اسلام با هر شریعتی که بوده است باید اسلام را بپذیرد، وگرنه کافر است؛ ازاین‌رو به‌اهل کتاب کافر گفته می‌شود].

2. کسی‌که اسلام را پذیرفته است، اما ضروری دین[31] را منکر می‌شود به‌گونه‌ای‌ که به‌انکار رسالت پيامبر يا تكذيب ایشان يا ناقص دانستن شريعت برگردد. [هنگامی‌که چیزی از ضروریات دین شد دیگر نیاز به‌دلیل ندارد، اما برای ضروری شدن نیاز به‌دلیل دارد. این ضروری دین نزد همه مسلمانان ثابت است و همه آن‌را قبول دارند. منکر این ضروری کافر است، اما به‌شرطی که به‌انکار رسالت، تکذیب پیامبر، ناقص دانستن شریعت بیانجامد؛ مثلاً وقتی می‌گوید من حجاب را منکر هستم و این انکار به‌گونه‌ای باشد که شریعت پیامبر، شریعت بدون حجاب و ناقص شود و طوری نباشد که پیامبر آن‌را ابلاغ کرده است؛ او بازهم کافر است].

3. گفتار و يا كارى از او سر زند كه موجب كفر او شود؛ [یعنی هرکه بشنود یا ببیند بگوید او کافر شده است] و تفاوتی میان مرتد [(ملی و فطری)] و كافر اصلى چه حربى و چه ذمى [(مثل اهل کتاب)] نيست، اما ناصبى‌ها و خوارج كه خدا آن‌ها را لعنت كند، نجس هستند و نجس بودنشان مشروط به اين نيست كه آنان نيز انكارى داشته باشند كه به‌انکار رسالت برگردد، اما غالى درصورتی‌که غلو او موجب انكار خدا يا توحيد يا نبوت‌ باشد كافر [و نجس] است، وگرنه اگر انکار به الوهیت، توحید و نبوت نشود كافر نيست [و پاك است].

پس مرحوم امام در باب کافر بحث جامعی را مطرح کردند.

دیدگاه سید یزدی

مرحوم سید یزدی عبارتی همچون مرحوم امام دارد، اما با این تفاوت که ایشان کافر را در قسم هشتم ذکر کرده است، اما در دیگر بخش‌ها همان حرف امام را دارند. کلام ایشان را جلوتر خواهیم گفت.

 

الدرس العاشر: (يکشنبه 13/07/12 ربيع الثانی 1447)

الباب الخامس: أحكام المسجد

الفصل الثاني: محرمات المسجد - الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد (نجاسة الكافر وطهارته)

بعد أن تحدثنا حول الاستدلال بالآية المباركة في عدم جواز دخول الكافر في مسجد الحرام، فهنا نبدأ بالحديث حول نجاسة الكافر وطهارته؛ وقبل ذلك يجب تقديم مقدمة حول تعريف الكافر وَمن يصدق عليه الكافر شرعا.

قد استعمل الكفر ومشتقاته في القرآن الكريم أكثر من خمسمائة مورد وأطلق على تسع معان وتسع أفراد.

منها: من أنكر أصول الدين.

مثل هذه الآيات:

﴿كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴾[32] .

منها: من أنكر التوحيد خاصة.

﴿ذَٰلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ ۖ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا ۚ فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ﴾[33] .

منها: من أنكر رسالة رسول الله.

﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾[34] .

منها: من انكر الطاغوت

﴿إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾[35] .

منها: كفر النعمة

﴿وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ۖ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ﴾[36] .

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ﴾[37] .

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ ۚ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ﴾[38] .

منها: ارتكاب المعصية

﴿وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَىٰ مُلْكِ سُلَيْمَانَ ۖ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَٰكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ ...﴾[39] .

﴿ثُمَّ أَنتُمْ هَٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ...﴾[40] .

منها: ترك الفرائض

﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ۚ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ﴾[41] .

منها: من يزرع الزرع

﴿اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ ۖ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا﴾[42] .

منها: البرائة

﴿وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ ۖ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي ۖ فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنفُسَكُم ۖ مَّا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُم بِمُصْرِخِيَّ ۖ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ ...﴾[43] .

﴿مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ﴾[44] .

وأما في آراء الفقهاء:

ففي ذلك قال السيد الامام في تحرير الوسيلة في بيان نجاسة الکافر:

«العاشر: الكافر: وهو من انتحل غير الإسلام، أو انتحله وجحد ما يعلم من الدين ضرورة، بحيث يرجع جحوده إلى إنكار الرسالة، أو تكذيب النبيّ صلى الله عليه وآله أو تنقيص شريعته المطهّرة، أو صدر منه ما يقتضي كفره من قول أو فعل، من غير فرق بين المرتدّ والكافر الأصلي الحربي والذمّي. وأمّا النواصب والخوارج لعنهم اللَّه تعالى، فهما نجسان من غير توقّف ذلك على جحودهما الراجع إلى إنكار الرسالة.

وأمّا الغالي فإن كان غُلُوّه مستلزماً لإنكار الالوهيّة أو التوحيد أو النبوّة، فهو كافر، وإلّا فلا»[45] .


[2] - به‌عنوان‌نمونه: إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا.؛ (نساء: 4/150)
[31] - برای مطالعه بیشتر درباره «ضروری دین» ر.ک: جلسه 51 فقه‌المسجد، سال 1400-1401.
logo