« فهرست دروس
درس خارج اصول آیت‌الله جعفر سبحانی

1405/08/10

بسم الله الرحمن الرحیم

 تنبیهات 6 : جریان الاستصحاب فی الحکم الشّرعی الکلّی/أصالة الاستصحاب /الأصول العمليّة

 

موضوع: الأصول العمليّة/أصالة الاستصحاب / تنبیهات 6 : جریان الاستصحاب فی الحکم الشّرعی الکلّی

 

در جلسه ی پیش در بحث «تَنْبیه پنجم» از مَبْحث «تَنْبیهات إسْتِصْحاب»، به فَقره ی سوم یعنی «إسْتِصْحاب موجود مُقَیّّد به زمان» پرداختیم و أقْوال برخی از عُلماء را در این رابطه مورد بررّسی قرار دادیم. در این جلسه به ادامه ی این أقْوال و بعد از آن به تَنْبیه ششم از «تَنْبیهات إسْتِصْحاب» خواهیم پرداخت.

 

ادامه ی بحث «إسْتِصْحاب موجود مُقَیَّد به زمان» (إسْتِصْحاب موجودات قارّة):

مثال: «إجْلِس في المَسْجِد إلیٰ الظُّهْر».

قول مرحوم نائیني (ره): حتماً إسْتِصْحاب وجودي جاری است چه زمان، «قِیْد» باشد و چه «ظَرف» باشد.

توضیح ذٰلک:

الف) «عَدَم أَزَلي» قبل از «حدوثِ حادِث»، غیر از «عَدَم أَزَلي» بعد از «حدوثِ حادِث» است. یعنی قبل از این که «وجوب إلیٰ الظُّهْر» بیان شود، «جلوس قَبْلَ الظُّهْر» یک عَدَمي دارد و «جلوس بَعْدَ الظُّهْر» عَدَم دیگری دارد.

ب) فقط «إسْتِصْحاب وجودي» در ما نحن فیه جاریست؛ زیرا اگر بخواهید «إسْتِصْحاب عَدَمي» جاری کنید، کدام «عَدَم» را می خواهید «إسْتِصْحاب» کنید؟! اگر عَدَم نخست یعنی «وجوب الجلوس إلیٰ الظُّهْر» بخواهید «إسْتِصْحاب» کنید، می گوییم این عَدَم که به «وجود» إنْقلاب پیدا کرد لذا مُنْتَقَض است. و اگر عَدَم دوم یعنی «عدم بوجوب الجلوس مُقَیَّداً ببَعْدَ الزَّوال» را می خواهید «إسْتِصْحاب» کنید، می گوییم این حالت سابقه ندارد لذا باید صَبْر کنیم «زَوال» صورت پذیرد و یک آنی هم سپری شود تا بتوانیم «إسْتِصْحاب» کرد. لذا این مانند «سالِبةٌ بإنْتفاءِ الموضوع» است.

إشْکال ما به این فرمایش ایشان: مطلب نخست شما صحیح است ولی نسبت به مطلب دوم شما اگر بخواهیم «إسْتِصْحاب» کنیم چرا باید بگوییم «مُقَیَّداً»؟! شما این را می فرمایید و به درد سر می اُفتید ولی ما به جای گفتن «مُقَیَّداً» و صَبْر کردن برای گذشتن یک لحظه، از همان «قبل از ظُهْر» إشاره می کنیم که «لَمْ یَکُن الجلوس واجباً بَعْدَ الظُّهْر»، الآن هم همین حُکْم جاریست.

قول مرحوم حائري یَزدي (ره) و مرحوم امام خُمیني (ره): هم «إسْتِصْحاب وجودي» و هم «إسْتِصْحاب عَدَمي» جاریست ولی «مُتِعارض» هم نیستند.

توضیح ذٰلک: مثلاً اگر مُکلّف در سَفَر روزه ی خود را إفْطار نکند، آزاد کردن «رَقَبَه ی مُطْلق» بر او واجب است ولی آزاد کردن «رَقَبَه ی مُؤمِنة» واجب نیست. در اینجا تَعارضی نیست. ما نحن فیه هم از همین قَبیل است. بنابراین «إسْتِصْحاب وجودي» در اینجا «مُطْلَق» است. «جلوس» سابقاً واجب بود الآن هم آن «وجوب جلوس» را به بعد از ظُهْر تَسَرّي می دهیم. نظر ما به قبل و بعد از ظُهْر در اینجا «إسْتِقْلالي» نیست. از طرف دیگر هم می گوییم «الوجوب مُقَیَّد بَعْدَ الزَّوال» واجب نیست؛ در اینجا نظر ما به «بعد از ظُهْر» در واقع «إسْتِقْلالي» است.

قول و نظر ما: به عقیده ی ما أصولاً «إسْتِصْحاب عَدَم أَزَلي» در نظر عُرْف از مصادیق دلیل «لا تَنْقُضُ الیَقین بالشّک» به شُمار نمی رود. بنابراین حقّ با مرحوم نائیني (ره) است أمّا نَه با آن بیانی که خود فرمودند بلکه با این بیانی که ما عرض نمودیم. بنابراین فقط «إسْتِصْحاب وجودي» جاری است.

 

تَنْبیه ششم:

«إسْتِصْحاب» گاهی در «شُبَهات خارجيّة و شَخْصيّة» جاری می شود مثل جایی که مُکلّف شک می کند وضوء دارد یا خیر. و گاهی در حُکْم شرعي کُلّي جاری می شود.

مرحوم أَسْتَرآبادي (ره): «إسْتِصْحاب» فقط در «شُبَهات خارجي و شَخْصي» جاری می شود؛ بنابراین اگر شَرْع مُقَدَّس بفرماید «آب مُتِغَیِّر» از حیث «بو، طَعْم و رنگ» نَجِس است. و اگر این «صِفات ثلاثة» از بین برود و با حُکْم «إسْتِصْحاب» آن آب را نَجِس بدانیم، مثل أهْل سُنَّت «قِیاس فِقْهي» کرده ایم!

إشْکال به این فرمایش ایشان: در تَنْبیه آینده بُرْهان شما را باطل می کنیم.

مرحوم خویي (ره) از راه و دلیل دیگر با این حُکْم مرحوم أسْتَرآبادي (ره) هم نظر شده.

بیان مرحوم خویي (ره):

مقدّمه ی نخست: «جَعْل أحْکام» مراحلی دارد:

۱. «مرحله ی جَعْل»: یعنی «حُکْم شَرْعي» إجراء بشود ولی مُصْداقی پیدا نکند. مثل حُکْم آیه ی شریفه ی ﴿للّه عَلَی النّاسِ حِجُّ البَیْت مَن إِسْتِطاعَ إلیْه سَبیلاً﴾[1] که در زمانی که هیچ مسلمانی إسْتطاعَت زیارت خانه ی خدا پیدا نکرده بود.

۲. «مرحله ی مَجْعول»: مثل همین آیه ی شریفه که در زمان إسْتطاعَت زیارت خانه ی خدا برای مسلمانان «مُسْتَطَیع».

مقدّمه ی دوم: أحْکام بر دو قِسْم است:

قِسْم نخست: گاهی «زمان»، مُفَرِّدِ موضوع است؛ مثل این که یک زن حائضی که هنوز پاک نشده. این یک زمان و موضوع است. بعد پاکی حاصل شد ولی غُسْل نکرد و این یک زمان و موضوع دیگری است.

قِسْم دوم: گاهی« فَرْد»، مُفَرِّدِ موضوع است؛ مثل این که هر زن «حائض» باید تَرْک نماز کند.

قِسْم دوم مطرح نیست.

اگر این طور شد، دو «إسْتِصْحاب مُتِعارض» حاصل می شود. از نظر «مَجْعول و مِصْداق» می گوییم قبل از این که این زن پاک شود، جایز نیست نزدیکی کند. الآن هم که پاک شده ولی «غُسْل» نکرده نزدیکی بر او حرام است. أمّا یک إسْتِصْحاب خِلاف این إسْتِصْحاب داریم؛ در «مقام جَعْل» حُرْمَت رفته بود روی زن قبل از «نِقاء و پاکی» که «غُسْل» نکرده. و در جایی که شک کنیم آیا در لوحِ مَحْفوظ هم همین طور است یا نَه، چون شک در «أصْل تَکلیف» است، مَجْرای «بَرائت» است نَه «إسْتِصْحاب».

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo