1405/08/09
بسم الله الرحمن الرحیم
لقول الاول : جریان الاستصحابین و تعارضها - القول الثانی : تفصیل بین کون الزمان ظرفا أو قیدا/أصالة الاستصحاب /الأصول العمليّة
موضوع: الأصول العمليّة/أصالة الاستصحاب /لقول الاول : جریان الاستصحابین و تعارضها - القول الثانی : تفصیل بین کون الزمان ظرفا أو قیدا
در جلسه ی پیش در بحث «تَنْبیه پنجم» از مَبْحث «تَنْبیهات إسْتِصْحاب»، به فَقره ی دوم یعنی «إسْتِصْحاب زمانیّات» پرداختیم و أقْوال عُلماء را در این رابطه مورد بررّسی قرار دادیم. در این جلسه به فَقره ی سوم از این مَبْحث یعنی «إسْتِصْحاب موجود مُقَیَّد به زمان» خواهیم پرداخت.
ج) «إسْتِصْحاب موجود مُقَیَّد به زمان»: یعنی «إسْتِصْحاب موجودات قارّة»؛ مثل مثال: «إجْلِس في المَسْجِد إلیٰ الظُّهْر». در این مثال، جلوس «قارُّ الذّات» است ولی مُقَیَّد به زمانی است به نام «ظُهْر». در بحث قبل بحث در این بود که آیا «غایَت» (مثلاً ظُهْر) رسیده یا نرسیده. ولی در ما نحن فیه «غایَت» قَطْعاً رسیده ولی بحث در این است که آیا بعداً واجب می شود یا خیر.
نکته:
۱. مرحوم آخوند خُراساني (ره) این بحث را با بحث قبلی خَلْط کرده.
۲. أوّلین کسی که این مسأله را مطرح فرموده، مرحوم نَراقي (ره) می باشد.
سؤال: محلّ نزاع کجاست؟
جواب: اگر «زمان» قِیْد «موضوع» باشد و أمْر بگوید «الجلوس مُقَیَّد إلیٰ الظُّهْر یَجِب»، مسلّماً در این فرض نمی توان «إسْتِصْحاب وجودي» برای بعد از ظُهْر کرد؛ زیرا «وحدت موضوع مُتِیَقَّنة و مَشْکوکة» در «إسْتِصْحاب» شرط است.
اگر زمان» قِیْد «حُکْم» باشد، و أمْر بگوید «الجلوس یَجِب إلیٰ الظُّهْر»، از نظر «مفهوم» نمی توان «إسْتِصْحاب وجودي» کرد؛ زیرا «غایَت» مفهوم دارد. «یَجِب إلیٰ الظُّهْر» مفهومش این است که «لا یَجِب بعد الظُّهْر».
أمّا اگر «زمان» قِیْد نباشد بلکه «ظَرف» باشد، در اینجا بحث این است که آیا باید «إسْتِصْحاب وجودي» کرد یا «إسْتِصْحاب عَدَم أَزَلي»؟
أقْوال:
قول مرحوم نَراقي (ره): ما در اینجا دو «إسْتِصْحاب مُعارض» داریم. إسْتِصْحاب نخست، در واقع «إسْتِصْحاب وجودي» است؛ به این معنا که «جلوس» مثلاً «قبل از ظُهْر» بر مُکلّف «واجب» بود، بعد از ظُهْر نیز إسْتِصْحاب می کنیم و می گوییم الآن نیز «واجب» است. إسْتِصْحاب دوم، «إسْتِصْحاب عَدَمي» است؛ به این نَحْو که هنوز شَریعتی نیامده بود لذا أصْلاً وجوب جلوسی در کار نبوده. این بخش از «عَدَم» که از أوّل طلوع آفتاب تا ظُهْر باشد در واقع مُنْقَلِب به «وجود» می شود و نسبت به باقی زمان ها إسْتِصْحاب عَدَم وجوب جاری می کنیم.
إشْکال مرحوم آخوند خُراساني (ره) به این فرمایش: این فرمایش شما در «شک در مُقْتَضي» درست است نَه در «شک در رافِع».
توضیح ذٰلک: اگر شک ما در «رافِع» باشد به این نَحْو که «مُلاقاةُ الثّوبِ بالنَّجِس، یُثَبِّتُ نجاسةً مُسْتَمِرّةً إلیٰ أن یَرْفَعَه الرّافِع». حال اگر مُکلّف یک بار آن لباس را طاهر کرد و شُسْت، فرمایش شما صحیح نیست؛ زیرا «إسْتمرار» را قبلاً «إِحْراز» نمودیم. پس از نظر «وجودي» شکی نیست. و شک ما در «رافِع» است پس «إسْتِصْحاب عَدَمي» در اینجا معنا ندارد. ولی اگر خودِ «إسْتمرار» محلّ بحث باشد، از قبیل «شک در مُقْتَضي» می باشد و می توان گفت «تَعارض» برقرار است.
إشْکال مرحوم شیخ أنْصاري (ره) به فرمایش مرحوم نَراقي (ره): آمده اند فرق گذاشته اند بین این که «زمان» قِیْد «موضوع» باشد که در این صورت فقط «إسْتِصْحاب عَدَمي» جاری می شود و بین این که «زمان» قِیْد نباشد بلکه «ظَرفِ حُکْم» باشد که در این فرض فقط «إسْتِصْحاب وجودي» جاری می شود.
جواب مرحوم خویي (ره) به این فرمایش مرحوم شیخ أنْصاري (ره): اساساً کار «زمان» است که اگر «مَدْخَلیّت» دارد، می شود «جُزء موضوع» و اگر «مَدْخَلیّت» نداشته باشد، دیگر «ظَرف بودنِ زمان» معنا ندارد. زیرا چه ما بخواهیم و چه نخواهیم «زمان» برای ما ظَرف است و تمام أعْمال و أفْعال ما در زمان صورت می پذیرد و «في نَفْسه» حاصل است.
إشْکال ما به این فرمایش مرحوم خویي (ره): ما با یک مثال این مسأله را روشن می کنیم:
حِیْثیّت تَقْییدیّة: «الماءُ المُتِغَیِّرِ نَجِسٌ»؛ در این فرض اگر «تَغَیُّر» این آب زَوال یافت، این آب دیگر نَجِس نیست؛ زیرا موضوع که «تَغَیُّر» باشد تغییر پیدا کرده.
«حِیْثیّت تَعْلیلیّة»: «الماء إذا تَغَیَّرَ یَنْجُس»؛ در این فرض اگر «تَغَیُّر» این آب زَوال یافت، باید «إسْتِصْحاب نجاست» جاری کرد؛ چون موضوع در اینجا «ماء» است و «تَغَیُّر» در واقع «جَنْبه ی تَعْلیلي» داشت.
با توجّه به آن چه گفته آمد، «زمان» چه «قِیْد» باشد و چه «ظَرفِ حُکْم» باشد به هر حال «مَدْخَلیّت» دارد. نهایتاً اگر «زمان» در واقع «قِیْد» باشد هم «حدوثاً» و هم «بَقاءً» مَدْخَلیّت دارد و لذا زمان اگر برود، نمی توان «إسْتِصْحاب» جاری کرد. ولی اگر «ظَرف» باشد، فقط «حدوثاً» مَدْخَلیّت دارد و لذا از حیث بقاء می توان «إسْتِصْحاب» جاری نمود.
قول مرحوم نائیني (ره): حتماً إسْتِصْحاب وجودي جاری است چه زمان، «قِیْد» باشد و چه «ظَرف» باشد.
قول مرحوم حائري یَزدي (ره) و مرحوم امام خمیني (ره): هم «إسْتِصْحاب وجودي» و هم «إسْتِصْحاب عَدَمي» جاریست ولی مُتِعارض هم نیستند.