« فهرست دروس
درس خارج اصول آیت‌الله جعفر سبحانی

1405/07/29

بسم الله الرحمن الرحیم

الموضع الثاني: جريان الاستصحاب في الزمانيات - الموضع الثالث: استصحاب الأمر القارّ المقيّد بالزمان/أصالة الاستصحاب /الأصول العمليّة

 

موضوع: الأصول العمليّة/أصالة الاستصحاب /الموضع الثاني: جريان الاستصحاب في الزمانيات - الموضع الثالث: استصحاب الأمر القارّ المقيّد بالزمان

 

در جلسه ی قبل در بحث تَنْبیه پنجم از مبحث «تَنْبیهات إسْتِصْحاب»، به فَقره ی نخست یعنی «إسْتِصْحاب زمان» پرداختیم در این جلسه به تکمیل این بحث و همچنین به دو فَقره ی باقیمانده از این بحث خواهیم پرداخت.

 

ادامه ی بحث «إسْتِصْحاب زمان»:

با عنوان دادن به «زمان»، می توان إسْتِصْحاب زمان جاری نمود؛ مثل «إسْتِصْحابُ النّهار أو اللیل».

مرحوم آخوند خُراساني (ره): سه راه دیگر برای «إسْتِصْحاب زمان» وجود دارد:

الف) «إسْتِصْحابُ عَدَم الطّلوع أو الغروب» (إسْتِصْحاب موضوعي).

ب) «إسْتِصْحابُ جوازِ الوجوبِ الإمْساکِ إذا کان نَهارَاً» أو إسْتِصْحابُ جوازِ الأکْلِ إذا کان لَیْلاً» (إسْتِصْحاب حُکْمي).

ج) «کان صَلاتي قَبْلَ هذا الآنَ في النَّهار، الآنَ کذٰلک» (إسْتِصْحاب تَعْلیقي).

إشْکال به این فرمایش: «إسْتِصْحاب نخست» شما، «أصْل مُثْبِت است»؛ زیرا «أَثَر» بر «عَدَم طلوع یا غروب» بار نیست؛ بلکه بر «نَهار و لَیْل» مُتِرتّب است. یعنی لازمه ی این «إسْتِصْحاب» شما، «نَهار» یا «لَیْل» بودن است. «إسْتِصْحابِ دوم» شما ضعیف تر از «إسْتِصْحاب نخست» شماست! زیرا با وجود «إسْتِصْحاب موضوعي»، نوبت به «إسْتِصْحاب حُکْمي» نمی رسد. و «إسْتِصْحاب سوم» شما هم «أصْل مُثْبِت» است. در مثال «کان صَلاتي قَبْلَ هذا الآنَ في النَّهار، الآنَ کذٰلک»، در واقع «مُسْتَصْحَب» شما «کُلّي» می باشد و شما می خواهید به واسطه ی آن، «صَلاة جُزْئي» را بگویید در شب است و چون عَقْل می گوید «جُزْئي» در ضِمْن «کُلّي» مُحَقَّق می شود،«أصْل مُثْبِت» می شود.

 

ب) «إسْتِصْحاب زمانیّات»: مثال «إسْتِصْحاب موجودات غیر قارَّة»؛ مثلاً مکلّف قبلاً طبیعتاً خون می دید و «حِیْض» می شد الآن هم شک دارد «حِیْض» می شود یا نَه، «إسْتِصْحاب حِیْض» جاری می کند.

نظر ما این است که این «إسْتِصْحاب» هیچ إشْکالی ندارد و جاری می شود. «یَقین سابق» و «شک لاحِق» موجود است؛ نهایتاً گاهی شک مُکلّف در «مُقْتَضي» است؛ مثلاً قبلاً در این مَنْبَع (که شیر آب به آن متّصل است)، به اندازه ی «کُرّ» یا بیشتر آب داشت. الآن هم که شک داریم این آب «کُرّ» است یا کمتر است، «إسْتِصْحاب کُرّیَت» می کنیم. و گاهی شک مکلّف در «رافِع» است؛ مثلاً قبلاً چشمه‌ای متّصل به کوه بوده و از کوه سرچشمه می گرفت الآن که شک داریم آیا همچنان این چشمه از کوه سرچشمه می‌گیرد و آب از آن جاریست یا نَه، «إسْتِصْحاب سریان آب» جاری می کنیم.

شیخ أنْصاري (ره): «إسْتِصْحاب زمانیّات» گاهی «إسْتِصْحاب فَرْد» است و گاهی «إسْتِصْحاب کُلّي قِسْم أوّل» است. مثلاً فردی به نام «زِیْد» سوره ی یاسین قرآن کریم را تلاوت می کند نمی دانیم آیا به آخر سوره رسیده یا نرسیده؛ در اینجا هم می توانیم «إسْتِصْحاب جُزْئي» کنیم و بگوییم تلاوت سوره ی یاسین او موجود بود، حالا هم موجود است. و هم می توانیم «إسْتِصْحاب کُلّي» کنیم و بگوییم تلاوت او (به طور کُلّي) موجود است، الآن هم موجود است.

مرحوم آخوند خُراساني (ره): در «إسْتِصْحاب زمانیّات» گاهی «إسْتِصْحاب فَرْد» است و گاهی «إسْتِصْحاب کُلّي هر سه قِسْم» است.

مثال برای « إسْتِصْحاب کُلّي قِسْم دوم»: همین مثالی که مرحوم شیخ أنْصاري (ره) در مورد قِسْم نخست «إسْتِصْحاب کُلّي» زدند با این تفاوت که می گوییم زِیْد شروع کرده به خواندن سوره ی قرآن مجید. اگر آن سوره «یاسین» باشد که تمام شده اگر «بَقَرَة» باشد هنوز تمام نشده.

مثال برای «إسْتِصْحاب کُلّي قِسْم سوم»: همین مثالی که مرحوم شیخ أنْصاري (ره) در مورد قِسْم نخست «إسْتِصْحاب کُلّي» زدند با این تفاوت که می گوییم زِیْد شروع کرده به خواندن سوره ی «یاسین» و این سوره را تمام کرده و ما إحْتمال می دهیم پشت سر آن سوره ی «الرّحْمٰن» می خواند با نَه.

مرحوم نائیني (ره): «وَحْدت سِیْر»، قائم بر «وَحْدت داعي» است در «نماز مُسافر»؛ بنابراین اگر فردی قَصْد کرده به «علی آباد» مسافرت کند ولی «داعي» او تغییر می کند که به «حسن آباد» برود. این یک سَفَر نیست بلکه دو سَفَر محسوب می شود؛ زیرا سَفَر، وَحْدت و کَثْرَتش، به «وَحْدت و کَثْرَت داعي» آن است. لذا هر کدام آثاری دارند.

إشْکال به این فرمایش: «وَحْدت و کَثْرَت» یک «أمْر عُرْفي» است و داعي پشتوانه ی سَفَر است. بنابراین عُرْف نمی آید این طوری که شما فرمودید برای سَفَر حساب کند.

 

ج) «إسْتِصْحاب موجود مُقَیَّد به زمان»: یعنی «إسْتِصْحاب موجودات قارَّة و ساکن». مثلاً گفته می شود: «إجْلِسْ في المَسْجِد إلی الظُّهْر».

این «إسْتِصْحاب»، سه حالت دارد:

الف) «زمان» قِیْد «موضوع» است: مثال «الجُلوسُ المُقَیَّدِ بیَوْم الجُمعَة إلی الظُّهْر یَجِب». باید دید آیا بعداً می توان «إسْتِصْحاب» کرد یا نَه.

این حالت محلّ بحث ما نیست؛ چون اگر بخواهیم «إسْتِصْحاب» کنیم «مُتِیَقَّن» غیر از «مَشکوک» می‌شود. به دلیل این که در این صورت، موضوع، «واحد» نیست. و در «إسْتِصْحاب» شرط است که «قَضیّه ی مُتِیقَّنَة» با «قَضیّه ی مَشْکوکة» در موضوع «وَحْدت» داشته باشد.

ب) «زمان» قِیْد «حُکْم» است: مثال: «الجُلوسُ یَجِب یَوْمَ الجُمعَة إلی الظُّهْر».

این حالت هم محلّ بحث ما نیست به همان دلیلی که در حالت نخست عرض کردیم.

ج) «زمان» فقط «ظَرْف» است: «إجْلِسْ في المَسْجِد إلی یَوْمَ الجُمعَة».

محلّ بحث ما در این حالت است. چهار قول و نظر در این حالت گفته شده.

أقوال:

قول مرحوم نَراقي (ره): حتّیٰ اگر زمان «ظَرْف» باشد هم نمی توان این «إسْتِصْحاب» را جاری کرد؛ زیرا «إسْتِصْحاب وجودي» با «إسْتِصْحاب عَدَمي» در «تَعارُض» است. «إسْتِصْحاب عَدَمي» در اینجا این است که قبلاً پیامبری نبود لذا «تَشْریع» و أمْر به «جُلوس» هم نبود و بعد که پیامبر آمد و جلوس در روز جمعه را واجب کرد و لذا در بقیّه «إسْتِصْحاب عَدَم» جاری می کنیم.

قول مرحوم شیخ أنْصاري (ره): ما قائل به «تَفْصیل» هستیم. اگر زمان قِیْد «موضوع و حُکْم» باشد، «إسْتِصْحاب عَدَمي» جاری می شود. ولی اگر زمان نَه قِیْد «موضوع» و نَه قِیْد «حُکْم» باشد، «إسْتِصْحاب وجودي» جاری است.

قول مرحوم حائري یَزدي (ره): هم «إسْتِصْحاب وجودي» و هم «إسْتِصْحاب عَدَمي» جاری است «بلامُعارِض».

قول مرحوم نائیني (ره): این قول را در آینده بحث خواهیم کرد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo