« فهرست دروس
درس خارج اصول آیت‌الله جعفر سبحانی

1405/07/28

بسم الله الرحمن الرحیم

تنبيهات 5 - استصحاب الزمان والزمانيات - والأُمور القارّة المقيّدة بالزمان - الموضع الأوّل: جريان الاستصحاب في نفس الزمان/أصالة الاستصحاب /الأصول العمليّة

 

موضوع: الأصول العمليّة/أصالة الاستصحاب /تنبيهات 5 - استصحاب الزمان والزمانيات - والأُمور القارّة المقيّدة بالزمان - الموضع الأوّل: جريان الاستصحاب في نفس الزمان

 

در جلسات گذشته چهار تَنْبیه از «تَنْبیهات إسْتِصْحاب» را بیان نمودیم. در این جلسه در ادامه ی این تَنْبیهات، به «تَنْبیه پنجم» خواهیم پرداخت.

 

ادامه ی بحث «تَنْبیهات إسْتِصْحاب»:

تَنْبیه پنجم: «إسْتِصْحاب الزّمان و الزّمانیّات و الموجود المُقَیَّد بالزّمان»:

الف) «إسْتِصْحاب زمان»: مثال: قبلاً «روز» بود، الآن نیز «روز» است.

نکته: خودِ «زمان» قابل «إسْتِصْحاب» نیست؛ زیرا «زمان بودن» منشاء أَثَر نیست. لذا باید برای آن عنوانی درست کنیم. مثلاً در مثال ما، «روز» عنوان است برای «زمان».

سؤال: آیا «إسْتِصْحاب زمان» صحیح است؟

جواب: ظاهراً إسْتِصْحاب زمان به طوری که برای آن عنوان درست شود، مشکلی ندارد. مثال فِقِهي: یک ساعت قبل هوا آفتابی بود و الآن هوا اَبری است و مکلّف شک دارد به این که آیا همچنان روز هست تا برای نماز ظهر و عصر نیّت اَدءا کند یا روز زوال یافته و باید نماز خود را به نیّت قَضاء بخواند.

إشْکالاتی در مورد «زمان»:

سؤال: زمان چیست؟

بحث «فَلسفي»:

أقْوال:

قول نخست: «زمان»، یک أمْرِ «موهوم» است. یعنی ما در دنیا موجودی به نام «زمان» نداریم.

قول دوم (قول معتقدین به جَوامد): خداوند متعال «زمان» را خَلْق کرد و سپس «أشْیاء» را خَلْق نمود. این قول کسانی است که أهْل تحقیق و بررّسی نیستند.

قوم سوم: «الزّمانُ مِقْدارُ الحَرَکَة». چه این «حرکت»، به صورت «إنْتِقالي» باشد؛ مثل خروج مکلّف از منزل به سمت مسجد. چه به صورت حرکت «جوهَري» باشد؛ مثل کاشت دانه گیاهی که بعد از چند سال تبدیل به درخت تنومند مُثْمِر ثَمَری می شود.

این «حرکت إنْتِقالي و جوهري»، دو جَنْبه دارد:

۱. از یک نظر «أجْزاء» این حرکات، «پَخش» است و یک جا جمع نیست. و لذا حرکت در اینجا «وجودِ جَمْعي» ندارد بلکه «وجودِ تَفَرُقي» دارد. لذا از این «تَفَرق»، در واقع «حرکت» إنْتِزاع می شود.

۲. از یک نظر که «دَفْعي» نیست و «تَدْریجي» است، «زمان» از آن إنْتِزاع می شود.

نکته: این که گفته می‌شود زمان از حرکت زمین به دور خورشید و ماه حاصل شده از این حیث که «زمان عامّ» باشد درست است؛ لذا ما یک «زمان عامّ» داریم و یک «زمان خاصّ»؛ مثال «زمان خاصّ»، همان دو مثالی است که برای «حرکت أنْتِقالي و جوهَري» زدیم.

بحث «أصولي»:

إشْکال نخست: حتّیٰ عنوان زمان (مثل روز یا شب) نیز قابل «إسْتِصْحاب» نیست.

دلیل:

۱. به دلیل «عَدَم بَقاء». در حالی که «إسْتِصْحاب» شک در «بَقاء» است و عناوین زمانی مانند روز یا شب، «بَقاء» ندارد بلکه هر لحظه اش غیر از لحظه ی قبل است.

جواب مرحوم حائري یَزدي (ره) به این إشْکال: در «إسْتِصْحاب» لازم نیست «بَقاء» باشد. مِلاکِ « إسْتِصْحاب»، در واقع «یَقین سابق» و «شک لاحِق» است؛ همین.

إشْکال برخی از عُلماء به این فرمایش ایشان:

أوّلاً: لازمه ی این فرمایش شما که می فرمایید در «إسْتِصْحاب» نیازی به بقاء نیست، «إنْقِلاب» یافتن «إسْتِصْحاب» به «قاعده ی یَقین» است.

ثانیاً: اگر «بَقاء» نباشد، «یَقین و شک» در «لا تَنْقُض الیَقین بالشّک» با هم جَمْع نمی شود.

بنابراین به نظر ما این إشْکال صحیح نیست.

إشْکال ما به فرمایش مرحوم حائري یَزدي (ره): شما به حرکت از دید «فَلْسَفي» نگرسته اید. و طبق این دید، فرمایش شما صحیح است. ولی اگر از دید «عُرْفي» بنگریم، «لَیل و نَهار» هر کدام «وجود واحدي» دارند. و در مسائل «فِقِهي و أصولي»، دید «عُرْفي» مِلاک است.

إشْکال دوم: «مَشْکوک» شما غیر از «مُتِیَقَّن» است. بنابراین طبق مثالی که زدید یک ساعت قبل، روز قبل است ولی یک ساعت بعد روز دوم است! و در «إسْتِصْحاب» شرط است که موضوع، «واحد» باشد. این چیزی که شما گفتید «تَعَدُّد موضوع» است.

جواب به این فرمایش: این إشْکال شما در واقع همان إشْکال قبل است با عبارت دیگر. جواب ما هم همان جواب قبل است. از نظر «فَلْسَفي» موضوع «مُتعدّد» است ولی از دید «عُرْفي» موضوع «واحد» است.

إشْکال سوم: «إسْتِصْحاب» یا «مُثْبِت» است، یا «فاقِد حالت سابقه» است.

توضیح ذٰلک: ما در أدبیّات عَرَب، یک «کان ناقصة» داریم و یک «کان تامّة». شما در اینجا که «إسْتِصْحاب» می کنید از قبیل «کان تامّة» است (کان نهارُ موجوداً) و لذا نتیجه ی «إسْتِصْحاب» شما «أصْل مُثْبِت» می شود؛ زیرا بین «مُسْتَصْحَب» و بین «أَثَر شَرْعي» یک «واسطه ی عَقْلي» می خورد.

«مُسْتَصْحَب»: «کان نهارُ موجوداً».

«أَثَر شَرْعي»: نماز من در حال حاضر، به نیّت أداء می باشد.

«واسطه ی عَقْلي»: «کان نَهارُ موجوداً (کُلّي)».

نتیجه: پس عَقْل می گوید «هذا الجُزءُ، نَهارٌ».

و امّا اگر به نَحْو «کان ناقصة» إسْتِصْحاب کنید و بگویید «کان هذا الجُزْءُ نهاراً، فهذا الجُزْءُ نهارٌ»، این «إسْتِصْحاب» شما «حالت سابقه» ندارد.

جواب به این فرمایش: در «أصْل مُثْبِت» اگر واسطه ی «عَقْلي» یا «عُرُفي» از نوع «خَفِي» باشد، مشکلی ندارد و قابل «إسْتِصْحاب» است. واسطه در اینجا «خَفِي» می باشد لذا إسْتِصْحاب ما إشْکالی ندارد. و امّا این که فرمودید اگر به نَحْو «کان ناقصة» إسْتِصْحاب کنید و بگویید «کان هذا الجُزْءُ نهاراً، فهذا الجُزْءُ نهارٌ» موجب می شود که «إسْتِصْحاب» ما «فاقِد حالت سابقه» باشد، عرض می کنیم قبلاً چند بار گفتیم شما با «دید فَلسَفي» نگاه می کنید ولی اگر به «دید عُرْفي» بنگرید، « حالت سابقه» وجود دارد.

 

ب) «إسْتِصْحاب زمانیّات»: یعنی «إسْتِصْحاب موجودات غیر قارَّة»؛ مثل سَیَلان الماء (آب جاري).

ج) «إسْتِصْحاب موجود مُقَیَّد به زمان»: یعنی «إسْتِصْحاب موجودات قارّة و ساکن». مثلاً گفته می شود: «إجْلِس في المَسْجِد إلی الظُّهْر».

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo