« فهرست دروس
درس خارج اصول آیت‌الله جعفر سبحانی

1405/07/26

بسم الله الرحمن الرحیم

 القسم الثالث من استصحاب الكلّي/أصالة الاستصحاب /الأصول العمليّة

 

موضوع: الأصول العمليّة/أصالة الاستصحاب / القسم الثالث من استصحاب الكلّي

 

در جلسه ی قبل در مَبْحث تَنْبیه چهارم از مباحث «تَنْبیهات إسْتِصْحاب»، چهار فَرْع از فروعات قِسْم دوم «إسْتِصْحاب کُلّي» را بشوید بیان. نمودیم. در این جلسه پس از بیان دو فَرْع باقیمانده از این بحث به شُبْهه ی معروف «عَبائیّة» خواهیم پرداخت.

 

ادامه ی فروعات قِسْم دوم «إسْتِصْحاب کُلّي»:

فَرْع پنجم: اگر مُکلّف پَشْمی دارد که نمی داند پَشم حاصل از خوک است (که نجاسَت ذاتي داشته باشد) یا پَشم حاصل از گوسفند است. ولی در یک زمان واحد، این پَشم با «نجاسَت ظاهري» متنجّس بوده (که نجاسَت عَرَضي) داشته باشد. به عبارت فنّی تر این پَشم قَطْعاً نَجِس هست ولی مکلّف نمی داند نجاسَت آن «ذاتي» است یا «عَرَضي» است.

نکته: اگر این فَقره بخواهد از قِسْم دوم «إسْتِصْحاب کُلّي» باشد این پَشم باید شُسْته شود تا «عِلْم إجْمالي» برای این مسأله شکل بگیرد.

حُکْم این فَرْع: مُکلّف بعد از این که این پَشم را شُست می‌گوید قبلاً عِلْم به جامع (نجاسَت) داشتم الآن که شُسْتم نیز إحْتمال به وجود جامع دارم، پس «إسْتِصْحاب نجاسَت» می کند.

 

فَرْع ششم: همین فَرْع قبل ولی با یک تفاوت که بر خلاف فَرْع قبلی، این دو فرض واحد نیستتد. مثلاً مُکلّف صابونی را از بازار خریده که نمی داند روغن استفاده شده در آن از «حیوان غیر مُذَکّیٰ» است یا از «حیوان مُذَکّیٰ» باشد. بعداً هم این صابون نجاسَت عَرَضي پیدا می کند. و مکلّف فوراً آن را می شوید.

حُکْم این فَرْع: در این فرض نمی‌توان «إسْتِصْحاب جامع» جاری نمود. در فَرْع قبلی هر دو إحْتمال با هم موازي بودند از حیث «زمان». ولی در ما نحن فیه این دو فرض در طول هم هستند.

بنابراین در این فَرْع، جاری نمودن «إسْتِصْحاب» ممکن نیست. زیرا مکلّف تا نسبت به فرض دوم إطّلاع کسب کند،«امآقاعده ی طَهارت» موضوع إسْتِصْحاب را می رُباید و جاری می شود.

 

«الشُبْهةُ العَبائیّة»:

نکته: این شُبْهه را مرحوم سیّد إسماعیل صَدْر (ره) ترسیم فرمودند. ایشان مُنْکِر «إسْتِصْحاب جامع» شده؛ زیرا إبْتداء یک نتیجه ی «قَطْعيُّ البُطْلان» گرفته‌ اند و این را دلیل گرفته‌اند بر این که بُرْهان ما باطل است و فرموده اند فَرْع، نمی تواند «زائد» أصْل باشد.

توضیح ذٰلک: مکلّف عَبایی دارد و می‌ داند قَطْعاً نَجِس شده أمّا «عِلْم إجْمالي» دارد که بالای عَباء نجس شده یا پایین آن نَجِس شده. بعد طرف بالای عَباء را می شوید. در اینجا صِرْف شُسْتن بالای عَباء، دلیل نمی‌شود که عِلْم إجْمالي «مُنَجَّز» نباشد؛ زیرا ولو خودِ عِلْم إجْمالي نیست أمّا أَثَر آن هست. بعد مکلّف دست مرطوب خود را به طرفی که شُسْته شده می زند و بعد به طرف پایینی که نَشُسته می زند. شما «إسْتِصْحاب جامع» می می کنید و می‌گویید سابقاً نَجِس بود پس آن دست با چنین إصابت هایی نَجِس شد. در حالی که این دست خورده به «قَطْعيُّ الطَّهارة» و «مُحْتَمَلُ النِّجاسَة». پس چطور با «إسْتِصْحاب جامع» حُکْم به نجاسَت می کنید؟! لذا از بُطْلان این نتیجه متوجّه خواهیم شد که «إسْتِصْحاب جامع» حُجَّت نیست.

جواب به به این شُبْهه:

جواب نخست: إجرای «إسْتِصْحاب جامع» در اینجا مُنْجَر به «أصْل مُثْبِت» می شود به این نَحْو که ما مُسْتَصْحَبي داریم به نام« أصالَة إسْتِصْحاب جامع». یعنی مکلّف می گوید در این عَبای مَن نَجِسی بوده و الآن هم هست. أَثَرش این است که دستِ مَن که به پایین و بالای این عباء خورده پس موجب شده دستِ مَن نَجِس شود. ولی این کافی نیست؛ مگر این که حُکْم عَقْل در اینجا واسطه باشد. و این «أصْل مُثْبِت» است.

این جواب مطلوبی هست.

جواب دوم: «قَضیّه ی مَشْکوکة» غیر از «قَضیّه ی مُتَیَقَّنة» است؛ و «قَضیّه ی مُتَیَقَّنة» در جایی بود که أصلاً آن شيء شُسْته نشود و آن «شيء مَشکوک النّجاسة» در همان حال خود باقی بماند. و لذا وقتی سمت بالای عَباء شُسْته شود، دیگر «مُتَیَقَّن» غیر از «مَشکوک» می شود.

إشْکال به این جواب: این فرمایش صحیحی نیست؛ زیرا اگر مکلّف أصلاً عَباء را نشوید که دیگر از مصادیق «إسْتِصْحاب جامع» نیست و همان «عِلْم إجْمالي» بر قُوّت خود باقیست و نمی تواند مُنَجَّز باشد!

 

حُکْم إسْتِصْحاب کُلّي قِسْم سوم:

الف) انسانی در خانه هست و این انسان از خانه بیرون رفته ولی إحْتمال می دهیم همان موقع که انسان در آن خانه بود، بَکْر هم در آن خانه بود. بنابراین انسانی که در ضمن «زِیْد» بود از خانه خارج شده قَطْعاً ولی «بَکْر» در خانه هست و «مُحْتَمَلُ الخروج» نیست.

آیا می‌توانیم «إسْتِصْحاب» کنیم و بگوییم زِیْد «قَطْعيُّ الإرْتفاع» است و بَکْر «مَشْکوک البَقاء» است و بگوییم قبلاً در این خانه انسان بوده و الآن هم انسان در خانه هست؟

ب) «زِیْد» در خانه بود و از خانه خارج شد همزمان که «زِیْد» از خانه خارج شد، إحْتمال می دهیم «بَکْر» وارد خانه شد. آیا می‌توانیم «إسْتِصْحاب» کنیم؟

ج) لباس مُکلّف سیاه بود و در مَعْرَض آفتاب قرار گرفت و رنگش از بین رفت و إحْتمال می دهد لباس سفید شده یا رنگ تیره ی او کمرنگ تر شده. آیا می‌توانیم «إسْتِصْحاب» کنیم؟

مثال فِقِهي: اگر مُکلّف وسواسي شدید معالجه شده و شدّت این وسواس او کم شده. نمی دانم مُطلقاً این صفت عارضي وسواسي از او از بین رفته یا هنوز این صفت در وجود او هست. آیا می توان «إسْتِصْحاب بقاء کثیر» الشّک کرد؟

أقْوال:

مرحوم حائري یَزدي (ره): إسْتِصْحاب کُلّي قِسْم سوم در همه ی این سه مثال جایز است و جاری می شود مُطْلقاً.

مرحوم آخوند خُراساني (ره): إسْتِصْحاب کُلّي قِسْم سوم در همه ی این سه مثال جایز نیست و جاری نمی شود مُطْلقاً.

مرحوم شیخ أنْصاري (ره): باید «تَفْصیل» قائل شویم. در دو مثال نخست از این قِسْم سوم إسْتِصْحاب کُلّي، إسْتِصْحاب جاری می شود ولی در مثال سوم جاری نمی شود.

بررّسی هر سه مثال این قِسْم از «إسْتِصْحاب کُلّي»:

آیا «مَفْهوم» انسان را «إسْتِصْحاب» می کنید یا «مِصْداق» انسان را «إسْتِصْحاب» می کنید؟ قبلاً هم عرض کردیم که «إسْتِصْحاب» با «مَفْاهیم و لُغَات» کاری ندارد بلکه سر و کارش با «مَصادیق و خارج» است. پس «زِیْد» که مِصْداقی از انسان است، «قَطْعيُّ الإرْتفاع» است و «بَکْر» نیز که إحْتمال وجودش در خانه هست، وجودش إحْتمالی است. پس «قَضیّه ی مَشکوکة» غیر از «قَضیّه ی مُتِیَقَّنَة» شد. این بحث إرْتباط مستقیمی با «کُلّي طبیعي» در عِلْم فلسفه و مَنْطق دارد. و از همین جا بُطْلان إسْتِصْحاب در مثال دوم نیز ثابت می شود به «طریق أَوْلیٰ»؛ زیرا در این مثال «زِیْد و بَکْر» از إبْتداء بغل هم نبودند. مثال سوم بستگی به نظر عُرْف دارد. لذا بعید نیست عُرْف در این جور جاها «إسْتِصْحاب کُلّي» جاری کند؛ به دلیل «عَدَم تَعَدّد».

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo