« فهرست دروس
درس خارج اصول آیت‌الله جعفر سبحانی

1405/07/21

بسم الله الرحمن الرحیم

تنبيهات 4 : في استصحاب الكلّي - 1. ما هو المراد من الكلّي في المقام؟ - 2. في بيان أقسام استصحاب الكلّي -/أصالة الاستصحاب /الأصول العمليّة

 

موضوع: الأصول العمليّة/أصالة الاستصحاب /تنبيهات 4 : في استصحاب الكلّي - 1. ما هو المراد من الكلّي في المقام؟ - 2. في بيان أقسام استصحاب الكلّي -

 

در جلسه ی پیش تَنْبیه سوم از «تَنْبیهات إسْتِصْحاب» را بیان نمودیم. در این جلسه به سایر «تَنْبیهات إسْتِصْحاب» خواهیم پرداخت.

 

تَنْبیه چهارم:

«إسْتِصْحاب کُلّي»:

مقدّمه:

أنواع کُلي:

کُلّي مَنْطِقي: «لَمْ یَمْتَنِعْ فَرْضُ صِدْقه عَلَیٰ کَثیرین»؛ یعنی صِدْق لَفْظ کُلّي بر هر مفهومی که بر «تمام أفْراد» دلالت دارد. این معنا، در مقابلِ دلالت مفهوم بر «فَرْد مُعَیّن» است.

کُلّي طَبیعي: یعنی مصادیقِ «کُلي مَنْطِقي»؛ مثل: انسان، درخت، حیوان و...

کُلّي عَقْلي: جَمْع بین «کُلّي مَنْطِقي» و «کُلّي طَبیعي». از این جهت که در ذِهْن است به آن «کُلّي عَقْلي» می گویند؛ زیرا مفهوم «کُلّي» در خارج وجود ندارد.

تصویر أقْسام «إسْتِصْحاب کُلّي»:

إسْتِصْحاب کُلّي قِسْم أوّل: اگر فردی (مثلاً «زِیْد) موجود شد، ما «عِنْد الشّک» هم می توان شخص او (شخص خودِ زِیْد) را «إسْتِصْحاب» کرد، و هم می توان جامع آن (یعنی انسان) را «إسْتِصْحاب» کرد.

مثال فِقْهي: «زِیْد» جُنُب شده و او نمی داند غُسْل کرده یا نَه. هم می تواند عنوان «حَدَث» را «إسْتِصْحاب» کند و هم می تواند عنوان «جِنابَت» را «إسْتِصْحاب» کند؛ زیرا «حَدَث» یک جامعی بین «جِنابَت» و «غیر جِنابَت» است. البته هر کدام از این دو «إسْتِصْحاب»، أَثَر مخصوص به خود دارد. لذا اگر عنوان «حَدَث» را «إسْتِصْحاب» کند، بدون این «إسْتِصْحاب» نمی تواند قرآن کریم را «لَمْس» کند و اگر عنوان «جنابَت» را إسْتِصْحاب کند، بدون این «إسْتِصْحاب» نمی تواند در مَسجد «مَکْث» کند.

إسْتِصْحاب کُلّي قِسْم دوم: «ما یَکونُ المُتِیَقَّن بین قَصیرِ العُمْرِ و طَویلِ العُمْرِ»؛ مثلاً انسانی در این خانه هست ولی نمی دانیم که «زِیْد» بیست ساله است یا «بَکْر» نَوَد و پنج ساله.

مثال فِقْهي: رطوبتی از مکلّف خارج شده. نمی داند این رطوبت، «بول» است یا «مَني» است:

الف) گاهی «وضوء» می گیرد و شک دارد. اگر «بول» بوده باشد، أَثَر کرده ولی اگر «مَني» باشد، أَثَر نکرده. در این فرض باید گفت «الحَدَثُ الرّافع بالوضوء، قَطْعيُّ الإرْتِفاع و الجنابَتُ مَشکوک الحدوث». أمّا در اینجا جامع این دو حالت، یعنی «حَدَث» قابل إسْتِصْحاب هست و لذا باید «غُسْل» کند.

ب) گاهی «غُسْل» می کند و شک دارد. در این فرض، دیگر «غُسْل» بر او واجب نیست؛ زیرا یک بار «غُسْل» کرده. أمّا «وضوء» هم بر او واجب است؛ زیرا آن جنابَتی از وضوء کافیست که «قَطْعي» باشد در حالی که «جنابَت» او در این فرض «قَطْعي» نبوده. پس جامع در اینجا «وضوء» می باشد.

ج) گاهی «وضوء» می گیرد ولی إحْتمال «غُسْل» هم می دهد که شاید «غُسْل» هم کرده باشد. در این فرض باید وضوء بگیرد ولی جنابَت «مَشکوک الحدوث» است پس باید جامع بین آن ها را «إسْتِصْحاب» کند.

إسْتِصْحاب کُلّي قِسْم سوم: «مُسْتَصْحَب» مکلّف «قَطْعي» بود ولی إحْتمال می دهد حین زوال این «مُسْتَصْحَب»، چیز دیگری جانشین آن شده. مثلاً «زِیْد» در خانه بود و خارج شد و إحْتمال می دهیم موقع خروج او «بَکْر» نیز وارد خانه شده یا نه. در این فرض «زِیْد» را نمی‌توان «إسْتِصْحاب» کرد چون «زِیْد» قطعاً خارج شده و «بَکْر» نیز نمی‌توان إسْتِصْحاب کرد چون «مَشکوک الحدوث» است. ولی «انسان» که جامع بین آن دو باشد را می توان «إسْتِصْحاب» می کرد.

مثال فِقْهي: اگر مکلّف به خواب رفته باشد (حَدَث أصْغَر) ولی إحْتمال بدهد که در وسط خواب،«مُحْتَلِم» شده باشد. و بعد «وضوء» می گیرد لذا «حَدَث أصْغَر» رَفْع می شود ولی «جنابَت» در این فرض «مَشکوک الحدوث» است. أمّا چون این إحْتمال است، جامع بین آن دو را «إسْتِصْحاب» می کند.

إسْتِصْحاب کُلّي قِسْم چهارم: عِلْم داریم که شخصی به نام «زِیْد» در خانه هست. ولی در حال این که چنین عِلْمی داریم، عِلْم دیگری نیز داریم که یک «سیّد قُرَشي» هم هست. إحْتمال دارد که این «سیّد قُرَشي» همان زِیْد باشد و یا «غیر زِیْد» باشد.

مثال فِقْهي: مکلّف روز پنج شنبه جُنُب می شود و «غُسْل» می کند. روز جمعه می بیند أَثَر جنابَت در لباسش پیداست. إحْتمال می دهد که این أَثَر جنابَت روز پنج شنبه هست یا أَثَر جنابَت جدیدی است که در روز جمعه بر او عارض شده.

در اینجا باید جامع این دو را «إسْتِصْحاب» کند و لذا باید «غُسْل» کند.

نکته: سه قِسْم نخست را مرحوم شیخ أنْصاري (ره) ترسیم فرموده ولی قِسْم أخیر را مرحوم خویي (ره) و همچنین مرحوم محقّق همداني (ره) ترسیم فرموده اند.

نکته ی بسیار مهمّ:

«إسْتِصْحاب جامع» در همه جا کارگشا نیست؛ بلکه در جایی کارگشاست که «موضوع أَثَر و حُکْم» باشد. مثلاً در خیلی از أوقات، «وجوب» نمی تواند «موضوع أَثَر و حُکْم» واقع شود.

 

أحْکام أقْسام «إسْتِصْحاب کُلّي»:

حُکْم «إسْتِصْحاب کُلّي» قِسْم نخست:

مرحوم بروجردي (ره): در این قِسْم، «إسْتِصْحاب فرد و جامع»، هر دو کنار هم هستند. ولی وقتی جامع در ضمن فرد باشد، دیگر موجب نمی شود که ما دو «مُسْتَصْحَب» داشته باشیم که بتوانیم دو «إسْتِصْحاب» کنیم. وقتی «زِیْد» در خارج ظهور پیدا کرد جامعش عین فرد اوست. لذا ما «إسْتِصْحاب کُلّي قِسْم أوّل» را قبول نداریم.

إشْکال به این فرمایش ایشان: این فرموده ی شما در «أمور تَکْویني» صحیح است و فَرْد با جامع یکی است. أمّا در «أمور إعْتباري» إعْتباراً ما می توانیم «فَرْد و جامع» را از هم جدا کنیم و برای هر یک «إسْتِصْحاب» جداگانه ای جاری کنیم؛ چون هر کدام أَثَر مخصوصی دارند. لذا این فرمایش شما در «إعْتباریّات» صحیح نیست.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo