« فهرست دروس
درس خارج اصول آیت‌الله جعفر سبحانی

1405/07/20

بسم الله الرحمن الرحیم

 تنبيهات 3 : إذا كان المتيقّن محرزاً بالأمارة/أصالة الاستصحاب /الأصول العمليّة

 

موضوع: الأصول العمليّة/أصالة الاستصحاب / تنبيهات 3 : إذا كان المتيقّن محرزاً بالأمارة

 

در جلسه ی قبل فروعات تَنْبیه دوم از «تَنْبیهات إسْتِصْحاب» را بیان نمودیم. در این جلسه پس از تکمیل بحث فَرْع چهارم، به سایر «تَنْبیهات إسْتِصْحاب» خواهیم پرداخت.

 

ادامه ی تَنْبیه دوم از «تَنْبیهات إسْتِصْحاب»:

خلاصه ی فَرْع چهارم: اگر مکلّف طاهر بود (طَهارت أوْلیٰ) و نماز خواند. سپس بعد متوجّه شد که دو حالت برای او پیش آمده که یک وضوء و یک حَدَث از او سر زده. ولی نمی داند که قبل از نماز إبْتداء وضوء داشته و بعد «حَدَث» از او سر زده یا بر عکس بوده و أوّل «حَدَث» از او سر زده و بعد وضوء گرفته.

نظر برخی از عُلماء: این فَرْع، مَجْرای «إسْتِصْحاب» است. لذا طَهارتِ قبل از نماز (طَهارت أوْلیٰ) را «إسْتِصْحاب» می کنیم. پس نماز مکلّف «صحیح» است.

إشْکال به این فرمایش: این «طَهارت أوْلیٰ» مکلّف قَطْعاً از بین رفته. زیرا آن «حَدَث»، اگر بعد از «طَهارت أوْلیٰ» بوده، که در این صورت آن طَهارت از بین رفته و اگر بعد از «طَهارت ثانیّة» بوده، هر دو طَهارت را از بین بُرده. لذا کدام طَهارت را إسْتِصْحاب می کنید؟!

إنْ قُلْتَ: ما «طَهارت کُلّي» که (طَهارت دوم باشد) را «إسْتِصْحاب» می کنیم.

قُلْتُ: این «إسْتِصْحاب» هم إشْکال دارد؛ زیرا این «طَهارت کُلّي» یا در ضمن «طَهارت أوْلیٰ» است که عرض کردیم قَطْعاً با «حَدَث» از بین رفته یا در ضمن «طَهارت ثانیّة» می باشد. «طَهارت ثانیّة» بنا بر یک فرض مُؤثّر است و بنا بر یک فرض مُؤثّر نیست. لذا اگر «بعد از حَدَث» بوده باشد، مُؤثّر است ولی اگر «قبل از حَدَث» بوده باشد، مُؤثّر نیست. به هر حال هیچ «طَهارت مُؤثّر رافِع حَدَث» نداریم؛ زیرا در تَنْجیز علم اجمالی شرط است که در همه ی حالات، یعنی «عَلَیٰ کُلّ تَقْدیرٍ» مُؤثّر و مُحْدِث تکلیف باشد. در حالی که در این فرض فقط در یک حالت مُؤثّر و مُنَجَّز است لذا در این صورت «عِلْم إجْمالي» مُنْحَل می شود به «عِلْم تَفْصیلي» و «شک بَدْوي». طَهارت دوم شما هم همین طور است.

نظر ما: در این فرع، «إسْتِصْحاب نَوْم» (یا حَدَث و یا هر رافع طَهارتی که بوده)، جاری می شود زیرا أطراف «إسْتِصْحاب نَوْم»، مُؤثّر است «عَلَیٰ کُلّ حالٍ». پس این نماز محکوم به بُطْلان است.

 

تَنْبیه سوم:

نکته: دلیل طرح این مسأله این است که مرحوم آخوندخُراساني (ره) در جَمْع بین حُکْم واقعي و ظاهري» معتقد است که در «مَجْرای أمارات»، جَعْلِ «حُکْم ظاهري» نیست. یعنی مَجْعول این است که «التَّنْجیزُ إذا أَصابَ و التَّعْذیرُ إذا أَخْطاء». بنابراین این نظریّه ی ایشان موجب طرح این تَنْبیه شده.

به وسیله خبر واحد روایت شده که «إذا رَأیْتَ القَمَر، فَأَدْعُ». یعنی همان «الدُّعاء عِنْدَ رُؤیَتِ الهِلال». در عین حال این که چنین چیزی روایت شده، ما شک داریم که آیا این حُکْمی «مَنْسوخ» شده یا خیر. آیا ما می‌ توانیم «إسْتِصْحاب بَقاء هذا الحُکْم» کنیم یا خیر؟

نظر مرحوم آخوندخُراساني (ره): «حُکْم واقعي» در مورد «الدُّعاء عِنْدَ رُؤیَتِ الهِلال» معلوم نیست و «حُکْم ظاهري» هم وجود ندارد. بنابراین ممکن است از این طور مشکل را حَلّ کنیم که «عَلَیٰ تَقْدیرِ ثُبوت الحُکْمِ الواقعي» ما «إسْتِصْحاب» می کنیم که این «الدُّعاء عِنْدَ رُؤیَتِ الهِلال»، نَسْخ نشده. مثلاً شخصی «نَذْر» می‌ کند در جایی که «عَلَیٰ فَرْض ثُبوت» شک به بقاء زِیْد دارم، بر من واجب است یک دینار بدهم. این نَذْر او درست است و مشکلی ندارد.

إنْ قُلْتَ: در دلیل «إسْتِصْحاب» فرموده «لا تَنْقُض الیَقین بالشّک» و نفرموده «عَلَیٰ فَرْض الثُّبوت».

قُلْتُ: «یَقین» در واقع طریقی است برای رسیدن به «مُتِیَقَّن»؛ و این طریق گاهی «یَقین» است و گاهی «فرض یَقین»!

إشْکال به این فرمایش: شما باید «یَقین» درست کنید تا بتوانید «إسْتِصْحاب» کنید چون حضرت فرموده «لا تَنْقُض الیَقین بالشّک». این مثال نَذْری هم که بیان فرمودید با «مُمَثَّل» یعنی ما نحن فیه متفاوت است و نمی تواند مُؤیَّد این حُکْمی که فرمودید باشد. زیرا در آن مثال خودِ «فَرْض ثُبوت» به عنوان «موضوع» قرار داده شده. در حالی که حضرت در ما نحن فیه موضوع را خود «یَقین» قرار داده. و اینکه فرمودید «یَقین» طریق است برای «مُتِیَقَّن»، عرض می کنیم «یَقین» طریق خاصّی است؛ زیرا «یَقین» از «أرْکان إسْتِصْحاب» است. و وقتی «یَقین» نباشد، رُکْنی از «أرْکان إسْتِصْحاب» وجود نخواهد داشت پس «إسْتِصْحاب» شما هم درست نیست.

نظر ما و مرحوم امام خمیني (ره): ما هم قائل هستیم که در «أمارات» مَجْعول، «التَّنْجیزُ إذا أَصابَ و التَّعْذیرُ إذا أَخْطاء» می باشد ولی ما مشکل را از جایی دیگر حلّ می کنیم.

توضیح ذٰلک: ما دو نوع «یَقین» داریم:

الف) «یَقین مَنْطقي»

ب) «یَقین رِوایي و قرآني»

«یَقین» در «مَنْطق» یعنی «الإعْتقادُ الجازِمُ مطابقٌ للواقع». أمّا «یَقین» در قرآن و روایات به معنای «حُجَّت» است. پس «یَقین» در ما نحن فیه به معنای «یَقین رِوایي و قرآني» می باشد. لذا باید بگوییم معنای دلیل «إسْتِصْحاب» این است که «لا تَنْقُضُ الحُجَّةَ بلاحُجَّة». بنابراین با این مطلب «إسْتِصْحاب حُجّیّة» ما درست می شود.

دو نکته ی مهمّ لازم است که بیان شود و آن این است که أوّلاً ما فقط دو یا سه مورد «نَسْخ» داریم که آن هم مشخّص است لذا شکی نسبت به «مَنْسوخات» نداریم. ثانیاً «أخباريّون و أصوليّون» همگی «إجْماع» دارند بر «حُجّیّّةُ إسْتِصْحابِ عَدَمِ النَّسْخ».

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo